تجارت نیوز/ خداحافظی لیونل مسی از تیم ملی آرژانتین، تنها پایان یک دوره تاریخی در فوتبال این کشور نیست؛ بلکه نمونهای روشن از ظرفیت اقتصادی «سرمایه ستاره» در ورزش است.
دیدار آرژانتین و بنین در ۶ اکتبر ۲۰۲۶ در ورزشگاه مونومنتال بوئنوسآیرس، در حالی برگزار میشود که فدراسیون فوتبال آرژانتین برای آن ساختار قیمتگذاری چندسطحی تعیین کرده و حتی گرانترین بلیت را به ۴۸۰ هزار پزو رسانده بود. استقبال از این مسابقه بسیار بالا بود و تمامی 85 هزار بلیت در همان ساعات اولیه فروش رفت.
مسی ۳۹ ساله در پایان ماه اوت از تیم ملی آرژانتین خداحافظی کرد؛ بازیکنی که طی بیش از دو دهه، قهرمانی در کوپا آمریکا، فینالیسیما، جام جهانی ۲۰۲۲ و حضور در فینال جام جهانی ۲۰۲۶ را در کارنامه ملی خود ثبت کرده است. بنابراین مسابقه ۶ اکتبر را میتوان نه یک دیدار دوستانه معمولی، بلکه یک «رویداد اقتصادی مبتنی بر برند شخصی» دانست.
بازار بلیت؛ نخستین لایه درآمد
فدراسیون فوتبال آرژانتین (AFA) برای مسابقه آرژانتین و بنین در ورزشگاه ریورپلاته، قیمت بلیتها را از ۹۰ هزار پزو در جایگاه Popular تا ۴۸۰ هزار پزو در بهترین جایگاهها تعیین کرده بود. قیمت جایگاههای مختلف نیز ۱۸۰، ۳۲۰، ۴۵۰ و ۴۸۰ هزار پزو اعلام شد و بلیت کودکان سه تا ۱۰ سال در جایگاه Popular، ۲۹ هزار پزو قیمت داشت. فروش بلیت نیز بهصورت اینترنتی انجام میشد.
ورزشگاه مونومنتال در حال حاضر ظرفیت ۸۵ هزار و ۱۸ نفر دارد. بر همین اساس، اگر تمام ظرفیت با حداقل قیمت ۹۰ هزار پزو فروخته شده باشد، سقف محاسباتی درآمد ناخالص بلیت حدود ۷.۶۵ میلیارد پزو (حدود ۵میلیون دلار) خواهد بود. در سناریوی کاملا فرضی فروش تمام صندلیها با قیمت ۴۸۰ هزار پزو، این رقم به حدود ۴۰.۸ میلیارد پزو(حدود ۲۷میلیون دلار) میرسد.
البته هیچیک از این دو عدد را نمیتوان درآمد واقعی مسابقه دانست؛ چرا که قیمت صندلیها متفاوت است و بخشی از ظرفیت ورزشگاه ممکن است در اختیار مهمانان، رسانهها، عوامل اجرایی یا تعهدات سازمانی قرار گرفته باشد. حتی فرض میانگین ۲۵۰ هزار پزو برای هر بلیت نیز صرفا یک سناریوی تحلیلی است که درآمد ناخالصی حدود ۲۱.۳ میلیارد پزو ایجاد میکند. اما نکته مهمتر این است که اقتصاد خداحافظی مسی در بلیت خلاصه نمیشود.
ستارهای که پس از آخرین بازی هم درآمد تولید میکند
در اقتصاد ورزش، ستاره بزرگ یک «دارایی نامشهود» است. ارزش این دارایی فقط به عملکرد ورزشی محدود نمیشود؛ بلکه میتواند روی فروش بلیت، پیراهن، کالاهای هواداری، قراردادهای اسپانسرینگ، حق پخش، شبکههای اجتماعی، گردشگری ورزشی، hospitality و حتی ارزش تجاری شهر میزبان اثر بگذارد.
تجربه خود مسی در فوتبال آمریکا نمونه قابل توجهی از این پدیده است. بررسی Forbes در سال ۲۰۲۵ نشان داد که حضور نام مسی در فهرست تیم اینترمیامی، حتی در مسابقاتی که او بازی نکرده بود، به فروش بیش از ۴۰۰ هزار بلیت در ۱۲ بازی خارج از خانه کمک کرده بود؛ مجموع حضور ثبتشده در این مسابقات ۴۰۶ هزار و ۸۶۴ نفر بود.
