شرق/‌سال‌هاي طولاني است که اقتصاد ايران گرفتار شرايطي بسيار ويژه است. غير از يکي، دو سال که نرخ مطلوب رشد اقتصادي به‌ همراه کاهش محسوس نرخ تورم ديده شد، تورم دورقمي و رکود، در اقتصاد ايران ديده مي‌شود. توجه به اين واقعيت که در کنار اين وضعيت، رقباي منطقه‌اي ايران با شرايط مطلوبي روبه‌رو هستند و محدوديت‌هاي ايران در ورود به بازارهاي منطقه و جهان را به‌عنوان يک فرصت گران‌بها تلقي مي‌کنند، بايد متوليان امر را بيدار و هوشيار کند. با زيرساخت‌هايي که در کشورهاي منطقه در چند دهه گذشته شکل گرفته و در آينده تکميل خواهند شد، جبران توسعه‌نيافتگي اقتصاد ملي ما بسيار دشوارتر از پيش شده ‌است. اقتصاد ايران از برگ‌هاي برنده ارزشمندي برخوردار است که مي‌توانند رشد سريع آن را تسهيل و حتي تضمين کنند و نبايد در شرايط انفعالي در مقابل اقتصادهايي باشد که از چنين امتيازاتي برخوردار نيستند.

در مقام ريشه‌يابي و شناسايي علل بروز اين وضعيت نامطلوب مي‌توان به مواردي از قبيل سايه سنگين سياست بر اقتصاد، سوء‌مديريت، فاميل‌سالاري، پرهزينه‌بودن نظام اجرائي کشور و گسترش رانت‌خواري، فساد و... اشاره کرد. اما به باور نگارنده آنچه به اين علت‌هاي مخرب قدرت تأثيرگذاري بيشتر مي‌دهد و به‌اصطلاح حربه آنها را عليه اقتصاد ملي و معيشت مردمان تيز مي‌کند، ناباوري به روش‌هاي علمي و حتي علم‌گريزي است. ممکن است گفته ‌شود اقتصاددانان کشورمان بر سر موضوعات اساسي اقتصاد کشور اتفاق نظر ندارند و به بيان ديگر «علم اقتصاد» پيام روشن و واحدي براي سياست‌گذاري توسعه کشور ندارد و بنابراين سخن‌گفتن از «علم‌گريزي» نابجاست. اما بايد دانست وجود اختلاف‌نظر بين اقتصاددانان و گرايش آنان به مکاتب مختلف لزوما به معناي اختلاف‌نظر آنان در مبادي نيست. 

براي نمونه هيچ اقتصادداني نمي‌گويد توسعه بدون تعامل مثبت با جهان امکان‌پذير است يا براي رشد صادرات نيازي به درپيش‌گرفتن سياست‌هاي تشويقي نداريم، يا اينکه دولتي که اولويت اولش حفظ منافع ملي نباشد هم مي‌تواند توسعه‌گرا تلقي شود. 
سياست‌هاي اقتصاد کلان کشور در سال‌هاي گذشته در فضايي تعيين و تدوين شده است که متوليان امر به‌گونه‌اي کم‌و‌بيش تحت تأثير گزاره‌هاي غيرعلمي بوده‌اند و در برخي دوره‌ها اين اثر بسيار عميق و جدي بوده‌ است. براي نمونه در دوران دولت دهم رئيس دولت در شرايطي که صنعت نفت کشورمان در آستانه تحريم بود، مي‌گفت اگر نفت ايران تحريم شود، قيمت نفت به بالاي 200 دلار مي‌رسد. او به اين واقعيت توجه نداشت که سهم ايران از بازار نفت مي‌تواند از سوي ساير عرضه‌کنندگان تأمين شود. در همان ايام محمود بهمني، رئيس‌کل وقت بانک مرکزي مي‌گفت تحريم بانکي ايران غيرممکن است اما گذشت زمان نشان داد او اشتباه کرده است و برخلاف توصيه مشفقانه پيشينيان، دشمن را حقير و بيچاره مي‌پنداشت.
گزاره‌هاي غيرعلمي همواره در پس ذهن سياسيون کشورمان مستقر بوده و در مقاطع حساس اثر خود را گذاشته‌اند و لزوما هم با صراحت بيان نشده‌اند که بتوان آنها را نقد کرد. درواقع بايد اين گزاره‌ها را لابه‌لاي بيانات و استدلال‌هاي گاه‌وبيگاه سخنوران استخراج کرد که ممکن است به افشاي مافي‌الضمير خود بپردازند.
بر اساس آنچه گذشت، سياست‌گذاري اقتصادي در کشورمان همواره در معرض گزاره‌هاي غيرعلمي بوده ‌است. اما اخيرا علامت‌هاي نگران‌کننده‌اي ذهن کارشناسان ايران‌دوست را به خود مشغول و نگرانشان کرده ‌است و آن امکان افزايش وزن و حجم گزاره‌هاي غيرعلمي در آينده‌اي نزديک است. وقتي فلان سخنور نه‌چندان معروف، مسائل غيرعلمي را عامل گسترش فقر مي‌داند و هيچ اهل فني به او نهيب نمي‌زند که دانشجويان سال دوم کارشناسي اقتصاد به دنبال آشنايي با نظريه هکشر-اولين زير بار فرمايش غيرعلمي او نخواهند رفت، بايد نگران بازگشت پررنگ تفکر علم‌گريزي در ميدان اقتصاد بود.
به نظر مي‌رسد انتخابات خرداد سال آينده، انتخابات سرنوشت‌سازي براي کشورمان است. کار در اين مرحله از انتخاب بين راه و بي‌راهه گذشته‌ و بايد تعبير مناسب‌تري براي تعريف انتخابات خرداد 1400 برگزيد.

به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar