مهر / حجاريان مدافع تئوري کانديداتوري هاشمي است، مخالف کانديداتوري هاشمي است، جايگاه هاشمي فراتر از رياست جمهوري است، معرفي کانديداهاي اصلاح طلبان از سوي کرباسچي، تکذيب کانديداتوري محقق داماد، خاتمي ميخواست هدفمندي معقول اجرا کند اما نگذاشتند، خاتمي نبايد کانديدا شود، اصلاحطلبان احمدينژاد را جدي نميگيرند، موافقت مشروط با حمايت از کانديداي اصولگرا و هاشمي معتقد به کانديداتوري خاتمي است؛ از مهمترين تيترهاي گفتگوي مشروح دبيرکل حزب کارگزاران با خبرگزاري مهر است.
به نظر شما در اين دوره از انتخابات رياست جمهوري چه اتفاقاتي خواهد افتاد؟ مواضع آقايهاشمي در سال 84 در چنين زماني به همين ترتيب بود. آن زمان هم از ايشان دعوت مي شد، اما قرار نبود وي به صحنه وارد شود، اما به يکباره تصميم به کانديداتوري گرفت. آيا قرار است اين سناريو دوباره تکرار شود؟
- آقايهاشمي تا اين زمان گفته است که کانديدا نمي شود. من شخصا معتقدم آقاي هاشمي خيلي بهتر از من و حتي خيلي اشخاص ديگر شرايط را درک مي کند، اگر آقايهاشمي تصميم بگيرد که در اين انتخابات حضور پيدا کند، قطعا من و خيليها از ايشان حمايت مي کنيم. در حال حاضر بسياري از اصلاح طلبان مثلا آن دستهاي که از نظر شما تندرو بنظر مي آيند، مثل آقاي حجاريان معتقدند که راه حل نظام و مشکلات کشور به دست آقايهاشمي است.
معتقد به کانديداتوري هاشمي نيستم
* پس اينکه در خبرها آمده بود آقاي حجاريان گفته براي انتخابات آينده، حاضر است پادويي آقايهاشمي را بکند، درست است؟
- «پادويي» و ادبيات سياسي مشابه اين را نمي دانم؛ اما آقاي حجاريان در اين قضيه و حمايت از آقايهاشمي براي کانديداتوري در انتخابات رياست جمهوري آينده جدي است. در کل من شخصا معتقد نيستم که وي وارد صحنه شود.
* آيا تاکنون آقايهاشمي براي حضور در انتخابات با شما مشورت نکردند؟
- مقام آقايهاشمي بالاتر از اينها است، تصور وي تا الان اين بوده که در صحنه انتخابات وارد نشود.
جايگاه هاشمي فراتر از رياست جمهوري است
* چرا آقايهاشمي به صحنه انتخابات وارد نمي شود؟
- به چند دليل، اول اين که جايگاه آقاي هاشمي فراتر از رياست جمهوري است. حتي زماني هم که در سال 68 رئيس جمهور شد از خودگذشتگي نشان داد که خود را درگير مسائل اجرايي کرد و همه اشخاصي که آن زمان را به ياد دارند اين حضور وي را از فداکاري وي مي دانستند. آقايهاشمي هم به لحاظ سني و هم به لحاظ شيخوخيت، براي بسياري از جناحها شخصيت قابل احترامي است که حيف است وارد مسائل اجرايي شود. نکته دوم اين است که رياست جمهوري به لحاظ فيزيکي براي سن و سال ايشان سنگين است. در واقع شخصيت آقايهاشمي به گونه اي است که موضوعات حوزه کاري برايشان مهم است. مثلا در دوره رياست جمهوري وي، يک روز بودجه ديرتر از تاريخ موعد، تحويل مجلس داده نشد و شبانه روزي جلسه برگزار مي کرد تا بودجه را سر موعد به مجلس برساند.
