تسنیم/ روایتی از سفر رئیسجمهور شهید آیتالله رئیسی به مناطق زلزله زده اندیکا در ۷ آبان ۱۴۰۰ را بخوانید.
اوائل آبانماه ۱۴۰۰۰، در دل کوهستانهای سربهفلککشیده اندیکا، بادهای سردِ آبانماه حکایت از وقوع زمینلرزههایی پیاپی میداد.
تنها چند روز بعد از آن سحرگاه رنجآلود که نجوای درد در ارتفاعات اندیکا پیچیده بود، از فراز ابرهای خاکستری، بالگردی در آسمان ظاهر شد تا با پروازش در افق، بارقه امید را در دل روستاییان زنده کند.
درونِ آن پرنده آهنین، مردی ایستاده بود با چشمانی که عمق درد مردم را میفهمید و قلبی که برای محرومان میتپید.
شهید سید ابراهیم رئیسی، بیهیاهو و بدون تشریفات رسمی، مثل فردایی در یک سفر استانیِ سرزده گام بر خاک زلزلهزده اندیکا نهاد.
مردم منطقه ناباوارانه رئیسجمهور خود را در کنار خود دیدند و باور داشتند او مردی است که با تمام وجود میخواهد که دردی را که بر شانههای مردم سنگینی میکرد، بردارد و بر دوش خود بکشد.
او رئیس جمهوری بود که چشمانش بیش از زبانش، با مردم سخن میگفت و ایت حضورش برای مردم پیامی واضح داشت: «این درد، درد من نیز هست و ساختنِ دوباره خرابیها، میثاق من با شماست».
رئیس جمهور شهید، تاج مسوولیت را نه بر سر، که بر دل داشت و ثابت کرد که بزرگترین درسهای مدیریتی، نه در کتابها، که در خاکریزهای محرومیت و در چهرههای رنجدیده مردم آموخته میشود و این، حماسه خاموش خدمت بود؛ شعری که نه بر کاغذ، که بر لوح دلها نوشته شد.
روایتی از سفر رئیسجمهور شهید به مناطق زلزله زده اندیکا در ۷ آبان ۱۴۰۰

1405/08/07 - 14:40
444
1405/08/07 - 14:40














