1. برگزیده
سیاسی

آقای مصباح و تشکیلاتش از احمدی نژاد در انتخابات حمایت کرد/ مجید انصاری:جریان اصلاح‌طلب مراقب افراد افراطی و نفوذی باشد/ ۹۰ درصد نظرات اصلاح طلبان و اصولگرایان مثل هم شده

منبع
بروزرسانی
آقای مصباح و تشکیلاتش از احمدی نژاد در انتخابات حمایت کرد/ مجید انصاری:جریان اصلاح‌طلب مراقب افراد افراطی و نفوذی باشد/ ۹۰ درصد نظرات اصلاح طلبان و اصولگرایان مثل هم شده
حجت الاسلام مجيد انصاري مي گويد: برخورد اصولگرايان در قبال احمدي‌نژاد مسوولانه نيست. به گزارش خبرآنلاين، در ادامه گزيده اي از گفت و گوي عضو مجمع روحانيون با روزنامه اعتماد مي آيد: •جناحي که در قدرت است راهکارهاي مسدود کردن راه رقيب را در هر دوره ياد مي‌گيرد و شايد تکرار حادثه سال ‏‏76 به اين آساني ميسر نباشد. به تعبيري مي‌توان گفت برخي سياسيون و آقايان در خرداد 76 غافلگير شدند و پس از دوم ‏خرداد 76 راه‌هاي جلوگيري از غافلگيري را ياد گرفتند. ‏ •عامل پيروزي آقاي احمدي‌نژاد در سال 84، هم اختلاف و تعدد کانديدا در جناح اصولگرا و اصلاح‌طلب بود و بر همين ‏اساس نتيجه انتخابات سال 84 هم براي اصولگرايان و هم براي اصلاح‌طلبان غيرقابل پيش‌بيني بود. ‏ •از حق هم نبايد گذشت که شعارهاي محوري‌اي که آقاي احمدي‌نژاد براي انتخابات84 مطرح کردند ‏شعارهاي عامه‌پسند و عامه‌فهمي بود که با گفتمان انقلاب انطباق داشت اگرچه بعدها مشاهده کرديم که اين شعارها تحقق پيدا ‏نکرد. مهرورزي، عدالت، ساده زيستي، پاک‌دستي و امثال اينها شعارهاي جذابي بود... ‏ •آقايان اصولگرا اگر در حال حاضر احساس مي‌کنند که انتخاب و حمايت از آقاي احمدي‌نژاد اشتباه بوده است بايد ‏بيايند و از مردم عذرخواهي کنند. وقتي در کشور حزب قوي وجود ندارد، آقايان مي‌آيند و کاري را انجام مي‌دهند و بعد که ‏کارها خراب مي‌شود، جاخالي مي‌دهند و مي‌گويند که ما نبوديم. در حالي که اگر حزب بود، بايد پاسخگو مي‌بود. آقاي مصباح‌‏يزدي در قم که تشکيلات و مدرسه‌يي و محوريت فکري‌اي هم در سال‌هاي اخير پيدا کرده‌اند در انتخابات 84، خودشان و کل ‏تشکيلات‌شان در حمايت از آقاي احمدي‌نژاد بسيج شدند. در آن ايام براي تبليغات انتخاباتي آقاي هاشمي به قزوين رفته ‏بودم که در آنجا آيت‌الله تاکندي، نماينده قزوين در خبرگان رهبري که از حاميان آيت‌الله هاشمي رفسنجاني بود ابراز نارضايتي مي‌کرد که بچه طلبه‌هايي که تازه مکلف شده به قزوين آمده‌اند و با زبان روزه، نذر کرده‌اند که آقاي احمدي‌نژاد راي بياورد و ‏قربت الي‌الله عليه آيت‌الله هاشمي سخنراني مي‌کنند. حالا امروز تشکيلات موسسه پژوهشي امام خميني و شخص آيت‌الله مصباح‌‏يزدي و شاگردان‌شان شديدترين منتقدان آقاي احمدي‌نژاد شده‌اند. بعضي آقايان در نماز جمعه و بيرون از نماز جمعه آقاي احمدي‌نژاد را لطف خداوند بر حق ملت ايران و از برکت دعاي امام زمان مي‌دانستند اما امروز اين جريان را ضد رهبري و انحرافي و ‏فراماسون معرفي مي‌کنند. من فکر مي‌کنم که اينها اگر