نماد آخرین خبر

سرمقاله کیهان/ داستان برف و آفتاب تموز!

منبع
کيهان
بروزرسانی
سرمقاله کیهان/ داستان برف و آفتاب تموز!
واکاوي پروژه دشمن براي اثرگذاري بر انتخابات 24خرداد ايران با مقاله اي از حسام الدين برومند و عنوان «داستان برف و آفتاب تموز!» منتشر شده در ستون سر مقاله امروز روزنامه کيهان را مي خوانيد : در فاصله کمتر از يک ماه به انتخابات رياست‌جمهوري، سوالات مهم و کليدي وجود دارد که واکاوي پاسخ‌ها به بهتر روشن شدن صحنه انتخابات کمک مي‌کند.يادداشت پيش روي مي‌کوشد از ميان سوالات احتمالي مهم و قابل تفحص به واکاوي اين پرسش بپردازد که در شرايط کنوني پروژه دشمن براي اثرگذاري بر انتخابات 24خرداد چيست؟ اين پروژه با چه سناريوها و تاکتيک‌هايي در صحنه خطير انتخابات پيگيري مي‌شود؟ و پيوست رسانه‌اي شبکه بزرگ فريبکاري و دروغ‌پردازي‌هاي غربي- صهيونيستي در انتخابات چگونه خواهد بود؟ در اين باره نکاتي قابل اعتناست که شواهد و قرائن پيراموني به وضوح نشان مي‌دهد تحرکات و کارشکني‌هاي دشمن براي انتخابات 24 خرداد که از مدتها قبل تدارک و ساماندهي شده است داستان برف و آفتاب تموز است، چرا؟ 1- نکته اول اين است که رصد هوشمند و واقع‌گرايانه رفتار و گفتار دشمن در دو سال گذشته حاکي از آن است که راهبردها و تاکتيک‌هاي او براي اثرگذاري بر انتخابات 24 خرداد بصورت مداوم دچار «تغيير» شده و با نوسانات زيادي همراه بوده است. راهبرد دشمن بعد از فتنه سال 88 و ناکامي بزرگ در انتخابات قبلي رياست‌جمهوري، او را به سوي «چالش در مشارکت» سوق داد. اين تصميم راهبردي از آنجا گرفته شد که براي دشمن محرز گشت «چالش در مشروعيت انتخابات» - که در فتنه سال 88 به دنبال آن بودند- شدني نيست و مکانيسم قانوني و قدرتمند انتخابات در ايران چنين اجازه‌اي را نمي‌دهد. گفتني است؛ چالش در مشروعيت انتخابات و ادعاي بزرگ تقلب پلي براي براندازي نرم بود که البته بعدها و پس از فتنه سال 88، مراکز مطالعاتي و رسانه‌اي غربي اذعان کردند در ارزيابي اين برآورد دچار خطاي تحليل شده بودند.در اين خصوص و از ميان حجم انبوه نمونه‌ها و کدهاي مستند غربي، گزارش مرکز مطالعات خاورميانه سابان که در سايت انديشکده بروکينگز منتشر شد خواندني است که به صراحت اذعان مي‌کند؛ «براندازي نرم در ايران غيرممکن است». بنابراين مشاهده مي‌شود که دشمن در اولين انتخابات پس از فتنه سال 88- انتخابات مجلس نهم در اسفند سال 90- راهبرد چالش در مشارکت را برمي‌گزيند.نتيجه انتخابات و حضور پرشور و 65 درصدي مردم در انتخابات مجلس، بار ديگر مواجهه دشمن در برابر ايران را به هم ريخت.رويترز همان ايام درگزارشي علي‌رغم راهبرد دشمن براي چالش در مشارکت و نااميد کردن مردم براي حضور در پاي صندوق‌هاي راي نوشت؛ «مردم ايران پيروز انتخابات هستند». 2- بديهي است که وظيفه دشمن، دشمني است و هر بار که شکست مي‌خورد در ساحت ديگري تدارک مي‌کند و به ميدان مي‌آيد. براي انتخابات خرداد 92، دشمن کانون تحرکات و دسيسه‌هايش را در سال 91 يعني سال منتهي به انتخابات رياست‌جمهوري به پيش کشيد. اکنون به اذعان مقامات ‌ذي‌نفوذ و رسانه‌هاي تصميم‌ساز غربي به راحتي مي‌توان از راهبرد دشمن در سال گذشته براي اثرگذاري بر انتخابات امسال سخن گفت. راهبرد دشمن يکم- «تغيير محاسبات مسئولان ارشد نظام» و دوم - «خط جدايي مردم از نظام» بود.جالب اينجاست که بهمن 91، موسسه واشنگتن براي سياست خاور نزديک در مقاله‌اي تحليلي به قلم جيمز جفري اعتراف مي‌کند؛ «فشارهاي اقتصادي - بخوانيد تحريم‌ها - براي واداشتن مردم ايران به رويارويي با نظام شکست خورده است.»واشنگتن‌پست نيز اسفند 91 به صراحت مي‌نويسد؛ «تحريم‌ها نتوانست ناآرامي‌هاي اجتماعي ايجاد کند و رهبران ايران را مجبور به تغيير محاسبات‌شان کند.» 3- بنابراين در ادامه تغيير راهبردها و استيصال در مواجهه با ايران اسلامي، در شرايطي که چالش در مشروعيت انتخابات شدني نيست و طرح چالش در مشارکت هم تجربه تلخي به همراه داشته است؛‌ چه راهبردي از سوي دشمن انتخاب خواهد شد؟ ضمن آنکه همواره مردم در انتخابات رياست‌جمهوري به گواهي تمام ادوار گذشته حضوري پرشورتر و مشارکتي بالاتر از ساير انتخابات‌ها مانند مجلس و يا شوراها داشته‌اند. نکته ديگر در اين ميان اين است که «چالش در رقابت» براي انتخابات در پيش روي جواب نمي‌دهد چرا که ثبت‌نام نامزدهاي انتخابات يازدهم رياست‌جمهوري نشان داد از تمامي سلايق سياسي حضور دارند. همچنانکه شواهد و قرائن حاکي از آن است که بازار رقابت‌ها ميان نامزدها البته پس از احراز صلاحيت‌ها از سوي شوراي نگهبان داغ خواهد بود. با اين حساب آنچه به عنوان گمانه‌اي قابل اعتنا وجود دارد اين است که دشمن «چالش در کانديداها» را نشانه رفته است و البته با توجه به شرايط کنوني اين پروژه اصلي دشمن نخواهد بود.از طريق «چالش در کانديداها» خط تنش و ناآرامي انتخابات دنبال خواهد شد. اينکه جماعتي يا جرياني بخواهند پس از اعلام نهايي احراز صلاحيت نامزدها از سوي شوراي محترم نگهبان، به جاي تمکين در برابر قانون دست به ماجراجويي بزنند جاي کمترين ترديدي وجود ندارد که جدول دشمن را پر کرده‌اند.به عبارت ساده دشمن خط تنش را دنبال کرده و ماجراجويان خط خيانت را رهگيري کرده‌اند؛ ان‌شاءالله که چنين مباد. 4- اما به نقطه راهبردي و پروژه اصلي دشمن در فاصله بيست و چند روز مانده به انتخابات مي‌رسيم.خاطرنشان مي‌شود براي رسيدن به پروژه اصلي، بايد اين گمانه را مدنظر داشت که پروژه فرعي يعني چالش در کانديداها و خط تنش بخاطر تحميل کانديداي خاص، مقدم خواهد بود و به لحاظ منطق و سناريوي دشمن زودتر بروز و ظهور مي‌نمايد. اين پروژه هرچند فرعي است اما در بستر پروژه اصلي امکان مديريت دارد.پروژه اصلي القاي انفعال و منزوي شدن گفتمان اصولگرايي است چرا؟ چند دليل روشن و غيرقابل انکار وجود دارد؟ يکم - دشمن مي‌خواهد از شکست‌هاي پي‌درپي در مواجهه با ايران در انتخابات‌هاي اخير که با اقبال گسترده مردم به مباني و آموزه‌هاي اسلامي و انقلابي بوده است انتقام بگيرد.دشمن مي‌خواسته صحنه انتخابات را چه به لحاظ مشروعيت يا مشارکت به چالش بکشاند اما نتوانست چون گفتمان اصولگرايي حضور گسترده و با مسئوليت و با بصيرت آحاد مردم را در پي داشته و بالطبع سناريوسازان بيروني طرفي نبستند. دوم- شاخصه‌هاي اصلي گفتمان اصولگرايي، «خدمت»، «مقاومت» و «پيشرفت» بوده است.آيا اين شاخصه‌ها را دشمنان نشان‌دار جمهوري اسلامي برمي‌تابند؟بدون ترديد پاسخ منفي است چون خروجي خدمت بدون منت به مردم، مقاومت در برابر باج‌‌خواهي و افزون‌طلبي قدرت‌هاي غربي و تمرکز بر پيشرفت کشور، آحاد جامعه را مصمم‌تر مي‌کند تا در تمامي بزنگاه‌هاي حساس و سرنوشت‌ساز نقشي بي‌بديل ايفا کنند. سوم- هر سناريو و راهبردي هم که دشمن بخواهد براي تاثيرگذاري بر انتخابات ايران به پيش بکشاند با زنده بودن گفتمان اسلام انقلابي که جوهره آن اقبال مردمي را در پي دارد پيشاپيش محکوم به شکست است.بنابراين واضح است که اين گفتمان مانع بزرگي بر سر راه سناريوها و دسيسه‌ها و توطئه‌هاي دشمن است. چهارم- القاي انفعال و منزوي شدن اصولگرايي- به مفهوم يک گفتمان و نه اين يا آن جريان سياسي- اين روزها در دستور کار رسانه‌هاي ضدانقلاب و اپوزيسيون خارج‌نشين است.اين تلاش‌ها و تحرکات رسانه‌اي بيروني و بعضا داخلي براي آن است که نقطه مقابل «مقاومت و پيشرفت» يعني خط «تنش و سازش» دنبال شود.ماموريت «انحراف» و «فتنه» در زمره خط ياد شده - تنش و سازش - دنبال مي‌شود. 5- و بالاخره بايد گفت؛ گفتمان اصولگرايي که مبتني بر خدمت به مردم است و در برابر دشمن سازش‌ناپذير است و متمرکز بر پيشرفت کشور بوده، داراي اقبال مردمي است و توده‌هاي مردم بصير ايران با اين شاخصه‌ها همخواني و سازگاري دارند اما در اين ميان دلسوزان و نامزدهاي اصولگرايان با توجه به شرايط حساس کنوني رسالت تاريخي مهمي برعهده دارند. چرا که دو خط «انحراف» و «فتنه» در مقابل صلابت و بصيرت توده‌هاي اصولگرا و وفادار به آموزه‌هاي اسلامي و انقلابي تاب مقاومت ندارند و به برفي شبيه‌اند که «آفتاب تموز» به آن فرصت بقاء نمي‌دهد.