حتی پیش از نخستین بازی او برای اینترمیامی نیز بازار ثانویه بلیت واکنش شدیدی نشان داد؛ Forbes در سال ۲۰۲۳ گزارش کرد قیمت ارزانترین بلیت یک مسابقه این تیم پس از انتشار خبر انتقال مسی، از ۲۹ دلار به ۴۵۹ دلار افزایش یافته بود. بنابراین اگر «حضور» مسی میتواند تقاضای اقتصادی ایجاد کند، طبیعی است که «آخرین حضور» او نیز قابلیت تبدیلشدن به یک محصول تجاری را داشته باشد.
مسی تنها نمونه نیست
نمونه تاریخی مهمتر، پله است. زمانی که نیویورک کاسموس در سال ۱۹۷۵ پله را از بازنشستگی خارج کرد، نخستین بازی او در نیویورک به یک رویداد بزرگ رسانهای تبدیل شد. مسابقه در حضور ۲۲ هزار و ۵۰۰ تماشاگر برگزار شد و FIFA گزارش کرده است حدود ۵۰ هزار نفر دیگر نیز نتوانستند وارد ورزشگاه شوند. این مسابقه در آمریکا و ۲۲ کشور دیگر از تلویزیون پخش شد و خبرنگارانی از ۲۵ کشور برای پوشش آن به نیویورک رفتند.
پله در سال ۱۹۷۷ نیز در دیدار خداحافظی خود برای کاسموس و سانتوس به میدان رفت؛ رویدادی که بخشی از دوران او را به یک محصول رسانهای و تجاری تبدیل کرد. FIFA همچنین تاکید کرده است حضور پله موجب افزایش چشمگیر محبوبیت کاسموس و گسترش فوتبال در نیویورک شد. این تجربه یک درس مهم دارد: ارزش اقتصادی یک ستاره الزاما با آخرین بازی او تمام نمیشود؛ بلکه ممکن است آخرین بازی، نقطه اوج یک چرخه تجاری باشد.
از «بازی خداحافظی» تا «پلتفرم اقتصادی»
اگر این مسابقه از منظر اقتصاد ورزش طراحی شود، میتوان برای آن چند لایه درآمدی تعریف کرد: بلیت عادی، VIP و hospitality، پیراهن و محصولات یادبود، اقلام کلکسیونی و امضاشده، محتوای اختصاصی دیجیتال، حق پخش و محتوای پشتصحنه، اسپانسرینگ ویژه مسابقه، تبلیغات محیطی، تجربههای هواداری، تور ورزشگاه، رستورانها و خدمات روز مسابقه.
فدراسیون فوتبال آرژانتین (AFA) پیش از این نیز در زمینه بهرهبرداری تجاری از برند قهرمانان خود حرکت کرده است. این فدراسیون در سال ۲۰۲۶ از توافقی برای عرضه محصولات یادبود و اقلام محدود و امضاشده قهرمانان جهان در بازار هند خبر داد که نام مسی نیز در میان بازیکنان این مجموعه قرار دارد. در واقع، میتوان برای یک ستاره بزرگ چرخه عمر اقتصادی تعریف کرد: دوران ظهور، اوج، تثبیت برند، دوران پایانی فعالیت، خداحافظی و حتی دوره پس از بازنشستگی.
درسهایی برای ورزش ایران
برای فوتبال ایران، مهمترین درس این تجربه آن است که نباید ستارههای ورزشی فقط بهعنوان «بازیکن» دیده شوند؛ بلکه باید برای ارزش اقتصادی برند آنها از سالها قبل برنامهریزی شود.
اگر بازیکنی مانند علی دایی، کریم باقری، مهدی مهدویکیا، جواد نکونام یا ستارههای نسل جدید، در مقطعی به سرمایه نمادین فوتبال ایران تبدیل شدهاند، باشگاهها و فدراسیون میتوانستند و میتوانند برای پایان دوران حرفهای آنها پلان اقتصادی مشخصی داشته باشند؛ از مسابقه خداحافظی و محصولات یادبود گرفته تا موزه، مستند، محتوای دیجیتال، دیدار با هواداران، دورههای آموزشی، سفیر برند شدن و همکاری با اسپانسرها. البته این برنامه نباید صرفا به فروش بلیت محدود شود. یک «خداحافظی اقتصادی» موفق باید از ماهها قبل طراحی شود و برای هر بخش، بازار هدف، شریک تجاری، محصول، قیمت، کانال فروش و مدل درآمدی مشخص داشته باشد.
از این منظر، خداحافظی مسی یک پیام مهم برای مدیران ورزش ایران دارد: ستاره زمانی که از زمین خارج میشود، لزوما از اقتصاد ورزش خارج نشده است. اگر برای سرمایه شهرت، خاطره و محبوبیت او برنامه داشته باشیم، حتی آخرین بازی نیز میتواند آغاز یک دوره جدید از درآمدزایی، تعامل با هوادار و توسعه برند ورزشی باشد.
















