نماد آخرین خبر
  1. برگزیده
سیاسی

راز فساد اخلاقی سرکرده منافقین از ازدواج دسته جمعی تا رقص رهایی

منبع
بروزرسانی
راز فساد اخلاقی سرکرده منافقین از ازدواج دسته جمعی تا رقص رهایی
جدا از آن، زنان و دختران با شعارهاي زيباي آن دوران گروهک تروريستي منافقين جذب آن شده بودند، بسياري از زنان و دختران در اثر فريب و جبري ناخواسته مجبور بودند به خواسته‌هاي کثيف گروهک منافقين در آن زمان براي جذب نيرو تن در دهند، کشاندن همکلاسي‌ها و دوستان محله به خانه تيمي و تجاوز اعضاي گروهک و تصويربرداري و عکس برداري از صحنه‌هاي شرم آور، تهديد و در تنگنا قرار دادن دختران بي گناه يکي از راهکارهاي اصلي براي جذب دختران بود که از نظر گروهک منافقين براي عمليات‌هاي مختلف مي‌توانست مفيد باشند. در اين بين سرکرده گروهک تروريستي منافقين، سرکرده زن بارگي در اين گروهک بود و غلتيدن مسعود رجوي در روابط جنسي و ارضاي شهواني، آن سوي سکه آدم کشي و جنايت عليه انسان‌هاي بي‌گناه، کيش شخصيت و پليدي او بود. بتول سلطاني، عضو سابق شوراي سرکردگي گروهک تروريستي منافقين، بعد از جدايي از گروهک تروريستي منافقين، مدت يک ‌سال در اردوگاه نيروهاي آمريکايي موسوم به TIPF پناهنده بود، وي بعد از برچيده شدن اين اردوگاه به بغداد نقل مکان کرد و در عراق به فعاليت براي حمايت از جداشدگان و خانواده اعضاي گروهک تروريستي منافقين پرداخت. وي سپس به اروپا عزيمت کرد تا شايد بتواند ردي از فرزندانش که توسط مسعود رجوي به گروگان گرفته شده بود به دست آورد. سرکردگان گروهک تروريستي منافقين هويت کودکان او را تغيير داده و حاضر به دادن نشاني آنان به سلطاني نبودند تا وي را مجبور به بازگشت به پادگان مخوف اشرف در عراق يا حداقل سکوت در برابر آنچه که درون گروهک تروريستي اتفاق مي‌افتد، کنند. در اروپا، سلطاني نهايتا پرده از وقايع هولناکي درخصوص شخص مسعود رجوي در مناسبات فرقه‌اي برداشت. قبل از او نسرين ابراهيمي به افشاي اين واقعيت پرداخت که رحم زنان شوراي سرکردگي به دستور رجوي برداشته مي‌شد و اين کار را رسيدن به قله رهايي مي‌ناميد. بتول سلطاني متعاقبا ضمن تاييد اظهارات خانم ابراهيمي، وقايع تکان‌دهنده بيشتري را هم افشا کرد. سرکردگان گروهک تروريستي عموما به دنبال قدرت، ثروت و شهوت هستند و افشاگري‌هاي وي در اروپا نشان داد که مسعود رجوي سرآمد تمامي سرکردگان گروهک‌ها در فساد اخلاقي است. مسعود رجوي سرکرده گروهک تروريستي منافقين با صدها تن از زنان اين گروهک تروريستي ازدواج دائم کرده است. رجوي پس از جمع آوري زنان در يک سالن و ازدواج جمعي با آنان، در مقابل چشمان همگي آنان اقدام به ارتکاب اعمال شنيع با آنها کرد. «رقص رهايي» ! در گروهک تروريستي منافقين، مسعود رجوي سرکرده گروهک تروريستي منافقين، اعتقادات و مناسک فرقه‌اي را براي بهره برداري جنسي از زنان ايجاد کرده بود و تحت پوشش اين اعمال به آنان تجاوز مي‌کرد. طبقه خاصي از زنان گروهک، که با انتخاب رجوي کنار هم قرار مي‌گرفتند، به نام شوراي سرکردگي شناخته مي‌شدند. رجوي با ايجاد اين سازماندهي، کادرهاي قديمي اين گروهک که به مثابه