مدیر بهداشت و ایمنی شرکت نفت مطرح کرد: هشدار نسبت به خطرات لولههای فرسوده نفت ۴۰ تا ۵۰ ساله در ایران
تسنيم
بروزرسانی
تسنيم/ مدير بهداشت، ايمني و محيط زيست شرکت نفت با اعلام اينکه ۹۶۰ فلر روشن در کشور وجود دارد، گفت: ميانگين سن خطوط لوله نفت کشور به ۴۰ سال رسيده که نوسازي آن نيازمند اعتبارات کلان است؛ رقمي نمي توان مطرح کرد؛ چون بيش از تصورات است.
خطوط لوله نفت و گاز تقريباً در تمام نقاط کشور براي انتقال منابع عظيم انرژي کشيده شده است؛ از دشت و کوه تا زير دريا. خطوطي که سن برخي از آنها به بيش از 50 سال هم مي رسد. سني که بسيار بالاتر از نرم جهاني است. کهن سالي خطوط لوله در کشور موجب شده که هر چند گاهي شاهد حادثه هايي در اين زمينه باشيم؛ به طور مثال آخرين حادثه در اين مورد مربوط مي شود به توقف صادرات نفت خام به دليل پوسيدگي خط لوله صاداتي در منطقه گچساران.
مدير بهداشت، ايمني و محيط زيست شرکت ملي نفت ايران معتقد است که اگر خطوط لوله نفت متعلق به سال 1343 تاکنون قابل استفاده است به همت کارکنان بخش نگهداري از اين تأسيسات بوده است. وي، اگر چه اعلام نمي کند هزينه نوسازي خطوط لوله چه مقدار مي شود اما حجم آن را بسيار کلان عنوان مي کند.
عباس رزمي؛ مدير بهداشت، ايمني و محيط زيست شرکت ملي نفت ( اچ. اس. اي) علاوه بر تشريح وضعيت خطوط لوله انتقال و صادرات نفت خام، در گفت و گو با خبرنگار اقتصادي خبرگزاري تسنيم به پرسشهاي ديگر اين خبرگزاري در مورد ادعاي پايين بودن کيفيت تجهيزات به کار رفته در طرح توسعه فازهاي پارس جنوبي، افزايش آلايندگي در منطقه عسلويه به دليل عدم راه اندازي واحدهاي گوگردزدايي در پارس جنوبي و برنامه شرکت ملي نفت مبني بر خاموش شدن فلرها که يکي از دستورات امام خامنه اي در جريان بازديد از پارس جنوبي در سال 1390 بود پاسخ داده است.
متن گفت وگوي خبرنگار تسنيم با عباس رزمي؛ مدير بهداشت، ايمني و محيط زيست شرکت ملي نفت ( اچ. اس. اي) شرح ذيل است:
ميانگين سني خطوط لوله نفت، 40 سال است
در حال حاضر وضعيت خطوط لوله و تاسيسات نفتي کشور چگونه است؟
رزمي: هر قدر هم از تأسيسات و تجهيزات به خوبي نگهداري شود در صورت پايان زمان تاريخ مصرف از رده خارج محسوب ميشود. هم اکنون بخشي از خطوط لوله از سال 43، يعني حدود 50 سال پيش، در حال استفاده است؛ اين در حاليست که نرم جهاني در اين موضوع بين 25 تا 30 سال است. اگر چه کارکنان صنعت نفت سعي کردهاند در اين مدت اين خطوط را به گونهاي نگهداري کنند که تا 50 سال قابل استفاده باشد ولي آيا تمام نقاط آن با صدها کيلومتر بخصوص خطوط دريايي که برخي از آنها مربوط به سال 43 است تعويض شده است؟ هر چند به خوبي از آنها نگهداري شده باشد بالاخره برخي قسمتهاي اين خط لوله بايد تعويض شود.
