ايسنا / در 31 آبان ماه سال جاري، فردي با مراجعه به کلانتري 134 شهرک قدس به مأموران اعلام کرد که دختر 18 سالهاش به نام «پروين» به همراه خواهر بزرگترش و براي خريد به مجتمع تجاري ميلاد نور رفته و از آن زمان ديگر به منزل بازنگشته است که با تشکيل پرونده مقدماتي با موضوع «فقداني» و به دستور داديار شعبه پنجم دادسراي امور جنايي تهران، پرونده براي رسيدگي تخصصي در اختيار پايگاه دوم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفت.
با ارجاع پرونده به تيم فقداني پايگاه دوم پليس آگاهي، کارآگاهان در اولين اقدام خود به تحقيق از خواهر پروين پرداختند که وي در اظهارات خود به کارآگاهان گفت که به همراه پروين و براي خريد به مجتمع ميلاد نور رفته بوديم که در داخل مجتمع، پروين به بهانه نگاه کردن به ويترين مغازهها از من فاصله گرفت و پس از آن، هرچه به دنبال وي گشتم موفق نشدم او را پيدا کنم.
در ادامه رسيدگي به اين پرونده، کارآگاهان به بررسي تصاوير بدست آمده از دوربينهاي مداربسته پيش بيني شده در داخل مجتمع پرداختند که تصاوير بدست آمده از دوربينهاي مداربسته دختر جوان فقداني را در حال صحبت با تلفن همراه نشان داد که پس از دقايقي، با سوار شدن به يک دستگاه خودرو پرايد سفيد رنگ از مجتمع خارج شد که پدر فقداني با اشاره به اين موضوع که پروين ارتباط چنداني با افراد خارج از خانواده ندارد، در ادامه اظهاراتش به کارآگاهان گفت که پروين علاقهاي به داشتن تلفن همراه نداشت و با وجود آن که چندين بار به او پيشنهاد کرده بودم تا تلفن همراه در اختيار داشته باشد اما وي هر بار عنوان ميکرد که علاقهاي به تلفن همراه ندارد.
کارآگاهان با شناسايي هويت مالک 30 ساله پرايد به نام «مرتضي» به محل سکونت وي در منطقه تهرانپارس رفته و در تحقيقات خود اطلاع پيدا کردند که مرتضي به همراه خانوادهاش در اين آدرس به عنوان مستأجر سکونت داشته و از حدود 2 سال پيش از اين محل جابجا شده و اهالي محل نيز هيچ اطلاعي از محل سکونت جديد وي در اختيار ندارند که در ادامه تحقيقات، کارآگاهان با شناسايي اعضاي خانواده مرتضي به تحقيق از آنها پرداخته و اطلاع پيدا کردند که مرتضي در حدود 2 سال پيش از همسرش متارکه کرده و پس از مدت کوتاهي، به واسطه داشتن اختلافات شديد با اعضاي خانوادهاش از آنها نيز جدا شده و پس از آن به تنهايي زندگي کرده و با هيچ يک از اعضاي خانواده خود ارتباطي ندارد.
در شرايطي که اطلاعات بدست آمده نشان از احتمال فريب پروين توسط مرتضي داشت، کارآگاهان بار ديگر به تحقيق از خانواده فقداني پرداخته و اطلاع پيدا کردند که به هيچ عنوان انگيزه مالي نميتواند علتي براي خروج پروين از خانه باشد، چراکه با توجه به وضعيت خوب اقتصادي و اجتماعي پدر فقداني و امکانات پيش بيني شده رفاهي و مالي از سوي والدين، هيچگونه انگيزه مالي براي فرار از خانه براي پروين متصور نبود.
در ادامه و با توجه به اطلاعات بدست آمده، کارآگاهان اطلاع پيدا کردند که «پروين» بيشتر مدت زمان خود را در اتاق شخصي و با سيستم اينترنت شخصياش سپري ميکند؛ بنابر اظهارات اعضاي خانواده «پروين» تسلط بسيار زيادي به کاربري با رايانه دارد و تسلطش به برنامههاي نرم افزاري به اندازهاي است که با وجود سن نسبتا پايين قادر به طراحي و برنامهريزي با رايانه است و به علت علاقه شديد به انجام کارهاي تحقيقاتي، بيشتر زمان خود را نيز براي انجام تحقيق در فضاي مجازي سپري ميکرد.
با توجه به اطلاعات بدست آمده، کارآگاهان در ادامه تحقيقات خود اطلاع پيدا کردند که پروين علاوه بر انجام کارهاي تحقيقاتي در شبکه مجازي Face book نيز عضويت داشته و از حدود يک سال پيش از طريق اين شبکه با مرتضي آشنا و پس از گذشت مدتي، ارتباطشان به ملاقات حضوري تبديل شده است.
کارآگاهان پايگاه دوم، سرانجام با انجام تحقيقات و با بهرهگيري از شيوه و شگردهاي تخصصي موفق به شناسايي محل سکونت مرتضي در خيابان پيروزي شده و با ورود به محل سکونت مرتضي در يک اتاق کوچک، علاوه بر دستگيري وي موفق به پيدا کردن فقداني نيز شدند که با انتقال مرتضي و فقداني به پايگاه دوم پليس آگاهي، پروين در اولين اظهارات خود به کارآگاهان گفت: در طول مدت کوتاهي که با مرتضي بودم، متوجه شدم که مرتضي مرا فريب داده، اما به خاطر آنکه از اعضاي خانواده و به ويژه پدرم خجالت ميکشيدم، نميتوانستم به خانه بازگردم.
