عصر ايران/ طبيب سياست و يا سياستمدار طبيب، اوصافي است که به سختي ميتوان بين آنها براي دکتر علي اکبر ولايتي، ترجيحي قائل شد. البته امروز چهره سياسي ولايتي، طبابت او را تحت الشعاع قرار داده و تاليفات ارزشمند وي در زمينه تاريخ ايران و اسلام نظير کتاب «تاريخ فرهنگ و تمدن اسلامي» و يا « نقش شيعه در فرهنگ و تمدن اسلام و ايران» و... جايگاه ولايتي را در بين تاريخ نويسان معاصر ايران ارتقا داده است. با اين حال وي هنوز در بيمارستان مسيح دانشوري فعاليتهاي پزشکي خود را متوقف نکرده است.مشاور عالي مقام معظم رهبري در امور بين الملل، اين روزها در آستانه يازدهمين انتخابات رياست جمهوري بسيار مورد توجه رسانه هاست. اما هفته نامه آدينه تهران در اين گفتوگو تلاش کرده است برخي دغدغهها و پرسشهايي که در اذهان متدينين جامعه است را با وي در ميان بگذارد.
مشروح اين گفتوگو در ادامه از نظرتان ميگذرد.
سوال: جناب دکتر ولايتي! فعاليتهاي سياسي شما پيش از پيروزي انقلاب اسلامي و سوابق مبارزاتيتان در دوران ستمشاهي يکي از پرسشهايي است که کمتر بدان پرداخته شده است. متدينين ميخواهند بدانند که شما پيش از انقلاب در جريان مبارزات چه فعاليتهايي داشتهايد؟
بنده از دوران دبيرستان يعني در سنين 16، 17 سالگي وارد جريانات سياسي ضد حکومت پهلوي شدم. زماني که هنوز دانش آموز دبيرستان بودم به ساواک احضار شدم. بعدها آيتالله ريشهري که وزير اطلاعات شدند به من گفتند که شما از سال 1341 تا 1357 در ساواک پرونده داريد. سال 1341، من 17 ساله بودم. من در يک خانواده متدين و سياسي بزرگ شدم. مرحوم پدرم معلم قرآن بودند و با شهيد شاهآبادي بسيار نزديک بودند. اين الفت طوري بود که زماني که شهيد شاهآبادي زندان بودند و يا در رستم آباد نبودند پدر ما با اينکه مکلا بودند به عنوان جانشين ايشان، امامت جماعت مسجد رستم آباد که الان معروف به مسجد شهيد شاه آبادي است را بر عهده ميگرفتند. در دوره دانشجويي در دانشکده پزشکي دانشگاه تهران بنده يکي از پايهگذاران انجمن اسلامي دانشکده پزشکي بودم که در آن انجمن افرادي نظير شهيد دکتر لواساني، شهيد دکتر فياض بخش، آقاي دکتر خادمي فرزند آيتالله خادمي اصفهان، آقاي دکتر جزايري، مرحوم شهيد لبافينژاد و... شرکت داشتند.در زمان انقلاب و بحبوحه راهپيماييها با ارتباطي که با جامعه روحانيت داشتيم چند بيمارستان مخفي براي مجروحين تظاهرات ايجاد کرده بوديم. يک فهرستي از جراحان، پزشکان، پرستاران و متصديان آزمايشگاه تهيه کرده بوديم تا در صورت لزوم از آنها براي درمان کساني که گلوله ميخوردند و مجروح ميشدند استفاده کنيم. در آن زمان بيمارستانهاي دولتي دستور داشتند که مجروحان را به ساواک معرفي کنند. خاطرم هست حجتالاسلام والمسلمين شجوني يک آپارتمان کوچکي در تجريش داشتند که اين ساختمان را در اختيار ما گذاشتند که دارو، وسايل پانسمان و جراحيهاي کوچک را در آنجا انبار کرده بوديم.
سوال: بعد از پيروزي انقلاب اسلامي شما اولين گزينهاي بوديد که توسط مقام معظم رهبري که در آن زمان رئيس جمهور وقت بودند به عنوان گزينه نخست وزيري به مجلس معرفي شديد، اما مجلس با نخستوزيري شما موافقت نکرد و در نهايت به ميرحسين موسوي رأي اعتماد داد. علت عدم اقبال به شما در آن دوره چه بود؟
بنده در مهر ماه سال 1360 به عنوان اولين نخست وزير در دولت ايشان معرفي شدم اما به دليل مخالفت سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي راي نياوردم. آن زمان هنوز شکافي بين سازمان مجاهدين رخ نداده بود لذا تمام تلاش خود را به کار گرفتند تا آقاي موسوي نخست وزير شود.