مي‌خواهند صادقانه برخورد کنند بايد بيايند و يک بار هم که شده از مردم ‏عذرخواهي کنند. اگرچه اينها اصلا فرهنگ عذرخواهي ندارند و بلد نيستند. اينها در حال حاضر جا خالي مي‌دهند و با انتقاد شديد از ‏آقاي احمدي‌نژاد يک ژست جداطلبانه از ايشان مي‌گيرند. به واقع چه تضميني وجود دارد که اينها دوباره فردي مانند احمدي ‏نژاد را معرفي و با شيوه‌هاي خاص خودشان به مردم تحميل نکنند و بعد از چهار يا هشت سال بعد همين رفتارهاي امروزي ‏را با او نداشته باشند. اصولگرايان اگر با مردم قصد برخورد صادقانه دارند بايد تا آخر کار پاي احمدي‌نژاد بايستند. به نظر من اين ‏آقايان در حال حاضر هم از آقاي احمدي‌نژاد انتقاد اصولي نمي‌کنند. انتقادات‌شان در اين حد است که چرا اطاعت از حوزه‌هاي علميه ‏نشده و چرا بي‌اعتنايي به برخي آقايان شده و از اين قبيل انتقادها دارند که بيشتر جنبه شخصي دارد تا مطالبات ملي. ‏ •قطعا اصلاح‌طلبان پيروز خواهند شد. ما صرفنظر از ايرادات و اشکالاتي که در انتخابات 88 داشتيم و الان نمي‌خواهم وارد آن ‏مساله بشوم اما حداقل 14 ميليون راي در همان فضاي تخريبي داشتيم. من ترديد ندارم که اگر شرايط عادلانه و مساوي در عرصه ‏انتخابات رياست‌جمهوري آتي برقرار و اين امکان ظرف چند ماه آينده مهيا شود که جريان اصلاح‌طلب درون نظام و معتقد ‏به قانون اساسي و نه جريان‌هاي تندرو و برانداز فرصت کار انتخاباتي بيابند يقينا پيروز ميدان انتخابات بعدي خواهند بود. اگر جريان ‏اصلاح‌طلب علاقه‌مند به نظام با همين چارچوب قانون اساسي موجود در يک فضاي رقابتي سالم قرار بگيرد و اين امکان را صدا و ‏سيما به وجود بياورد، اصلاح‌طلبان پايگاه اجتماعي قوي‌اي دارند. البته نزديک سه سال است که صدا و سيما يک طرفه و در غياب ‏اصلاح‌طلبان اقدام به اتهام‌زني و مجرم کردن اصلاح‌طلبان مي‌کند که رييس اين سازمان بايد بيايد و فرصت محدودي را ‏در اختيار اصلاح‌طلبان قرار دهد تا همان‌گونه که اصولگرايان براي معرفي خود از تلويزيون ملي بهره مي‌برند اصلاح‌طلبان هم ‏بهره ببرند و آن وقت ببينند که اقبال افکار عمومي به کدام جريان سياسي خواهد بود. ‏ •اينکه گفته شود حاکميت علاقه ندارد را نمي‌توان با قاطعيت گفت. حاکميت که گفته مي‌شود اين معني را به اذهان متبادر مي‌کند که ‏از رهبري تا همه ارکان نظام علاقه ندارند که معلوم نيست چنين گمانه‌يي وجود داشته باشد. اما جرياني تندرو و تماميت‌خواه درون ‏حاکميت قايل به اين نيست که گروهي غير از خودشان در حاکميت نقش‌آفرين باشند. ‏ مقامات عالي نظام علاقه دارند که اصلاح‌طلبان وارد فضاي سياسي شوند؟ •جريان سياسي تندروي حاکم تلاش بسياري دارد تا ارتباط بين گروه‌هاي سياسي با رهبري برقرار نشود و اين ارتباط اگر وجود دارد ‏، تضعيف شود. ما مي‌بينيم که سران اين جريان تلاش مضاعفي دارند تا بين آيت‌الله هاشمي‌رفسنجاني و رهبري حداقل در اذهان ‏عمومي ايجاد اختلاف و شکاف بکنند و اگر گامي براي تلطيف روابط برداشته مي‌شود اينها کاري مي‌کنند که اين کار را برهم ‏بزنند. من شک ندارم که اين جريان مشکوک و افراطي نان و نام و منفعت خودش يا اگر وابسته باشد منفعت اربابانش را در ايجاد ‏شکاف اجتماعي و شکاف بين سران پيدا مي‌کند. اما در پاسخ به اين بخش از سوال‌تان که ما چرا علاقه‌مند حضور در انتخابات ‏هستيم بايد بگويم علاقه ما به قدرت به عنوان نفس قدرت نيست. قدرت سياسي، ابزاري است که هر حزب و گروه سياسي تلاش مي‌کند اين ابزار را در اختيار بگيرد و به قول آقاي کروبي کسي براي شب اول قبر که کانديداي رياست‌جمهوري نمي‌شود. نکته مهم اما ‏اين است که اين جريان‌ها قدرت را براي چه مي‌خواهند. آيا قدرت را براي باند و منافع شخصي و گروهي خودشان يا براي خدمت به ‏مردم و پيشرفت کشور مي‌خواهند. اصلاح‌طلبان بر اساس مکتب آموزشي امام خميني که بين سياست و ديانت عينيت قايل است و ‏حضور در عرصه‌هاي سياسي را مثل حضور در عرصه‌هاي عبادي يک واجب عيني مي‌داند بر اين اعتقاد هستند که انتخاب و ‏شرکت در انتخابات هم يک حق و هم يک تکليف است. به اين جهت حق است که مظهر اعمال اراده و انتخاب انسان‌هاست و هيچ ‏کسي حق ندارد که کسي را از اين شروط محروم کند. ما انتخابات را ظرف و فرصت اعلام حضور مردم و اعلام اراده ملي در ‏سرنوشت کشور مي‌دانيم که هيچ‌کس حق ندارد اين حق را از مردم و از اشخاص سلب کند و سلب اين موضوع به هر ميزان باشد‏، نزديک شدن به مرزهاي استبداد است و اصولا نظام مردمسالار ديني نمي‌تواند به سمت تحديد کردن ميدان اراده ملي حرکت ‏کند. انتخابات تکليف است و آحاد جامعه هم مکلف هستند در انتخابات شرکت کنند. انتخابات از آن حق‌هايي نيست که گفته شود نمي‌‏خواهيم اين حق را متجلي کنيم. ‏ خاتمي چرا شرط گذاشت؟ •نگاه ژورناليستي به سخنان آقاي خاتمي موجب شد که از اظهارات ايشان، شروط خاتمي تلقي شد در حالي که صحبت آقاي خاتمي اين ‏بود که اگر انتخابات بخواهد در فضاي سالم و صحيح برگزار شود اين کارها لازمه انجام آن است نه اينکه ما اصلاح‌طلبان در ‏صورتي که اين کارها انجام شود در انتخابات شرکت مي‌کنيم و اگر نشود، شرکت نمي‌کنيم. شرکت در انتخابات وجوه مختلفي ‏دارد. يکي از اين وجوه اين است که اصلاح‌طلبان کانديدا معرفي کنند. مصوبه مجمع روحانيون مبارز درباره انتخابات مجلس هم ‏همين بود که اگر شرايط عادلانه باشد و شوراي نگهبان در بررسي صلاحيت‌ها درست عمل کند، سخت‌گيري‌ها و رد صلاحيت‌‏ها نباشد و فضاي انتخابات عادلانه و سالم باشد ما ليست انتخاباتي خواهيم داد. شرايطي هم که آقاي خاتمي مطرح کردند همين مصوبه ‏مجمع روحانيون مبارز بود. ‏ •مصوبه مجمع روحانيون مبارز در قبال انتخابات مجلس نهم کاملا ‏مشخص بود. ما در مجمع روحانيون مبارز، نظام جمهوري اسلامي را قبول داريم. ما قانون اساسي موجود را قبول داريم. ما حرکت‌هاي ‏براندازانه را رد مي‌کنيم. ما معتقد به اصلاحات در درون نظام با همين ساختار موجود هستيم. اين مسائل را بارها و بارها آقاي خاتمي ‏و دوستان اصلاح‌طلب با صداي بلند گفته‌اند. اگرچه