فارس/ عضو مجلس خبرگان رهبري با بيان اينکه امام(ره) روحاني انقلابي و دغدغهمند در سياست را ميپسنديد گفت: رهبرکبير انقلاب درباره تحقق عدالت اجتماعي اسلام حساس بودند.
پس از انقلاب از سال 1359 تا مرداد 1361 مسئوليت کميته انقلاب اسلامي منطقه 10 تهران را عهدهدار بود و پس از مدتي به عضويت شوراي مرکزي جامعه روحانيت مبارز تهران درآمد.
همراهي با آيتالله مهدوي کني در راهاندازي دانشگاه امام صادق (ع)، بهمنظور کادرسازي يکي از اقدامات ديگر اوست که به مدت 22 سال بهعنوان عضو هيئتعلمي در سمت معاونت آموزشي و تحصيلات تکميلي اين دانشگاه فعاليت کرد.
آيتالله علمالهدي تأکيد دارد: «بيپروا نهي از منکر ميکنم و ملاحظه نميکنم چه کسي خوشش ميآيد و چه کسي بدش ميآيد.»
همين اتخاذ مواضع انقلابي و صريح باعث شده است که هجمه رسانهاي و سازماندهيشدهاي عليه وي صورت بگيرد تا حدي که سخنان سخيف و جنجالي مختلفي به وي منتسب شود که بهزعم خود نوعي عمليات رواني است.
عضويت در مجلس خبرگان و نمايندگي وليفقيه در خراسان رضوي ازجمله فعاليتهاي امامجمعه مشهد است که به گفته خودش نميتواند در برابر حقوق مردم سکوت کند و نارساييها و مشکلات را يادآوري نکند.
آيتالله علمالهدي در اين گفتوگو ضمن بررسي مؤلفههاي خط امام (ره) به بيان ديدگاهش در خصوص فيلم منتشرشده از مجلس خبرگان در ماجراي انتخاب رهبري در سال 68 پرداخت و گريزي هم به ناآراميهاي اخير مشهد زد.
صحبت درباره مواضع انقلابي آيتالله علم الهدي که از سوي برخي تندروي ناميده ميشود و بررسي اتفاقات صورت گرفته در اعتراضات مردمي مشهد و همچنين سرفصلهاي فعاليت هيئت انديشهورز ازجمله موضوعات طرحشده در اين مصاحبه است که شما را به خواندن مشروح اين گفتوگوي تفصيلي دعوت ميکنيم.
*امام، روحاني انقلابي و دغدغهمند در سياست را ميپسنديد
فارس: بهعنوان نخستين سؤال ضمن تشريح مؤلفههاي خط امام، بفرمائيد چه اقداماتي براي تداوم اين معيارها صورت گرفته است؟
علم الهدي: خط امام در سه جهت روحانيت، جامعه انقلابي و حکومت قابلبررسي است؛ درباره خط امام در روحانيت بايد به اين امر توجه کرد که روحانيت قبل از نهضت امام درباره حاکميت حکومت اسلامي و دخالت در سياست احساس مسئوليت نميکرد و يا اينکه اين حس بسيار کمرنگ بود زيرا اغلب حکومتها دستخوش جريانهاي استعماري و استکباري بودند و برخورد با عوامل استکباري در يک حرکت انقلابي را شايد نتيجهبخش نميدانسته و فکر ميکردند براي تقابل با يک حکومت استکباري بايد به حکومت استکباري ديگري وابسته بود و اين خطر هم وجود دارد که اگر به منظور تقابل در جريان سرمايهگذاري قرار بگيريم کشور تحت نفوذ مارکسيست و سوسياليسم برود و اگر در اين تقابل به جريان مارکسيسم بهعنوان يک جريان الحادي بپيونديم متأثر از نفوذ سياست استکباري امپرياليستي ميشويم. از همين لحاظ اين دغدغهها باعث ميشد که روحانيت شرايط لازم براي دخالت در سياست و حرکت به جهت يک جريان انقلابي را در خودش نبيند.
*حوزههاي داخل کشور پس از انقلاب در خط امام قرار گرفتند
امام بزرگوار قبل از شروع نهضت و حرکتشان بر اين باور بودند که روحانيت بايد بدون واهمه در عرصه سياست قرارگرفته و به سمت حاکميت يک نظام اسلامي حرکت کند بر همين اساس امام خميني (ره) روحاني انقلابي و دغدغهمند در جريان سياست و جريان حاکم بر سرنوشت مردم را ميپسنديدند و اين خط امام درباره روحانيت بود که پس از پيروزي انقلاب تثبيت شد و حوزهها پذيراي اين تفکر شدند و حوزههاي داخل کشور درخط امام قرار گرفتند.
خوشبختانه دخالت در سياست و حکومت و بهنوعي مباشرت روحانيت در حاکميت بهعنوان يک اصل ارزشي موردتوجه است بهويژه که امروزه روحانيون جوان دغدغهمند به عرصه آمده و به تمام معنا مجذوب خط امام و روحانيت شدند.
*امام نسبت به تحقق عدالت اجتماعي اسلام حساس بودند/از خط اجتماعي مد نظر امام دور افتادهايم
خط امام در جامعه نيز مشتمل بر اين امر است که امام راحل جامعهاي را ميپسنديد که در جهت مسائل سياسي و معيشتي جامعه متقارن باشد و اختلاف طبقاتي در حوزه معيشت و زندگي وجود نداشته باشد از همين رو امام در خصوص تحقق عدالت اجتماعي اسلام حساس بودند و حاکميت اين ديدگاه باعث شد در طول اين انقلاب 40 ساله، مسائل معيشتي مردم به طرف متقارن بودن و شدن پيش رود البته گاهي اوقات نيز مسائل و مشکلات مختلف اقتصادي پيش ميآمد تا اينکه متأسفانه از اين مسئله فاصله گرفتيم و در حال حاضر نيز در شرايط فاصلهدار قرار داريم و اين چنين است که در جامعه فعلي عدهاي سوار ماشينهاي ميلياردي ميشوند درحاليکه در اين ميان کساني هستند که قادر به استفاده از مترو و وسايل عمومي نيستند و متأسفانه ما در اين خصوص در وضع نابساماني قرار داريم و از خط اجتماعي مدنظر امام دور افتادهايم.