هم اکنون ميانگين سن خطوط لوله در کشور چقدر است؟
رزمي: متفاوت است؛ اگر ساخت خطوط لوله جديد را در نظر نگيريم، به طور کلان ميانگين سن خطوط لوله کشور 40 سال است، متأسفانه.
اعتبار مورد نياز براي نوسازي در اين بخش چقدر است؟
رزمي: به نظر ميرسد، امروز، اعتبارت کلان براي نگهداري از تاسيسات و خطوط لوله نياز است. تاسيسات جديد بايد به گونه اي ساخته شود که حداقل مانند تاسيسات قديمي حدود 40 سال براي ما کارايي داشته باشد. وضعيت خطوط لوله روزميني و زيرزميني بايد مدام چک شود. الان زمان آن فرا رسيده است که بعد از گذشت 40 تا 50 سال يک اعتبار کلان به سمت سلامت تجهيزات و تاسيسات از فنس کشي تا خطوط لوله برده شود تا يک چشم انداره 40 ساله ديگر براي استفاده از اين تجيزات به وجود بيايد.
مي توانيد اعتبار مورد نياز را مشخص کنيد؟
رزمي: به علت کلان بودن هزينه ها نمي شودن اعلام کرد؛ بايد از يک جا شروع شود. الان "همت" کارکنان شرکت ملي نفت مخصوصا در مناطق عملياتي است که از اين خطوط لوله و تأسيسات نگهداري ميکنند.
تحريمها يکي از موانع نوسازي خطوط لوله است
چند درصد از خطوط لوله فرسوده است؟
رزمي: نميشود گفت؛ هر شرکتي که وظيفه توليد، انتقال و صادرات را برعهده دارد و بخشي از خطوط را در اختيار دارند بايد اعلام کنند. نگاهي جديد به وضع موجود نياز است که البته شروع شده است؛ اما چون بايد خطوط لوله بسياري تعويض شود، مشکلاتي وجود دارد. تحريمها براي تعويض خطوط لوله، تجهيزات و تأسيسات فشار وارد کرده است، البته صنايع داخلي کارهاي زيادي انجام داده است؛ نمي گويم که تجهيزات و کالاهاي ساخته شده داخلي امکان استفاده 40 تا 50 ساله دارند اما به سمت آن حرکت مي کنند. نگاه اصلي بايد اين باشد که سلامت تجهيزات و تأسيسات تامين شود اين نگاه برمي گردد به منابع انساني که آن هم نمي تواند دست خالي اين سلامت را تامين کند؛ چراکه نياز به بودجه و اعتبار دارد.
از بودجه اختصاص يافته راضي هستيد؟
رزمي: الآن مشکلاتي وجود دارد. بايد يک سياست کلان از سوي مجلس اجرا شود تا اضافات خاص براي شرکت ملي نفت ايران ديده شود. در اين دولت اين موضوع دنبال ميشود و از سوي مجلس و دولت براي اختصاص اعتبار، چراغ سبزهايي هم نشان داده شده است. بحث عددي را نبايد مطرح کرد؛ چون بيش از تصورات است اما بحث اين که بايد تغييرات به اين سمت بيايد مهم است. فقط بحث تاسيسات نيست بلکه بايد محيط کار سالم هم براي کارکناني که وظيفه نگهداري از تجهيزات را دارند ايجاد شود. محيط کار سالم افراد سالم را مي طلبد. قرار نيست در يک بخش عملياتي مانند عسلويه فقط آهن سبز شود، کنار آن براي ايجاد محيط سالم بايد تمهيداتي تفريحي، ورزشي، درماني و فضاي سبز هم ديده شود.
وزرات نفت براي نگهداري از تجهيزات و تأسيسات - که بسيار هزينهبرست - حتما بايد هزينه کلاني اختصاص دهد. اعتقادشخصي من اين است که توليد ثروت تا سالهاي دور از صادرات نفت و گاز است، پس وقتي توليد ثروت از اين مسير صورت ميگيرد بايد هزينه کلان تري نسبت به ساير دستگاههاي اجرايي به اين بخش اختصاص يابد. نگاه مجلس و دولت بايد اين باشد که در بخشهايي که منجر به ثروت ميشود هزينه کنند.