پاسخ به ادعاي دولت درباره ديرکرد در ارائه بودجه
* اما آقاي ميرتاج الديني زماني در خصوص تاخير بودجه گفتند که در دورههاشمي هم همين منوال بوده است؟
- نه، اينگونه نبوده است. امسال کتاب خاطرات سال 69 منتشر مي شود و در آنهاشمي شرايطش را در خصوص اين موارد مطرح کرده است. دليل سوم اين است که با حضور شخصيتهايي مثلهاشمي، ديگران اين فرصت را پيدا نخواهند کرد که در موضع رياست جمهوري قرار بگيرند، اين فرصت هم ديگر براي ما تکرارشدني نيست که کساني از مديران کشور با حضور و مشورت آقاي هاشمي بتوانند کشور را اداره کنند، از طرف ديگر اين راهش نيست که در شرايط درماندگي به آقايهاشمي متوصل شويم و از او بخواهيم که رئيس جمهور شود. به اين دلايل مي گويم بايد کسي در کنار آقايهاشمي باشد که از تجربيات وي در توسعه کشور و پيشبـرد وفاق ملي استفاده کند.
معرفي کانديداهاي اصلاح طلبان از سوي کرباسچي
* به نظر شما چه کسي اين مشخصه را دارد؟
- من نمي خواهم از افراد نام ببرم. فرض بفرماييد هر کسي را که اصلاح طلبان روي وي توافق کنند، مثلا افرادي مانند آقايان عارف، روحاني، نجفي، جهانگيري و يا محمدرضا بهشتي.
* آيا حضورآقاي بهشتي هم جدي است؟ چون در اين باره شايعاتي هم شده بود.
- نه، من مثال زدم خودم هيچ صحبتي با آقاي بهشتي نداشتم.
تکذيب کانديداتوري محقق داماد از سوي اصلاح طلبان
* حال که برخي گزينهها را نام برديد، کانديداتوري آقاي محقق داماد از سوي اصلاح طلبان چقدر جدي است؟
- تا آنجايي که بنده در جريان هستم، اصلاح طلبان درباره کانديداتوري آقاي محقق داماد بحثي نداشته اند.
علاقه اي به کانديداتوري ندارم
* خودتان چطور، قصدي براي کانديداتوري نداريد؟
- من اصلا چنين علاقه اي ندارم.
توسعه اقتصادي مقدم بر توسعه سياسي
* چرا بحثهاي رياست جمهوري اصلاح طلبان با محوريت کارگزاران پيش مي رود؟ يعني افرادي که عمدتا يا به لحاظ فکري عضو کارگزاران هستند و يا قرابت فکري با اين حزب دارند.
- در حال حاضر مسائل کشور گرفتاريهاي اقتصادي، اجرايي و توسعه اي است. اين روي زمين ماندن مباحث چقدر باعث به وجود آمدن مشکل براي کشور شده است و حالا در آستانه شب عيد همه دستپاچه شده اند که يک پولي به مردم بدهند تا دچار زحمت کمتري شوند. بايد بتوانيم در کشور رشد داشته باشيم، بيکاري را مهار کنيم، نقدينگي را که در جامعه سرازير شده و هر روز تشديدش مي کنيم، برطرف کنيم. از اين جهت خوب است که همه به اين فکر کنيم که آلام مردم را تسکين دهيم. زماني در کارگزاران اين سئوال مطرح بود که توسعه سياسي مقدم است يا توسعه اقتصادي. ديدگاه بسياري از اعضا اين بود که اگر توسعه اقتصادي نباشد و نتوانيم مردم را به لحاظ مشکلات اقتصادي و اجرايي اداره کنيم، بحث توسعه سياسي روي هوا است. وقتي عزت مردم در زندگي روزمره مخدوش شود، ديگر نمي توان از آنها خواست فعاليت سياسي کنند. کسي که نتواند اول ماه حقوقش را بگيرد اصلا نمي تواند تعادل رواني داشته باشد. پولي که بدست مردم داده مي شود ممکن است عده اي را خوشحال کند، اما با درآمدي که مردم از دسترنج و کار خود بدست مي آورند، بسيار متفاوت است. پولي را که شما براي توليد سرمايه گذاري مي کنيد و افراد از درآمد آن احساس عزت مي کنند، با پولي که برايشان تقسيم مي کنيم و به آنها مي دهيم، قابل مقايسه نيست.
خاتمي مي خواست هدفمندي اجرا کند اما نگذاشتند
* به اين ترتيب شما با اجراي فاز دوم يارانهها هم مخالف هستيد؟
- به نظر من اين نوع پرداخت يارانه که باعث گراني با آن شيب تند مي شود، اصلا کار معقولي نيست. ما از ابتدا به روش تدريجي معتقد بوديم، همان چيزي که دولت آقاي خاتمي مي خواست انجام دهد و مجلس هفتم اصولگرايان با محوريت افرادي نظير آقاي باهنر و دوستان ديگر با آن مخالفت کردند. دولت آقاي خاتمي ميخواست 10 يا 20درصد در طول چند سال به تدريج گران کند و رشد توليد را بالا ببرد، اما گفتند گراني ميشود.
* اما در برنامه پنج ساله چهارم توسعه به اين نحو (10 درصد در طول 10 سال) بيان نشده بود؟
- شما مي توانيد به آن برنامه مراجعه کنيد اگر چنين چيزي بود، آمار را اعلام کنيد.
جهانگيري طرفدار کانديداتوري نجفي است
* يک شايعه اي هم وجود دارد که گفته مي شود که در حزب کارگزاران 2 طيف اصفهاني و کرماني وجود دارد که اصفهانيها طرفدار آقاي نجفي هستند و کرمانيها طرفدار آقاي جهانگيري. آيا اين درست است؟
- اين حرفها بي اساس و برخاسته از سطحينگريهاي سياسي است. شخص آقاي جهانگيري بيشتر از همه طرفدار کانديداتوري آقاي نجفي در انتخابات رياست جمهوري آينده است. هيچ وقت شرايط در کارگزاران به اين صورت نبوده که 2 طيف اصفهاني و کرماني در آن وجود داشته باشد.
* به نظر شما کدام يک از اين 2 نفر (جهانگيري و نجفي) فضاي بهتري در حزب کارگزاران براي کانديداتوري دارند؟
- هنوز در اين خصوص به نتيجه نرسيده ايم اما در پي آن هستيم که انتخابات جدي گرفته شود، همچنين کانديدايي مطرح شود که مجموعه شرايط لازم از لحاظ رأي آوري و وفاق ملي را داشته باشد.
* نظر شخصي شما به عنوان يک چهره سياسي و دبيرکل حزب کارگزاران در مورد کانديداتوري آقايان نجفي و جهانگيري چيست؟
- من هر 2 را انسانهايي لايق و توانمند مي دانم.
* يعني هيچ تفاوتي بين آنها وجود ندارد؟
- هر کدام از اين 2 نفر که اصلاح طلبان بتوانند به توافق بيشتري بر روي وي برسند، اولويت بيشتري دارد.
* گفته مي شود در داخل حزب بيشتر به آقاي جهانگيري تمايل وجود دارد و بيرون حزب به آقاي نجفي؟
- نه اين درست نيست. بين اين 2 بزرگوار تفاوت زيادي وجود ندارد.
نجفي مشکل جسمي براي کانديداتوري ندارد
* با توجه به بيماري آقاي نجفي آيا آمادگي وي دارد که به عنوان کانديدا در انتخابات رياست جمهوري آينده حضور پيدا کند؟
- براي آقاي نجفي يک مشکل قلبي بوجود آمده که رفع شده است. اين هم مانع مهمي نيست بلا تشبيه ما از ياد نمي بريم که قلب حضرت امام (ره) در سال دوم رهبري گرفت، ولي ايشان 10 سال مملکت را اداره کردند و در پايان عمر ايشان هم مشکلشان از ناحيه قلب نبود. مشکل قلبي آقاي نجفي حل شده است و الان به قول آقاي دکتر فاضل ( پزشک معالج وي) وضعيت جسمي آقاي نجفي مناسب است و مشکلي براي کانديداتوري در انتخابات از لحاظ جسماني ندارند.
