1. جذاب ترین ها
علم و تکنولوژی

بزرگ ترین مشاهدات اشیای پرنده ناشناس در تاریخ

منبع
برترين ها
بروزرسانی
برترين ها/ موج بلژيکي ، آغاز داستان يوفوهاي مثلثي شکل بود. حادثه‌اي که پس از گذشت سال‌ها همچنان يکي از بزرگ‎ترين مشاهدات تاريخ اشياي ناشناس پرنده به شمار مي‌رود. ساليان زيادي است که اشياي پرنده ناشناس يا به‌اختصار يوفو (يوفو UFO به ماشين‌هاي پرنده‌اي گفته مي‌شود که بسياري عقيده دارند متعلق به موجودات فضايي است) در سراسر جهان ديده مي‎شوند. هنگامي‌که از واژه سراسر جهان استفاده مي‎کنيم، مقصود کره زمين و فراتر از آن است. بشر در صدسال گذشته توانايي سفر به فضا را تا حد بسيار کمي، آن‌طور که به ما مردم عادي اطلاع داده شده، پيدا نموده است. تاکنون تنها توانسته‎ايم پا بر سطح قمر همسايه خود بگذاريم. حتي با اين وجود که از سفرهاي فوق سري بشر به نقاط دور دست فضا اطلاعاتي به بيرون درز نمي‎کند، همچنان اخبار و حواشي زيادي حول برخورد فضانوردان و يوفوها در سفرهاي رسمي شنيده مي‎شود. تا آنجا که مدتي پيش در خبر رسمي‎اي که در سايت نيز قرار داده شد، يوفولوژيست‎هاي ماهر در سراسر جهان از عکس‎هاي تازه انتشار يافته ناسا از اولين سفر انسان به ماه، تعداد زيادي يوفو کشف کردند! حال اين امر را به مقياس بزرگ‎تر، يعني در تمامي سفرهاي انسان به‌صورت رسمي يا غيررسمي ببريد. چه اتفاقي مي‎افتد؟ بي‌شمار برخورد به دست مي‎آيد. نکته جالب توجه در اين برخوردها که به‌تازگي باري ديگر به صدر اخبار بازگشته، نوع سفينه مشاهده شده است. به‌راستي علت اين گوناگوني ظاهري و فيزيکي چيست؟ آيا ما با چند نوع نژاد مختلف فرازميني مواجه هستيم يا بازديدکنندگان ما در اين مدت پيشرفت کرده و دست به خلق سفينه‎هاي جديد زده‎اند؟ در اين مقاله قصد داريم که به جديدترين يوفو رايج مشاهده شده بپردازيم؛ يعني يوفو مثلثي شکل. اشياي ناشناس پرنده‌اي که داستان آنها از کشور بلژيک آغاز شد و به همين دليل موج بلژيکي نام گرفت. سفينه‎هاي مثلثي شکل کمتر از 27 سال قدمت دارند. پيش از اين مدت اکثر سفينه‎هاي رويت شده به شکل دايره يا بيضي بودند. شروع مشاهدات سفينه‎هاي مثلثي شکل، از تاريخ 29 نوامبر سال 1989 واقع در کشور بلژيک بود که به «موج بلژيکي» مشهور شد. بلژيک کشوري آرام از نظر مشاهده يا برخورد با يوفوها تا سال 1989 بود تا جايي که موسسات بررسي وقايع يوفو در اين کشور در صدد تعطيلي بودند. ناگهان در همان سال، سيل عظيمي از مشاهدات آغاز شده که توجه رسانه‎هاي جهاني بر خود متمرکز نمود. اغلب مشاهدات يوفو توسط مردم عادي انجام و گزارش مي‎شود و مقامات دولتي با اين بهانه، به‌راحتي آن‎ها را تکذيب مي‎کنند. جو حاکم بر اغلب کشورهاي بزرگ نيز به‌گونه‌اي است که اگر شخصي نظامي و حاوي صلاحيت با اين قبيل از پديده‎ها برخورد کند، به دليل حفظ شغل و شهرت خود دست به افشا نمي‎زند. به همين دليل رسانه‎اي شدن موضوع در حد پايين هم صورت نمي‎گيرد. اين امر به‌هيچ‌عنوان در کشور بلژيک صادق نيست و به همين دليل، موج بلژيکي به يکي از بزرگ‎ترين حوادث يوفولوژي تاريخ بدل شده است. منطقه يوپن واقع در کشور بلژيک در تاريخ ذکر شده ميزبان مرکز اين مشاهدات بود. نخستين مشاهدات گزارش شده توسط سيزده افسر پليس در ساعت پنج بعد از ظهر بود که شيء عظيم، سه گوش و نوراني را مشاهده کردند که همچون قايقي در آسمان شناور بود. پس از مشاهده رسمي پليس، سيل گزارش‌ها از سوي مردم شهر سرازير شد و از آنجا که در ميان گزارش دهندگان، افراد عالي‎رتبه نظامي حضور داشتند، دولت بلژيک را مجبور به واکنش کرد. گزارش‌هاي منتشر شده حاوي تمام نکات لازم جهت بررسي رسمي بود. يکسان بودن ظاهر فيزيکي يوفو در مشاهدات، تفاسير يکسان از رنگ‎هاي ساطع شده و چگونگي رفتار آن، همه دست به دست هم دادند تا توجه دانشمندان و يوفولوژيست‎هاي خبره را به خود جلب کند. دولت بلژيک که تا آن زمان تنها به فرستادن چند متخصص بسنده کرده بود، موضوع را جدي‎تر تلقي کرده و احتمال تجاوز به حريم هوايي کشور را مطرح مي‎کند. بررسي موضوع بر عهده سرلشگر بلاور گذاشته مي‎شود و وي از آنجا که خود از مخالفين سياست‎هاي جهاني در سرپوش گذاشتن بر مشاهدات يوفو بود، اقدامات سريع و تاثير گذاري را آغاز نمود تا بتواند به سوالات رسانه‎ها و مردم بلژيک پاسخ دهد. به دليل ميزباني کشور بلژيک از نيروهاي ناتو، نخستين تئوري مطرح شده براي سرلشگر بلاور پرواز غيررسمي بر فراز کشور بود. وي سريعا از مقامات ناتو جواب منفي حول پرواز غيررسمي را دريافت مي‎کند. در اين راستا به دليل افزايش گزارش‌هاي از افراد داراي صلاحيت همچون پرسنل ارتش و دانشمندان نظامي کشور، احتمال وقوع هرگونه خطايي در مشاهده شيء ناشناس غيرعادي رد مي‎گردد. اين امر هنگامي نزد بلاور قوت مي‎گيرد که گزارشي دو هفته پس از شروع ماجرا از سرهنگ ارمون، يعني يکي از مهندسان زير ساخت‎هاي ارتش بلژيک در شهر ارنج، دريافت مي‎کند. در گزارش او ذکر شده که شيء سه گوش نوراني هنگام رانندگي شبانه در حال تعقيب وي بوده است و اين تعقيب و گريز تا جايي ادامه مي‎يابد که ارمون از ماشين خود پياده شده و شيء نوراني در فاصله چندم‌تري او توقف مي‎کند. نکته‎اي که توجه‎اش را جلب مي‎نمايد، عدم انتشار صدا از اين يوفو بزرگ بود؛ چرا که صداي وسايل نقليه ديگر از چند کيلومتري شنيده مي‎شد اما اين يوفو در فاصله چندم‌تري هيچ صدايي نداشت. سپس پس از بازگشت سرهنگ ارمون به ماشين خود، شيء نوراني با سرعت زيادي شروع به پرواز کرده و در آسمان اوج مي‎گيرد. از آنجا که اين رويارويي در زمستان در حال وقوع بود، ارمون درمي‌يابد که آن شيء ساخته بشر نبوده است! زيرا تنها با وجود يک ماده ابر رسانا