ما قانون اساسي را وحي منزل نمي‌دانيم اما معتقديم که با همين قانون اساسي و ‏بدون اعمال اراده شخصي و برخورد گزينشي مي‌توان تامين منافع ملي را داشت و مي‌توان چهره‌يي دموکراتيک از نظام به نمايش ‏گذاشت. نقص از قانون اساسي نيست بلکه نقص از برخورد تنگ‌نظرانه برخي نهادها و دستگاه‌هاست که اين نواقص بايد اصلاح ‏شود. بنابراين ما هرگز اعلام نکرده‌ايم که انتخابات را تحريم مي‌کنيم و باز هم اعلام مي‌کنيم که قصد نداريم انتخابات را تحريم ‏کنيم. انتظار از آقاي خاتمي همين بود که راي بدهند چرا که راي ندادن ايشان چه تلقي‌اي جز تحريم انتخابات توسط اصلاح‌طلبان مي‌‏توانست داشته باشد. ‏ دليل راي دادن خاتمي •من هم خبر دارم که گلايه‌هاي بسياري به آقاي خاتمي شد اما اين گلايه‌ها به نظرم واقع‌بينانه نبود. •‏ در عالم سياست، صفر و صد وجود ندارد. عالم سياست کاملا نسبي است. ساير امور عالم هم نسبي است. يعني شما اگر به موفقيت صددرصدي فکر کنيد و بگوييد يا صددرصد يا هيچ، اشتباه مي‌کنيد. واقعيت اين است که عرصه سياسي در جهان امروز، عرصه ‏ائتلاف است. نفس ائتلاف ميان گروه‌هاي مختلف به معناي به رسميت شناختن نسبيت در سياست است در غير اين صورت اگر ائتلاف ‏به معناي اتحاد باشد مفهومش اين است که احزاب ادغام شوند و نه اينکه ائتلاف کنند. ‏ •ما به هيچ عنوان در انتظار چراغ سبز حاکميت نبوده و نيستيم. چراغ را ما بايد سبز کنيم. ‏ •وقتي که همه روزنه‌ها براي ابراز نظر آزاد در داخل کشور ‏محدود مي‌شود، خود به خود عده‌يي در خارج از ايران خودخوانده سخنگوي اصلاح‌طلبان مي‌شوند. چه کسي راديو و تلويزيون بي‌بي‌سي و ‏VOA‏ و ده‌ها شبکه تلويزيوني و راديويي و سايت‌هاي خبري و حتي چهره‌هايي که به عنوان چهره‌هاي جنبش سبز مي‌‏روند و با اينها صحبت مي‌کنند را به عنوان چهره‌ها و نماينده‌ها و سخنگو‌هاي اصلاح‌طلبان معرفي کرده است. همه اينها ‏نمايندگان خودخوانده اصلاح‌طلبان هستند که رفتند با اين رسانه‌ها صحبت کردند. علت اين مساله هم اين است که سران اصلاحات و ‏چهره‌هاي اصلي اصلاح‌طلبان در داخل ايران، فرصت بيان مواضع را پيدا نکرده‌اند و عده‌يي در خارج از ايران سعي کرده‌اند ‏با تندروي، ساختارشکني، افراطي‌گري و ارائه تصوير براندازانه از مطالبات اصلاح‌طلبان خودشان را سخنگو و ‏ليدر جريان اصلاحات معرفي کنند. آنها سخنان آقاي خاتمي را به‌گونه‌يي تبيين و تفسير کردند که بوي تحريم از آن به مشام ‏مي‌رسد. فضاي تحريمي را از زبان آقاي خاتمي و اصلاح‌طلبان داخل کشور ارائه کردند در حالي که به واقع آقاي خاتمي چنين ‏حرفي را زده بودند و نه مجمع روحانيون مبارز. ‏ •اينکه گفته شود زندانيان بايد آزاد شوند تا ‏ما در انتخابات شرکت کنيم هيچ الزام و شرطي بين اين دو مساله وجود نداشته و ندارد. آقاي خاتمي بيشترين تلاش را در اين زمينه ‏داشته‌اند و چوب اين تلاش را هم ايشان خورده و هم ما مي‌خوريم. کساني که بدون گناه و ناعادلانه در زندان هستند بايد آزاد ‏شوند. حتما از جناب