*استفاده از تعبير تبارسالاري در انقلاب درست نيست
فارس: اين انحراف که از خط اجتماعي امام صورت گرفته باعث ايجاد طبقه اشرافي و نوعي تبارسالاري شده است به نظر شما اين مسئله از کجا شکل گرفت و چرا به اين سمت رفتيم؟
علمالهدي: استفاده از تعابيري نظير تبارسالاري در انقلاب ما درست نيست چراکه براي ما برخورداري از معيشت و زندگي مهم است و هرگز اينطور نبوده که به افراد مرفه ارزش بدهيم و تبارسالاري به اين معناست که الحمدالله ما اين را نداريم اما اينکه عدهاي از لحاظ معيشتي در سطح بالا قرارگرفته و عدهاي نيز در پايينترين سطح زندگي ميکنند به دليل مديريت اجرايي جريانهاي کارگزار در جامعه بود و مشکل اصلي اين تفکر نيز اين است که آنها اعتقاد کاملي نسبت به اقتصاد اسلامي نداشته و به سمت سرمايهداري رفتند.
گروه ديگري هم که به حکومت رسيد معتقد به انديشههاي سوسياليستي و دولت سالاري بود البته اين طبيعي است که هر دولتي از يک بينش و يک تيم اقتصادي خاص برخوردار بود و همين امر نيز نوساناتي را در ايجاد خط مدنظر امام در خصوص جامعه ايجاد کرد.
*مجلس و دولت نبايد استکبارستيزي را فراموش کنند/استکبارستيزي مؤلفه اصلي خط امام در حکومت بود
امام در حکومت هم بر خط خاصي تأکيد داشتند و در زمان حياتشان آن را شکل دادند و اين خط که امام راحل اصرار خاصي براي حاکميتش داشتند مسئله استکبارستيزي در جهت مديريت کشور بود و همواره به عنوان يک اصل قطعي مطرح ميشد اين مسئله از ديدگاه ديني هم يک مسئله مبنايي است و امام خميني در مديريت حکومتي بسيار بر اين اصل مقيد بودند و بر اساس اين نظريه مؤلفه مدنظر امام جريان حاکم اعم از مقام رهبري که در رأس قرار دارد و کارگزاران حکومتي در برنامهريزي و اجرا که عمدتاً شامل مجلس و دولت ميشوند نبايد استکبارستيزي را فراموش کنند و همه مسائل ازجمله مديريت سياست خارجه بايد بر اساس استکبارستيزي باشد. خوشبختانه اين اصل تا به امروز با قاطعيت مقام معظم رهبري حاکم است و عليرغم اينکه نظام ديپلماتيک در دولتهاي مختلف متفاوت بوده اما به دليل اينکه اين اصل متکي به رهبري است تاکنون محفوظ مانده است.
*مقام معظم رهبري کاملاً از اصل استکبارستيزي پاسداري ميکنند
فارس: اما برخي مخالف نظر شما و معتقد هستند که ما از گفتمان مقاومت که همان استکبارستيزي است به گفتمان سازش روي آوردهايم، شما اين موضوع را نقض ميکنيد؟
علمالهدي: بله؛ به نظرم ممکن است که جريانهاي کارگزار در عرصه رقابتهاي بينالملل دچار نوساناتي شوند اما چون مسئله استکبارستيزي قائم بر رهبري بوده، دچار هيچ خلأ و نوساني نشده است. حالا ممکن است سياستها در مرحله اجرا طوري تنظيم شود که به جاي تأکيد بر مقاومت مبتني بر تعامل باشد اما مقام معظم رهبري کاملاً اين اصل را پاسداري کرده و تا حالا نگذاشتند که اصل استکبارستيزي لطمه بخورد دليل ديگر هم رفتار جريان استکبار با ما، نسبت به گذشته و زمان امام است.
فارس: فکر ميکنيد مهمترين چالشها و بحرانهايي که در اين 39 سال به کشور و مردم تحميلشده است شامل چه مواردي ميشود؟
علمالهدي: عليرغم اينکه فراز و نشيبهايي در جريان نظام وجود داشته و دارد ولي خوشبختانه به خاطر وجود رهبري در خط ولايتفقيه، حتي اعمال سياستهاي مختلف در برنامهريزي و اجرا جامعه دچار چالش عميق نشده است البته در اين خصوص نارساييها و ناهمواريهاي مختلفي وجود دارد که آنهم به دليل سياستهاي مختلف دولتها در پيمودن مسير انقلاب است.
*کارگزاران نظام بايد ضمن اعتقاد به اين رهنمودهاي رهبري به پيگيري آن براي رفع مشکلات و ناهمواريها بپردازند
فارس: راهکار شما براي رفع نقاط ضعف که ممکن است پيش روي انقلاب قرار بگيرد چيست؟
علمالهدي: به نظرم رهنمودهاي مقام معظم رهبري طرح يک سلسله مسائل اساسي و کلي نيست بلکه خوشبختانه اين رهنمودها وارد عرصه راهکارها و مؤلفهها هم شده است و تنها راهحل مشکلات اين است که جريانهاي کارگزار نظام، ضمن اعتقاد به اين رهنمودها به پيگيري آن براي رفع مشکلات و ناهمواريها بپردازند و مطمئناً مشکلات پيش رو در اين صورت قابلحل و فصل است.
فارس: خانواده شما بارها مورد سوءقصد منافقين قرارگرفتهاند، ماجرا و دليل اين حملات چيست؟
علمالهدي: سالهاي نخست انقلاب در کميته منطقه 10 مسئول بودم و بهتبع آن برخوردهاي زيادي با منافقين داشتم و فضا را لااقل در محدوده حوزه استحفاظي خودمان براي آنها تنگ کرده بوديم، منافقان نيز ما را بهعنوان نقطه هدف در نظر گرفته و اقداماتي نظير ترور بنده يا خانواده را صورت دادند که به نتيجه نرسيد و با شکست مواجه شد.
*همواره مباني التقاطي مجاهدين خلق را نقد ميکرديم
فارس: تقابل شما با مجاهدين خلق مربوط به چه حوزههايي ميشد؟
علمالهدي: در وهله اول در حوزه مسائل فکري با آنها تقابل داشتيم؛ محدوده زندگي ما در ميدان خراسان و خيابان 17 شهريور بود و همواره مباني التقاطي آنها را نقد ميکرديم و به جواناني که به سمت آنها گرايش پيدا ميکردند بصيرت داده و انحراف اعتقادي مجاهدين خلق را مطرح ميکرديم که بعدها در کميته منطقه 10 اين مقابله به تقابل فيزيکي منجر شد و بسياري از خانههاي تيمي آنها متلاشي و برنامههايشان در خصوص ضربه زدن بهنظام ناکام ماند و طبيعتاً بنده تبديل به نقطه هدف آنها شدم.
فارس: نظر شما درباره جايگاه ايران در منطقه و مناسبات جهاني در شرايط فعلي چيست؟
علمالهدي: منطقه خاورميانه از ابتداي مدرنيسم موردتوجه استعمار و استکبار بود البته تفکر مدرنيته ميخواست همه کشورهاي جهان سوم را به خودش جذب و آقايي استعمار را در دنيا تثبيت کند اينها از ابتدا به دليل منابع ثروت در انديشه تسلط بر اين منطقه بودند تا علاوه بر اداره بخشي از کره زمين، نيازهاي اقتصادي و نظامي خود را تأمين کنند.
*انقلاب اسلامي رشته اقتدار آمريکا در منطقه را از هم گسست
پس از فروپاشي دولت عثماني و تکهتکه شدن کشورهاي اسلامي، کشورهاي استعماري همواره درصدد ايجاد يک محور قدرت براي خودشان بودند و اسرائيل را نيز به همين دليل ايجاد و روي سيادت آن بر منطقه حساب ميکردند. نظام شاهنشاهي هم با همين انگيزه مورد توجه استعمار و استکبار قرار گرفت و شاه بهعنوان ژاندارم منطقه انتخاب شد تا بهخوبي بتواند محور قدرت آنها را در منطقه حفظ کند اين مطالبه نيز حدوداً محقق شد زيرا در صورت بروز کوچکترين مشکل در جريان توسعه استکبار و استعمار غرب در منطقه، آنها با يک حرکت سياسي، نظامي يا تهديد قدرت ايران بر منطقه فائق ميشدند در مسئله زفار و جريان عمان شاهد بوديم وقتيکه نظام کمونيستي، دولت عمان را تهديد کرد که از استعمار غرب خارج و مستعمره شوروي شود اينها از وجود شاه در سرکوبي اين قيام استفاده و بدين ترتيب قدرت خودشان را در عمان تثبيت کردند. در مسئله جنگ بين عراق و اسرائيل نيز نظير اين اتفاق رخ داد و ايران پشتيباني نامحدودي از اسرائيل به عمل آورد و اين رژيم جعلي را بر کشورهاي عربي مسلط کرد. جريان استعمار با پشتيباني اقتصادي عربستان و حمايت نظامي ايران به مديريت اين منطقه ميپرداخت حالآنکه پيروزي انقلاب اين قاعده را برهم زده و رشته اقتدار امريکا را در منطقه از هم گسست.
بنابراين طبيعي است که در حال حاضر نيز با انديشه انقلابيمان بتوانيم در بافت سياسي منطقه نقش داشته باشيم و در آن نفوذ کنيم تا دست استکباري غرب از اين منطقه بهعنوان منطقه مسلماننشين بشر قطع شود. تشکيل جريان مقاومت مؤيد اين تأثيرگذاري است چراکه تمام جنگهاي نيابي آمريکا در منطقه با شکست مواجه شده و اسرائيل در وضعيت فوقالعاده ناتواني قرارگرفته که در تاريخ بيسابقه است و به اميد خدا پيشبيني مقام معظم رهبري مبني بر پايان حيات اين رژيم جعلي تا يک ربع قرن ديگر نيز محقق ميشود؛ بنابراين هرچقدر که ميتوانيم بايدجريان انقلابي خودمان را در منطقه نفوذ دهيم تا ملتها در جهت تضعيف نظامهاي دستنشانده غربي حرکت و قيام کنند و بدين ترتيب سفره استکبار و استعمار از منطقه جمع شود.
*ماجراي انتخاب آيتالله خامنهاي به رهبري در سال 68
فارس: انتشار فيلمي از مجلس خبرگان در خصوص انتخاب مقام معظم رهبري که حضرت آقا با ادبيات متواضعانه سعي دارند اعضاي خبرگان را راضي کنند که به ايشان براي رهبري رأي ندهند يکي از مباحثي است که طي هفتههاي گذشته مطرح شد، ضمن توضيح در مورد اين موضوع تحليل شما از حواشي اين ماجرا چيت چيست؟
علمالهدي: بنده آن موقع عضو خبرگان نبودم و از نزديک شاهد و ناظر جريان نبودم و طبيعتاً نميتوانم اصل قضيه را بيان کنم؛ اما برخي جريانها سعي داشتند در خصوص اين مسئله شبهاتي را ايجاد کنند؛ نخست اينکه گفتند قانون اساسي قبلي شرط رهبري را مرجعيت قرار داده درحاليکه آنوقت مقام معظم رهبري عنوان مرجعيت را در بين شيعه نداشتند و از همين رو اين مسئله را بهعنوان يک اشکال مطرح کرده و از بيرون به آن دامن زدند مسئله ديگر اين بود که فتواي برخي از فقها نظير صاحب جواهر و ديگران بر اين اساس است که رهبري و وليفقيه بايد مجتهد مطلق باشد يعني براي رسيدن به درجه اجتهاد، استدلال بخشي از ابواب فقه کافي نيست و رهبري بايد در تمام ابواب فقه قدرت استنباط داشته باشد اين دو اشکال آن زمان در مورد شخص مقام معظم رهبري مطرح شد البته اين موارد در جمع خبرگان مورد تشکيک نبود و بيشتر اين شبهات از بيرون وارد ميشد. متأسفانه افرادي هم که صحنه را مديريت ميکردند شايد در خصوص باورمندي رهبري مقام معظم رهبري دچار ترديد بودند و صحنه را آنطور که شايسته بود مديريت نکرده و حتي به طرح برخي از شبهات و اشکالات در اين خصوص پرداخته و عنوان کردند در قانون اساسي سابق، مرجعيت شرط رهبري بود که اين اصل در متمم قانون اساسي حذفشده است اما اين سند به تصويب مردم نرسيده است درحاليکه امام خميني اين تجديدنظر قانون اساسي و حذف مرجعيت را امضا کرده بودند و در آن زمان عشق و ارادتي که به امام راحل در جامعه وجود داشت و در ايام رحلت و تشيع ايشان کاملاً مشهود بود نشان ميداد متمم قانون اساسي که توسط امام امضا شده است هرگز مورد ترديد جمعي از مردم قرار نميگيرد.
