کیش و مات بنیان خانواده در هزار توی مهریههای سنگین
ايسنا
بروزرسانی
ايسنا/ در دنياي ارتباطات و تکنولوژي گويا مهريه از جايگاه و معناي واقعي خود منحرف شده و خانوادهها اهداف ديگري را درباره اين مسئله دنبال ميکنند.
"مهريه را چه کسي داده و چه کسي گرفته!" شعاري که سالهاست در مراسم خواستگاري بيان ميشود، جملهاي که قدمتش به زماني برميگردد که جامعه سنتي بود و ازدواجها آسان و آنقدر اعتماد بين افراد جامعه بالا بود که يک تار سبيل ميتوانست ضمانتي ميان افراد باشد اما متاسفانه امروزه مهريه آن هم از نوع نجومياش اهرمي شده براي ترساندن و کنترل همسر و به رخ کشيدن تعداد نجومي سکهها به اطرافيان!
غافل از اينکه اگر سري به دادگاههاي خانواده بزنيم ميبينيم مهريههاي بالا نه تنها ضامن خوشبختي زندگي نخواهد بود بلکه گاهي اوقات آنقدر شرايط زندگي براي يک زن سخت ميشود و به قولي "کارد به استخوانش " ميرسد که با وجود مهريههاي سرسامآور با گفتن "مهرم حلال، جانم آزاد" همه حقوقش را ميبخشد تا از زندگي مشترک خود را رهايي بخشد.
در دنياي ارتباطات و تکنولوژي گويا مهريه از جايگاه و معناي واقعي خود منحرف شده و خانوادهها اهداف ديگري را درباره اين مسئله دنبال ميکنند، تعدادي از خانوادهها گمان ميکنند مهريه قيمت و بهاي زن است و با توجه به خصوصيات و ويژگيهاي دختر خود مثل ميزان تحصيلات، سطح مالي خانواده و حتي ويژگيهاي ظاهري، مهريه بالا و يا پايين تعيين ميکنند.
اما چه عواملي موجب شده در سالهاي اخير علاقه به مهريههاي سنگين در بين دختران جوان رشد چشمگيري داشته باشد و به همان نسبت هم پروندههاي قضايي مربوط به مهريه و درخواست طلاق در دادگاهها افزايش يابد؟
زني 28 ساله که به همراه پدرش براي اجراي حکم طلاق به دادگاه خانواده آمده است؛ دختري که روزي به تعداد سال تولدش برايش مهر معين کرده بودند تا ضامن خوشبختياش شود امروز پس از سه سال زندگي مشترک سر گردان در راهروهاي دادگاه خانواده، حاضر است تمام مهريه را ببخشد تا به زندگي مشترکش خاتمه دهد.
"آزاده" ميگويد: بخاطر حفظ زندگيام که بتوانم شوهرم را با بودن مهريه بالا پايبند زندگي کنم و هم بخاطر نوعي چشم و همچشمي که در خانواده ما وجود داشت اين تعداد مهريه را انتخاب کردم اما مهريه بالا نتوانست برايم خوشبختي بياورد و زندگيام سه سال بيشتر دوام نداشت، شوهرم به من خيانت کرد و با وجود داشتن مهريه سنگين نتوانستم او را پايبند به زندگي کنم، چون مهريهام سنگين است همسرم حاضر به طلاق نيست و از طرفي آنقدر آزارم ميدهد تا بالاخره تسليم شدم، من که ديگر نميتوانم به اين زندگي ادامه دهم همه مهرم را بخشيدم و امروز آمدهام تا مهرم را حلال و جانم را آزاد کنم."
"فاطمه" يکي از کارمندان دادگاه خانواده است و شش سال از ازدواجش ميگذرد، ميگويد: به دليل اشتغال در دادگاه خانواده از آسيبهاي مهريههاي سنگين مطلع بودم و ميدانستم هيچگاه مهريههاي سنگين نميتواند ضامن بقا و خوشبختي زندگي شود، براي همين 14 سکه را براي مهريه انتخاب کردم و الان از زندگيام بسيار راضيام، درست است که مهريه حق زن محسوب ميشود اما اگر زندگي مشترک دو انسان به بنبست رسيده باشد هيچ چيز نميتواند مانع فروپاشي آن شود.