کيفيت تجهيزات پارس جنوبي سلامت کارکنان را تهديد مي کند؟
برخي کارشناسان معتقدند که تجهيزاتي که در فازهاي در حال توسعه پارس جنوبي نصب ميشود کيفيت پاييني دارند و ممکن است موجب به خطر افتادن سلامت کارکنان شود، آيا اين وضعيت مورد تاييد شماست؟
رزمي: نميشود 100 درصد تاييد کرد؛ چون هميشه اين بحث وجود دارد. اين گونه پرسش شما را پاسخ ميدهم؛ گوجه فرنگي نياز شماست و بايد آن را بخريد، اگر ده صندوق گوجه خوب باشد بازهم در بين آنها مي گردي و بهترين ها را جدا مي کني اما اگر فقط يک صندوق گوجه فرنگي خراب باشد چون نياز داري مي گردي و نيازت رو جمع مي کني. به اعتقاد من شباهت اين گونه هست.
آيا تضمين مي کنيد که کيفيت تجهيزات مورد استفاده در توسعه فازهاي پارس جنوبي سلامت کارکنان آن را تامين کند؟
رزمي: اين در حوزه بازرسي فني است که کيفيت تجهيزات را تاييد مي کند.
يعني مديريت بهداشت، ايمني و محيط زيست شرکت ملي نفت ايران نظارتي بر اين موضوع ندارد؟
رزمي: ما اگر حادثه اي پيش بيايد، ورود مي کنيم اما تا الآن چنين موردي نبوده که سلامت کارکنان را به خطر بندازد. سلامت کارکنان براي ما مهم است تجهيزات خواهد آمد؛ شک نکيند.
اما برخي از کارکنان شاغل در پارس جنوبي اعلام کرده اند که راه اندازي برخي واحدهاي جديد به دليل پايين بودن کيفيت تجهيزات به کار رفته در فازهاي در حال توسعه با ترس از انفجار همراه بوده است؟
رزمي: يک مشکل اساسي در اين مورد وجود دارد، مثلا براي راه اندازي مي گويند بحثهاي زيست محيطي را بايد در نظر گرفت، نميگويند اين تجهيزات بايد متناسب با شرايط جغرافيايي هم ديده شود. با وجود اين موردي نبوده که اين ور يا آن ور شده باشد. تا حالا چنين موردي به ما گزارش داده نشده است که منابع انساني در برابر تاسيسات ضعيف تحت خطر قرار گرفته باشند.
حوادثي که آنجا بود مي توان به افتادن از ارتفاع و تصادفات موتوري اشاره کرد. انفجاري هم بود که ربطي به ضعيف بودن تجهيزات مورد استفاده نداشت. از سوي ديگر بازرسي فني تجهيزات را چک مي کند و در صورتي که کالاي خريداري شده متناسب با کار نباشد از نصب آن جلوگيري مي کند. اگر چه پيمانکاران داخلي تعالي تعالي نيستند اما در سالهاي اخير به سمت تعالي رفته اند. همه کشورها از يک جايي شروع کردهاند همه روز اول تعالي نبودند. در سال 1986 ژاپن تعالي نبود اما الان شده است.
مشکل زيست محيطي در پارس جنوبي به علت جانمايي غلط است
با توجه به اين که برخي واحدهاي فازهاي جديد پارس جنوبي بدون راه اندازي واحد گوگردزدايي به بهره برداري رسيده اند، مشکلات زيست محيطي را در اين منطقه دو چندان کرده که علاوه بر تاثير نامطلوب بر سلامت کارکنان منطقه، مردمي بومي را هم بي نصيب نگذاشته است.
