توسعه؛ پاسخ ایران به جنگ رمضان

خراسان/در شرایطی که ابعاد نظامی و سیاسی جنگ رمضان در کانون توجه رسانه ها قرار دارد، یک کارشناس اقتصادی، الزامات کمتر گفتهشده ای برای تثبیت اقتصادی ایران در هندسه جدید قدرت را تشریح کرد.
پایگاه «اخبار رهبر شهید انقلاب» در گفت وگو با میلاد سالمی، کارشناس اقتصادی، به بررسی ابعاد عمیق و لایه های پنهان جنگ رمضان پرداخته است. این گفتوگو در شرایطی انجام شده که پس از حدود ۴۰ روز نبرد، نوعی آتش بس دوهفته ای اعلام شده است. سالمی بر این باور است که این مقطع، نه پایان ماجرا بلکه آغاز یک کنش دیپلماتیک و سیاسی برای «نقطه گذاری» دستاوردهای میدانی است. به باور سالمی، پاسخ اصلی ایران به این جنگ، در میدان توسعه اقتصادی و بازتعریف نقش کشور در اقتصاد جهانی رقم میخورد؛ همان عاملی که در سالهای گذشته به یکی از منشأهای فشار تحریمی علیه ایران تبدیل شده بود. روزنامه خراسان مهم ترین نکات این گفتوگو را مرور می کند.
هزینه جنگ از خلیج فارس به اروپا و آمریکا رسید
به گزارش خراسان، میلاد سالمی کارشناس اقتصادی در این گفتوگو با بیان این که راهبرد کلان ایران در این نبرد، محصور نکردن جنگ در جغرافیای ملی و انتقال هزینه آن به متجاوز و حامیان غربی اش بود، گفت: تاثیرات این جنگ بر سبد انرژی جهان چنان عمیق بود که حدود ۲۰ درصد از مصرف روزانه انرژی کل دنیا تحت تاثیر شوک های ناشی از وضعیت تنگه هرمز قرار گرفت.
نیازی به نفت ۲۰۰ دلاری نیست
او می گوید برای تحت فشار قراردادن اقتصاد غرب نیازی نبود قیمت نفت به ۲۰۰ دلار برسد بلکه افزایش متوسط قیمت از بازه ۵۵-۶۰ دلار به محدوده ۸۵ تا ۹۵ دلار کافی بود تا فشار مضاعفی به خانوارهای آمریکایی و اروپایی وارد شود. این افزایش قیمت در کنار بحران های پساکرونا و جنگ اوکراین، مستقیماً سه بخش حیاتی را هدف گرفته است:
بنزین و دیزل: که هزینه حمل و نقل کالاها و سوپرمارکت ها را افزایش داد.
مواد شیمیایی و کود اوره: که به دلیل وابستگی شدید کشاورزی به این نهاده ها، قیمت محصولات غذایی را بالا برد.
هلیوم و صنایع فناوری بالا: اختلال در عرضه موادی مانند هلیوم که در صنایع استراتژیک مثل هوش مصنوعی کاربرد دارند، شوک های فنی به اقتصاد غرب وارد کرد.
دوربرگردانی در مسیر اشتباه؛ چرا تحریم ها کارساز شده بودند؟
سالمی در ادامه به لایه ای عمیق تر اشاره می کند که توسعه اقتصادی ایران را در سال های اخیر به چالش کشیده است یعنی تحریم ها. با این حال، روایت او از تحریم، با آن چه تاکنون گفته شده، تفاوت اساسی دارد. او می گوید: تا پیش از سال ۲۰۱۰، ایران تامین کننده اصلی امنیت خلیج فارس بود و حذف نفت ایران برای دنیا ممکن نبود. اما با اقتصادی شدن استخراج نفت شیل و افزایش تولید رقبا، نقش ایران در بازار انرژی تضعیف شد.
او بهصراحت می گوید: ما به این دلیل نقشمان از (چرخه اقتصادی) دنیا کاهش نیافت که تحریم شدیم، بلکه چون نقشمان از این عرصه کم شد، تحریم شدیم و تحریم ها توانستند بر اقتصاد ما کارساز شوند. سالمی معتقد است تا زمانی که نقش ایران در تامین نیازهای حیاتی جهان (فراتر از نفت خام) احیا نشود، ابزار تحریم همچنان در دست دشمن باقی خواهد ماند.
