فرمانده ناوگروه سی و سوم نداجا: برای حضور در آب‌های دورتر آماده‌ایم

منبع
فارس
بروزرسانی
فرمانده ناوگروه سی و سوم نداجا: برای حضور در آب‌های دورتر آماده‌ایم
فارس/ فرمانده ناوگروه سي و سوم نداجا با بيان اينکه براي حضور در آب‌هاي دورتر آماده‌ايم گفت: حضور طولاني‌مدت شناورهاي نداجا در فواصل بسيار دور از ساحل ايران، گواه توانمندي آنهاست. اين براي دومين بار است که فرماندهي يکي از ناوگروه‌هاي اعزامي ارتش به آبهاي آزاد را برعهده مي‌گيرد. يک بار در قالب ناوگروه سوم (متشکل از ناو لجستيک خارک و ناو موشک‌انداز سبلان) و حالا هم ناوگروه سي و سوم که ناو لجستيک بندرعباس و ناو موشک‌انداز نقدي را به همراه دارد. خودش ورودي سال 64 به ارتش بوده و از همان سال نيز وارد دانشگاه علوم دريايي امام خميني(ره) نوشهر شد. 4 سال بعد در رسته «ناوبري و فرماندهي عرشه» فارغ التحصيل و از سال 68 به منطقه يکم دريايي ارتش در بندرعباس منتقل و مشغول خدمت برروي شناور سطحي شد. افسر ناوبر، افسر توپخانه و ملوان، افسر عمليات و فرماندهي دوم از جمله مسئوليت هاي اين فرمانده 47 ساله اهل تهران تا سال 74 بود. با خريد 3 فروند زيردريايي کيلوکلاس به نام هاي طارق، يونس و نوح، او نيز به همراه تعداد ديگري از افسران نيروي دريايي به مدت 2 سال براي طي دوره آموزشي اين يگانها به خارج از کشور رفت. پس از بازگشت به کشور، تا سال 87، مشغول خدمت در يگانهاي زيرسطحي شد و در اين مدت، مسئوليتهايي نظير فرماندهي سوم، فرماندهي دوم، فرماندهي زيردريايي و فرماندهي ناوتيپ زيرسطحي را برعهده گرفت. پس از طي دوره فرماندهي و ستاد در دانشگاه دافوس ارتش، به ناوگان شمال و منطقه چهارم نيروي دريايي ارتش رفت و هم اکنون نيز جانشيني اين منطقه را برعهده دارد. آنچه در زير مي‌خوانيد، گفتگوي خبرنگار گروه امنيتي دفاعي خبرگزاري فارس است با ناخدايکم عرشه محمدرضا احمدي کرمانشاهي فرمانده ناوگروه سي و سوم نيروي دريايي ارتش در آبهاي آزاد. اين ناوگروه اطلاعاتي، عملياتي و آموزشي ماموريت خود را از ابتداي بهمن ماه سال گذشته در آبهاي آزاد و جنوب شرق آسيا آغاز کرد و طي اين ماموريت، علاوه بر عبور از خط استوا و تنگه مالاکا، در 3 کشور سريلانکا، اندونزي و هند نيز پهلو گرفت. ناوگروه سي و سوم نداجا، 18 فروردين ماه سال جاري به ايران بازگشت و در بندرعباس پهلو گرفت. *** * با توجه به اينکه ناوگروه سي و سوم، يک ناوگروه اطلاعاتي، عملياتي و آموزشي بوده و تعداد زيادي از دانشجويان دانشگاه امام خميني(ره) نوشهر نيز بر روي آن حاضرند، شما توان آموزشي نيروي دريايي را چطور ارزيابي مي‌کنيد؟ پيش از انقلاب ما چيزي به عنوان دانشگاه يا مرکز تربيت نيروي انساني در نيروي دريايي نداشتيم به همين دليل و از آنجايي که نيروي دريايي يک نيروي فناور و تجهيزات‌محور است، کليه افسران و پرسنل براي آموزش به خارج از کشور و عمدتا به کشورهاي غربي اعزام مي شدند. از سال 59 بود که دانشگاه امام خميني(ره) در نوشهر جهت تربيت و آموزش افسران نيروي دريايي ارتش آغاز به کار کرد که خود بنده نيز فارغ التحصيل همين دانشگاه هستم. در اين ناوگروه هم دانشجوياني حضور دارند که سال سوم را طي مي‌کنند تا آموزشهاي دانشگاهي خود را به صورت عملي و در يک صحنه ي واقعي بکار بگيرند. امروز با توجه به سرمايه گذاري‌هايي که در زمينه آموزش صورت گرفته و سياستهايي که طرح ريزي شده، براي آموزش و تربيت افسران نه تنها هيچ نيازي به کشورهاي خارجي نيست، بلکه توان آموزش دانشجويان کشورهاي ديگر را نيز داريم. ** ماموريت نداجا پس از مرزها آغاز مي‌شود * اينکه نيروي دريايي ارتش به عنوان يک نيروي راهبردي مطرح مي شود، به چه معناست؟ نيروي دريايي ارتش نه تنها حافظ و نگهبان آبهاي سرزميني است، بلکه از منافع جمهوري اسلامي ايران در فراتر از آبهاي سرزميني نيز پاسداري مي‌کند و در حقيقت ماموريت نيروي درياي ارتش تازه پس از مرزها شروع مي‌شود. ناوگروه 33 نداجا/ ناو لجستيک بندرعباس و ناوشکن نقدي اگرچه نيروهاي ديگر نيز وظيفه دفاع از مرزهاي کشور را دارند اما نيروي دريايي ارتش حتي در زمان صلح، فراتر از مرزها و آبهاي ساحلي مامور تامين امنيت کشتيراني و خطوط مواصلاتي کشور در آبهاي آزاد است و در اين ماموريتهاست که ما با ديگر کشورها نيز مراوده داريم. ** برقراري امنيت، نيازي به کشورهاي فرامنطقه‌اي ندارد * پس به همين دليل است که گفته مي‌شود نيروي دريايي مي‌تواند نقش بسزايي در پيشبرد اهداف حوزه ديپلماسي خارجي نيز ايفا کند. اين حضور در آبهاي آزاد و پهلوگيري در ديگر کشورها، علاوه بر پيام صلح و دوستي، نشان‌دهنده آمادگي نيروي دريايي براي حراست از مرزهاي جمهور اسلامي و امنيت منطقه است و ما در حقيقت با اين کار اعلام مي‌کنيم براي برقراري امنيت نيازي به کشورهاي فرامنطقه‌اي نيست. حضرت آقا در ديدار اخيرشان با فرماندهان نيروي دريايي، مجددا بر راهبردي بودن اين نيرو تاکيد کردند. ايشان نيروي دريايي را يک نيروي سياسي، بين المللي‌، علمي و نظامي مي‌دانند. ** کشورهاي زيادي خواهان انتقال تجربيات نظامي ما هستند همين حضور ناوگروه‌هاي ما در کشورهاي مختلف، تاثير زيادي در ارتقاء روابط بين دو کشور دارد. به هر حال ملت ما داراي تجربه حضور 8 ساله در جنگ تحميلي است و بسياري از کشورها خواهان استفاده از اين تجربيات هستند و ما هم از اين سياست که موجب تبادل فرهنگ و آموزش است استقبال مي.کنيم. ** 3 اصل عزت، حکمت و مصلحت در مراوده با ديگر کشورها البته ما در اين روابط 3 اصل مهم عزت،‌ حکمت و مصلحت را مد نظر داريم و معتقديم اين مراودات مي‌تواند نقش به سزايي در تقابل با سياست ايران‌هراسي نيز داشته باشد. ** اسکورت بيش از 2هزار کشتي ايراني و خارجي توسط ناوگروه‌هاي نداجا * ناوگروه‌هاي 33گانه نداجا تاکنون چه تعداد کشتي تجاري را اسکورت کرده و چه هدفگذاري کلاني براي اين ناوگروه‌ها ترسيم شده است؟ اين 33 ناوگروه همگي ناوگروه‌هاي اطلاعاتي و عملياتي بوده و البته برخي از آنها نيز به واسطه حضور دانشجويان ماموريت آموزشي نيز داشته‌اند. البته همانطور که گفته شد، اين ناوگروه‌ها مامور تامين امنيت کشتي‌هاي تجاري جمهوري اسلامي هستند که از مبدا ايران و يا به مقصد ايران حرکت ميکنند و اين ماموريت نيز چند ساليست که در فواصل بسيار دور از کشور صورت مي‌گيرد و تا کنون بيش از 2هزار کشتي تجاري يا نفتکش ايراني و يا خارجي را اسکورت کرده‌اند. اين حضور جداي از برقراري امنيت، به لحاظ روحي و رواني نيز بسيار موثر بوده. مثلا در همان ناوگروه سوم وقتي روي کانال عمومي اعلام کرديم که آماده کمک به هر کشتي که دچار خطر مواجهه با دزدان دريايي شد، هستيم، خدمه کشتي ايراني به ما مي‌گفتند وقتي صداي ناو ايراني را پشت بيسيم مي‌شنويم، احساس غرور مي‌کنيم. * چه روالي براي کمک به کشتي‌هاي خارجي وجود دارد؟ وظيفه ي ما درگيري با دزدان دريايي است که قصد نزديکي به کشتي‌هاي ايراني حاضر در آبهاي آزاد دارند اما اگر کشتيهاي خارجي نيز در همين جهت درخواستي از ما داشته باشند به آنها هم کمک خواهيم کرد که نمونه آن کشتي چيني بود که به طور کامل به اشغال دزدان دريايي درآمد اما توسط تفنگداران ما آزاد و دزدان دريايي نيز دستگير شدند. ** يگانهاي ما با اطمينان کامل به ماموريت‌هاي دوردست اعزام مي‌شوند * چندسالي از اعزام ناوگروه‌هاي نداجا به آبهاي آزاد مي‌گذرد، طي اين مدت چقدر يگانهاي ما براي انجام اين ماموريتها که در فواصل دور هم انجام مي‌شود، ‌آماده‌اند و چقدر اين ماموريتها در آموزش پرسنل يگانها موثر بوده است؟ پيش از اين بنده فرمانده ناوگروه سوم نيروي دريايي بودم که بهمراه ناو لجستيک خارک و ناو موشک انداز سبلان و يک فروند بالگرد به مدت 3 ماه به خليج عدن اعزام شديم. اوايل، اعزام به اين ماموريتها با اين يگانها و پرسنل و عدم تجربه ماموريت فواصل بسيار دور، دشوار بود ضمن اينکه وقتي شما از مرکز و يا سواحل کشور خودي دور مي‌شويد، بايد آنقدر مطمئن و خوداتکا باشيد تا بتوانيد اشکالات احتمالي را در اين فواصل دور توسط پرسنل خود يگان برطرف کنيد. در اين مدت، اين پرسنل بسيار زبده و مجرب شدند که امروز بعد از گذشت بيش از 6 سال، مي‌توانند با اطمينان کامل به اين ماموريتها اعزام شوند. ** براي حضور در آبهاي دورتر آماده‌ايم * اعزام ناوگروه‌ها به فواصل دورتر و آبهاي جديد چقدر در دستور کار نيروي دريايي است؟ امروز ديگر انجام اين ماموريتها با اين بُعد مسافت و مدت زمان طولاني براي ما عادي شده است و اين آمادگي وجود دارد تا بتوانيم به ماموريتهاي اطلاعاتي و عملياتي با بُرد بيشتر برويم که اينها جزو سياستهاي نداجا است تا انشاالله اين ماموريتها شکل وسيعتر و پيشرفته‌تري به خود بگيرد. ** مقابله با مصرف گرايي و تحريم با عمردهي انقلابي به تجهيزات * يکي از سياستهاي ابلاغي فرماندهي کل قوا به نيروي دريايي ارتش که البته شامل ديگر نيروها نيز مي‌شود، معطوف به عمردهي انقلابي به تجهيزات و سامانه هاي رزمي است. اين موضوع در نيروي دريايي تا چه ميزان مورد توجه بوده است؟ کشورهاي استعمارگر در راستاي سياستهاي مصرف‌گرايي و القاي اين موضوع که ديگر کشورها بايد مصرف کننده محصولات ما باشند، يک عمر معين را براي سامانه‌هاي رزمي مشخص مي‌کنند تا در پايان اين تاريخ، تجهيزات کنار گذاشته شده و کشور مذکور مجبور باشد مجددا از آنها خريد کند. اين تاريخها، ‌تاريخهاي دقيق و واقعي نيست براي نمونه همين ناو بندرعباس در سال 1971 ساخته شده و بنابر آنچه آنها تعيين کرده‌اند، مي‌بايست در سال 1995 بازنشسته مي‌شد و اين بازنشستگي يعني يا بايد به عنوان هدف بکار برود و يا اوراق شود اما از آنجايي که ما در تحريم هستيم و با توجه به اينکه اين تاريخها با واقعيت تطابق ندارد، تعمير، ‌نگهداري، تجهيز و بازسازي سامانه ها در دستور کار قرار گرفت تا اين يگانها در وضعيت عملياتي باقي بمانند. ناو بندرعباس بيش از 40 سال و ناو نقدي هم بيش از 60 سال سن دارند و براي همين است که وقتي اين کشورهاي استعمارگر مي‌بينند اين يگانها عليرغم تحريمها -که اين تحريمها در حوزه نظامي بسيار سخت است- چطور در ماموريتهاي اين چنيني حاضر بوده و بدون مشکل به انجام عمليات مي‌پردازند، متعجب و متحير مي‌شوند. ** سيستم‌هاي يگانهاي شناوري به‌روز شده‌اند البته شما فقط ظاهر اين يگانها را مي‌بينيد در حالي که تمام سيستمهاي داخلي آنها به‌روز شده و اين يگانها با اين تجهيزات مدرن، بهسازي شده‌اند و اين حضور طولاني مدت در فواصل بسيار دور از ساحل ايران، گواه توانمندي فرزندان کشور و متخصصان داخلي است که اين خودکفايي به دست آنها صورت گرفته است. ** زندگي در دريا سخت است، در زيردريايي سخت‌تر * شما سالهاي زيادي در زيردريايي ها مشغول به خدمت بوديد. مردم ما چندان با سختي کار در يگانهاي زيرسطحي آشنا نيستند. بفرماييد يک افسر حاضر در يگان زيردريايي با چه سختي‌هايي دست و پنجه نرم مي‌کند؟ اصولا زندگي در دريا سخت است. حالا شما اين را هم اضافه کنيد که مجبوريد در طول يک ماموريت که گاه طولاني هم مي‌شود، در يک محيط بسته در زير آب باشيد. افراد زيادي در زيردريايي‌هاي سنگين مشغول به خدمت هستند بطوري که اينها نفس همديگر را استنشاق مي کنند. براي همين پس از مدتي، فضاي کار بسيار سنگين و طاقت فرسا مي‌شود. ** در زيردريايي جايي براي راه رفتن و ايستادن نيست زيردريايي معمولا پيش از طلوع آفتاب قوس کرده و بعد از غروب خورشيد براي شارژ مجدد باطري ها به سطح آب صعود مي کند. بنابراين، آنها در طول ماموريت، آفتاب و روشنايي را نمي‌بينند و در محيط بسته زيردريايي نيز کمترين تحرک را دارند. يک افسر زيردريايي يا در حال نگهباني و انجام ماموريت است و يا بايد بر روي تخت خود بخوابد. اينطور نيست که بتوانند آزادانه حرکت کنند و راه بروند چون اين راه رفتن مخل انجام ماموريت مي‌شود. به دليل محدوديت در آب شيرين، بايد از آب شور استفاده کنند و شست و شو و نظافت با اين آب صورت مي گيرد و براي همين حتي صابون و شامپوي اين بچه ها نيز با بقيه متفاوت است چون صابون و شامپوي معمولي در آب شور کف