رقباي وي محسوب مي شدند را پس مي‌زد، ضمن آن که ساير زنان اين گروهک تروريستي، نظير بقيه اعضا از محروميت‌ها رنج مي‎برند و علاوه بر آن که از هر گونه زندگي خانوادگي و داشتن همسر منع شده بودند، گاهي به خاطر داشتن روابط جنسي و عاشقانه با هم قطارانشان محاکمه و زنداني مي‌شدند. بتول سلطاني، از اعضاي شوراي سرکردگي منافقين، پس از فرار از اين گروه درباره سوء استفاده رجوي از زنان اين چنين مي‌گويد: " در زمستان ۱۳۷۶ در قرارگاه بديع زادگان به من رده شوراي سرکردگي ابلاغ و يک سلسله نشست‌ها براي اين گروه که تازه عضو شورا شده بودند شروع شد. مهوش سپهري ما را براي نشست مريم رجوي صدا کرد و گفت که از کوران اين مرحله عبور کرده‌ايم. مشخصا يادم است گفتند که حمام رفته و کاملا تميز باشيد و تمامي لباس‌ها و روسري بايستي نو و تميز باشد. به ما گفته شد حتي به کسان‍ي که با يکديگر ابلاغ رده شده بوديم، چيزي نگوئيم چون که شايد همگي از مرحله قبلي رد نشده و در اين مراسم نباشند. گفته شد که اين جلسه رقص رهائي با حضور مسعود رجوي است، براي من اين تأکيد معني خاصي داشت و استرس عجيبي وجودم را فراگرفته بود، ‌‍ داشتم ديوانه مي‌شدم، بسيار کنجکاو بودم، بالاخره ساعت موعود فرا رسيد و من خودم را به همراه تعداد زيادي از زنان شورا در محل جلسه در قرارگاه بديع يافتم. از طرف دفتر مرکزي گروهک تروريستي منافقين، قسمتي که کارهاي اداري و خدماتي مسعود و مريم رجوي را انجام مي‌دادند، کسي آمد و به هر نفر يک بسته داد که در آن حوله و وسايل حمام و آرايش بود و گفت هر کس که خود را تميز نکرده است الان مي‌تواند از فرصت استفاده کند و همين‌جا حمام برود چون بايد از هر نظر پاک و تميز باشيد. دائما فکر مي کردم که يعني چه، چرا اينقدر اصرار مي‌شود. دائما با خودم کلنجار مي رفتم که اين يک تست است و آزمايشي ديگر، بعد از آماده شدن کليه افراد صدايمان کردند و به سالني موسوم به سالنX وارد شديم. اين سالن بسيار مرتب و تميز و تزئين شده بود و کف آن ملحفه‌هاي سفيد بر روي فرش‌ها پهن کرده بودند، همه سالن به رنگ سفيد و دو مبل به همين رنگ در وسط قرار داده بودند. جلوي اين دو مبل يک ميز که در آن آئينه و شمع هائي که روشن بود به همراه يک جعبه که بعدا متوجه شدم گردنبندهاي طلا در آن است و يک کيک بزرگ چند طبقه قرار داشت. بعد با يک هياهوئي مريم، عنصري که با وقاحت تمام به پيشنهاد همسرش به همسري رجوي در آمد و مسعود با لباس راحتي يعني لباس‌هاي نرم و پيژامه و آستين کوتاه و بدون جوراب وارد شدند. مريم اين زن پليد خوي موهايش را آرايش کرده و بدون روسري بود، مسعود روي مبل نشست و مريم مثل هميشه روي مبل کنار مسعود ننشست و رفت بالاي سر مسعود ايستاد و مبل کنار مسعود خالي بود. يکي از خانم ها از مريم رجوي سوال کرد که چرا کنار مسعود رجوي نمي‌نشيند، مريم با لبخندي گفت که اين براي شماها و ديگر زن‌هاي مسعود است. من کمي از کلمه زن‌هاي مسعود جا خوردم، بعد متوجه شدم که يکسري از افراد مثل مريم روسريشان را برداشته اند. در آن موقع فکر نمي کردم که هدف مسعود رجوي از اين روش‌هاي فرقه گرايانه، انگيزه هاي جنسي است ولي هاله اي از ابهام، ترس، خجالت و پرسش در درونم وجود داشت، در آن لحظات قلبم به شدت مي ‌‍‌‌‌‌‌تپيد و نمي دانستم چه برنامه اي در کار است. با خود مي انديشيدم که مي خواهند ببينند ما که به مسعود به عنوان سرکرده عقيدتي‌مان امضا داده ايم آيا حاضريم او را به عنوان همسر بپذيريم و اين يک آزمايش است و جنبه عملي ندارد. کم کم جمعيت آرام گرفت و مسعود گفت مريم اينها چي مي خواهند؟ من را براي چه آوردي اينجا؟ مريم رجوي گفت که مراسم عقد اين زنان با شماست. سپس مريم گفت يکي يکي بيائيد روي اين مبل بنشينيد و بله بگوئيد وبعد از گفتن بله، از داخل جعبه يک گردنبند طلا به گردن هر زني مي‌انداخت و ديده بوسي انجام مي‌شد. سپس چند نفر از همان مرکزي که کارهاي خدماتي و اداري مسعود و مريم رجوي را انجام مي‌دادند ميز را برداشتند و شيريني پخش شد و گفتند که وسط را خالي کنيد. وقتي وسط خالي شد با اشاره شهرزاد صدر، يک آهنگ تند از يکي از خواننده‌ها پخش شد و در برابر چشمان حيرانم متوجه شدم که زنان ارشد شوراي گروهک به وسط آمدند و در حال در آوردن لباس‌هايشان هستند. مسعود هم مي گفت لباس‌هاي شرک و جاهليت را در آوريد و اين حوض شما است که بايستي در آن شيرجه بزنيد و اينجا يگانه شويد تا در تمام صحنه‌هاي رزم، کار و مسئوليت مثل کوه استوار باشيد. در اين حين نفراتي که از دفتر مرکزي در آنجا حضور داشتند، لباس‌هاي هرکدام از افراد را جمع کرده و همگي را در نايلوني قرار مي‌دادند و درب آن را بسته و روي آن با ماژيک چيزي نوشته و مي بردند و افراد مشغول رقصيدن مي‌شدند و همينطور تعداد رو به زياد شدن بود و مريم به همه مي‌گفت که لباس شرک و ريا را بکنيد و با مسعود نزديک و يگانه شويد . در اين بين متوجه شدم که مريم و چند نفر ديگر از جمله گيتي گيوه چي و فائزه محبت کار به دقت بقيه را زير نظر داشته و تعدادي از اعضاي ارشد مشغول صحبت و متقاعد کردن نفراتي بودند که در آوردن لباس تعلل داشتند. مريم با بي شرمي تمام مي گفت اين رقص رهائي شماست و اين اعمال شنيع را تشويق مي کرد و مدام اعلام مي‌کرد ما بايد صحنه‌هاي ديده بوسي و عشق بازي مسعود با زنان ديگر را نگاه کنيم. در پايان جلسه که ۵ ساعت به طول انجاميد و ساعت ۴صبح تمام شد همه يک بسته ديگر از مسعود هديه گرفته و به مقرها بازگشتند اما به من گفتند که بعد از تمام شدن مراسم به مقر نرفته بلکه مريم رجوي پليد با من کار دارد و بايد به دفتر او بروم. بعد از مراجعه به دفتر، او با گفتن اين جمله: «امشب شب زفاف تو و شب معراج توست و قدرشناس قيمتي باش که مسعود برايت داده تا همانند من و در سطح من و بيش ازمن، بعد از اين معراج با مسعود يکي شوي و بار مسئوليت به دوش بکشي و خودت را عاشق‌ترين بداني يا اگر خوب نفهمي و ناسپاسي کني از دور خارج مي‌شوي و همچون جسدي مي‌شوي در تشکيلات و روي ميز ما خواهي ماند، بنابر اين سعي کن قيمتي که برايت داده شده است را درک کني و در کار و مسووليت کوشا باشي» بعد مرا با لبخندي به سمت مجموعه‌اي که اتاق خواب مسعود بود، راهنمايي کرد. من در حالي که شوکه شده بودم و سردرد عجيبي داشتم، باز فکر مي‌کردم