رزمي: از نگاه زيست محيطي شفاف اعلام کرده ايم که الآن خروجي هر فازي نسبت به طراحي اوليه استاندار است؛ مشکل، جانمايي فازهاست که از روز اول انجام شده است؛ به طور مثال اگر به فاصله يک متري کنار يک فاز، فازهاي ديگر نبود، مطمئناً هيچ اثري از آلايندگي را شما نمي ديديد. تجمع آلاينده ها به خاطر موقعيت جغرافيايي است که به علت بحث هزينه فايده، تأسيسات نزديک به چاهها ايجاد شد تا هزينه کمتري داشته باشد. اين موضوع باعث شد فلرها در بين کوهها قرار بگيرند که با وجود وزش باد غالب شمال غربي و بالا بودن رطوبت هوا در اين منطقه، تجمعي خاص از آلايندگي به وجود آمد که با چشم هم مي شود گفت هواي آنجا آلوده است، در صورتي که اگر تنها يک فاز آنجا فعال بود آن آلايندگي ديده نمي شد. در واقع بايد هر پالايشگاه با فاصله حدود 40 کيلومتر از فاز ديگر ساخته مي شد؛ نه فنس به فنس همه را کنار هم بچيني. حتي اگر طبق طراحي اوليه تمام خروجي فلرها را هم بگوييم استاندارد است ولي چون آلايندگي به جاي ديگر منتقل نمي شود و در يک نقطه جمع مي شود مانند وضعيت آلودگي تهران که نميتوانيم بگوييم آلودگي هوا مربوط به خودروهاست يا وسايلي مانند بخاريها.
آلايندگي در پارس جنوبي در چه حد است؟
رزمي: فقط مربوط به هواست آن هم به دليل تجمع واحدها در يک نقطه.
آيا براي حل اين مشکل فکري هم شده است؟
رزمي: براي خاموش شدن فلرها برنامه هاي زيادي داريم، نشستهايي هم با پژوهشگاه داشتيم. برنامه هايي براي اجرا در آينده در دست تدوين است. تجهيزاتي وجود دارد که با هزينه هفت تا هشت ميليون دلار ( بستگي به دادن اعتبار دارد) مي توان از هر فلر ساعتي چهار مگاوات برق توليد کرد. همچنين روسها طرحي دارند که در هر ساعت 23 هزار مترمکعب گاز را از طريق برنامههاي غشايي شيرين کنند آن هم به کمک تجهيزاتي که ابعاد آن در حد يک کانتينر است. اين کارها از بحث پژوهش خارج و عملياتي شده است. آنچه که ابلاغ شده است خاموش شدن فلرهاست.
گاز هنوز در 960 فلر مي سوزد
چه تعداد فلر روشن در کشور وجود دارد؟ و شرکت نفت چه برنامه براي خاموش کردن آنها دارد؟
رزمي: بالغ بر 960 فلر در کشور داريم . البته به دليل کمبود اعتبار همه را با هم نميتوان خاموش کرد اما بايد دست به دست هم بدهيم تا حداقل گازهايي که در فلرها مي سوزد با تبديل شدن به انرژي پاک موجب تخريب محيط زيست نشود اينکه يک شبه يا يک ساله اين کار انجام شود شدني نيست البته ما هم متوقف نشديم. الان نسبت به سالهاي گذشته هر سال که جلو مي رويم دهها فلر خاموش مي شود. در واقع هر سال 20 درصد کاهش آلايندگي داشتيم.
اين حجم از کاهش آلايندگي مربوط به پارس جنوبي است؟
رزمي: فرقي ندارد. با وجود توسعه پارس جنوبي تعداد فلرها در اين منطقه بيشتر نشده است. نسبت به توسعه پارس جنوبي آلودگي را کم کرديم، اگر آلايندگي کاهش نمي يافت تردد در اين منطقه معني نداشت. اما اين که بگوييم به حد نرمال رسيده است، نه.
براي رسيدن به تعالي در زمينه بهداشت، ايمني و محيط زيست در صنعت نفت زماني مشخص شده است؟
رزمي: نه؛ چرا که براي رسيدن به تعالي شاخصهايي تعريف ميشود که حرکت به سوي آن هميشگي است.