تابناک/ کیهان برزگر معتقد است جنگ اخیر نشان داد که تکنولوژی میانی ایران ظرفیتی راهبردی برای ارتقای بازدارندگی مستقل و تقویت قدرت مانور این کشور در روند جنگ و تعیین معادلات صلح به شمار میآید.
دکتر کیهان برزگر استاد روابط بین الملل و رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی در«همایش بین المللی ایران و نظم جهانی»، مرکز مطالعات عالی بین المللی دانشگاه تهران گفت: جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران نشان داد که «تکنولوژی میانه» یک قدرت نظامی ضعیف تر (ایران) قادر به ایجاد «بازدارندگی میانه» در برابر تکنولوژی پیشرفته قدرت های قوی تر نظامی (آمریکا و اسرائیل) می باشد.
ایران با توسعه سیستم موشکی و پهبادی ارزان، استراتژی بازدارندگی مستقل و با بهره برداری از یک ژئوپلتیک برتر قادر به مقاومت در برابر تکنولوژی برتر هوایی، ماهواره ای و هوش مصنوعی آمریکا در این جنگ بوده است. نکته مهم در این فرآیند توانایی تکنولوژی میانه ایران در کشاندن جنگ از هوا به دریا و زمین و تبدیل آن به یک جنگ فرسایشی غیر متقارن است. این وضعیت، به ایران فرصت داده که نقطه تعادل و تعیین شرط در معادله جنگ و دیپلماسی در برابر آمریکا تعیین کند.
ایران دیدگاه غالب در روابط بین الملل را به چالش کشید
وی افزود: دیدگاه غالب در روابط بین الملل این است که یک قدرت میانه قادر به شکست ابرقدرت ها در جنگ نیست. اما جنگ ائتلافی آمریکا و اسرائیل علیه ایران نشان داد که ابرقدرت ها الزاما پیروز میدان جنگ نیستند و قدرت های میانه با تکنولوژی میانه و ارزان می توانند ابر قدرت ها را زمین گیر کنند.
این تجربه در مورد جنگ اوکراین هم صادق است که یک قدرت بزرگ همچون روسیه همچنان قادر به پایان جنگ نبوده است. هر چند کل این معادله به معنای شکست ابرقدرت ها نیست، اما نکته مهم مقاومت قدرت های میانه و به چالش کشیده شدن جایگاه ابرقدرتی آمریکا و روسیه است. این وضعیت یک نقطه عطف در تحول مفهوم بازدارندگی در نظم جهانی است.
برزگر یادآور شد: تکنولوژی میانه ایران از سه طریق تکنولوژی برتر و قدرت بازدارندگی آمریکا را به چالش کشیده است: نخست، ایجاد، توسعه و ارتقای ظرفیت دفاعی مستقل است. تجربه انزوای راهبردی ایران در نتیجه یک جنگ طولانی با عراق در دهه 1980 و تحریمهای تسلیحاتی، خوداتکایی دفاعی ایران را به یکی از پایههای سیاست دفاعی کشور تبدیل کرده است. اکنون ایران توان تأمین، نگهداری، بازسازی و جایگزینی بخش مهمی از مهمات و نیازهای دفاعی خود، بدون وابستگی تعیینکننده به زنجیرههای عرضه خارجی را دارا می باشد.
حفظ توان عملیاتی ایران در جنگ با آمریکا و اسرائیل نشان میدهد که محدودیت دسترسی به فناوری و تجهیزات نظامی خارجی، با تمرکز بر خوداتکایی و تاکتیکهای نامتقارن همراه شده است. این امر بیانگر آن است که راهبرد دفاعی ایران کوشیده است وابستگی به واردات تسلیحات را کاهش دهد و ظرفیت داخلی در بخشهایی چون تولید، نگهداری و بازسازی صنایع نظامی خود ایجاد کند.
رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی در ادامه افزود: دوم، توسعه استراتژی دفاع-تهاجمی «موزائیکی» است. این استراتژی یک تاکتیک نظامی سازگار با ژئوپلتیک برتر ایران به ویژه از طریق تسلط بر تنگه هرمز است. این راهبرد نظامی به معنای دفاع و عملیات تهاجمی پراکنده، چندلایه، غیرمتمرکز و نقطهای است. در این شیوه فرماندهی و عملیات بهگونهای است که نابودی مرکز فرماندهی کل سیستم را از کار نمیاندازد. هر منطقه یا استان در سرتاسر ایران یگانهای کوچک یا حتی گروههای مستقلی دارد که میتوانند بهصورت مستقل عمل کنند.
هدف اصلی از انجام چنین عملیاتی، پیچیده و فرسایشی کردن عملیات حریف مقابل است. هدف اصلی در این راهبرد ایجاد یک جنگ فرسایشی نامتقارن برای آسیب رساندن به منافع و لجستیک نظامی کشور مهاجم با قدرت تکنولوژیک برتر متعارف است. همزمان ایران با کاربرد تکنولوژی میانه و ارزان خود در شیوه عملیات جنگی آمریکا به لحاظ تامین زنجیره لجستیک مداوم نیروها و ادوات نظامی به منطقه و محدودیت ذخایر سامانههای پدافند هوایی و مهمات دوربرد اختلال و محدودیت جدی ایجاد کرده است. تداوم جنگ به لحاظ بسیج پرسنل نظامی و حفظ روحیه نفرات هم محدودیت هایی برای آمریکا در پی داشته است.
بهره ایران از استراتژی سرایت جنگ به منطقه
وی گفت: سوم، استراتژی سرایت جنگ به منطقه است. حضور پایگاه های نظامی متعدد آمریکا در منطقه این فرصت بی نظیر را به ایران داده که معادله بازدارندگی را از طریق حمله مستقیم به این پایگاه ها از درون سرزمین اصلی خود انجام دهد. ایران توانسته با تکنولوژی میانه خود که متشکل از موشک های دوربرد، میان برد و پهبادهای پیشرفته تهاجمی به پایگاه های نظامی آمریکا در منطقه ضربه جدی بزند و همزمان ظرفیت افزایش تنش برای ایجاد توازن در معادله بازدارندگی با آمریکا ایجاد کند.
در نبرد تنگه هرمز ایران نشان داد که می تواند بر این تنگه استراتژیک کنترل کامل داشته و از طریق تکنولوژی میانه خود برای اختلال در جریان انتقال انرژی بین المللی و ضربه زدن به منافع جهانی آمریکا استفاده کند.
رئیس دانشکده حقوق و علوم سیاسی واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی در پایان گفت: بنابراین، جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران به جدال تکنولوژی میانه و تکنولوژی پیشرفته در نظم جهانی تبدیل شده است. خروجی این جنگ شکل گیری مفهوم جدید «بازدارندگی میانه» است.
به واقع، تداوم جنگ و افزایش مداوم تنش از سوی دو طرف درگیر نشان می دهد که آمریکا با تکنولوژی پیشرفته به راحتی نمی تواند حریف تکنولوژی میانه ایران شود. این جنگ نشان داد که تکنولوژی میانی ایران ظرفیتی راهبردی برای ارتقای بازدارندگی مستقل، افزایش تابآوری، کاهش وابستگی و تقویت قدرت مانور این کشور در روند جنگ و تعیین معادلات صلح به شمار میآید.
به لحاظ تاثیرگذاری بر نظم جهانی، تا قبل از جنگ ایران، نقش قدرت های میانه بیشتردر قالب برتری بلامنازع قدرت های بزرگ از طریق سلطه بر تکنولوژی پیشرفته تعریف می شد. اکنون قدرت های میانه دیگر به تضمین یا وابستگی امنیتی به قدرت بزرگ عمل نمی کنند، بلکه بر مبنای تنوع بخشی به تکنولوژی میانه در جستجوی اهرم های بازدارندگی مستقل می باشند.
