بنابراين بر مبناي فقهي ميتوان گفت يک تصويب فحوايي از سوي مردم وجود داشت ولو اينکه عيناً تصويب نشده باشد اين امر حتي مورد تأييد مراجع تقليد آن زمان هم بود اما عدهاي بر اين امر تشکيک داشتند و اين موضوع از سوي برخي که جلسه را مديريت ميکردند، مطرح شد. مسئله ديگر هم اجتهاد مطلق مقام معظم رهبري بود که اين موضوع نيز تقريباً از بيرون القا و هدايت ميشد در همان زمان ما بهعنوان افرادي که ناظر اين قضيه بوديم با اين سروصداها برخورد ميکرديم و پاسخمان هم اين بود مرجعيتي که در قانون اساسي قبل آمده به دو معنا است و اکثريت مردم فحواي آن را که مورد تأييد امام بود را پذيرفتهاند. نکته دوم اين است که مرجعيت به دو معناست و شامل مرجع شأني و مرجع فعلي ميشود و مقام معظم رهبري که در آن زمان به دليل حيات مراجعي نظير آيات عظام گلپايگاني، اراکي و ...که معاصر با امام راحل بودند در جايگاه مرجع فعلي قرار نداشتند اما مرجع شأني بودند و مرجعيت بعديشان هم دلالت بر اين امر دارد.
*آيتالله فاضل لنکراني گفت اقاي خامنهاي را مجتهد مطلق ميدانيم
عنوان مرجع عنوان عام است و عدهاي مسئله اجتهاد مطلق را مطرح کرده و ميپرسيدند ايشان مجتهد مطلق هستند يا متجزي؟ پاسخ هم اين بود که نميتواند ادعا کند که مقام معظم رهبري مرجع متجزي است و کدام شأني از شئون فقه و بابي از ابواب فقه وجود دارد که مقام معظم رهبري در اين باب قدرت استنباط ندارد. آيتاللهالعظمي فاضل لنکراني خدمت آيتالله گلپايگاني رسيده بودند و ايشان فرموده بودند مرا مجتهد مطلق ميدانيد يا نه، آيتالله گلپايگاني در پاسخ فرموده بودند بله؛ شما مجتهد هستيد ايشان هم فرموده بود من و چند نفر ديگر که شايد عددمان به 10 نفر برسد در خبرگان شهادت به اجتهاد آقاي خامنهاي داديم و ايشان را مجتهد مطلق ميدانيم يعني اين تشکيکات را به مراجع هم رسانده بودند و ايشان هم بهعنوان يک مرجع مطلق بر اين امر شهادت دادند و متأسفانه ادارهکنندگان اين صحنه بر شبهات دامن ميزدند و اين فيلم نيز دقيقاً به پخش اشکالاتي ميپردازد که از سوي اين آقايان مطرحشده است و همه ماوقع ازجمله فرمايشات مرحوم آيتالله مشکيني را که فصلالخطاب بود را منتشر نکردند.
يک روز قبل از اينکه آيتالله گلپايگاني بر پيکر امام راحل نماز بخوانند، مجلس خبرگان انتصاب آيتالله خامنهاي به رهبري را تصويب کرده آن شب بنده بهاتفاق دو نفر از علماي تهران به منزل مرحوم آيتالله گلپايگاني رفتيم ايشان به دليل ضعفي که داشتند قادر به حرکت نبوده و روي تخت دراز کشيده بودند و من پاي تخت، خدمتشان عرض کردم که براي پرسيدن سؤال مهمي خدمت شما رسيدهايم اگر بر ما تکليف کنيد که پاسخ سؤال را به هيچکس نگوييم با شما عهد شرعي ميبنديم که بيرون اين اتاق در اين خصوص باکسي صحبت نکنيم و در درگاه خدا بر اين جواب شما احتجاج ميکنيم که اگر ما مطابق نظر شما عمل کرديم در درگاه خدا حجت داريم و در غير اين صورت حجتي نداريم ما پيرو و تابع امام راحل بوديم چراکه ايشان بهعنوان مرجع تقليد و فقيه در رأس نظام حضور و برحَسَب ولايتي که داشتند از نظر ما حجت امام زمان بودند ما نيز در انقلاب و سياستهاي مرتبط با نظام دخالت و شرکت ميکرديم.
الآن که ايشان از دنيا رفتهاند آن ولايت ديگر وجود ندارد خبرگان هم آقاي خامنهاي را تأييد کردهاند و اگر نظر شما در خصوص رهبري ايشان همان ولايت امام است به ما بفرماييد و ما تبعيت ميکنيم و فرمايش شما براي ما حجت است اگر همنظر شما اين نيست ما عهد ميکنيم اين مطلب را بيرون از اتاق عمومي نکنيم پس از پايان سخنانم ايشان نشسته و فرمودند من هم به صراحتاً نظرم را ميگويم و شما هم بهجاي مخفي کردن آن را اظهار کنيد در حال حاضر که بنيانگذار انقلاب از دنيا رفته است عمل ما دائر بر دو قِسم است يا اينکه بگوييم آقاي خامنهاي رهبر اين مملکت است و هيچکس غير از ايشان صلاحيت ندارد يا اينکه کشور را تحويل رضا پهلوي بدهيم شکل سومي هم ندارد. بحث رهبري موقت هم اصلاً مطرح نبود کساني که در آن مجلس رأي به رهبري آقا دادند، ايشان را بهعنوان ولي امر مسلمين پذيرفتند و بر همين اساس تا زماني که شرايط رهبري در ولي امر مسلمين سقوط نکند اقامه حکمش واجبالاجراست مگر اينکه به دليل برخي مصالح مجبور به لغو حکم خود شود.
