جماران/ یک تحلیلگر مسائل بینالملل گفت: دو سناریویی که وجود دارد، یکی جنگ گسترده است و دیگری تداوم فشار اقتصادی بدون جنگ فراگیر. هر دوی این سناریوها، فعلا شاید احتمال برابر و ۵۰ درصدی داشته باشند.
کوروش احمدی در گفتوگو با خبرنگار جماران با اشاره به شکست جمهوریخواهان در انتخابات کنگره، اظهار کرد: در خصوص اینکه این انتخابات چه تاثیری بر سیاست آمریکا در قبال ایران و خصوصا مسئله جنگ دارد، باید چند فاکتور را در نظر گرفت: نخست اختیارات رئیسجمهور در سیاست خارجی است. طبق قانون اساسی آمریکا، رئیسجمهور اختیار کامل سیاستگذاری و اجرا در حوزه سیاست خارجی را دارد و نیازمند تایید هیچ نهادی نیست و هر تصمیمی که در مورد سیاست خارجی بگیرد را میتواند اجرا کند، حتی اگر کل کنگره و بقیه اعضای دولت با آن مخالف باشند.
وی با بیان اینکه فاکتور دوم، اختیارات جنگی رئیسجمهور است، افزود: قانون اساسی آمریکا اختیار اعلان جنگ را به کنگره داده است، اما در اکثر موارد، روسای جمهور جنگ را به عنوان یک اقدام اضطراری و فوری و دفاعی آغاز کردهاند، بدون اینکه از کنگره مجوز بگیرند. البته حمله به عراق در 2003 یکی از استثناها بود که با مجوز کنگره انجام شد، اما در اکثر دیگر موارد، جنگ بدون مجوز کنگره آغاز شده و ادامه یافته است. با این وجود، کنگره این توان را دارد که با تصویب طرحی، اختیارات جنگی رئیسجمهور را محدود کند و خواستار توقف یا تعلیق جنگ شود.
این تحلیلگر مسائل بینالملل ادامه داد: در طول جنگ رمضان و پس از آن نیز دیدیم که دموکراتهای کنگره چندین بار طرحهایی را به منظور محدودسازی اختیارات جنگی ترامپ مطرح کردند و حتی در سپتامبر گذشته اگرچه طرح در مجلس نمایندگان رای آورد، اما در سنا با اختلاف یک رای رد شد. باید توجه داشت حتی اگر در کنگره آینده دموکراتها یک طرح مشابه را هم در مجلس نمایندگان و هم در سنا تصویب کنند، آنگاه با مشکل وتوی رئیسجمهور مواجه خواهند شد و برای لغو این وتو، به دوسوم آرای هر دو مجلس نیاز است که با توجه به اینکه دموکراتها دوسوم کرسیهای کنگره را در اختیار ندارند، در زمینه محدودسازی اختیارات جنگی ترامپ به لحاظ حقوقی نیز بعید است بتوانند کاری انجام دهند.
احمدی اضافه کرد: یکی دیگر از اقداماتی که کنگره میتواند انجام دهد، محدودسازی بودجه جنگ است. اما در این مورد نیز هم وتوی رئیسجمهور میتواند کار مجلس را مشکل کند و هم اینکه معمولا کاخ سفید میتواند با یک سری حقههای قانونی، از جمله جابجایی ردیفهای بودجه و تامین منابع از محلهای دیگر، تلاش کنگره را تا حد زیادی خنثی کند. بنابراین، اساسا به لحاظ حقوقی، دست کنگره برای محدودسازی رئیسجمهور و ممانعت از گسترش جنگ چندان باز نیست.
وی با بیان اینکه با این وجود، کنگره به لحاظ سیاسی میتواند تاثیرات زیادی داشته باشد، عنوان کرد: کنگره حق تحقیق و تفحص، نظارت، مطالبه اسناد، احضار مقامات و استیضاح ترامپ و وزرا را دارد. به عنوان مثال، کنگره میتواند هگست، وزیر جنگ آمریکا را استیضاح کند و احتمال این کار توسط کنگره بعدی وجود دارد، هرچند با توجه به نیاز به دوسوم آرای سنا ممکن است به جایی نرسد. اما این اقدامات میتواند کار ترامپ را مختل کند و انرژی و وقت زیادی را از او و دولتش بگیرد و با توجه به روانشناسی خاص ترامپ، تعادل او را بیش از پیش به هم بزند.