در دماي پايين، توان ايجاد اين شتاب ناگهاني را دارد و بشر هنوز موفق به کشف يا ساخت اين ماده نشده است! با دريافت و مطالعه اين گزارش توسط بلاور، سريعا متوجه مي‎شود که به حريم هوايي کشورش تجاوز شده و طبيعتا بحث جاسوسي يا حمله نظامي توسط کشور ديگر به ذهنش خطور مي‎کند. درنتيجه او اقدام به اجراي طرحي جهت شناسايي شيء و منبع آن مي‎کند. طرح مذکور بدين شرح بود که اگر گزارش ارسال شده توسط پليس منطقه تاييد شود، پايگاه هوايي اجازه پرواز دو فروند جنگنده اف 16 را دارد تا به تعقيب و شناسايي بپردازند. با وقوع اولين حادثه پس از شروع طرح که حاوي شرايط اجرا بود، دو فروند جنگنده اف 16 وعده داده شده سريعا به منطقه حادثه اعزام شده و ماموريت خود را شروع مي‎کنند. هنگام برخورد، شيء پرنده به هيچ يک از اخطارهاي ارسال شده توجه نکرده و گويا از آرايش نظامي و قصد حمله اين دو جنگنده مطلع بوده است (نکته مهم: تمامي وقايع ثبت شده در اين رويارويي و چگونگي رفتار يوفو با حادثه برخورد تهران در زمان شاه نيز مشابه است). به همين دليل، ناگهان شيء پرنده، سرعت خود را در مدت پنج ثانيه از 420 کيلومتر در ساعت به‌سرعت باورنکردني 1833 کيلومتر در ساعت تغيير داده و از تمامي رادارهاي منطقه و ديد دو جنگنده خارج مي‎شود. سرلگشر بلاور که زمان پاسخ‌گويي به مطبوعات را پس از وقوع اين حادثه پيش روي خود مي‎ديد، با اندکي نااميدي شروع به پاسخ دادن مي‎کند، چرا که رادار يکي از دو جنگنده هيچ اطلاعاتي به دليلي نامشخص از يوفو ثبت نکرده و بنابر قانون، با وجود اطلاعات يک رادار امکان حذف خطاي امواج الکترومغناطيسي ساطع از اتمسفر و زمين ممکن نبود و در نتيجه، هيچ‎گونه تاييدي حول اطلاعات به دست آمده نمي‎توانست صورت گيرد. در اين قسمت، کار ارتش بلژيک به بن بست مي‎رسد و گزارش‌ها ادامه مي‎يابد. موسسه غيرانتفاعي سوبپس که به رهبري پاتريک فرين از ابتداي ماجراي موج بلژيکي تحقيقات خود را آغاز کرده بود، با هزاران گزارش حاوي عکس و فيلم مواجه بود که همگي به دليل عدم وجود کيفيت مطلوب، کمکي به حل مسئله نمي‎کردند. اين امر تا تاريخ 4 آوريل سال 1990 ادامه داشت. در اين تاريخ، ساعت ده شب در روستاي پتي‎ريچن که تنها چند کيلومتر با يوپن فاصله دارد، حادثه ديگري اتفاق مي‎افتد که منجر به گرفته شدن بهترين عکس موجود از موج بلژيک مي‎شود. در شب مذکور پسري موفق به گرفتن عکسي بسيار عالي شده و آن را سريعا براي پاتريک فرين ارسال مي‎کند. شما مي‎توانيد عکس مذکور را در زير مشاهده نماييد او که تا آن زمان هيچ عکس يا فيلم مناسبي دريافت نکرده بود، تصور مي‎کند که عکس گرفته شده فيک است و بسيار سعي مي‎کند تا با ساختن مدل، صلاحيت آن را رد کند اما سريعا متوجه مي‎شود که عکس واقعي است؛ اما براي اطمينان خاطر بيشتر و بررسي دقيق، تصوير را براي پرفسور