سوال: جناب آقاي دکتر! بر اين اساس شما اولين رقيب اقاي موسوي بوديد و بارها اشاره کرديد که سازمان مجاهدين با آن رويهاي که در آن دوره در مجلس اتخاذ کرد اجازه نداد شما به عنوان اولين نخست وزير مقام معظم رهبري از مجلس راي اعتماد بگيريد.علت اين مخالفت جدي سازمان مجاهدين با شما و همراهي با ميرحسين موسوي چه بود؟
يک قول و قرار اعلام نشدهاي با هم داشتند که يک سري سمتهاي کابينه به سازمان مجاهدين داده شود که همين هم شد.
سوال: فکر نميکنيد اين رويه سازمان مجاهدين حاکي از نوعي تماميت خواهي بود که بعدا در تمام دوران حيات سياسي اين جريان تا زمان انحلال قانوني آن قابل پيگيري است؟ حتي در فتنه 88 باز اين تماميت خواهي و به هم زدن قواعد منطقي بازي و توسل به قول و قرارهاي غير علني و مخفي به چشم ميخورد.
سال 64 هم در دوره دوم رياست جمهوري مقام معظم رهبري به بنده پيشنهاد کردند که من را به عنوان نخست وزير به مجلس معرفي کنند. اما باز عدهاي خدمت امام(ره) رسيدند و گفتند که اگر آقاي موسوي عوض شود وضع جبههها تغيير ميکند.حضرت امام(ره) هم چون موضوع جنگ برايشان اولويت اول را داشت موافق نبودند. آيتالله خامنهاي هم فقط بنا به تبعيت از امام(ره) موسوي را مجددا به مجلس معرفي کردند. در مجلس 99 نفر به آقاي موسوي رأي ندادند که البته خيلي تحت فشار قرار گرفتند. در يک جلسهاي که اين نمايندگان بعد از انتخاب آقاي موسوي با رئيس جمهور آيتالله خامنهاي داشتند حضرت آقا در آن ملاقات فرمودند کساني که به موسوي راي ندادند و مخالف هستند 99 نفر نبودند 100 نفر هستند که يکي از آنها من هستم.
سوال: به نظر شما ميشود ريشههاي فتنه 88 را در اين روش و ممشاي سياسي آقاي موسوي و جرياناتي مثل سازمان مجاهدين در دهه 60 جستجو کرد؟
البته سازمان مجاهدين بعدا دو دسته شدند. يک شاخهاي که کاملا پايبند و ملتزم به ولايت فقيه بودند و هستند و همچنان مصدر فعاليتهاي سياسي مثبت در کشور هستند.اينها در تبعيت از آيتالله راستي به عنوان نماينده ولي فقيه در سازمان پايداري به خرج دادند.اما يک دستهنه! اينها با آيتالله راستي هماهنگ نبودند و اينها همان کساني هستند که در تشکيل حزب مشارکت نقش اساسي داشتند.که حالا فعاليتهاي ساختارشکنانه حزب مشارکت در مجلس ششم و در دولت هفتم و هشتم کاملاً روشن است.
سوال: برخي عنوان ميکنند که آقاي موسوي در دوره دوم نخستوزيري، مخالف تصدي وزارت خارجه توسط شما بودهاند.
اين را صريحاً آقاي موسوي به من ابراز نکرد اما خود ايشان ميگفت هر وقت خدمت امام(ره) ميرسم امام احوال شما را ميپرسد يعني ولايتي حالش چطور است. اين بدين معناست که امام ميخواستند ولايتي وزير خارجه باشد. حتي ايشان به مجلس پيغام ميدادند که ولايتي بايد وزير خارجه باشد. عين همين پيغام را مقام معظم رهبري در دو دوره به مجلس دادند. يعني من در هر چهار دوره با دستور مستقيم رهبري از مجالس رأي اعتماد گرفتم.
سوال: علت اينکه ماجراي مک فارلين و آمدن آن آمريکايي به فرودگاه شکست خورد چه بود؟
من در جريان آمدن مک فارلين نبودم. اما ماجراي مک فارلين نشان داد که آمريکاييها صداقت ندارند و اين تجربه ثابت کرد که اگر ما حساب نشده و فقط از روي باوري که داريم به قول و قرارهاي آمريکاييها اعتماد کنيم بدون اينکه تضمينهاي لازم را بگيريم، شکست خواهيم خورد.