فارس: منظورتان ازنظر فقهي است؟
علمالهدي: بله، امام زمان (عج) فرمودهاند مردم در تأمين وليفقيه و وليامر مکلف هستند که به احاديث و فقهاي جامعالشرايط مراجعه کنند و طبق اين روايت خبرگان بهعنوان نماينده مردم موظف به انجام 3 تکليف شرعي هستند تا آن موضوعي که در خطاب امام زمان آمده است را کشف، معرفي و از طرف مردم با وي بيعت و بر حَسَب وکالت مردمي بر عملکرد ايشان نظارت کنند تا شرايطي که باعث انتخابشده است در وي باقي بماند.
خوب اين اکثريت يک مجتهدي را بهعنوان ولي امر انتخاب و با وي از طرف مردم بيعت ميکنند و در قبال اقامه حکم اين وليفقيه موظف هستند و اين امر را نميتوان محدود به هيچ شرط و شروطي کرد زيرا بيعت قرارداد نيست.
پس از شهادت اميرالمؤمنين (ع)، خوارج خدمت امام حسن (ع) رسيدند و خطاب به حضرت گفتند ما حاضريم با شما بهعنوان خليفه بيعت کنيم به شرطي که با معاويه بجنگي حضرت هم در پاسخ فرمودند: بيعت مشروط، ممکن نيست و بيعت بايد مطلق باشد شما بايد امامت مرا بپذيريد. البته برخي از فقها معتقدند که بيعت يک قرارداد است و ميتوان آن را مشروط کرد اما امام رضوانالله هم مثل بسياري از فقها بر اين عقيده نبودند.
اينکه در اسناد خبرگان چه گفته و چه نوشتهشده است نيز مربوط به اجراي کار و مديريت صحنه برخي عزيزان ميشود.
*خبرگان بارها رهبري آيتالله خامنهاي را صددرصدي تائيد کردند
فارس: رأيگيري که مرداد 68 بعد از بازنگري قانون اساسي انجام شد به چه صورت بود؟
علمالهدي: همهکساني که بايد آنجا رأي ميدادند، فقيه بودند. از آن موقع تا به امروز چندين بار رأيگيري شده است؛ چند سال پيش در دوره چهارم مجلس خبرگان رهبري و در جريان فتنه 88 هم مرحوم هاشمي رأيگيري کرد که نظر 100 درصدي فقها هم اين شد که رهبري نظام در کره زمين منحصر به آقاست.
اين مسائل به دليل برخي از موارد خواهناخواه در مجلس خبرگان به بحث گذاشته ميشود اما کسي ميتواند سخن از رهبري دائم و موقت کند که رهبري امام خميني (ره) را قبول نداشته باشد اما حرف اين است که آن زمان کل امورات کشور بر مبناي نظر فقهي امام اداره ميشد بنابراين بيعت قرارداد نيست و نميتوان آن را مشروط کرد.
*تواضع رهبري در قبال پذيرش اين مسئوليت ناشي از زهد و تقواي ايشان است
فارس: بهطورکلي نظرتان درباره انتشار چنين فيلمهايي چيست؟
علمالهدي: انجام اقدامات اينچنيني کار دشمن است، بهويژه که فيلم منتشرشده ناقص بود و بخشهايي از آن پخش شد که دشمن روي آن نظر سوء داشت شايد پخش کامل فيلم اين جلسه مشکلي نداشته باشد.
متأسفانه فرهنگ ديني و اسلامي ما براي دشمنان قابل توجيه نيست در فرهنگ ديني ما قدرتيابي خلاف است چراکه طبق نظر اسلام ما در عرصه سياست موظف به تکليف بوده و قدرت محور نيستيم و اگر کسي قدرت محور باشد يعني حُب مقام دارد اگر مقام معظم رهبري در آن جلسه از خودشان دفاع کرده و ميگفتند که به من رأي بدهيد ازنظر ما فسق بود درصورتيکه ايشان بر مبناي عدالت، تواضع کردند و دلشان ميخواست اين تکليف از گردنشان برداشته شود اما بيگانگان بافرهنگ تواضع و خشوع آشنا نبوده و غرق در فرهنگ قدرت و قدرتيابي هستند و بر اساس اين فرهنگ به تحليل مسائل ميپردازند و از همين رو تواضع ايشان را اينگونه تفسير کردند که ايشان، خودشان را قبول نداشتند درحاليکه اين در فرهنگ ديني ما يک اصل است آقا در جريان مرجعيت همچنين نکتهاي را فرموده و گفتند که از مرجع ديگري تقليد کنيد زيرا خود را در قبال بار تکاليف شرعي و خدا مسئول ميدانند و اين مسئوليت در برابر خداوند سنگينتر از برابر مردم است.
مردم راضي ميشوند اما خدا جز بهحق راضي نميشود درحاليکه برخي با اين مباني فرهنگ ديني ما آشنا نيستند و اين نقطه قوت آقا را تبديل به نقطهضعف کردند درحاليکه اين موارد ناشي از زهد و تقواي معظم له است.
*اينکه فيلم محرمانه خبرگان از چه طريق به دشمن رسيده، يک مسئله است
فارس: به نظر شما رسانههاي داخل نظام بايد پيش از سوءاستفاده جريانهاي معاند بايد اقدم به پخش آنها کنند يا اينکه موافق با محرمانه ماندن اين اسناد هستيد؟
علمالهدي: اسناد بايد محرمانه بماند همانطور که در همه جاي دنيا اسناد سياسي محرمانه است چون در فضايي هستند که آن روز اتفاق افتاده و تابع شرايط و مقتضيات آن ايام است و افشاي اين موارد در شرايط کنوني که متفاوت با آن روزگار است کار صحيحي نيست بهعنوانمثال من در شرايطي حرفي ميزنم که ممکن است الآن آن را قبول نداشته باشم بنابراين اسناد بايد محفوظ بماند حالا اين سند از کجا به دشمن رسيده يک مسئله است.