خاتمي نبايد کانديدا شود
* گمانه زني ديگري که درباره استراتژي انتخاباتي اصلاح طلبان مطرح شده اين است آنها برنامه دارند که تا نزديک انتخابات روي آقاي خاتمي سرمايه گذاري کنند و بعد از آن در ايام ثبت نام کانديداها به يکباره آقايهاشمي وارد شود و به جاي خاتمي ثبت نام کند، اين موضوع صحت دارد؟
- من از اين سناريو خبر ندارم. بعضي از اصلاح طلبان به حضور خاتمي معتقد هستند و بعضي هم نه. اما بنده شخصا معتقدم اگر هيچ مانعي هم بر سر راه خاتمي براي کانديداتوري نباشد، وي نبايد بيايد.
* دلايل مخالفت شما با کانديداتوري آقاي خاتمي چيست؟
- من به همان دلايلي که براي عدم کانديداتوري آقايهاشمي گفتم و همچنين دلايلي ديگر، معتقدم که کسي غير از خاتمي بايد در انتخابات رياست جمهوري آينده به نمايندگي از اصلاح طلبان کانديدا شود.
* دلايل مخالفت شما با کانديداتوري آقاي خاتمي در سال 88 با امروز يکي است يا تفاوت دارد؟
- ممکن است استدلالهاي الان من براي عدم کانديداتوري وي با آن زمان متفاوت باشد.
کانديداي اصلاحطلبان درپي تقابل با نظام نيست
* شما پيشتر اشاره کرديد که در انتخابات سال 88 به سراغ آقاي کروبي رفتيد، چون اعتقاد داشتيد نبايد تلقي تقابل با نظام باشد، در مورد انتخابات سال آينده هم همين نگاه را داريد؟ يعني بايد فردي از اصلاح طلبان کانديدا شود که در مورد وي تلقي تقابل با نظام بوجود نيايد؟
- بله، نگاه من هنوز هم به همين شکل است. اگر کسي واقعا بخواهد وارد صحنه شود نبايد اين استنباط پيدا شود که وي براي تقابل آمده است. ما دنبال اين هستيم که مسائل کشور در حوزه داخلي و خارجي بهبود پيدا کند. اگر از اين خواسته اصلاح طلبان تلقي شود که در جهت ساختارشکني و براندازي نظام حرکت مي کنند نه تنها بهبودي حاصل نمي شود، بلکه ممکن است منتج به درگيري هم بشود. حرف ما اين است که در جامعه بايد (تفکر) بهبود خواهي باشد و حکومت آن رابراندازي تلقي نکند. واقعيت هم همين است. اگر ما مي خواهيم تورم پائين بياييد، توليد ملي بالا برود، رشد اقتصادي و روابط مثبت خارجي داشته باشيم براي اين است که آلام مردم تسکين پيدا کند. ما نمي خواهيم نظام بر هم بخورد.
اصلاحطلبان احمدينژاد را جدي نميگيرند
* در مورد آقاي احمدي نژاد و کانديداي احتمالي وي تقريبا يک سالي است که اظهاراتي شنيده مي شود شخص احمدي نژاد و چهرههاي نزديک به وي مثل مشايي در مورد آزادي، مکتب ايراني، مردم گرايي و... مواضعي گرفته اند که گويا مي خواهند به اصلاح طلبان نزديک شوند. دوستي مي گفت اگر اصلاح طلبان خاطرات بد گذشته را فراموش کنند، احمدي نژاد گزينه چندان بدي هم براي آنها نيست؛ زيرا مواضعي را بيان مي کند که اصلاح طلبان به راحتي نمي توانستند مطرح کنند. با اين نظر موافقيد؟
- تا آنجايي که من مي دانم اصلاح طلبان خيلي اين مواضع را جدي نمي گيرند. تمام آنها اين مساله را مثل موضوع انتخابات نظام پزشکي، حرفهاي انتخاباتي مي دانند. اگر آقاي احمدي نژاد و تيمش مي خواستند اوضاع کشور بهبود يابد 7 سال وقت داشتند که رفتارهاي بهتري با اصلاح طلبان و خيرخواهان کشور داشته باشند. در اين مدت جز بذر اختلاف و طرد مديران با تجربه و نيروهاي فعال در سطوح مختلف چيزي نکاشتند.چقدر نيروهاي با تجربه در دوره وي منزوي و عزل شدند که سرمايه 30 ساله کشور بودند و حالا در پايان دولت طرح اين اظهارات از سوي آقاي احمدي نژاد چندان جدي گرفته نمي شود. در افکار عمومي هم صرف نظر از ابزارهايي مثل تقسيم پول و سهام عدالت که عده اي را جذب مي کند، بعيد مي دانم که اين حرفها در قشري که لازم است تاثيرگذار باشد.
مشايي جداي از احمدينژاد نيست
* اگر از آقاي احمدي نژاد پذيرفته نشد از آقاي مشايي چطور، پذيرفته است؟
- من اين 2 را جداي از هم نمي بينم و فکر نمي کنم 2 چهره مجزا از هم باشند. ما به دنبال اين بحثهاي سياسي نيستيم، که لشکرکشي کنيم. ما مي خواهيم مسائل مملکت درست شود و اين تلقي از کانديدايي که مي خواهد بيايد، نباشد که او مي خواهد حالت تقابل، درگيري و گرفتاري درست کند. حالا چه از اين طرف باشد و چه از طيفي ديگر. ما در پي اين هستيم که با روشهاي معقول و کارشناسي مشکلات مردم حل شود.
مشايي قابليت جذب راي اصلاحطلبان را ندارد
* در برخي اظهار نظرها آمده است که آقاي مشايي در صورت کانديداتوري قابليت جذب 30 درصد از آراي اصلاح طلبان را دارد، آيا شما اين اظهار نظرها را قبول داريد؟
- من چنين باوري ندارم. اگر اصلاح طلبان بتوانند حرف خود را بزنند، من بعيد مي دانم شخصي مثل آقاي مشايي و امثال او بتوانند کاري از پيش ببرند.
* به فرض اين که اصلاح طلبان کانديدايي نداشته باشند، با اين توضيحي که در مورد عدم تقابل و لزوم حل مشکلات گفتيد آيا ممکن است از يک کانديداي اصولگرا حمايت کنيد؟
- اگر اصلاح طلبان کانديدا نداشته باشند و تصميم بگيرند در انتخابات شرکت کنند که - باور من اين است که چنين اتفاقي نمي افتد- ممکن است مردم را ترغيب کنند که به کانديدايي با شاخصهاي آنها راي بدهند. در اين صورت حتما به مردم خواهند گفت مطالبات و خواستههاي ما اين است و شما به کساني راي بدهيد که اين خواستهها را بهتر اجرا کنند. ما دنبال تقسيم پول، عوام فريبي و دعواهاي بي خودي در دنيا راه انداختن و حتي در داخل نيستم.
موافقت مشروط با حمايت از کانديداي اصولگرا
* براي اين مدل چه چهرههايي ممکن است در ميان اصولگرايان وجود داشته باشند؟
- بايد ببينيم چه کسي کانديدا مي شود.
* مثلا از ميان حداد، ولايتي ، قاليباف، پورمحمدي ، باهنر و... کسي اين ويژگيها را دارد؟
- اينها هنوز نه کانديداتوري خود را اعلام کرده اند و نه برنامه اي از خود ارائه داده اند.
