نماد آخرین خبر
  1. برگزیده
سیاسی

تا انتخابات / نامه سرگشاده بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت خطاب به هاشمی‌رفسنجانی/از این عرصه خطرناک کنار بکشید

منبع
ايسنا
بروزرسانی
  تا انتخابات / نامه سرگشاده بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت خطاب به هاشمی‌رفسنجانی/از این عرصه خطرناک کنار بکشید
ايسنا / بسيج دانشجويي دانشگاه علم و صنعت با صدور نامه سرگشاده‌اي خطاب به آيت الله هاشمي رفسنجاني بيان کرده است که امروز چه شده که اصلاح‌طلباني که روزي مخالف سرسخت شما بودند براي حضور در صحنه و پاک‌سازي ذهن مردم از خباثت‌هايشان به شما پناه آورده‌اند، کاري که در جريان انتخابات 88 نيز صورت دادند. شما را چه شده است که چند سالي است تبديل به رهبر معنوي کساني شديد که چشم ديدن پيشرفت انقلاب را ندارند؟ به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در بخش‌هايي از اين نامه آمده است: «همان‌گونه که مستحضريد روز آخر ثبت نام کانديداي رياست‌جمهوري روزي بود که شرايط بازي حداقل روي کاغذ به طور کامل عوض شد و قطب‌هاي جديدي در عرصه انتخابات پديد آمد که البته مدل آن نه با اين کيفيت در دو انتخابات گذشته نيز تکرار شد ليکن تفاوتي که اين انتخابات با دو دوره قبلي دارد اين است که ديگر قطب‌هاي انتخابات هاشمي – احمدي‌نژاد نخواهد بود و شما نيز قطعاً واقف به اين موضوع هستيد و آن را نفي نمي‌کنيد. در حال حاضر بناي بحث بر سر قطب‌هاي انتخابات نداريم و به اين مختصر در اين عرصه بسنده مي‌کنيم چه آن‌که مي‌دانيم درايت سياسي جنابتان به اندازه‌اي هست که خود مطلع از اين موضوع باشيد. لذا بحث‌هايي در ذيل اين نامه خدمتتان ارائه مي‌گردد باشد که مثمر ثمر باشد. نحوه حضور شما در عرصه انتخابات در ظاهر کاملاً عجولانه رخ داد تا جايي که شما در دقايق آخر مهلت قانوني، اقدام به ثبت‌نام در اين عرصه نموديد ليکن بحث بر سر حضور يا عدم حضور شما از چند ماه قبل به طور جدي کليد خورده بود و طيف‌هاي مختلف اصلاح‌طلبان اعم از سياسيون، جوانان، روزنامه‌نگاران و .... هر يک شوق خود را به حضور شما، به نوعي ابراز نمودند و تنها راه حل برون‌رفت از مشکلات کشور را سکان‌داري عرصه رياست جمهوري توسط جنابتان مي‌دانستند و حقاً و انصافاً بر اين موج تبليغاتي‌شان به خوبي پافشاري نمودند تا شما را ديگر بار در اين عرصه در بوته آزمايش قرار دهند. بحث بر سر کيفيت حضور شما و مشوقين‌تان براي حضور هست. در کنار اين مسائل نيز سوالاتي پيرامون آينده و سرانجام اين حضور مطرح است که ان‌شاالله به آن‌ها اشاره خواهيم نمود. حضرت آيت الله امروز کساني براي ورود به عرصه انتخابات حامي شما هستند که طي چند سال حاکميت اصلاحاتيون بر کشور، جنابتان را آماج حملات تند خود قرار داده بودند و ساير هم‌طيف‌هاي ايشان که اکنون حامي شمايند سکوت را بر دفاع از شما ترجيح مي‌دادند و بر طبل