*انقلاب بر اساس مبارزه است
فارس: تعريفتان از انقلابي گري و مرزبندي آن چيست؟ آيا ميتوانيم در عين انقلابي بودن از سوءاستفاده معاندان نيز در امان باشيم؟
علمالهدي: مقام معظم رهبري مکرر فرمودند که انقلاب تمام نشده است و ما در حال حاضر در ميانه راه هستيم در سال 57 انقلاب ما آن روز به پيروزي نهايي نرسيد بلکه به نقطهاي رسيد که ما ضمن آن وارد عرصهاي از قدرت شديم و توانستيم اهرمي را با عنوان حکومت اسلامي به دست بگيريم بنابراين انقلاب همچنان ادامه دارد. ما نيز همچون روزهاي نخست نظام در معرض کفر ستيزي و انحراف ستيزي در مبارزه هستيم امام، انقلاب را با مبارزه شروع کردند و اين مسير تا روز نهايي شدن انقلاب هم دقيقاً برهمين اساس است.
*بايد با جرياني که مانع پيشرفت و انحراف انقلاب است، بجنگيم
يعني ما بايد با آن جرياني که مانع پيشرفت انقلاب و انحراف آن است بجنگيم زماني آقا فرمودند که زمان شاه مسير مبارزه مشخص بود اما در حال حاضر که انقلاب به پيروزي رسيده، هم مسير مبارزه عوضشده و هم طرف آن تغيير کرده است و همه رسانهها و امکانات استکباري و عوامل نفوذي در تقابل با انقلاب هستند. قبل از پيروزي انقلاب جنگ يا انحراف نداشتيم چون امام به عنوان معيار انقلاب حضور داشتند و اگر انحرافي رخ ميداد خودشان آن را حلوفصل ميکردند علاوه بر اين در آن ايام انقلاب به گستردگي حال حاضر نبود و انشاءالله بهزودي کل منطقه و جهان را فراميگيرد پس خود اين گستردگي نيز خطر انحراف را افزايش ميدهد.
در حال حاضر ما بهعنوان انقلابيون بايد با انحراف و کفر که مانع اصلي انقلاب است بجنگيم طبيعي است که در ميدان مبارزه، جريانهاي مقابل هم آرام نگرفته و ما را به اشکال مختلف نظير ترور شخص، ترور شخصيت و يا ترور نفوذ اجتماعي سرکوب ميکنند از همين رو ما بايد بر ايستادگي و مقاومت خودمان بيافزاييم و به دليل سرکوبي آنها عقبنشيني نکنيم و فقط به تداوم انقلاب بيانديشيم راهي که حضور در آنهمراه با برخورد است.
*استفاده از تعابيري نظير تندرو و کندرو در مسير انقلاب، اشتباه است
فارس: برخي معتقدند که شما بهنوعي تندروي داريد؟
علمالهدي: اگر بحث ما تداوم انقلاب باشد تندي و کندي در مسير انقلاب اصلاً تأثيرگذار نيست به شما ميگويند بايد اين مسير را طي کنيد تا به نقطه هدف برسيد آيا ميتوان گفت که تند نرو و يواش برو اگر واقعاً مسير، مسير انقلاب است چرا سرعت گرفتن فرد يا افرادي براي دستيابي به آن بايد ضد ارزش تلقي شود؟ اما گاهي ميگويند فردي از معادلات خارجشده است اگر بخواهيم از اين معادلات خارج شويم خودمان از منحرفين هستيم و دچار انحراف شديم اما اگر در معادلات انقلاب قرار داريم کند و تند بودن بيمعني است و به نظرم اين در پويايي انقلاب تأثير معکوس بگذارد ممکن است بنده در قبال مسئلهاي احساس خطر کنم و بجنگم اما دوست من چنين حسي نداشته باشد.
*برخيها معتقدند انقلاب در سال 57 تمامشده است
وقتي مسير ما در انقلاب کاملاً واضح و حاکميت دين در جهان است پس اين تعابير تندي و کندي مال افرادي است که واقعاً قائل به تداوم انقلاب در مسير اصلياش نيستند و معتقدند انقلاب در سال 57 تمامشده است و بايد الآن زندگي آرامي داشته باشيم اين افراد اصلاً انقلاب را قبول ندارند و تنها خواستار نابودي نظام ستمشاهي و حاکميت نظام اسلامي بودند اين افراد در اداره کشور هم قائل به تأمين منافعشان هستند بنابراين اگر فرمايش رهبري مبني بر اينکه در نيمهراه انقلاب هستيم و به آخر آن نرسيدهايم را قبول داشته باشيم پس نبايد تصويري از تندي و کندي ارائه دهيم.
*برخورد ما در مقابل دشمن بايد ابتکاري باشد
فارس: برخي مواضع به دليل همين تندي مورد سوءاستفاده قرار ميگيرد.
علمالهدي: سوءاستفاده نيز به 2 شکل است بالاخره دشمن قصد دارد از همهچيز به نفع خود استفاده کرده و ما را بکوبد پس اگر ما عقبنشيني کنيم آنها پيشروي ميکنند و برخورد ما شکل انفعالي ميگيرد درصورتيکه برخورد ما در مقابل دشمن بايد ابتکاري باشد اگر هم نگراني از اين بابت است که اين برخوردها باعث مخدوش شدن تصوير انقلاب در ميان دشمنان ميشود که بايد بگوييم کار دشمن همين است که اهداف انقلاب را وارونه جلوه دهد.
* اگر کُند عمل کنيم، محکوم به انفعال هستيم
بنابراين اگر ما کُند باشيم محکوم به انفعال هستيم و اگر تند باشيم برچسب ميخوريم پس چهره انقلابي در هر دو صورت ازنظر دشمنان مخدوش است و همين زمينهاي براي راهاندازي يک عمليات رواني ميشود که خطرات اين موضوع بهمراتب بيشتر است.
*ربط دادن ناآراميهاي مشهد به من تهمت و سوءاستفاده است
فارس: برخي مطرح کردند که اعتراضات صورت گرفته در مشهد به دليل اظهارات شما بود اشارهاي به علت و شکل ناآراميهاي ديماه کنيد.
علمالهدي: ربط دادن اين وقايع به من يک تهمت و سوءاستفاده از سوي دشمن است. در وهله اول جرياني به دنبال اين بود که فرد يا افرادي را به عنوان مسئولان اين اتفاق معرفي و بدين وسيله کمکاريهاي خودشان را توجيه کنند. دسته دوم هم جريان دشمن است تا اين شبهه را در اذهان عمومي ايجاد کند که در اين کشور قطببندي صورت گرفته است و يکي از اين قطبها جرياني را آغاز کرده و از مديريتش ناتوان است.