* پس اين احتمال وجود دارد و آن را نفي نمي کنيد؟
- نه، خود آقاي خاتمي هم معتقد است که اگر به چهر ههاي اصلاح طلب اجازه ندهند و امکان آن نباشد که وارد انتخابات شوند، ممکن است اصلاح طلبان به اين نتيجه برسند که مطالبات خود را مطرح کنند. حالا اينکه مردم چقدر شرکت کنند يا انتخابات تضعيف شود به حکومت بستگي دارد.
حسن روحاني اصولگرا نيست
* ممکن است بر روي آقاي روحاني هم به اجماع برسيد يا ايشان هم در همين قالب (اصولگرايي) مطرح مي شوند؟
- آقاي روحاني با آن معناي خاص اصولگرا نيست. اما در صورتي که بتواند برنامههايش را با خواستههاي اصلاح طلبان تطبيق بدهد، چهره معتدلي است. طبيعي است که اگر اصلاح طلبان کانديدايي از خودشان داشته باشند، ممکن است به آقاي روحاني گرايش پيدا نکنند و در اين حالت شخص آقاي روحاني هم ممکن است خودش ورود پيدا نکند.
* آيا اين درست است که آقاي روحاني از گزينههاي مورد نظر آقايهاشمي براي انتخابات است و نقل شده که ايشان گفته اند من خودم نخواهم آمد اما روحاني بهترين گزينه است چون مي تواند به نوعي وفاق را در ميان جريانها ايجاد کند؟
- اين گفته آقايهاشمي را من نشنيده ام.
هاشمي معتقد به کانديداتوري خاتمي است
* اين موضوع به صورت رسانه اي مطرح نشده، بلکه نقل قول است.
- آنچه که من به صورت قطعي شنيده ام اين است که آقايهاشمي تاالان گفته است که در انتخابات آينده نخواهد آمد و در عين حال در نظر دارد فردي را تاييد کند، اما اين که به شخص خاصي اشاره کرده باشد من تاحالا نشنيده ام. در هر حال از ميان چهرههايي که به ايشان نزديک هستند مثل آقايان نجفي ، جهانگيري، روحاني و ... همه ممکن است، مطرح باشند. اما شخص خودهاشمي شايد اعتقادش اين باشد که از نظر راي آوري، خاتمي بهترين گزينه است. در نهايت براي اين که بدانيم چه اتفاقي خواهد افتاد و چه کسي مي آيد بايد منتظر بمانيم تا افراد به جمع بندي نهايي برسند و قطعا اين موضوع زمانبر است.
* يعني شما مي گوييد، نظر آقايهاشمي بيشتر معطوف به آقاي خاتمي است؟
- من از زبان خود آقايهاشمي نشنيده ام، ولي دوستاني که صحبت کرده اند ميگويند نسبت به ايشان نظر مساعد دارد.
* آيا اين را هم نشنيده ايد که نظر جدي ايشان روي آقاي حسن روحاني است؟
- جواب اين سئوال تبليغ عليه اشخاص مي شود. وقتي بگوييم آقاي هاشمي از روحاني اسم نبرده است مي شود تبليغات منفي عليه افراد.
راي ندادنم به کروبي دروغ است
* يک روايتي درباره راي شما در سال 88 وجود دارد که بسيار هم در مورد آن تحليل هم شده است .
- من در مورد اين موضوع راي، به آقاي باهنر هم نامه نوشتم . من به آقاي کروبي راي دادم همه هم آنجا ديدند. اين دروغي است که آن زمان طرح شد.
* چند نفر از خبرنگاران ديده اند و گفته اند که راي خود را نشان داده ايد.
- خلاف مي گويند. نشان دادن راي و اين کارها مسخره بازي است. من به همراه آقاي باقي و ابطحي به دانشگاه پلي تکنيک رفتيم و راي داديم. از همان موقع اين دروغ را جعل کردند تا بگويند آقاي کروبي رايش کم است، زيرا حتي فلاني (کرباسچي) هم به او راي نداد.من نمي خواهم راجع به اين قضيه دوباره بحث کنم.