آخرین خبر/گاهی وقتها بعضی آدمها سوالهای عجیبوغریب میپرسند؛ نه برای اینکه چیزی یاد بگیرند، بلکه فقط میخواهند دیگران را گیج و مسخره کنند!
روزی روزگاری، دانشمندی مغرور به میدان شلوغ شهر آمد تا هوش ملانصرالدین را امتحان کند. بادی به گلو انداخت و با خندهای تمسخرآمیز پرسید: «آهای نصرالدین! اگر واقعاً باهوشی، بگو ببینم دقیقاً مرکز زمین کجاست؟»
ملا بدون حتی یک لحظه مکث، عصای چوبیاش را محکم روی خاک کوبید، لبخندی زد و گفت: «دقیقاً همین نقطه، درست زیر پای عصای من!»
دانشمند با تعجب و عصبانیت گفت: «این چه حرفی است؟! چه دلیلی برای اثبات ادعایت داری؟»
ملا با خونسردی شانهاش را بالا انداخت و پاسخ داد: «اگر باور نداری، متر بردار و از همین نقطه تا شرق و غرب عالم را وجببهوجب اندازه بگیر؛ اگر یک بندِ انگشت اینطرفتر یا آنطرفتر شد، هرچه خواستی بگو!»
مردم زدند زیر خنده و دانشمند پرادعا که فهمید در تلهٔ سوال بیپایه و بیفایدهٔ خودش افتاده، آرام سرش را پایین انداخت و راهش را کشید و رفت.
کشف مرکز زمین توسط ملانصرالدین
1405/07/03 - 22:15
1.6K
1405/07/03 - 22:15
















