مصباحی مقدم: اگر به جای آمریکا با اروپایی ها مذاکره می کردیم تاکنون به نتیجه رسیده بودیم
فارس
بروزرسانی
فارس/ سخنگوي جامعه روحانيت مبارز با بيان اينکه ايران در مورد مسائل هستهاي مستقيما با آمريکا مذاکره ميکند، گفت: اگر در مورد مسائل هستهاي با اروپاييها در حال گفتوگو بوديم تاکنون به نتيجه ميرسيدم.
آنچه در ادامه از پيش رويتان ميگذرد گفتوگوي مشروح فارس با حجتالاسلام مصباحيمقدم سخنگوي جامعه روحانيت مبارز است:
فارس: به نظر شما مهمترين دستاوردهاي انقلاب بعد از 36 سال چيست؟
مصباحيمقدم: مهمترين دستاورد انقلاب اسلامي استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي است يعني همان شعاري که مردم در راهپيماييهاي خودشان قبل از پيروزي انقلاب سر ميدادند و در اين بين از همه بيشتر استقلال کشور حائز اهميت است و در اين طيف ابعاد استقلال، استقلال سياسي.
*ايران اسلامي قويترين استقلال سياسي را در دنيا دارد
قويترين استقلال سياسي را نظام جمهوري اسلامي ايران در دنيا دارد، به اين معنا کشورهاي اروپايي نيز کشورهاي مستقلي نيستند چرا که تحت تاثير سياستهاي ايالات متحده آمريکا تصميم ميگيرند.
اين تحريمهايي که امروز شامل حال ما شده است از سوي طرف اروپايي مبنا و استدلال اصولي، اساسي و جدي ندارد و من اين را در مذاکره با مسئولان سياسي چند کشور اروپايي نيز بيان کردهام.
*اگر با اروپاييها در حال گفتوگو بوديم به نتيجه ميرسيديم
اروپاييها خود را متعهد به آمريکا ميدانند و به دنبال آمريکا هستند. الان هم اگر مذاکرات ايران و آمريکا نبود ما با اروپا به نتيجه رسيده بوديم. امروز چون مذاکرات ايران و آمريکا در حال صورت گرفتن است ما به نتيجه مشخصي نرسيدهايم و در حال کش پيدا کردن است.
اروپاييها در مورد اين مذاکرات صبر و انتظار دارند. آنها از به نتيجه رسيدن اين مذاکرات بسيار خرسند خواهند شد چرا که در اين صورت آنان به صورت گسترده با ايران ارتباط سياسي- اقتصادي برقرار ميکنند. بنابراين ايران يک کشور مستقل سياسي در دنيا، بلکه کشوري اثرگذار در مسائل منطقهاي و بينالمللي است.
فارس: ايدئولوژي انقلاب ايران چه تفاوتي با گفتمانهاي مطرح جهاني در زمان خود بود؟
مصباحي مقدم: ايران ايدئولوژي اسلام و مردمسالاري ديني و اسلامي را مطرح کرده که اين ايدئولوژي به صورت عميق و جدي از آن چيزي که در غرب حاکم است، عميقتر است.
ايدئولوژي مطرح در غرب انديشه ليبراليسم است بنابراين در غرب بنا بر ليبراليسم کارها صورت ميگيرد نه ارزشهاي ديني؛ در غرب هرچه که دموکراسي مطلق اقتضا ميکند در حال دنبال شدن است و اگر عميقتر به قضيه نگاه کنيم بهتر است بگويم هر چه منافع بنگاههاي بزرگ اقتصادي اقتضا ميکند کارها نيز در همان جهت به پيش ميرود ولي ايران اسلامي دنبال مصالح جهان اسلام و ملت شهيدپرور خويش است.
ايران توانسته در منطقه خاورميانه اثرگذار باشد و تعدادي از کشورها نيز در همين راستا کاملاً تحت نفوذ مباني اسلامي قرار گرفتهاند و با ايران همکاري و همراهي جدي دارند و تعدادي از آنها نيز در جريان تحول قرار گرفتهاند و اين موضوع کوچکي نيست.