*مردم به دليل وجود نارسايي و مشکل تحريک ميشوند نه سخنان من
اصل قضيه که دروغ است زيرا بنده در جمعه قبل از حادثه در خطبهها مطلبي با اين عنوان که توهين به رئيسجمهوري که از سوي حجت امام نصبشده حرام و شرعاً جايز نيست را گفتم و اين مطلب در روزنامه دولتي کشور هم منعکس شد، بنابراين چگونه ميتوانم مردم را تحريک به انجام چنين اقداماتي نمايم؟ گاهي گفته ميشود که موضعگيريهاي فلاني باعث شد که مردم تظاهرات کنند خوب چاره کار چيست؟ يعني من نبايد نقدها و موضعگيريهايم را که با حفظ حرمت مطرح ميشود را عنوان کنم علاوه بر اين مردم به دليل وجود نارسايي و مشکل تحريک ميشوند نه سخنان من.
در دوراني که مسئله برجام مطرح شد و مذاکرات در جريان بود مقام معظم رهبري فرمودند ما اجازه نميدهيم اين قرارداد باعث سلطه استکبار بر ما شود بر همين اساس دوستان ما تجمعي با عنوان «اجازه نميدهيم» را راهاندازي کردند که از ابتدا تا انتهاي مراسم حرمت دولت حفظ شد و به کسي توهين نشد و اين تجمع 30 هزارنفري در اوج آرامش برقرار شد پس اگر ما ميخواستيم سر و صدا راه بياندازيم توان مديريتش را هم داشتيم و طرح اين سخنان معقول نيست.
*مبارزه با اشرافيگري و مطالبه حق مردم را مکرراً در خطبهها گفتهام و مختص به امروز نيست
فارس: ريشه اين مسئله و سير وقايع به چه ترتيبي بود؟
علمالهدي: اصل اتفاقاتي که در مشهد رخ داد سوءاستفاده بود مردم مشکلاتي داشتند اما جريان فراخواني که مردم را به صحنه آورد جريان دشمن بود.
*مردم ناراحتي و مطالبات به حقي داشتند
فارس: پس مطالبات به حقي بود که مورد سوءاستفاده جريان معاند قرار گرفت.
علمالهدي: مردم ناراحتي و مطالبات به حقي داشتند که دشمن از آنها با خبر بود و اين فراخوان که از ساعت فلان در فلان جا حاضر شويد از سوي دشمن بود.
در نماز جمعه خطاب به مردم گفتم شما به هر فراخواني که نبايد پاسخ مثبت دهيد شما ابتدا بايد به اين توجه کنيد که دعوتکننده چه کسي است آيا اين فراخوان از سوي مرجع تقليد، يک جريان معتبر سياسي يا مسئول نظام است که شمارا براي حضور در تجمعات دعوت ميکند. پس چطور ميشود که خودم در برپايي غائله نقش داشته باشم.
فارس: بحث ديگري که مطرح شد اين بود حضرتعالي که در زمان فعلي براي مردم حق اعتراض قائل هستيد چرا سابق بر اين در خصوص گرانيها و مشکلات اقتصادي موضعگيري نکرديد چرا که اين مسائل محدود به اين ايام نيست.
علمالهدي: همين حرف نيز متأسفانه ريشه در غرضورزي برخي افراد يا گروههايي دارد که به طرح اين مطلب ميپردازند. خطبههاي من از ابتدا تاکنون موجود است و ميتوان به آنها مراجعه کرد من مکرراً در خصوص اشرافيت و مبارزه با تجملپرستي صحبت و با هر اقدامي که منجر به توسعه اين فرهنگ ميشود مخالفت کردهام و در خصوص فقر و حمايت از قشر کارگر خطبه خوانده و نقدهايي بر روابط کارگر و کارفرما داشتهام. حتي در خصوص ناديده گرفتن حق و حقوق کارگران که بعضاً مطرح ميشد سخنراني کردهام و اين موضوع تازهاي نيست که به آن پرداخته باشم. بلکه موضوعات اينچنيني را طي دو سال در قالب سبک زندگي اسلامي مطرح کرده و حمايت از معيشت مردم را دائماً متذکر ميشدم. قشر کارگر مشهد و خراسان شاهد اين قضيه هستند چون پيگير اين مسئله بودند چگونه است که افرادي به طرح اين تهمتها ميپردازند که البته خود اين مسئله نيز از دو حالت خارج نيست اينگونه افراد يا دشمن هستند يا مغرض.
*بايد اختيار عمل را از رسانههاي فرصتطلب بگيريم
به دوستان همعرض کردهام شما براي دريافت و مطالعه سخنان بنده به رسانههاي معاند مراجعه ميکنيد درصورتيکه خود ما براي انتشار اين مطالب سايت داريم و علاوه بر اين ميتوانيد اين مسائل را از خود من جويا شويد نه اينکه به آن سايتها مراجعه کنيد، زيرا اين رسانهها از نيم ساعت خطبه استدلالي و تحليلي بنده به انعکاس يک جمله ميپردازند آنهم نه به صورت کامل بلکه سر و ته آن را ميزنند و از آن يک عبارت تند و تيز ارائه ميدهند تا بدين وسيله از ما يک چهره عبوس و بداخلاق به نمايش بگذارند.
فارس: متأسفانه اين رويه در خصوص روحانيون و ائمه جمعه مرسوم شده است که هجمه به آقاي صديقي آخرين آنها بود در صورتيکه برخي مقامات سياسي ديگر علناً با اظهاراتي نظير بيسواد، بيشناسنامه، ترسو و ... به مردم و منتقدان توهين ميکنند. راهکار شما براي مقابله با شايعات و دسترسي مردم به اطلاعات صحيح چيست؟
علمالهدي: همافزايي رسانههاي خودي مهمترين اقدام در اين زمينه است بهعنوانمثال بايد سخنان بنده را رسانههاي خودمان منعکس کنند تا اختيار عمل را از رسانههاي فرصتطلب بگيرند اما وقتي چنين همتي در رسانههاي خودي نيست طبعاً امور توسط رسانههاي معاند مديريت ميشود و مشخص است که آنها چه هدفي دارند.