رسوايي و بي‌آبرويي‌تان مي‌کوبيدند و سعي آن داشتند تا نامي از شما در اذهان باقي نگذارند. آن‌ها و هم‌پياله‌هايشان همان کساني بودند که شما را عالي‌جناب سرخ‌پوش مي‌خواندند و تمام فتن رخ‌داده در تاريخ انقلاب را منسوب به شما مي‌پنداشتند ليکن امروز شما را تنها منجي کشور مي‌خوانند و در حمايت از شما به مديحه‌سرايي مي‌پردازند. به امثال مايي که از نسل سوم انقلاب هستيم و جريانات ابتداي انقلاب را فقط شنيده‌ايم و البته خوانده‌ايم حق دهيد که نه آن فحاشي‌ها و توهين‌هاي بي‌سابقه را باور کنيم و نه اين تملق‌هاي بي حد و حصر را. آن‌چه که ما از نوع برخورد اصلاح‌طلبان تندرو با شما ديده‌ايم بي‌آبرو کردنتان در جريان انتخابات مجلس ششم و توهين‌هاي آن‌ها به شما بود. چرا؟ پاسخ به اين سوال واضح هست. چه آن‌که ايشان در آن زمان شما را وزنه‌اي براي حفظ نظام مي‌دانستند و جنابتان را امين رهبري مي‌پنداشتند اما امروز چه شده است که اصلاح‌طلباني که روزي مخالف سرسخت شما بودند براي حضور در صحنه و پاک‌سازي ذهن مردم از خباثت‌هايشان به شما پناه آورده‌اند کاري که در جريان انتخابات 88 نيز صورت دادند. شما را چه شده است که چند سالي است تبديل به رهبر معنوي کساني شديد که چشم ديدن پيشرفت انقلاب را ندارند؟ پيشرفت کشور را با سر خم کردن در مقابل قدرت و نه ابرقدرت بلوک غرب مي‌بينند. چرا شما به جايگاهي رسيديد که امروز از موضع اصلاح‌طلبان سازش‌کار و بزدل که تنها راه حل برون رفت از مشکلات را تسليم آمريکا شدن مي‌بينند، حرف مي‌زنيد و تبديل به مأمني براي پوشاندن اشتباه‌هاي ايشان شديد؟ مگر فراموش کرده‌ايد که تا شرک و کفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستيم؟ آيا دوره اين سبک از آرمان‌گرايي‌ها تمام شده است؟ آيا دوره آرمان‌هاي حضرت روح‌الله و صدور انقلاب به اتمام رسيده است که اينگونه دوستانتان که خود را مريد و شاگرد مکتبتان مي‌نامند بر طبل رابطه با آمريکا به عنوان دواي درد ملت ايران مي‌کوبند و پس از 34 سال مقاومت جانانه ملت ايران، تسليم شدن در برابر زورگويي‌هاي آمريکا را راه حل عبور از اين دست بحران‌ها مي‌دانند؟ البته شما نيز در اين وادي به جاي زدن اين فکر شاگردانتان با مواضعي که پيرامون رابطه با آمريکا گرفتيد، به اين حواشي دامن زده‌ايد و اين شائبه را در اذهان ملت وارد ساختيد. جناب هاشمي در جريان انتخابات 88 و مسائلي که در آن مناظره کذا پيش آمد، شما به نوشتن نامه‌اي متأسفانه بدون سلام و والسلام به رهبري معظم اقدام نموديد و در آن سخناني را مطرح نموديد که امروز بر تحقق آن پيش‌بيني‌ها بر خود مي‌باليد. دو بحث در اين وادي مطرح است: يک اينکه عده‌اي قائل به اينند که شما خود زمينه‌ساز اين فتنه‌ها بوديد و کليدزننده پروژه بني‌صدريزاسيون جناب احمدي‌نژاد و دو اينکه عده‌اي نيز قائل به اين موضوعند که شما انساني بسيار بصير هستيد و توانستيد ماهيت جناب احمدي‌نژاد را پيش‌بيني کنيد. فارغ از صحت و سقم مدعاي شما در وقوع پيش‌بيني‌تان که شما نيز قطعاً خود در طيف دوم جاي مي‌گيريد و خود را انساني بسيار بصير مي‌پنداريد ، بحث بر سر اين است که شما براي مقابله با جرياني که جناب احمدي‌نژاد عليه‌تان ايجاد نمود هم‌کاسه با اصلاح‌طلباني گرديديد که شايد در ظاهرهيچ وجه تشابهي با شما بر سر اصول‌تان پيرامون انقلاب و ولايت‌فقيه نداشتند و در جريان فتنه 88 نيز نشان دادند که خواستار زدن ريشه و رکن‌رکين انقلاب يعني ولايت‌فقيه هستند و جنگ‌شان به دعوايي زرگري بر سر قدرت و رياست‌جمهوري بر نمي‌گشت. هدف آن چيزي بود که پس از چندي در شعارهايشان روشن شد. هدف آن چيزي بود که در روز عاشورا مشخص شد. هدف پاره کردن عکس امام نبود. هدف، حذف نام امام بود. امامي که شما به ياري وي مي‌نازيد و افتخارتان را شاگردي مکتبش مي‌دانيد اما ظاهراً در حرکت در راهش دچار خطايي نابخشودني شديد. خطايي که اصل انقلاب را هدف گرفته است. سکوت و حرف‌هاي دوپهلوي شما در جريان فتنه 88، صحبت‌هاي شما در آخرين نماز جمعه‌تان، جلساتي که با فتنه‌گران داشتيد و گويي محور وحدتشان بوديد، مواضع پس از آن که ديگر چندان عيان نبود، همه و همه دست به دست هم دادند تا شما را هر چه بيش‌تر، دورتر از اصل انقلاب قرار دهند تا جايي که امروز راه بازگشتشان را به نظام در پنهان شدن اسمشان در پس شما مي‌بينند و شما را سيبل حرکاتشان کردند.» در بخش ديگري از اين نامه آمده است: «آقاي هاشمي خواهشاً به موارد طرح شده در بالا فکر کنيد و بدانيد شما نردباني هستيد براي رسيدن اصلاح‌طلبان به جريان سياسي کشور و پيروزي يا عدم پيروزي شما در انتخابات آتي محل بحث آن‌ها نيست. آن‌ها شما را نردباني براي بالا رفتن خود قرار دادند و شما را پلي براي عبور خود از مقطع حساس کنوني مي‌دانند. مقطع حساسي که در صورت عدم حضور اصلاح‌طلبان در اين انتخابات لحظه مرگ سياسي ايشان خواهد بود و عملاً انزواي سياسي ايشان را تبديل به تابوتشان خواهد نمود. حال، اگر از اين پل بگذرند ديگر نيازي به اصل پل نخواهند داشت و قطعاً پلي که از آن گذشتند را خراب خواهند کرد. آن‌ها مي‌دانند که گزينه‌هاي شاخصشان قطعاً توان عبور از فيلتراسيون نظام را ندارند لذا در پس نام شما خودرا مطرح مي‌سازند. حال اگر شما پيروز شديد که خود نيز بايد بدانيد احتمالش زياد نيست و به قول يکي از همين اصلاحاتيون نام شما 50% رأي منفي با خود به همراه دارد، در دولت شما جاي مي‌گيرند و با توجه به کهولت سن جنابتان که خود بارها به آن براي عدم حضور اذعان نموديد، زمام کار را در دست مي‌گيرند و به بدنه اجرايي نظام باز مي‌گردند و اگر در اين انتخابات شکست خورديد مرگ سياسي خود را رقم زديد در حالي‌که روحي در کالبد بي‌جان اصلاح‌طلبان دميديد. پس در هر دو حال حضور شما به معناي شکست شما و بي‌آبرويي شما در نزد آيندگان است. جناب هاشمي، کمي تأمل کنيد که به کجا رسيده‌ايد که براي حضورتان رسانه‌هاي ضد انقلاب به جشن و پاي‌کوبي مي‌پردازند؟ مگر شما ادعا نداريد که مطابق گفتمان امام حرکت مي‌کنيد و مگر ايشان نفرمودند که هر گاه دشمن از ما تقدير کرد و براي‌مان کف زد بدانيم که مسيرمان اشتباه است.» در بخش ديگري از اين نامه چنين آمده است: « آقاي هاشمي! اين بازي‌ها نخ نما شده است. خواهشاً خود را درگير اين سطح پايين از بازي‌ها نکنيد که دوره اين سبک کارها گذشته است. دوره حرکات بني‌صدري گذشته است که وقتي از محضر امام خارج مي‌شود اعلام کانديداتوري مي‌کند و صحنه را طوري جلوه مي‌دهد که امام خواهان حضورش بود. شما به جاي اين‌گونه هزينه کردن از آقا که قطعاً خلاف واقع نيز هست، بياييد و خود را با معيارهاي ايشان مقايسه کنيد. به سخنان ابتداي امسال آقا مراجعه کنيد که چگونه نوع تفکر تکنوکراتيک حاکم بر کشور در دوره شما را مورد نقد جدي قرار دادند حال شما مي آييد و از دوره مديريت موفق خود سخن مي گوييد؟ برويد مواضع خود را با ايشان در بحث بيداري اسلامي مقايسه کنيد. برويد به نوع نگاهتان پيرامون رابطه با آمريکا نظر بيفکنيد و آن را با نوع نگاه رهبري مقايسه کنيد. برويد به بحثي که پيرامون اعتماد از دست رفته مردم به نظام مطرح کرديد و پاسخي که از آقا دريافت داشتيد نظر بيفکنيد که بدانيد تفاوت نگاهتان با آقا بيش از اين است که شما را دعوت به حضور در اين عرصه کنند. آقاي هاشمي به دور و بر خود نظر بيفکنيد و ببينيد که رسانه‌هاي به ظاهر حامي‌تان چگونه به ترويج دروغ مي‌پردازند. دروغي که ماحصلش تنها، بي‌آبرويي شماست . مواظب از دست رفتن آبروي باقي‌مانده‌تان به خاطر مجاهدت‌هاي ابتداي انقلاب‌تان باشيد و همه را در اين قمار نبازيد. چرا نمي بينيد که چگونه به دروغ مراجع را حامي شما براي حضور مي‌خوانند که با تکذيبيه دفاتر اين دو بزرگوار مواجه شويد؟ خواهشاً به خود بياييد و صحنه را با درايت سياسي خود ببينيد نه با تملق کاسه ليسان اطرافتان که متأسفانه کم هم نيستند. به خود بياييد و ببينيد که شما در مقام رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، امين رهبري قرار گرفتيد نه در قاموس شخصي که اصلاحاتيون دوست دارند تا وي را کليدزننده حاکميت دوگانه و در تقابل با امام امت قرار دهند. ادامه اين راه توسط شما به قرار گرفتن جدي‌تان در مقابل جريان اصيل انقلاب مي‌انجامد. حضرت آيت الله در پايان از شما مي‌خواهيم که به موارد بالا فکر کنيد و لحظه‌اي را نيز به شنيدن و خواندن حرف‌هاي نسل‌سومي‌هايي که در سن نوادگانتان هستند، بگذرانيد و البته در موارد بالا اندکي تأمل کنيد. اگر حرف‌هاي بالا را مطابق با عقل و منطق به زعم خود پنداشتيد که از اين عرصه خطرناک کنار بکشيد و به جايگاه خود در مقام امين رهبري بازگرديد و اگر نيز آن را خلاف منطق، بياييد و به سوالات مطرح شده در دانشگاه، پاسخ دهيد. دانشگاه علم و صنعت پذيراي حضور شما است.»