که اين آزمايش است اما آن شب تا صبح و شب‌هاي مشابه آن از نظر من رفتاري پليدي بود که با اين برنامه رنگ و لعاب ايدئولوژيک به آن زده مي‌شد. من عمق يک فرقه واپس‌گرا را ديدم که اين‌گونه همه چيز افراد را در قيد و بند خود نگاه مي داشت، احساس مي‌کنم همانجا هر چه که از گروهک در درونم بود تبديل به مشتي خاکستر شد، اما سعي کردم خودم را نگهدارم و شايد تصميم به فرار از همان‌جا در من قطعي شد. با خود فکر مي‌کردم اين همه شبانه روز به دستور تشکيلاتي و نشست‌هاي موسوم به سرويس تشکيلاتي، توي سر برادرهاي تحت مسئولمان مي‌زنيم و خون آنها را در شيشه مي‌کنيم که چرا نگاه چپ به کسي کردي و طلاق و فشار و به قول مسعود که هميشه سفارش مي‌کرد و دستور مي‌داد که سلاحت را بايستي دائما اين مردها بالاي سر خود احساس کنند. اين سرکرده پليد مي‌گفت دلسوزي براي برادرهاي تحت مسئول يعني همخوابگي با آنها و اينها عين جملات مسعود است که به ما درس شقاوت و سنگدلي مي‌داد، اما در جلسات بعدي حوض شورا، به محض اين‌که آن را اعلام مي‌کردند با خود فکر و به ديگران نگاه مي‌کردم، اين‌بار نوبت کيست که توسط مريم به صورت خصوصي به اتاق خواب مسعود دعوت شود و دعا مي‌کردم که من نباشم و اين جلسات با شکل و صورت‌هاي متفاوت ولي يک محتواي جريان وار ادامه داشت و بعد‌ها فهميدم استثماري در شکلي بسا پيچيده‌تر و کامل‌تر از زن بود. پس از آن، نشست‌هاي متوالي با مريم داشتيم که بايد لحظه به لحظه درباره واکنش‌هاي دروني‌مان صحبت مي‌کرديم و مي‌نوشتيم و مريم عبور هر کس را از حوض شوراي سرکردگي تاييد مي‌کرد و بعد از آن حتما ارتقاي درجه و مسووليت داشت. هميشه قبل از اين جلسات و هر بار توسط گيتي گيوه‌چي توضيحات امنيتي داده مي‌شد که اين موضوع بايد کاملا محرمانه بماند و با هيچ کس صحبتي نشود. البته همه مراسم رقص رهايي کاملا سري بود و حتي ۲ عضو شورا هم سطح هم حق نداشتند در اين‌گونه موارد با هم صحبت کنند. بتول سلطاني مي‌گويد: غلتيدن مسعود رجوي در روابط جنسي و ارضاي شهواني، آن سوي سکه قدرت طلبي، کيش شخصيت و پليدي او بود من با ۳ نفر از اعضاي شوراي رهبري به نام‌هاي «ش ـ ح»، «ز ـ ش» و «ب ـ ر» حول اين جلسات بخصوص بعد از سقوط ديکتاتور سابق عراق و مدتي که اين جلسات تعطيل شده بود، حرف مي‌زديم و يکي از اينها که سطح مسئوليت بالايي هم داشت، مي‌گفت که خودش غير از موارد تکي، چند نفري با برخي نفرات هم ستادي‌اش همخوابگي با مسعود داشته است. من به او گفتم که چرا مرا در چنين ترکيبي صدا نکرده‌اند که او گفت تو حتما کمتر با کسي اصطلاحا گيس و گيس‌کشي داشتي و وقتي اين کينه‌ها و حسودي‌ها بين ۲ زن يا چند زن شورا بالا مي‌گرفت، همگي آنها به اتاق خواب مسعود دعوت مي‌شدند و او با همگي شان مي‌خوابيد. من هميشه به عبث و احمقانه فکر مي‌کردم که همه اينها فقط براي امتحان و تست است. تست قرار گرفتن در آرمان‌هاي مسعود رجوي تا اين‌که خودم با تمام وجود لمس کردم که نه، يک پارامتر مهم ديگر هم وجود دارد و آن درغلتيدن مسعود رجوي در روابط جنسي و ارضاي شهواني، آن سوي سکه قدرت‌طلبي و کيش شخصيت‌اش است. /شفاف نيوز