پایان شبکه های واسطه ای؛ تسویه حساب با «کشورهای متخاصم حاشیه خلیج فارس»
محور مهم دیگر سخنان سالمی، نقد اقتصاد غیررسمی در دوران تحریم است. او می گوید: تا قبل از ۹ اسفند، بیش از ۶۰ درصد تسویه تجارت نفتی و کالاهای اساسی ایران از طریق یکی از کشورهای کوچک و بعضاً متخاصم حاشیه خلیج فارس انجام می شد. این وابستگی نه تنها کارمزدهای سنگینی به کشور تحمیل می کرد، بلکه امنیت اقتصادی ما را به تصمیمات آن کشور گره زده بود. به گفته این کارشناس، جنگ رمضان نشان داد که این شبکه های واسطه ای و تراستی های نفتی چقدر آسیب پذیر هستند. او معتقد است پساجنگ، زمان پایان دادن به این واسطه گری ها و حرکت به سمت معاملات مستقیم با قدرت های اقتصادی بزرگی مثل چین و روسیه است تا نوسانات ارزی سال ۱۴۰۴ مهار شود و حاکمیت اقتصادی به داخل مرزها بازگردد.
ایده شرکت های ملی مکران و شمال-جنوب؛ ابزار توسعه ایران در نظم جدید
سالمی پیشنهاد می دهد که ایران باید پارادایم «شرکت ملی نفت» را تغییر دهد و به سمت تعریف شرکت های ملی جدید حرکت کند. او به طور مشخص از ضرورت تاسیس دو نهاد راهبردی نام می برد:
شرکت ملی مکران شرکت ملی کریدور شمال- جنوب
او توضیح می دهد که مسئله کریدور، صرفاً ساختن جاده و راه آهن نیست. بلکه قرارگیری در زنجیره جهانی تولید است. ایران با داشتن منابع انرژی فراوان و ارزان می تواند قطب جدید تولید برق برای صنایع سنگین و مراکز داده های هوش مصنوعی باشد.
اگر کالایی که از جنوب به شمال (یا برعکس) میرود، در خاک ایران فراوری شود، ایران به بخشی حذفناشدنی از تجارت جهانی تبدیل میشود.
رقابت منطقهای؛ توسعه به مثابه ابزار مهار
در بخش دیگری از این گفت وگو، سالمی به رقابت با کشورهای کوچک منطقه اشاره میکند. او با یادآوری حمله به بندر چابهار در سال ۱۳۹۷، میگوید برخی همسایگان با ناامنسازی شمال خلیج فارس، به دنبال جذب سرمایهگذار به بنادر جنوبی خود بودند.
جمله محوری سالمی در این باره چنین است: «مهمترین ابزار راهبردی ما برای پایان جنگ و ترسیم ایران جدید، ابزار توسعه است. توسعه ایران، توسعه طلبی (منفی) دیگران را نیز مهار خواهد کرد.» او هشدار میدهد که پس از آتشبس، اگر کشوری دست به شیطنت اقتصادی علیه ایران بزند، باید بداند کشتیهایش در تنگه هرمز امنیت نخواهند داشت و دوران «آسیبناپذیری واسطهها» به پایان رسیده است.
در مجموع، باید گفت پیامدهای جنگ رمضان تنها به میدان نظامی محدود نمانده و به معادلات اقتصاد جهانی نیز سرایت کرده است. از نگاه میلاد سالمی، تثبیت دستاوردهای این مقطع برای ایران بیش از هر چیز به بازتعریف جایگاه کشور در اقتصاد بینالملل وابسته است؛ مسیری که با کاهش وابستگی به شبکههای واسطهای، تقویت تعاملات مستقیم اقتصادی و شکلگیری شرکتهای ملی جدید در حوزههایی فراتر از نفت دنبال میشود. به باور او، اگر ایران بتواند از ظرفیتهایی مانند کریدورهای راهبردی و مناطق انرژیمحور برای پیوند خوردن با زنجیره تولید جهانی استفاده کند، توسعه اقتصادی به مهمترین پشتوانه قدرت ملی در دوره پساجنگ تبدیل خواهد شد.


