این دیپلمات سابق با بیان اینکه نتیجه انتخابات کنگره نظرسنجیهای قبلی مبنی بر مخالفت مردم آمریکا با جنگ علیه ایران را تایید کرد، افزود: لذا اکنون دیگر دولت ترامپ به لحاظ سیاسی مشروعیتی برای ازسرگیری جنگ علیه ایران ندارد و اگر چنین کند، نوعی تقابل با رای مردم تلقی خواهد شد. با این وجود، این سوال مطرح است که آیا ترامپ همان طور که در سیاست داخلی شکست خورد و کنگره را از دست داد، اجازه میدهد که در سیاست خارجی هم شکست بخورد و به هیچ توفیقی در پرونده ایران دست نیابد؟ بنابراین، این احتمال را نباید نادیده گرفت که ترامپ برای جبران شکست خود در سیاست داخلی، برای کسب یک پیروزی در سیاست خارجی جریتر شود و بر این اساس، به سمت تشدید برخوردها با ایران برود.
احمدی با بیان اینکه شکست جمهوریخواهان در انتخابات کنگره میتواند در داخل دولت آمریکا هم انعکاسهایی داشته باشد، گفت: در داخل دولت ترامپ، افرادی حضور دارند که راههای دیگر را بر جنگ ترجیح میدهند؛ به عنوان مثال، بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، معتقد است که باید به جای جنگ، به راهبرد محاصره دریایی و فشار اقتصادی علیه ایران فرصت داد تا جمهوری اسلامی را تضعیف کند. رئیس سازمان سیا، ونس و ویتکاف نیز از جمله افرادی هستند که بر فشار اقتصادی به همراه مذاکره تاکید دارند و جنگ را گزینه بعدی میدانند.
وی ادامه داد: با توجه به اینکه شکست جمهوریخواهان در انتخابات کنگره عملا به عنوان شکست شخص ترامپ محسوب شده است، تردیدی نیست که موقعیت او به لحاظ سیاسی در داخل و خارج آمریکا تضعیف شده و بعید نیست که او به لحاظ روحی و روانی نیز با مشکلاتی مواجه شود. این امر میتواند باعث شود که اعضای دولت او که فشار اقتصادی را ترجیح میدهند در موقعیت بهتری قرار گیرند و بتوانند نظرات خود را بیشتر مطرح کنند؛ کما اینکه ونس دیروز چنین کرد.
این دیپلمات سابق اضافه کرد: در این صورت، یک احتمال این است که ترامپ در ازسرگیری جنگ عجله نکند و فعلا بر ادامه فشار اقتصادی متمرکز شود. این سناریو ممکن است با یک سری برخوردهای نظامی محدود مانند حمله چند روز پیش به اهدافی در قشم نیز همراه باشد. البته این احتمال هم وجود دارد که ترامپ توجهی به توصیههای این بخش از اعضای دولت خود نکند و خصوصا در فاصله دو ماه باقیمانده تا تشکیل کنگره جدید، دست به جنگ مجدد علیه ایران بزند. در این رابطه فشار نتانیاهو را نیز نباید نادیده گرفت.
این تحلیلگر مسائل بینالملل افزود: در مجموع دو سناریویی که وجود دارد، یکی جنگ گسترده است و دیگری تداوم فشار اقتصادی بدون جنگ فراگیر. هر دوی این سناریوها، فعلا شاید احتمال برابر و ۵۰ درصدی داشته باشند. با توجه به اینکه هر دوی این احتمالات برای ایران نامطلوب محسوب میشود، گزینه ایدهآل برای ما این است که به یک توافق با آمریکا برسیم که البته با توجه به مواضعی که دو طرف تا کنون داشتهاند، شانس توافق چندان بالا نیست، مگر اینکه هر دو انعطافهایی را نشان دهند. در غیر این صورت، مذاکراتی که از طریق میانجیگران در جریان است، به بنبست خواهد رسید.
