*از شکايتم در مورد شايعه احضار بنده به شوراي عالي امنيت ملي صرف نظر کردم
فارس: شايعه شد شوراي عالي امنيت ملي شما را در پي اين وقايع احضار کرد و که بعداً تکذيبيهاي منتشر و خبر از شکايت شما از عاملين اين خبر مطرح شد اين روند به کجا رسيد؟
علمالهدي: ما از منتشرکنندگان اين خبر کذب شکايت کرديم و دادسرا پيگير است و درصورتيکه آنها مطلب منتشرشده خودشان را تکذيب کردند و برخي آقايان نيز از پايگاه اطلاعرساني که به نام آنها اين خبر را منتشر کرده بود شکايت کردند و مدعيشدند از قول ما دروغ گفتهاند و ما هم از شکايتمان صرفنظر کرديم.
*در رابطه با وقايع مشهد حدود 850 نفر بازداشت شدند/وجود اين اقليت در نظام 40 ساله امري طبيعي است
فارس: در آستانه چهلمين سالگرد هستيم و بههرحال انقلاب بر اساس يک مبنايي صورت گرفت چه ميشود که متأسفانه شاهد انتشار تصاوير و فيلمهايي هستيم که در پي ناآراميها برخي در صحن مسجد گوهرشاد شعارهاي ساختار شکنانه مطرح ميکنند؟
علمالهدي: اينها در صحن گوهرشاد نبود. در ايام شلوغيها بعضيها تا نزديک حرم آمدند اما اين مطلب که در صحن شعار دادند دروغ بود اين اتفاق حتي در محدوده حرم نيز نيفتاد و کسي شعار نداد و معترضان تا رينگ شيرازي آمدند. بههرحال جرياني که از اين اتفاقات بهرهبرداري ميکند وابسته به دشمن استکباري هستند و هنگاميکه وارد عرصه ميشوند تعدادشان بيش از 40-50 نفر هم نبود که بخشي از آنها هم نوجواناني بودند که از هر شرارتي استقبال ميکنند؛ بقيه اصلاً با شعار همراهي نميکردند بنابراين اين جمعيت معلومالحال در مقايسه با آن سيل عظيم مردم انقلابي عددي نيستند ما در مشهد 2 راهپيمايي مهم داشتيم نخست راهپيمايي 9 دي و ديگري هم چند روز بعد به مناسبت مخالفت با غائلههاي پيشآمده بود که تا ميدان فردوسي ادامه داشت و همه بيانگر نفرت از استکبار و ايادي نفاق است. در رابطه با وقايع مشهد حدود 850 نفر بازداشت شدند که تعداد بسياري از آنها بيانگيزه بودند که از سروصدا خوششان ميآيد و سرشاخهها حدود 40-50 نفر بودند بنابراين وجود اين اقليت در نظام 40 ساله امري طبيعي است و نميتوان آنها را معيار يک ملت 80 ميليوني انقلابي دانست دشمنان ما نيز اين موضوع را خوب ميفهمند آمريکا الآن بيستوچند سال است که اطراف ما را گرفته اما جرأت نزديک شدن به ما را ندارد زيرا به اين تحليل رسيده است که ملت ايران فراتر از اين معترضان است منتها از اين وقايع استفاده تبليغي و رواني ميکند.
*شوراي انديشهورز مأمور شناسايي علل پيشرفت و عقبماندگي کشور است
فارس: مقام معظم رهبري بر شوراي انديشهورز تأکيد داشتند نقش و اهميت اين مجموعه را در برهه کنوني چگونه ارزيابي ميکنيد؟
علمالهدي: آقا به اين موضوع اشاره داشتند که در جريان انقلابي وجود جرياني که پيگير خود انقلاب باشد امري ضروري است تا بدين ترتيب حوادث و نوع مديريتها در حفظ مؤلفههاي اصلي انقلاب موردبررسي قرارگرفته و در پي آن علل پيشرفتها و عقبماندگيها مشخص و علل آن معرفي شود، معظم له مجلس خبرگان را نيز براي انجام اين مأموريت انتخاب کردند اعضاي اين مرکز نيز بلافاصله با حضور تعدادي از اعضا که در مسائل اجتماعي و انقلابي فعال هستند، اقدام به تشکيل مجلس انديشهورز به دبيري آقاي بوشهري کرد و تاکنون نيز جلساتي با حضور آيتالله جنتي برگزار شده و ميشود.
اين شورا کار خود را با تشکيل کارگروههايي با حضور نخبگان کشور آغاز کرد تا مؤلفههاي اصلي انقلاب را براساس انديشههاي امام استخراج کرده و آنها را مورد ارزيابي قرار دهند تا مشخص شود چه مقدار از اين مؤلفهها اجرائي شده و چه تعداد در شرايط فعلي جامعه قابلاجراست.
فارس: خودتان عضو اين شورا هستيد؟
علمالهدي: بله.
فارس: تاکنون چند جلسه برگزارشده است؟
علمالهدي: جلسات متعددي برگزار شده است.
*نتيجه شوراي انديشه ورز بر حَسَب مصلحت اعلام ميشود
فارس: قرار است خروجي جلسات به چه صورت منعکس شود؟
علمالهدي: با توجه به تداوم اين جلسات نتيجه را بر حَسَب مصلحت و دستور مقام معظم رهبري و نظريه عمومي اعضاي خبرگان اعلام ميکنيم.
فارس: کارگروهها به چه ترتيب دستهبنديشدهاند؟
علمالهدي: کارگروهها در قالب 6 گروه تقسيمبندي شدهاند و در هر حوزه اساتيد دانشگاه، نخبگان حوزه علميه و عرصههاي سياسي حضور دارند.
همراهان عزيز، آخرين خبر را بر روي بسترهاي زير دنبال کنيد:
آخرين خبر در تلگرام
https://t.me/akharinkhabar
آخرين خبر در ويسپي
http://wispi.me/channel/akharinkhabar
آخرين خبر در سروش
http://sapp.ir/akharinkhabar
آخرين خبر در گپ
https://gap.im/akharinkhabar
بازار