نماد آخرین خبر
  1. برگزیده
جامعه و حوادث

پیامبر(ص) از چشم بزرگان غرب در گزارش "الاتحاد": او معجزه شرق بود

منبع
شفقنا
بروزرسانی
پیامبر(ص) از چشم بزرگان غرب در گزارش "الاتحاد": او معجزه شرق بود
شفقنا/ الاتحاد در گزارش خود درباره ماجراي توهين به پيامبر اکرم (ص) نوشته است: اتهام به رسول خدا (ص) و تخريب چهره اسلام اين طور وانمود مي شود که گويي دانشمندان و متفکران غربي که بر سر بسياري از مسايل با هم اختلاف نظر دارند بر سر ايجاد تنفر نسبت به اسلام و پيامبرش وحدت نظر دارند؛ اما واقعيت چنين نيست. بنابراين مسايلي را که يکي از روزنامه هاي دانمارکي چندي پيش منتشر کرد يا کاريکاتورهايي را که مجله فرانسوي «شارلي ابدو» کشيد، موضع فرهنگي غرب نسبت به اسلام و پيامبر اين دين نيست. جان ويليام دريبر (1811-1882) فليسوف و مورخ بريتانيايي در کتاب خود «تاريخ تحول فکري اروپا» مي گويد: «در سال 569 در جزيره العرب انساني متولد شد که در بين همه بني نوع بشر بيش از همه بر انسان ها اثر گذاشته است. او نامش محمد بود»‌. الکساندر دوما (پدر) نويسنده شهير فرانسوي و صاحب رمان معروف «کنت مونت کريستو» پيامبر ما را اين طور توصيف مي کند که: ‌«او معجزه شرق بود. دينش مملو از اخلاق والا و خودش سرشار از صفات پسنديده بود». ژان ژاک روسو فيلسوف فرانسوي در کتاب معروف «قراردادهاي اجتماعي» - چاپ اول سال 1762- در حالي که به نظر مي رسد دارد به مفتريان به پيامبر پاسخ مي دهد مي گويد: «ممکن است در بين مردم کسي باشد که زبان عربي را نداند يا قرآن را وقتي مي خواند نفهمد اما او اگر بشنود که محمد به اين زبان ظريف و آن صداي دلنشين قرآن را مي خواند که بي واسطه بر قلب ها اثر مي گذارد يا بببيند که احکامش را با بياني فصيح توضيح مي دهد در مقابلش سجده کرده و خواهد گفت: اي پيامبر خدا، دست ما را هم بگير و به آن مقام شامخ و پر افتخار برسان و از نابودي و خطر دور کن. ما هم در راه تو قرار داريم و دوست داريم در اين راه يا بميريم يا پيروز شويم». پيش از روسو، رنه دکارت ( 1596- 1650) صاحب نظريه «من فکر مي کنم پس هستم» در کتاب مشهور خود «مقاله اي در روش» مي گويد: «ما و مسلمانان در اين زندگي هستيم. آنها به پيام هاي مسيح و محمد عمل مي کنند لکن ما تنها به اولي عمل مي کنيم. اگر انصاف به خرج مي داديم ما هم در کنار آنها مي ايستاديم. زيرا پيام شان متناسب با همه دوران هاست و صاحب شريعت شان يعني محمد کسي است که اعراب را از آوردن کتابي شبيه به قرآن به عجز آورد. حتي مي توان گفت تاريخ کسي فصيح تر از او به خود نديده است که چنين منطق رسايي داشته و از بالاترين اخلاق برخوردار باشد. اين ها همه دليلي است بر اينکه پيامبر مسلمانان از چه صفات پسنديده اي برخوردار است. صفاتي که او را شايسته آن کرده است تا در حلقه انبيا قرار گيرد و به همين دليل است که ميليون ها مسلمان دين او را گردن نهاده اند». به همين شيوه روسو و دکارت است که کارل يوهان تورنبرگ مستشرق سوئدي ( 1807-1877) مي گويد: ‌«اين پيامبر با پيام خود دوراني از علم و روشنايي و شناخت را گشود. افکار و انديشه ها و اعمالش همه به روشي علمي آراسته شده است» يا «رو لرد هدلي» متفکر بزرگ در برابر نحوه برخورد پيامبر با اسراي مشرکان در جنگ بزرگ بدر حيرت زده شده و احساس مي کند رفتار او در اوج اخلاق و بخشندگي است. بنابراين مي پرسد: «آيا اين دليلي بر آن نيست که محمد برعکس آنچه دشمنانش مي گويند هرگز خشونت طلب يا تشنه خون نبوده است؟ او پيوسته مي کوشيد جلوي هرگونه خون ريزي را بگيرد. سراسر جزيره العرب از شرق گرفته تا غرب تسيلم او شد اما در همان حال وقتي يک هيات از مسيحيان نجران اهل يمن به رهبري اسقفي نزد او آمدند، او هرگز تلاش نکرد آنها را به زور مسلمان کند. در دين اسلام هيچ اجباري نيست. حتي به اموال و جان هاي شان تضمين داد و امر کرد هيچ کس به اعتقادات و آداب و رسوم ديني شان تعرضي نکند». قطعا هيات تحريريه مجله «‌شارلي ابدو» مطالبي را که لامارتين نويسنده مشهور فرانسوي درباره پيامبر ما گفته است نخوانده اند. اين متفکر بزرگ در کتاب خود درباره تاريخ ترکيه مي گويد: «اگر قرار باشد نبوغ انسان ها را با هم مقايسه کنيم چه کسي جرات مي کند يکي از بزرگان تاريخ را با محمد (ص) مقايسه کند؟ اين مشاهير دنيا هستند که سلاح مي سازند يا قوانين مي نويسند و امپراتوري ها بنا مي کنند. اما اين مرد نه ارتشي داشت و نه قوانيني نوشت و نه امپراتوري ها ساخت بلکه ميليون ها انسان را هدايت کرد. او اديان و افکار و باورهاي پوسيده را کنار زد و در زندگي اش تنها يک هدف داشت و آن ايمان به وحدانيت خداوند بود. محمد؛ خطيب، پيامبر، شارع، مجاهد،‌ موسس مذهبي بود که به عبادت خداوند و ترک بت ها مي خواند». همچنين قطعا نويسندگان «شارلي ابدو» قصيده اي را که ويکتور هوگو درباره پيامبر سروده و او را ستايش کرده است، نخوانده اند. اين نويسنده شهير فرانسوي در قصيده اي که براي محمد (ص) سرود نسبت به او ابراز محبت زيادي کرد. قطعا آنها سخنان گوته فيلسوف آلماني (1749-1832) را هم نخوانده اند که مي گويد: «‌بايد به محمد (ص) به عنوان يک پيامبر نگريست نه يک شاعر. بايد به قرآن به عنوان يک قانون الهي نگريست نه کتابي از سوي يک فرد». نويسنده نامدار بريتانيايي مونتگمري وات در کتاب خود «محمد در مکه» مي گويد: «او راهي را رفت که به خاطر عقيده اش رنج هاي فراواني متحمل شد و اين نشان مي دهد که تا چه حد در راهش استوار و وارسته بوده است. درتاريخ ملت ها هيچ چهره اي گرامي تر و محترم تر از محمد (ص) يافت نمي شود». اينها تنها نمونه هايي اندک از اظهارات دانشمندان و متفکران غربي درباره پيامبر اسلام بود. حال انصاف بدهيد اگر تبليغاتي عليه اين پيامبر مي شود هرگز نمي تواند به سطح آن اظهارات برسد زيرا اين ها اظهارات کساني است که تمدن غرب را ساخته و بنيان هاي فرهنگي اش را تاسيس کرده اند. استفان شاربونه، آن کمونيست افراطي مخالف با هرگونه دين و مذهب و خانواده يعني سردبير شارلي ابدو، کجاست که اين سخنان را بشنود؟ از اين رو تصور مي کنم تبليغات و اتهاماتي را که افرادي نادان اين روزها مطرح مي کنند در مجموع حادثه اي گذرا باشد. آنچه ثابت و هميشگي خواهد بود همان تصويري است که دانشمندان و متفکران اروپايي از پيامبر ما ساختند. گوته شاعر و فيلسوف آلماني مي گويد: «اگر اسلام به معناي تسليم در برابر خدا باشد... ما بر اين دين زنده مي شويم و مي ميريم». با اين همه بايد گفت تهاجم يک مشت انسان نادان و تهمت زن چيزي از ارزش پيامبر ما کم نمي کند همچنانکه تحسين و تبريک دانشمندان غرب نيز چيزي بر ارزش و اعتبار او نمي افزايد زيرا او همان کسي است که خداوند سبحان وي را برگزيد و درباره اش فرمود:‌ او اخلاقي بس بلند دارد!