سوال: حضرتعالي قريب به 16 سال وزير خارجه کشور بوديد چه در دوران رياست جمهوري مقام معظم رهبري و چه در دوره آيتالله هاشمي رفسنجاني. طبيعتا کار کردن با دو رئيس جمهور آن هم با دو روحيه متفاوت تا حدودي وضعيت کاري براي يکي از کليدي ترين وزارت خانههاي کشور را متفاوت ميکند.ميزان سازگاري سياسي و مديريتي شما با کدام يک از اين دو رئيس جمهور بيشتر بود؟
اساس سياست خارجي در اختيار رهبري است چه در زمان حضرت امام(ره) و چه در دوره مقام معظم رهبري که اين مستنبط از قانون اساسي است. در دولت اول هر آنچه که امام(ره) دستور ميدادند ما عمل ميکرديم. در مطالب اساسي و موارد ديگر حتما تلاش ميکردم که هماهنگ با مقام معظم رهبري در مقام رياست جمهوري باشم.شايد ديدگاه نخست وزير با اقدامات ما در وزارت خارجه موافق نبود، ولي حضرت امام(ره) تصميم گيري در خصوص موارد و مصاديق سياست خارجي را غير از اصول و امور اساسي در اختيار سران سه قوه گذاشته بودند و لذا من در بسياري از جلسات سران قوا شرکت ميکردم. تصميمگيريهاي مهم، مصوب سران سهقوه بود. مرحوم حاج احمد آقا هم در اين جلسات شرکت داشتند و مراتب را به حضرت امام منتقل ميکردند و اگر ايشان ملاحظه يا نقطه نظري داشتند به جلسه سران و همچنين وزارت خارجه ابلاغ ميشد.
سوال: در زمان آيتالله هاشمي چطور؟
در اين دوره روابط من با مقام معظم رهبري و آقاي هاشمي روابط خوبي بود اما در مسائلي که مقام معظم رهبري تکيه و تاکيد داشتند بنده همان را عمل ميکردم.
سوال: اين اتفاق رخ داده بود که اختلاف نظري هم بين مقام معظم رهبري و آيتالله هاشمي در خصوص سياست خارجي پيش بيايد؟
بالاخره در بعضي از ديدگاهها لزوما نظرات بر هم منطبق نبود و موارد متفاوت وجود داشت ولي من روش روشنم اين بود که ديدگاههاي مقام معظم رهبري را در سياست خارجي اجرا کنم.
سوال: جناب آقاي دکتر! تعريف شما از گفتمان انقلاب چيست و آيا اساسا ميتوان قائل به اين مهم بود که انحراف از اين گفتمان محتمل است؟
کم نبودند کساني که منحرف شدند ولي اصل انقلاب که رهبري و مردم هستند به راه خودشان ادامه دادند. حالا بعضي از مجريان و برخي از مسئولان در طول اين سالها بودند که توسط مردم انتخاب شدند و يا توسط مجلس راي اعتماد گرفتند اما بعداً از مسير انحراف پيدا کردند. انقلاب مثل يک اقيانوس دائما در حال جوشش و خروش است و اشياء زايد و ناهمگون را به ساحل پرتاب ميکند. هيچ شي آلودهاي اقيانوس انقلاب را آلوده نميکند. اين فقط بر پايه تئوري نيست بلکه نتيجه تجربيات 34 سالهاي است که از انقلاب داريم.
سوال: به نظر شما ريزشها و انحرافات انقلاب بيشتر بوده يا رويشهاي انقلاب؟
حتماً رويشها هم در داخل و هم در خارج. وقتي اين همه جوان بسيجي در حرفههاي مختلف در صحنه هستند و مردم ما بسيجي وار در کنار انقلاب هستند ولو اينکه سمت بالايي مثل استادي دانشگاه را داشته باشند و يا ردههاي بالاي حوزوي باشند، اينها لشگريان خدا و رويشهاي پر طراوت انقلاب هستند و حضور همه صنوف مردم در راهپيمايي 22 بهمن نشان داد که مردم انقلاب را متعلق به خودشان دانسته و خود را صاحب انقلاب ميدانند ولو دلگيريهايي از برخي مسئولان و مجريان داشته باشند.انقلاب اسلامي مهمترين ميراث فرهنگي اعتقادي تاريخ ايران است. اين را بنده با آگاهي از تاريخ ايران عرض ميکنم. ما در طول تاريخ ايران هيچ حادثه ديگري به عظمت اين انقلاب نميبينيم.