*ايران از نظر نظامي در منطقه حرف اول را ميزند
غير از استقلال سياسي، امروز شاهد استقلال نظامي جمهوري اسلامي ايران هستيم. ما 8 سال دفاع مقدس را بدون حمايت هيچ بيگانهاي بلکه با رجوع به نيرو انساني، منابع و امکانات خود به پيش برديم و صدام، همه کشورها و قدرتهاي استکباري را پشت سر گذاشتيم. امروز از نظر قدرت نظامي در منطقه حرف اول را ميزنيم. دشمنان جمهوري اسلامي امروز جرأت مطرح کردن تهديد نظامي را ندارند و اين استقلال نظامي بسيار بسيار مهم است. ما به حد قابل توجهي از آزادي در کشورمان دست يافتهايم. آزادي کشور مبتني بر آن ملت است و اين موضوع در قانون اساسي اصل نظام که با همهپرسي به نتيجه رسيده است، وجود دارد.
در ايران حتي مقام معظم رهبري، مجلس خبرگان رهبري، رياست جمهوري، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و شوراي شهر همه مبتني بر آراي ملت است و اين الگوي جديدي است که در جهان مطرح شده و مردم در فعاليتهاي سياسي، انديشهها و افکار خود آزاد هستند. مردم ما چهارچوب ارزشها را مبنا و اساس قرار داده است.
جمهوري اسلامي ايران به مثابه يک نظام در طول اين 36 سال از عمر خود محقق و برکات زيادي براي کشور داشته است.
*استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي محقق شده اما پروسه به کمال نرسيده است
قانون اساسي ما مبتني بر اسلام و قوانين ديگر ما نيز مبتني بر ارزشهاي اسلامي است. ما چيزي که خلاف شرع باشد در نظاممان وجود ندارد و آنچه که تثبيت ميشود توسط شوراي نگهبان که قانون اساسي صورت ميگيرد و از اين جهت ما آن شعار استقلال، آزادي، جمهوري اسلامي را امروز تحقق يافته ميبينيم اما هنوز اين پروسه به نقطه تمام و کمال نرسيده است.
فارس: مهمترين چالشها و فرصتهاي نظام جمهوري اسلامي را چه ميدانيد؟
مصباحي مقدم: فرصتهايي که ما در پيش رو داريم بستر و زمينهاي است که در کشورهاي منطقه بلکه جهان اسلام و بعضي از کشورهاي استقلالطلب آمريکاي لاتين، آفريقا و آسياي دور وجود دارد چرا که اين کشورها، کشورهايي هستند که زمينه لازمي را براي الگو گرفتن از جمهوري اسلامي دارند. در کشورهاي منطقه چه خاورميانه چه شمال آفريقا بستر براي گسترش افکار و ايدهها از انقلاب اسلامي کاملاً فراهم است و ملتهاي منطقه از آن حمايت ميکنند بنابراين اين از جمله بزرگترين فرصتها محسوب ميشود.
بزرگترين تهديدهاي جمهوري اسلامي نيز استکبار جهاني است. استکبار جهاني و صهيونيسم نه تنها از موضع خود کوتاه نيامدهاند بلکه در مواضع خود سختتر و سفتتر هم شدهاند. گاهاً رژيم صهيونيستي مورد حمايت غرب قرار ميگرفت در برخي موارد نيز مناقشه پيدا ميکردند و احياناً به صورت ظاهر که شده حمايتهايي از فلسطين ميکردند اما امروز کشورهاي اروپايي الان يک جانبه و يکطرفه فقط حمايت از صهيونيستها و مقابله با ملت مظلوم فلسطين و همينطور ساير ملتهايي که به نحوي در مقابل استکبار جهاني و صهيونيست استقلال از خودشان ميدهند، را در دستور کار دارند. اين چالش، چالش کوچکي نيست که ما با استکبار جهاني رو به رو هستيم.
*آمريکاييها در حال سند زدن دستاوردهاي اروپاييها به نام خود هستند
چالش ديگر ما در عرصه علم و فناوري است چرا که مستکبران ميخواهند اين حرفه و فنها فقط در اختيار خودشان باشد و جالب اين است که آمريکاييها فناوريهايي که در بعضي از کشورهاي اروپايي در مورد انرژي وجود دارد را نيز ميخواهند و دارند تصاحب ميکنند. به عبارت ديگر آمريکاييها ميخواهند فناوري و تکنولوژي به طور کامل در اختيار آنان و شرکتهايشان باشد مثلا پروسهاي را طي ميکنند که به عنوان مثال فناوريهاي مربوطه به انرژي برق کاملا در اختيار آمريکا باشد مثلا سهام زيمنس آلمان را خريداري کردند.