مارک اشوا، يعني دانشمند فيزيک هسته‎اي آکادمي نظامي سلطنتي بروکسل، ارسال کرده و وي تا يک سال بر روي عکس تحقيقات گسترده‎اي را انجام مي‎دهد و به نتايجي شگفت‌انگيز حول چگونگي کارکرد يوفو مي‎رسد. نخستين کاري که پرفسور به انجام آن اقدام مي‎کند، اثبات اصل بودن عکس است. از آنجا که گوشه بالايي يوفو موجود در عکس به‌صورت کامل فوکوس و صاف است و در دو طرف ديگر، گوشه‎ها به‌صورت کامل محو هستند، مشخص شد که شيء به‌صورت مستقل حرکت مي‎کرده و در نتيجه عکس اصل است. نتيجه بعدي او از نظر علمي در موضوع پيشرانش گرانشي، از اهميت بالايي برخوردار است. وي در ادامه بررسي‎هاي خود، به دليل مشاهده الگويي همچون حرکت براده‎هاي آهن در ميدان مغناطيسي، متوجه وجود ميدان مغناطيسي مستقل نيز در اطراف يوفو شد. اين يافته‎ها سر آغاز گمانه‌زني‎ دانشمندان زيادي گشت که اعتقاد داشتند اين يوفو با استفاده از يک سيستم پيشران ديناميک مگنتو پلاسما که همانند يک موتور الکتريکي است، عمل کرده و با استفاده از ميدان مغناطيسي، پيشرانش به وجود مي‎آورد. اين موضوع چندان نيز در عرصه علم جديد نبود، چرا که در زمان جنگ جهاني دوم در آلمان، يک يوفو به روش مرموزي سقوط مي‎کند. اين يوفو سقوط کرده به دستور آدولف هيتلر جهت بررسي در اختيار نوابغ آن زمان آلمان نازي قرار مي‎گيرد که نتيجه آن، کشف ناقص سيستم پيشرانش شده و در ادامه به ساخت «ناقوس ويرانگر» منجر شد. پسوند ويرانگر به اين ناقوس از آن جهت اضافه شد که دانشمندان نازي چندان در مهندسي معکوس خبره نبوده و نتوانستند ميزان پيشرانش را، آن‌طور که بايد، کنترل کنند. در نتيجه هنگام آزمايش اين دستگاه، عده زيادي کشته شدند. در ادامه نيز گفته مي‎شود که دولت آمريکا با استفاده از کشف ناقص پيشرانش نازي‎ها و باقي مانده سفينه سقوط کرده در حادثه رازول تا حد زيادي پيشرفت داشته و اين پيشرفت همچنان در منطقه اس 4 نوادا به‌صورت فوق سري ادامه دارد که به‌زودي به بررسي کامل آن در مقاله‎اي ديگر مي‎پردازيم. با تمامي تفاسير ذکر شده، درمي‎يابيم بحث فراگيري علم پيشرانش از يوفوها در حادثه موج بلژيکي چندان جديد نبود؛ اما علت بي‎صدا بودن شيء هنگام پرواز مشخص شد. درنهايت عکس گرفته شده به يکي از بهترين مدارک موجود حول اثبات وجود يوفوها تبديل شد؛ چرا که با علل و شواهد تاريخي ذکر شده، بشر همچنان نتوانسته به سيستم پيشرانش به اين پيشرفتگي دست يابد. از طرف ديگر، تصوير يوفو حاوي تمامي ويژگي‎هاي گزارش شده از شاهدان عيني بود. نکته‎اي که سه سال پس از ماجراي موج بلژيکي بر واقعي بودن تصوير قوت بخشيد، شروع موجي ديگر با ويژگي‎هاي مشابه در کشور بريتانيا است. به‌صورت کلي، مشاهده يوفو مثلثي شکل به‌صورت زنجيره‎اي طي اين 27 سال انجام شده و هرروزه بر تعداد آن افزوده مي‎شود. از آن زمان تاکنون ويديو و