آخرین خبر/ ورزش تیمی فقط «گل زدن» یا «امتیاز گرفتن» نیست؛ فرصتی برای تمرین زندگی بهتر است. بهطور مثال:
در فوتبال، یاد میگیری چطور در فضاهای بزرگ، به همتیمیات اعتماد کنی و حتی بدون توپ، برایش فضا بسازی.
در بسکتبال و هندبال که سرعت بازی بسیار بالاست، ارتباط چشمی و «ذهنخوانی» حرف اول را میزند؛ باید قبل از اینکه توپ به دستت برسد، بدانی دوستت کجا منتظر است.
اما در والیبال، قضیه متفاوت است؛ این ورزش مثل یک زنجیر است. اگر یک نفر توپ را به درستی هدایت نکند، کل زنجیر میشکند. اینجا میفهمی که نقش هر کسی، هرچقدر هم کوچک به نظر برسد، چقدر حیاتی و تعیینکننده است.
در همه این ورزشها، تو «من» بودن را رها میکنی و «ما» شدن را یاد میگیری. میفهمی شکست متعلق به همه است و پیروزی، شیرینی مشترک. وقتی وارد زمین میشوی، یادت باشد که فقط داری ورزش نمیکنی؛ داری تمرین میکنی که چطور با دیگران مهربان باشی، به آنها گوش کنی و برای هدفی بزرگتر از خودت تلاش کنی. این همان جادوی تیم است!