*آرمان غرب باز کردن پيچ و مهرههاي هستهاي ايران است
غرب ميخواهد در زمينه فناوري انحصاري عمل کند به خصوص فناوريهاي پيشرفته. تمام همت غربيها اين است که ما به اين فناوريها دست پيدا نکنيم به خصوص در مورد فناوري هستهاي. آنان در مورد دستيابي ايران به فناوري هستهاي نيز در تلاش هستند پيچ و مهره هستهاي ما را از هم باز کنند و مجموعه مراکز هستهاي ما را تعطيل کنند. اين جزو آرمان آنان است و اينکه نميتوانند مسئله ديگري است.
چالش ديگري که ما داريم چالش بسترهاي بيداري است که در منطقه وجود دارد و قدرتهاي غربي در مقابل اين زمينههاي بيداري آرام نشستهاند و کار و توطئه ميکنند. در مصر هم که همه شاهد بوديم انقلاب را مصادره کردند يعني انقلابي که مردم مصر براي آن هزاران خون دادند و مشکلات بسياري را متحمل شدند، توسط قدرتهاي بزرگ در حال مصادره شدن است.
*اگر راه مقاومت را دنبال کنيم قطعاً بُرد با ماست
چالشهاي ما از اين بابت چالشهاي سنگيني است امروز ديگر نظام جمهوري اسلامي دغدغهاش فقط ايران و ملت ايران نيست بلکه دغدغه اول ايران و ملت ايران است اما امروز اين قدرت را پيدا کرده که در منطقه و در جهان نقشآفريني کند از اين حيث ما دغدغه بزرگتري داريم البته اگر مسير مقاومت يعني همان مسيري که توسط مقام معظم رهبري ترسيم شده را ادامه دهيم، قطعاً بُرد با ما است.
ما اگر به 36 سال پيش برگرديم و جايگاه آمريکا و ايران را مورد مقايسه قرار دهيم. ايران به طور مرتب پلهپله بالا رفته و آمريکا در جايگاه منطقهاي پلهپله پايين آمده است.
فارس: شباهتها و تفاوتهاي انقلاب 57 و 9 دي 88 چيست؟
مصباحي مقدم: يک مسئله شباهت اين است که همه مردم در انقلاب اسلامي سال 57 به ميدان آمدند و اگر برگرديم به سال 56 عدهاي نخبگان جامعه به ميدان آمدند مانند طلاب، علما، دانشگاهيان و سياسيون، اما در بهمن 57 همه مردم در صحنه بودند و شبيه به اين در 9 دي 88 اتفاق افتاد که بعد از فتنه 88 عدهاي دچار فتنه شدند و اردوگاه سياسي کشور شرايطي پيدا کرد که ابهامآفرين بود براي آنان.
آن ادعاي تقلب بزرگ که از سوي شکستخوردههاي سياسي صورت گرفت. بعد که مسير ادامه يافت، خطبههاي نماز جمعه 29 خرداد مقام معظم رهبري بيان شد و بعد حوادثي که رخ داد کساني به ميدان آمدند که شعارهايشان حکايت از اين داشت نه به نظام و اسلام اعتقادي ندارند و در روز عاشورا هم نشان دادند که براي امام حسين هم احترامي قائل نيستند. براي مردم غالباً کشف شد که اتفاقاتي که در حال رخ دادن است ربطي به انتخابات ندارد.
*ميتوان قسم خورد افرادي که بعد از انتخابات 88 به خيابان آمدند حتي راي هم نداده بودند
چرا که کساني به ميدان آمدهاند که ميتوان قسم خورد در انتخابات شرکت نکردهاند و به هيچ يک از طرفين انتخابات راي ندادهاند. اين بود که مردم حس کردند دستاوردهاي انقلاب اسلامي سال 57 دارد متزلزل و دست خوش تغيير و تحول ميشود و همين موضوع بود که با تمام وجود به ميدان آمدند و اين بزرگترين شباهتي است که بين انقلاب اسلامي و 9 دي ميتوان در نظر گرفت. اقبال بسيار گسترده، توجه به محوريت ديني، ارزشهاي ديني، ولايت فقيه و ايستادن پاي چنين ستون خيمهاي موجب شد که اوضاع براي عموم مردم شفاف شود و اين حاصل و نتيجه بيداري بود و طبعاً اثر خوبي نيز در برگشت موقعيت نظام جمهوري اسلامي در منطقه و انسجام داخلي هم داشت.