فريبا دامادي -وکيل پايه يک دادگستري- درباره فلسفه مهريه عنوان ميگويد: مَهر (با فتحه) به معني کابين، قباله، صداق و مهريه؛ هديه و پيشکشي است که مرد در برابر ازدواج به همسر خود ميدهد و در واقع وسيلهاي براي مطمئن ساختن زن به صفاي قلبي خويش و دريافت پاسخ مثبت و صميمانه به پيشنهاد ازدواج با اوست، مرد با اعطاء چنين هديهاي ميخواهد به زن بگويد: طالب توام، تو را دوست ميدارم و صفاي تو را ارج مينهم، بدينسان اگر مهر بر اين اساس توجيه شود، وسيله خوبي براي ايجاد مهر و محبت بين زوجين و عاملي قوي براي انس و الفت است.
وي ميافزايد: متاسفانه مهرهاي سنگين به تازگي معمول شده و همچون سدي در برابر تشکيل خانواده قرار گرفته است؛ در حالي که هر عقل سليمي شهادت ميدهد که مهريههاي زياد علاوه بر اينکه ضامن خوشبختي نيست بلکه موجب استرس زوجين و حرکت در مسير از هم گسيختگي زندگي و برانگيخته شدن وسواس نفساني و ماديگرايانه است.
دامادي ميگويد: مهريه نميتواند حربه موثري براي کنترل مرد باشد و چه بسا محرک تمامي اختلافات بين زن و شوهر همين مهر قرار گيرد، يعني زن به دليل عندالمطالبه بودن مهريه، مهر خود را از همسر درخواست کند اما به دليل نداشتن استطاعت مالي همسر اختلافها شروع ميشود؛ ما پروندههايي را داشتيم که اين اختلافها تاجايي پيش رفت که زن مهريه خود را به اجرا گذاشت و مرد به دليل عدم توانايي در دادن مهر به زندان افتاد و همين امر عاملي شد تا زوجين ديگر نتوانند زير يک سقف زندگي کنند و از هم جدا شدند.
وي در ادامه اظهار ميکند: پسران هيچگاه با چشم بسته تعداد نجومي مهريهها را قبول نکنند، ميزان مهريه بايد براساس درآمد، توانايي و وضعيت اقتصادي فرد باشد.
محسن سراقي -کارشناس مسائل حقوقي و کارشناس ارشد حقوق خصوصي- مهريه را جز قانون عشق و جذب ميداند و بيان ميکند: در اسلام وجود مهر تنها به جنبه مادي اختصاص ندارد و بسياري از ابعاد آن به مسائل معنوي و تربيتي برميگردد، مهر در اسلام پاداش زن در برابر عزت و حياي او و همچنين عاملي براي تعادل اقتصادي محسوب شده است.
وي ابراز ميدارد: مبنا و اساس دين اسلام بر پايه علم و عقل است و اگر نظم دين که همان نظم طبيعت است را برهم بزنيم مانند همين کاربرد مهريه در جامعه امروزي با مشکلات بزرگي مواجه ميشويم.
اين کارشناس فلسفه وجودي مهريه را در اسلام بالا رفتن ارزش معنوي زن ميداند و خاطرنشان ميکند: بنيان خانواده با اخلاق پابرجاست و تجربهها حاکي از آن است که مهريههاي سنگين هيچگاه نتوانسته ضامن بقاي خانواده باشد.
سراقي با بيان اين امر که در احاديث زيادي مهريههاي سنگين مورد نکوهش قرارگرفته، ميافزايد: حضرت علي (ع) در وسائل الشيعه ميفرمايد"مهريه زنانتان را گران و سنگين نکنيد که دشمني در پي خواهد داشت" و يا در همان وسائل الشيعه آمده است شومي و بدقدمي زن به سنگين بودن مهر اوست.
وي راهکار جلوگيري از سد مهريههاي سنگين را نهادينه کردن فرهنگ مهريه در جامعه ميداند و ميگويد: تعيين سطح مهريه طبق شرايط اقتصادي، فرهنگي، تحصيلي و خانوادگي طرفين است که به نام سطح استطاعت شناخته ميشود.
سراقي ريشه بسياري از اين مهريههاي نجومي را رسانهها ميداند و ميگويد: امروزه در دنياي ارتباطات، رسانهها نقشي عظيم در زندگي افراد ايفا ميکنند متاسفانه در رسانههاي ما به سمت و سوي نوعي اشراف مابي و تجملاتگرايي رفته است و همين عاملي است براي چشم و همچشميها حتي بر سر مهريه که عاملي باشد براي بهقولي کلاس گذاشتن و پز دادن براي خانمها.
