خبرآنلاین/ محمد عطریانفر گفت: هم اکنون در برخی مناطق مرزی و دریایی شاهد تنش، درگیری و برخوردهای نظامی هستیم، یکی از نگرانیهای جدی افکار عمومی این است که آیا این برخوردهای محدود در صورت تداوم یا وقوع حادثه ای پیشبینینشده، بار دیگر به یک جنگ گسترده و تمامعیار تبدیل شود.
نبرد نظامی ایران و آمریکا وارد مرحله جدیدی شده است و اما و اگرهای زیادی درباره پایان جنگ مطرح میشود. در این میان، برخی ها بر این باورند که باید جنگ را به صورت عزتمندانه به پایان رساند. این سخن تنها از بدنه سیاسی اعتدالیون و دولت چهاردهم شنیده نمیشود. اخیرا نیز، سعید جلیلی، رئیس دولت سایه که همواره با مذاکرات مخالفت می کرد، صلح حدیبیه را به عنوان یک ابتکار توسط پیامبر(ص) نامیده است.
در همین راستا، محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، با اشاره به آغاز درگیری میان ایران و آمریکا به خبرگزاری خبرآنلاین گفت: «ادامه یا گسترش درگیری آثار مستقیمی بر اقتصاد، بازار ارز، تجارت، سرمایهگذاری، معیشت خانوارها و حتی امنیت روانی جامعه دارد. بنابراین، جلوگیری از بازگشت جنگی گسترده، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. بنظر میرسد با اعلام خطوط قرمز روشن و ایجاد کانالهای ارتباط برای شرایط اضطرار، بر سر قواعد کنترل درگیری میتوان دستاوردهایی داشت. هنوز فرصت کافی برای مهار تنش از مسیر دیپلماسی وجود دارد.»
این فعال سیاسی اصلاح طلب درباره اظهارات سعید جلیلی هم بیان کرد: «اظهارات آقای سعید جلیلی درباره صلح حدیبیه، بار دیگر این موضوع را به یکی از مباحث پرتنش در فضای سیاسی و رسانهای کشور تبدیل کرده است. فارغ از اختلافنظرهای سیاسی درباره این سخنان، به نظر میرسد اهمیت موضوع بیش از هر چیز در نوع برداشت از مفهوم «صلح» و نسبت آن با حفظ منافع، عزت و اهداف یک جامعه نهفته است.»
مشروح گفتوگوی محمد عطریانفر، عضو شورای مرکزی حزب کارگزاران سازندگی، را در ادامه می خوانید؛
* اخیرا برخی از مسئولان و چهرههای سیاسی از پایان دادن به جنگ به صورت عزتمندانه میگویند، به نظر شما چطور می توان جنگ را پایان داد؟
در ماهها و روزهای اخیر، شماری از چهرههای سیاسی کشور، از جمله آقای دکتر علیاکبر صالحی، آقای حسن روحانی، رئیسجمهور پیشین، و همچنین آقای مسعود پزشکیان، رئیسجمهور، درباره ضرورت یا امکان پایان دادن به جنگ با حفظ عزت و منافع ملی سخن گفتهاند. طرح این دیدگاه، این سئوال مهم را پیش روی افکار عمومی قرار میدهد که «پایان عزتمندانه جنگ» در عمل واجدچه مؤلفههایی است و اینکه الزامات مشخص ان چیست.
طبیعی است که در هر مناقشه نظامی، هدف اصلی تأمین امنیت، حفظ تمامیت ارضی، صیانت از منافع ملی است انگونه که از تحمیل هزینههای بیشتر بر مردم جلوگیری کند. از این منظر، پایان جنگ در کنه سخنان مقاوات خیر خواه قطعا به معنای پذیرش شکست یا صرفنظر کردن از اصول و منافع اساسی کشور نیست؛ درحالیکه بنظر می اید به معنای استفاده هوشمندانه از ظرفیتهای دیپلماتیک، سیاسی و منطقهای برای دستیابی به توافقی است که هزینههای ادامه درگیری را کاهش دهد و امکان بازگشت به ثبات را فراهم نماید. حال برای رسیدن به چنین نقطهای چه ابتکار دیپلماتیکی میتوان بکاربست.
آیا میتوان از طریق میانجیگری کشورهای مؤثر با ابزار مذاکرات، آتشبس مرحلهای را تحقق بخشید و با تضمین و سازوکارهای نظارتی، زمینه را برای پایان درگیری فراهم کرد. یکی از مهمترین نگرانیهای جامعه، آثار اقتصادی و اجتماعی ادامه جنگ است؛ از فشار تحریمها و محدودیتهای تجاری گرفته تا کاهش ارزش پول ملی، افزایش قیمت کالاها و کاهش قدرت خرید مردم. بنابراین، هر طرح صلحی که از حمایت افکار عمومی برخوردار باشد علاوه بر رعایت ملاحظات امنیتی و سیاسی، برای کاهش فشار اقتصادی و بازگرداندن ثبات به زندگی مردم بسیار مفید است.