سوال: در وجوه خارجي، رويشهاي انقلاب را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
بيداري اسلامي و صدور تفکر انقلابي و اسلامي به کشورهاي اسلامي هيچ خاستگاهي جز ايران ندارد.هنوز هم ايران مثل کوه در مقابل مخالفتها ايستاده است. در حالي که ميبينيم در برخي از کشورهايي که تازه انقلاب شده در همان گامهاي اول دچار مشکل هستند. ايران اين گامهاي اوليه را با سرعت و قدرت سپري کرده و حتي دفاع مقدس را با موفقيت به پايان رسانده است.
سوال: چشم انداز شما در قبال تحولات خاورميانه و جهان اسلام در جريان بيداري اسلامي چگونه است؟
تحولات خاورميانه و جهان اسلام برگشتناپذير است.ممکن است کساني که در کشورهاي انقلابي روي کار آمدهاند ايدهآل انقلابيون نباشند ممکن است اشتباهاتي بکنند، اين اجتناب ناپذير است. ما در انقلاب اسلامي ايران هم اشتباهاتي در انتخاب افرادي مانند بنيصدر و بازرگان داشتيم.اين انقلاب بسيار ريشهدار اسلامي که ريشه در تاريخ چند هزار ساله ايران و هزار و چهارصد ساله اسلام دارد، قدرتمندتر از آن است که در برابر مشکلات و روي کار آمدن افراد غيرمناسب براي مشاغل دولتي قدخم کند.
سوال: در خصوص بحث رابطه با آمريکا، آيا شرايطي که مد نظر مقام معظم رهبري است فراهم شده است؟ چون برخي تلاش ميکنند بگويند بعد از مذاکرات آلماتي بسترها براي مذاکره با آمريکا مهيا شده است.
شرايطي که مورد نظر مقام معظم رهبري براي مذاکره است از سوي آمريکاييها فراهم نشده است. البته اين شرايط غيرعادي و خارقالعادهاي نيست بلکه در چارچوب حقوق حقه جمهوري اسلامي ايران است. آمريکاييها بايد قبول کنند که دوره شاه گذشته و ايران يک کشور مستقل قدرتمند است. اگر حرفي دارند ميتوانند در وضعيت احترام متقابل و در شرايط مساوي مطرح کنند و ثابت نمايند که سوء نيت ندارند و از اقداماتي که عليه ملت ايران از تاريخ 28مرداد تا به امروز و عليه جمهوري اسلامي و ملت ايران انجام دادهاند، پشيمان هستند.
سوال: آيا عرصه سياست خارجي جمهوري اسلامي محدود به آمريکاست؟ يعني حل مشکلات داخلي ما منوط به برقراري رابطه با آمريکاست؟
خير! جمهوري اسلامي بايد دوستان خودش را انتخاب کند. ظرفيتهاي بسياري براي ايران درباره برقراري رابطه با ساير کشورها وجود دارد که ميتواند بخش مهمي از فشارهاي ناشي از تحريمها را بکاهد.
سوال: آقاي دکتر! به عنوان آخرين سوال اينکه حضرتعالي اين روزها در مظان کانديداتوري براي انتخابات يازدهم رياست جمهوري هستيد، يکي از نگرانيهاي متدينين در خصوص شما اين است که نکند اتفاقي که در سال 1384 رخ داد و شما به نفع آقاي هاشمي کنار رفتيد مجددا تکرار شود. آيا اين احتمال وجود دارد که در اين دوره از انتخابات نيز حضرتعالي به نفع يکي از نامزدها کناره گيري نماييد؟
بنده به نفع هيچ کس کنار نميروم و تابع تصميم ائتلاف سه گانه هستم. هر تصميمي که ائتلاف سهگانه بگيرد که چه کسي بماند و دو نفر ديگر به وي کمک بکنند ما تابع اين تصميمگيري هستيم. اگر تصميم اين باشد غير از من هر يک از آن دو نفر يعني آقاي دکتر حداد عادل و يا آقاي دکتر قاليباف نامزد انتخابات شوند طبيعي است که بنده کنار ميکشم ولي حتماً به کسي که کانديداي رياست جمهوري است کمک ميکنم تا رأي بياورد. خارج از اين، هيچ مکانيسم ديگري منتهي به کنار کشيدن من نخواهد شد.