سراقي در مورد اجراي قانون 110سکه اظهار ميکند: متاسفانه موضوع مهريه 110 سکهاي و بخشنامه رئيس قوه قضائيه مبني بر اين که مردان معسر به خاطر ناتواني در پرداخت مهريه ديگر به زندان نميافتند از سوي رسانهها به خوبي اطلاعرساني نشد و اغلب مردم برداشت اشتباهي از اين مسئله داشتند، يعني مردان تصور کردند در صورت تعيين مهريه بالاي 110 سکه طلا به خاطر نپرداختن آن زنداني نميشوند. در صورتي که طبق اين قانون و بخشنامه زندانياني که به خاطر مهريههاي بالا در حبس بودند اين امکان برايشان فراهم شد که در صورت پرداخت 110 سکه از مهريه آزاد شوند يا چنانچه اعسار آنها براي قاضي اثبات شد از زندان آزاد شوند، اما اينگونه نبود که براي تعيين ميزان مهريه محدوديت قائل شويم زيرا هر انساني آزاد است هر مقدار که دلش ميخواهد مهريه تعيين کند، اما در اين لايحه آمده تا 110 سکه طلا از مهريه تعيين شده ضمانت اجرايي براي اعمال ماده دو نحوه اجراي محکوميتهاي مالي را دارد يعني زن ميتواند در صورت پرداخت نشدن مهريهاش تا اين ميزان -110 سکه- مرد را به زندان بيندازد.
وي ميگويد: البته بحث پرداخت مهريه يک موضوع شرعي و قانوني است و مهريه، ديني است که هميشه بر گردن مرد بوده و هر زمان توانايي پرداخت آن را داشت بايد بپردازد در غير اين صورت از اموال او به ميزان مهريه برداشت و توقيف خواهد شد، يعني ناتواني مرد در پرداخت مهريه دليل بر منتفي شدن اين حق از زن نخواهد بود.
فرهادي يکي از جامعهشناسان در مورد علت رواج مهريههاي سنگين در جامعه امروز ما اظهار ميکند: در هرجامعهاي انسانها به دنبال ضمانتي براي روابط اجتماعي خود هستند تا آن را مستحکمتر کنند، ازدواج نيز از اين امر مستثني نيست و انسانها به دنبال اين هستند تا آينده ازدواج خود را با چيزي ضمانت کنند.
وي خاطرنشان ميکند: دلايل رواج مهريههاي سنگين در جامعه امروزي را ميتوان در سه سطح بررسي کرد؛ سطح خرد که برميگردد به چشم و هم چشميها و نظرات فردي، سطح مياني که مربوط به خانواده و گروه همسالان است و سطح کلان که به کليت ساختار اجتماعي جامعه برميگردد.
فرهادي ميگويد: در سطح کلان از ديدگاه جامعهشناسي در جامعه سنتي که ازدواجها آسانتر نتيجه اعتماد بين افراد نيز بيشتر بود اما با پيشروي جامعه به سمت مدرن شدن سطح اعتماد بين افراد کاهش يافت و مهريه جايگزيني شد، براي ترس از روبط اجتماعي نسبت به شريک زندگي و نوعي ضامن اعتماد در بي اعتمادي جامعه مدرن که نتيجه آن شد که افکار به اين سمت و سو فکر کنند که هرچه مهريه بالاتر باشد سطح اعتماها بيشتر ميشود.
وي تجرد 11ميليون و 245هزار جوان زير35 سال در جامعه امروز ما را يکي از تبعات مهريههاي سنگين ميداند و يادآور ميشود: امروزه جوانان به دليل ترس از عدم اعتماد و نشناختن طرف مقابل و مهمتر از همه مهريههاي سنگين تمايل و رغبتي براي ازدواج ندارند که اين خود آسيبهاي زيادي را به جامعه وارد ميسازد.
فرهادي مهريه را حق زن دانست اما در مورد مهريههاي سنگين ميگويد: ممکن است گاهي مهريههاي سنگين به عنوان اهرم کنترل مرد به کاربيايد اما همين اهرم ميتواند خشونتگرايي را نسبت به زن افزايش دهد و همين خشونت خود ميتواند منجر به فروپاشي زندگي شود.
اين جامعهشناس ميگويد: ازدواج اگر يک رابطه برابر بين زن و مرد باشد، مهريه به عنوان يک عنصر سوم اگر متناسب با سهم عامه جامع نباشد، عنصري مخل و آسيبزننده به بنيان خانواده محسوب ميشود.
به گزارش ايسنا، در هر حال بايد گفت حال آمار و ارقام نشان ميدهد که مهريههاي سنگين نميتواند ضامن خوشبختي و يا مانعي براي از همپاشيدگي خانوادهها باشد، پس چه خوب است که زنان و دختران جوان ما بيش از آنکه به دنبال مطالبه مهريههاي سنگين و گاهي عجيب باشند تلاش کنند، راه و رسم درست و با عشق زندگي کردن را از همسر خويش مطالبه کنند که مطمئناً اين مطالبه ميتواند ضامن خوشبختي افراد باشد.