نمي‌کند. اين حضور طولاني مدت در زيردريايي حتي بر روي حس بينايي افراد نيز تاثير مي‌گذارد چون شما در طول ماموريت، تنها فاصله نزديک را مي بينيد و همين در قدرت دوربيني چشم موثر است. به دليل محدوديت‌هاي زيردريايي، افراد از جيره غذايي کمي برخوردارند که اين موضوع دستگاه گوارشي افراد را دچار مشکل مي کند و براي همين بايد مثلا سوپ حتما در دستور غذايي آنها باشد تا سيستم گوارششان دچار مشکل نشود. اينها همه جدا از مسئوليت سنگين و سختي است که بر عهده آنها قرارداده مي شود. ** کار در ناوگروه‌هاي آموزشي سخت است * به ماموريت ناوگروه سي و سوم بپردازيم. ناوگروه «اطلاعاتي، عملياتي و آموزشي» چه تفاوتي با ناوگروه‌هاي رزمي دارد؟ مهمترين وظيفه و مسئوليت ناوگروه‌هاي 33 گانه نداجا، حفظ خطوط مواصلاتي و کشتيراني در آبهاي آزاد مثل تنگه مالاکا، خليج عدن و غيره است اما در ناوگروه‌هاي آموزشي، بواسطه حضور همين دانشجويان، بحث آموزش هم مد نظر قرار ميگيرد و يکي از مهمترين اهداف اعزام اين ناوگروه‌ها هم همين موضوع آموزش دانشجوهاست که مباني و تعليمات نظري خود را در وضعيت عملي و ميداني اجرا کنند. از طرف ديگر، طبيعتا در ناوگروه‌هاي آموزشي، تعداد پرسنل تقريبا 2 برابر ناوگروه‌هاي رزمي است که اين هم کار را کمي سخت مي کند. ** عبور از خط استوا و تنگه مالاکا افتخارآميز بود * اين ناوگروه علاوه بر حضور در 3 کشور سريلانکا، اندونزي و هند، در مناطق مهمي مثل خط استوا و تنگه مالاکا هم حضور يافت. اهميت حضور در اين مناطق در چيست؟ عبور از خط استوا که به معني گذر از نيم کره شمالي زمين و ورود به نيم کره جنوبي است، افتخار بزرگيست که نصيب هر دريانوردي هم نميشود و براي ما ايراني ها، عبور از اين مدار به خاطر بُعد مسير، يک دستاورد بزرگ هم هست. براي کشورهاي همسايه استوا اين کار هنر چنداني نيست ولي وقتي ما اين مسير طولاني را طي مي کنيم، يک دستاورد محسوب مي‌شود. از طرف ديگر همانطور که شما گفتيد، اين ناوگروه از تنگه مهم و استراتژيک مالاکا هم رد شد که اين موضوع هم جاذبه خاص خود را دارد. يکي از مهمترين ويژگي‌هاي تنگه مالاکا، تردد بسيار زياد شناورها در اين تنگه است که کار را براي ناوبرها سخت مي‌کند ولي در اين ماموريت اين کار هم با موفقيت انجام شد. وقتي شما به سلامت از تنگه مالاکا رد مي‌شويد، به اين معناست که ديگر براي دريانوردي و ناوبري در هيچ کجاي اقيانوس هند مشکلي نداريد. * براي خود شما کداميک از اين دو جالبتر بود، عبور از خط استوا يا تنگه مالاکا؟ عبور از تنگه مالاکا. البته من خودم قبلا هر دو اينها را تجريه کرده‌ام. * شما در گذشته هم در ماموريت هاي کارآموزي دانشجويي در زمان تحصيل خودتان حضور داشتيد. اين ماموريت ها در چه مناطقي بود؟ مرتبه اول در سال 65 بود که من دانشجوي سال اول بودم و تقريبا همين مسير را آمديم يعني از بندرعباس به کلمبو سريلانکا، بعد به جاکارتا در اندونزي، بعد از آن به سنگاپور و سپس به بمبئي در هند رفتيم. سال بعد يعني سال 66، باز همين مسير تکرار شد. ** شيوه آموزش در نيروي دريايي ارتش تغيير کرده است * حالا بعد از 28 سال، مجددا با يک ناوگروه آموزشي همراه شديد. چقدر اين ماموريت ها نسبت به زمان تحصيل شما تغيير کرده است؟ بسيار زياد. چون اصلا روند و شکل آموزش در نيروي دريايي عوض شده. در آن سالها افراد معدودي وظيفه آموزش را برعهده داشتند که شامل مربي هاي دانشگاه و برخي پرسنل ناوها بود ولي در اين ماموريت شما ديديد که تقريبا همه پرسنل 2 يگان بندرعباس و نقدي از درجه دارها بگير تا افسران و حتي کارمندان، در بحث آموزش دانشجويان وارد مي شدند. البته خود دانشجوها هم مشتاق بودند و همين، روند انتقال تجربيات را تسريع مي کرد. از اينها که بگذريم، ما در اين ماموريت، در 3 کشور حضور يافتيم که يکي از دستاوردهاي اين حضورها، بازديد از مراکز آموزشي نيروي دريايي آنها بود. دانشجوها در اين مراکز حضور يافتند و از نزديک در جريان نحوه آموزش آنها قرار گرفتند و اتفاقا مقايسه هم مي کنند با شيوه و توانمندي هاي خودمان در دانشگاه نيروي دريايي. ** تعجب خارجي ها از سرپا بودن ناوهاي ايراني * در ملاقاتهايي که با فرماندهان نيروي دريايي اين 3 کشور داشتيد، بيشتر چه موضوعي نظر آنها را جلب مي کرد؟ يک بحثي که براي آنها بسيار جالب بود و تعجب مي‌کردند، اين بود که چطور ناوهاي با عمر بالا در نيروي دريايي ما اينطور سرحال و قبراق در ماموريت هاي طولاني مدت حضور دارند و اين مسيرهاي طولاني را با وجود اين تعداد از دانشجوها طي مي کنند. اتفاقا سوال هم مي کردند. خب اينها خودشان افسران باتجربه دريايي هستند و يا کشوري مثل هند و اندونزي، جزو کشورهاي قدرتمند دريايي هستند، خودشان متوجه سختي اين حضور هستند که مسير طولاني از ايران تا اندونزي را براحتي نمي توان طي کرد. در مهماني شامي که در هند بر روي ناو بندرعباس داشتيم، چند بار از ما اين موضوع را پرسيدند و بيشتر تاکيدشان هم بر بحث تعميرات و نگهداري بود. حتي من خودم متوجه شدم که جانشين مرکز آموزش هند در اين مهماني به افسران ارشد خودش اشاره کرد و گفت نگهداري از يگان شناور يعني همين. * در اين سفر به هرحال محدوديت هايي هم وجود داشت. هم در موضوع زيستي و جاي استقرار کارکنان و هم مباحث ديگر. شما به عنوان فرمانده ناوگروه که بالاترين مقام در اين سفر محسوب مي شديد، چقدر از امتيازات ويژه نسبت به بقيه برخوردار بوديد؟ شما اين سوال را بايد از کساني بپرسيد که در اين ماموريت با ما در ارتباط بودند. ولي صادقانه بگويم، هيچ امتياز ويژه اي نبود. حتي شايد برخي پرسنل، امتيازاتي داشتند که ما از همان هم برخوردار نبوديم. شما حتما ديديد که در اين سفر سيستم تلفن ماهواره اي داشتيم تا کارکنان و پرسنل و دانشجوها بتوانند دقايقي هرچند محدود با خانواده خودشان در ارتباط باشند. شما مي توانيد از مسئول مخابرات سوال کنيد که من به عنوان فرمانده ناوگروه حتي يک بار هم از اين تلفن استفاده نکردم و تماسهاي شخصي ام تنها در بنادر بعد از گرفتن سيم کارت بود. البته اين امکان براي من هم مثل همه اعضا وجود داشت که از تلفن ماهواره اي استفاده کنم ولي نکردم. يا مثلا اگر مجبور شديم آب را جيره بندي کنيم و گفتيم هرکس در هفته يک بار مي تواند با آب شيرين دوش بگيرد، خودم همان يک بار را حمام کردم. ** 4 روز پس از عيد با خانواده صحبت کرديم * چند تا فرزند داريد؟ 3 تا پسر * خانواده چقدر با سختي کار شما کنار آمدند؟ ما هميشه ميگوييم خانواده افراد نظامي با سابقه بالا، نظامي تر از خودشان هستند. به هر حال اينها ديگر عادت کردند به نبودن‌هاي گاها طولاني مدت ما و خود ما هم اگرچه خيلي سخت است اين دوري، ولي چون سرباز هستيم و وظيفه خود مي دانيم که ماموريت را به نحو احسن انجام بديم، تحمل مي‌کنيم. * شما خودتان امسال کي توانستيد عيد نوروز را به خانوادتان تبريک بگيد؟ 4 روز پس از سال تحويل. خب شما خودتان بوديد و ديديد که مشکلات و سختي کار چقدر بود. ما اگرچه ساعت حدود 8 صبح در هند پهلو گرفتيم ولي من دقيقا ساعت 7 بعدازظهر با همان سيمکارت اعتباري که همه تهيه کرديم توانستم زنگ بزنم و صحبت کنم. * به عنوان فرمانده ناوگروه در اين ماموريت چقدر پيش آمد که از موضوعي عصباني شويد؟ خب بواسطه حساسيت کار و از همه اينها مهمتر اهميت ايمني در سفر، طبيعيست که گاهي اتفاقاتي مي افتاد که من رو بسيار عصباني مي کرد. زندگي ما در سفر دريايي به هم گره مي خورد و اگر افرادي هرچند معدود بخواهند خلاف روند ايمني عمل کنند، زندگي همه به خطر مي افتد. براي همين گاهي پيش مي‌آمد که از کوره دربريم و تذکري بديم يا تحکمي کنيم که البته خداروشکر خود افراد هم چون مي دانستند اين تذکر و تحکم منطقي است، قبول مي کردند و الحمدلله ما در اين سفر با مشکل حادي روبرو نشديم و يکي از کم دغدغه ترين سفرهاي ناوگروه‌هاي 33 گانه را داشتيم. * چقدر به آينده دانشجوياني که در اين سفر همراه شما بودند، اميدواريد؟ من خودم شخصا اين دانشجوها را دانشجويان با ظرفيتي ديدم که بسيار خوب از پس آموزشها برآمدند. اينها در پايان ماموريت کارورزي بايد پروژه هايي را ارائه مي دادند که عمده اين پروژه ها بسيار دقيق و با خطاي کم بود که نشان دهنده تسلط، اراده و اشتياق دانشجوهاي نيروي دريايي است. از طرف ديگر، اين دانشجوها در ناوگروهي آموزش ديدند که هم مسير خوبي داشت و هم در 3 کشور خارجي حضور پيدا کرد و اينها توانستند از نزديک با نحوه آموزش و فرهنگ نيروي دريايي اين کشورها آشنا شوند. آنچه من با اطمينان مي توانم بگويم، اين است که اين دانشجوها آينده درخشاني خواهند داشت و در آينده افسران و مديران با تجربه اي در سيستم نيروي دريايي خواهند شد. در زمان تحصيل ما، حوزه مسئوليتي نيروي دريايي بسيار محدود بود ولي امروز دامنه اين وظايف گسترش يافته و ناوگان دريايي ما در آبهاي دوردست حاضر مي شوند و دانشجوها در مناطق مهمي مثل همين تنگه مالاکا حضور پيدا مي کنند. من هم آينده اين دانشجوها و هم افق پيش روي نيروي دريايي راهبردي ارتش را بسيار روشن مي بينم.