برای جامعه ایران، ثبات سیاسی و توسعه آینده آن، موضوع بحران تنها مسئله نظامی یا امنیتی نیست
* آیا شرایط اخیر ممکن است بار دیگر منجر به جنگ نظامی و تمام عیار شود؟
هم اکنون در برخی مناطق مرزی و دریایی شاهد تنش، درگیری و برخوردهای نظامی هستیم، یکی از نگرانیهای جدی افکار عمومی این است که آیا این برخوردهای محدود در صورت تداوم یا وقوع حادثه ای پیشبینینشده، بار دیگر به یک جنگ گسترده و تمامعیار تبدیل شود.
در بسیاری منازعات نظامی در جهان دیده شده است که حتی در شرایطی که طرفین در ابتدا قصد ورود به یک جنگ فراگیر را ندارند، مجموعهای از اقدامات متقابل، محاسبات نادرست یا حوادث ناخواسته سطح تنش را بهسرعت افزایش داده و به همین دلیل، وجود کانالهای ارتباطی مستقیم و غیرمستقیم میان طرفهای درگیر، نقش میانجیها و همچنین سازوکارهایی برای جلوگیری از خطای محاسبه نظامی اهمیت ویژهای پیدا میکند. برای جامعه ایران، ثبات سیاسی و توسعه آینده آن، موضوع بحران تنها مسئله نظامی یا امنیتی نیست.
ادامه یا گسترش درگیری آثار مستقیمی بر اقتصاد، بازار ارز، تجارت، سرمایهگذاری، معیشت خانوارها و حتی امنیت روانی جامعه دارد. بنابراین، جلوگیری از بازگشت جنگی گسترده، ضرورتی اجتناب ناپذیر است. بنظر میرسد با اعلام خطوط قرمز روشن و ایجاد کانالهای ارتباط برای شرایط اضطرار، بر سر قواعد کنترل درگیری میتوان دستاوردهایی داشت. هنوز فرصت کافی برای مهار تنش از مسیر دیپلماسی وجود دارد.
معیار تشخیص یک مصالحه عزتمندانه از یک عقبنشینی زیانبار امری سخت وکار هر کس نیست
* اظهارات اخیر آقای سعید جلیلی درباره صلح حدیبیه را چطور ارزیابی میکنید و آیا تندروها و حامیان ایشان، همچین موضوعی را می پذیرند؟
اظهارات آقای سعید جلیلی درباره صلح حدیبیه، بار دیگر این موضوع را به یکی از مباحث پرتنش در فضای سیاسی و رسانهای کشور تبدیل کرده است. فارغ از اختلافنظرهای سیاسی درباره این سخنان، به نظر میرسد اهمیت موضوع بیش از هر چیز در نوع برداشت از مفهوم «صلح» و نسبت آن با حفظ منافع، عزت و اهداف یک جامعه نهفته است.
صلح حدیبیه در تاریخ اسلام نمونهای قابل تأمل از تصمیمی است که در شرایطی پیچیده و پرتنش اتخاذ شد. پیامبر اسلام(ص) و مسلمانان در شرایطی که امکان رویارویی نظامی وجود داشت، به توافقی رسیدند که در نگاه نخست برای برخی از همراهان ایشان دشوار و حتی نامطلوب به نظر میرسید؛ اما در ادامه، این توافق زمینههایی را برای گسترش دین و کاهش تنش فراهم کرد و در قرآن کریم نیز از آن با تعبیر «فتح مبین» یاد شده است.
از این جهت معیار تشخیص یک مصالحه عزتمندانه از یک عقبنشینی زیانبار امری سخت وکار هر کس نیست. در این چارچوب، درباره مواضع آقای جلیلی نیز میتوان گفت برداشت ایشان از صلح حدیبیه تا چه اندازه با مفهوم تاریخی و قرآنی آن سازگار است و آیا این برداشت با مواضع پیشین ایشان درباره مذاکره، مقاومت و نحوه مواجهه با قدرتهای خارجی همخوانی دارد.
علاوه براین جریانهای سیاسی نزدیک به ایشان و منتقدان هرگونه مصالحه، آیا حاضرند همان منطقی را که در تحلیل صلح حدیبیه میپذیرند، در سیاست خارجی امروز نیز مورد توجه قرار دهند؟ به بیان روشنتر، آیا «صلح عزتمندانه» میتواند در شرایط امروز نیز یک گزینه عقلانی و انقلابی تلقی شود، یا بزعم حضرات رادیکال همچنان هرگونه مصالحه با طرف مقابل بهعنوان عقبنشینی تفسیر خواهد شد.
