پروين در مورد نحوه آشنايي خود با مرتضي و خروج از خانه به کارآگاهان گفت که از حدود يک سال پيش بود که در داخل شبکه face book با شخصي به هويت نيما آشنا شدم که در پيغامهاي اوليهاي که نيما برايم ميفرستاد، وي مدعي بود که در خانوادهاي با موقعيت اجتماعي و اقتصادي مناسب زندگي ميکند، اما نتوانسته با اعضاي خانواده و ديگران ارتباط خوبي ايجاد کند و غالبا تنها است و ابتدا از روي دلسوزي و همدردي با او ارتباط داشتم تا اينکه به تدريج ارتباط ما هر روز زيادتر شد و پس از گذشت چند ماه، با يکديگر ملاقات کرده و در آن زمان متوجه شدم که هويت نيما يک هويت مستعار بوده و هويت واقعياش، مرتضي است.
پروين در ادامه اظهارات خود به کارآگاهان گفت که مرتضي مدعي شده بود که مجرد است و پيش از اين ازدواج نکرده و پس از گذشت مدت کوتاهي از من درخواست ازدواج کرد و با وجود آنکه من علاقهاي به گوشي تلفن همراه ندارم، اما مرتضي به بهانه آنکه راحتتر با يکديگر ارتباط داشته باشيم براي من يک خط تلفن همراه تهيه کرد و آنرا به من داد و زماني که تصميم به خارج شدن از خانه گرفتم، به بهانه خريد و به همراه خواهر بزرگترم به مجتمع تجاري ميلاد نور رفتم و در داخل مجتمع تجاري و به بهانه ديدن ويترين مغازهها از خواهرم فاصله گرفته و همان موقع با مرتضي تماس گرفتم و مطمئن شدم که او در بيرون از مجتمع منتظر من ايستاده بود.
پروين در مورد نحوه اطلاع خود از کذب بودن اظهارات مرتضي به کارآگاهان گفت: پس از خارج شدن از مجتمع ميلاد نور و بر خلاف تصوري که تا آن زمان درباره وضعيت اقتصادي مرتضي داشتم، به همراه او به اتاقي چند متري در خيابان پيروزي رفتم؛ با اين وجود و در حالي که همچنان تصور ميکردم که در مدت کوتاهي به خانهاي جديد خواهيم رفت، يک روز که مرتضي از خانه خارج شده بود به وارسي مدارک مرتضي پرداختم و زماني که چشمم به شناسنامه مرتضي افتاد متوجه شدم که او در طول اين مدت مرا فريب داده و مرتضي پيش از اين ازدواج کرده و حدود 2 سال پيش از همسرش متارکه کرده است.
وي افزود: با وجود آنکه دروغ بودن تمامي سخنان مرتضي برايم روشن شده بود، اما با اين وجود نميتوانستم به خانه باز گردنم و از پدر و مادرم خجالت ميکشيدم، چراکه آنها هيچگاه برخورد بدي با من يا خواهرم نداشتند و هرگونه امکانات رفاهي و درخواستي را که از آنها داشتم، برايم فراهم کرده بودند.
با دستگيري مرتضي و در ادامه تحقيقات مشخص شد که او پس از متارکه از همسر و جدا شدن از اعضاي خانوادهاش با خودرو پرايد به مسافرکشي پرداخته و آخرين بار نيز به عنوان راننده آژانس در فلکه چهارم تهرانپارس مشغول به کار شده است که با شناسايي محل کار سابق مرتضي در فلکه چهارم تهرانپارس، کارآگاهان با مراجعه به اين محل و تحقيق از مدير و رانندگان آژانس اطلاع پيدا کردند که مدير آژانس پس از اطلاع از اعتياد مرتضي به مصرف موادمخدر، او را اخراج کرده است و رانندگان آژانس نيز در اظهارات مشابهي عنوان داشتند که در اين اواخر مرتضي دائما در مورد دختري صحبت ميکرد که از طريق face book با او آشنا شده و عنوان ميکرد که پدر اين دختر داراي وضعيت اقتصادي بسيار خوبي است و به زودي وضع من نيز تغيير خواهد کرد.
در ادامه تحقيقات کارآگاهان اطلاع پيدا کردند که مرتضي با پول حاصل از فروش خودرو پرايد، اقدام به اجاره اتاقي کوچک در خيابان پيروزي کرده و در طول اين مدت کوتاه چند روزه و در شرايطي که کار مشخصي نداشته براي تأمين مخارج، از عابر بانک پروين که مبلغ 3 ميليون تومان در داخل آن پول وجود داشته، استفاده ميکرد؛ در بررسي حساب عابر بانک متعلق به پروين مشخص شد که مرتضي پيش از آن و در طول مدت آشنايي با پروين و به بهانههاي مختلف نيز از او مبالغ مختلفي را دريافت کرده است.
سرهنگ کارآگاه مهرداد يگانه رئيس پايگاه دوم پليس آگاهي تهران بزرگ با اشاره به اين موضوع که هدف از ارائه اين خبر ارائه هشدار به خانوادهها در خصوص نظارت بيشتر بر چگونگي استفاده فرزندانشان از فضاي کاربري اينترنت بويژه در شبکههاي اجتماعي face book و ... است، گفت: با توجه به دستگيري متهم قرار قانوني از سوي مقام قضايي صادر و متهم براي انجام تحقيقات تکميلي در اختيار پايگاه دوم پليس آگاهي تهران بزرگ قرار گرفته است.