آقاي ميرحسين موسوي و آقاي کروبي بايد رفع حصر شود و اين مطالبه جدي و دائمي اصلاح‌طلبان است. اما ‏معناي اين مطالبه اين نيست که اگر اينها محقق نشد ما تمام حقوق سياسي ديگري که در نظام داريم را ناديده بگيريم و صرف ‏نظر کنيم و انتخابات را داوطلبانه به رقيب واگذار کنيم و بگوييم که چون حصر و حبس وجود داشته است ما نيامده‌ايم. اين يک ‏نارسايي است... ‏ جريان اصلاح‌طلب مراقب افراد افراطي و عناصر نفوذي باشد •به نظرم بايد جريان اصلاح‌طلب مراقب افراد افراطي، عناصر نفوذي احتمالي، شعارهاي ‏بدلي و جريان‌هاي برانداز و اقدامات براندازانه باشد. ما طي چند سال گذشته همواره از ناحيه کساني که کمترين نسبت را با اصلاحات ‏و اصلاح‌طلبان داشته‌اند بيشترين ضربه را خورده‌ايم؛ چرا که غيرمسوولانه سخن گفته‌اند و جناح رقيب سخن غيرمسوولانه يک ‏نفر را به حساب کل جريان اصلاحات گذاشته است و غيرمنصفانه سعي کرده هر نارسايي که از ناحيه يک فرد دست چندم اصلاح‌طلب مطرح شده را به حساب کل جريان اصلاح‌طلب و سران اين جريان بگذارد. در حالي‌که اين معامله را نسبت به جريان خودشان ‏انجام نمي‌دهند و مشخصا امروز درباره دولتي که خودشان سر کار آوردند از خود سلب مسووليت مي‌کنند در حالي که خودشان ‏شريک نارسايي‌هاي موجودند. من فکر مي‌کنم جريان اصلاح‌طلب با حوصله، متانت و در نظر گرفتن منافع ملي و با رفتاري ‏منسجم و به دور از هيجان‌زدگي‌هاي کاذب و افراط و تفريط، جريان قابل حذف از معادلات سياسي ايران نيست.‏ •من از اينکه در جريان اصولگرا افراد زيادي از چهره‌هاي اصيل و سابقه‌‏دار و دلسوزان مردم و نظام، کساني که اصولگرايي را براي نام و نانش نمي‌خواهند بلکه اعتقاد و گرايشي برايشان بوده است بسيار ‏فراوان مي‌بينم که نگراني‌هايشان نسبت به وضع موجود و آينده نظام با اصلاح‌طلبان مشترک است. من هيچ زماني قرابت و نزديکي ‏اصولگرايان واقعي با اصلاح‌طلبان واقعي را در پيدا کردن راه برون رفت از مشکلات فعلي و راه ترقي و سعادت کشور را مثل ‏امروز نديده بودم. ‏ •اصولگرايان از اصلاح‌طلبان تند‌تر حرف مي‌زنند •در جلسات بسيار زيادي شاهد هستيم که دوستان اصولگرا و اصلاح‌طلب که به هر دليلي يکديگر را ديده‌اند و سر يک ميز نشسته‌اند ‏در تحليل شرايط کشور و شناسايي تهديدات بالقوه و بالفعل داخلي و خارجي و ارائه راه‌حل‌ها حدود 90 درصد مشابه يکديگر سخن ‏مي گويند. حتي در برخي از موارد مي‌بينم که اصولگرايان از اصلاح‌طلبان تند‌تر حرف مي‌زنند. اصولگرايان و اصلاح‌طلبان در ‏يک مقطع زماني گرفتار رفتارهاي ساختگي عناصر افراطي شدند که اينها آتش بيار معرکه بودند تا بين دو جناح سياسي اختلاف ‏اساسي بيندازند. اما در حال حاضر که کشور در شرايط خاصي قرار گرفته است بسياري از اصلاح‌طلبان و اصولگرايان واقعي با ‏حفظ مواضع اصولي خودشان در موضوعات مختلف و اختلاف نظرهايي که درباره شيوه‌هاي اجرايي دارند درباره رفع خطرات و ‏برگزاري انتخابات درست، اداره عاقلانه کشور، حرف مشترک دارند. ‏