تصاوير بسياري از اين يوفوهاي مثلثي شکل در فضاي مجازي منتشر شده که شما مي‌توانيد با جستجوي واژه ” Triangle UFO ” آنها را پيدا کنيد. هرچند که درصد بسياري از ويديوهاي منتشر شده تقلبي هستند اما بازهم نمونه‌هاي واقعي بسياري از اين نوع اشياي ناشناس پرنده در وب موجود است. حال که به موضوع «موج بلژيکي» پرداختيم، يک سوال بسيار جدي و مهم پيش مي‎آيد. آيا يوفو مثلثي شکل، همآن‌طور که از شواهد رسمي پيداست، واقعا 27 سال قدمت دارد؟ ماموريت آپولو در تاريخ 2 ژوئيه سال 1969 انجام شد و در آن فضانوردان مشهوري همچون نيل آرمسترانگ قدم بر سياره ماه نهادند. اين ماموريت که حواشي و شايعات زيادي اعم از تئوري‎هاي توطئه و ملاقات فضانوردان آپولو با موجودات فضايي داشت، همچنان هيجان زيادي براي مردم عادي دارد. تا جايي که ناسا هر بار با انتشار چند تصوير جديد، باعث خوش‎حالي آنان مي‎شود. در اول مقاله به خبر «تصوير يک شي‌ء ناشناس پرنده در عکس‌هاي رسمي ناسا از ماموريت آپولو» اشاره کرديم. آيا واقعا اين خبر را با دقت مطالعه کرديد؟ تصاوير آن را با دقت مشاهده کرديد؟ اين يوفو از قلب تصاوير جديد ناسا از ماموريت آپولو توسط يوفولوژيست‎هاي ماهر بيرون کشيده شده است و در آن به‌وضوح يوفو مثلثي شکل ديده مي‎شود. در نتيجه به يک تناقض بزرگ در گفته‎هاي علم يوفولوژي رسيديم. يوفوهاي مثلثي شکل به‌جاي 27 سال، بيش از 47 سال قدمت دارند. پس سوال جديدي به وجود مي‎آيد. آيا اولين انسان‎هايي که با يوفو مثلثي شکل برخورد کردند، مردم بلژيک بودند يا فضانوردان ماموريت آپولو 13؟ بدون شک پاسخ فضانوردان ماموريت آپولو هستند. بازديدکنندگان ما که مشخص نيست از نوع جديد هستند يا خير، ابتدا به اولين سفر بشر به ماه علاقه نشان دادند. پس مگر مي‎شود زماني که تا اين حد به سفينه آپولو نزديک بودند، رويت نشده باشند يا حتي بر روي سطح ماه به ملاقات نيل آرمسترانگ، باز آلدرين و مايکل کالينز نرفته باشند؟ مطمئنا اگر يکي از اين اتفاقات رخ داده باشد، دولت آمريکا تا صدسال آينده از آن‎ها پرده برداري نخواهد کرد، مگر اينکه خانم هيلاري کلينتون در انتخابات پيروز شود و به وعده خود حول افشاگري در اين زمينه عمل کند. موج بلژيکي ، آغاز داستان يوفوهاي مثلثي شکل: روايت بزرگ‎ترين مشاهدات تاريخ اشياي ناشناس پرنده تخمين قدمت 47 ساله يوفوهاي مثلثي شکل تنها با استفاده از شواهد و مدارک موجود به دست آمد. دور از انتظار نيست که اگر با افشاي اطلاعات بيشتري از سال‎هاي قبل‎تر از ماموريت آپولو، اين تعداد سال بالاتر رود. نظر شما در اين باره چيست؟ به نظر شما آيا صاحبين يوفو مثلثي شکل از نژاد جديدي هستند؟ يا همان بازديدکنندگان قديمي دست به اختراع نوع پيشرفته‎تر و بهينه‎تر سفينه‎هاي فضايي زده‎اند؟ با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد