اخلاق ناصری به روایت سید حسین نصر

منبع
مهر
بروزرسانی
اخلاق ناصری به روایت سید حسین نصر
مهر/سيد حسين نصر معتقد است اخلاق ناصري همانگونه که از نامش پيدا است بيشتر با اخلاق سروکار دارد. اما در ديدگاه اسلامي، اخلاق و سياست از هم جدا نيستند لذا بعضي از تعاليم خواجه در اخلاق ناصري بدون شک جنبه سياسي دارد. خواجه نصيرالدين طوسي کتاب اخلاق ناصري را به دليل در خواست ناصرالدين محتشم قلعه قهستان تأليف کرد. ناصرالدين از خواجه نصير خواست که کتاب الطهاره ابن مسکويه که به زبان عربي بود به فارسي ترجمه کند اما خواجه توضيح داد که ممکن است در ترجمه خدشه اي به زيبايي اثر وارد شود و علاوه بر اين کتاب الطهاره فقط يک قسمت از اخلاق را در بر مي گيرد و اگر اجازه بدهيد دو قسمت ديگر را اضافه کرده وکتاب جديدي تأليف شود، ناصرالدين نيز با روي باز پذيرفت. خواجه اين کتاب را در سه قسمت نوشت ونام آنرا به نام ناصرالدين اخلاق ناصري گذاشت. اخلاق ناصري در باب اخلاق فردي، تدبير منزل (رفتار در محيط خانه و اداره زندگي) و سياست مدن (به تعبير امروزي علوم سياسي) نگاشته شده‌است. باب اول آن، خلاصه‌اي از رساله عربي تهذيب‌الاخلاق يا الطّهارة اثر ابن مسکويه است. به جز مقدمه، اين کتاب شامل سه فصل است: فصل اول: اين فصل در مورد حکمت اخلاقي نوشته شده و شامل هفت فصل بر مبادي و ده فصل در مقاصد است. فصل دوم: در مورد تدبير منزل بوده و شامل پنج فصل است. نصيرالدين آن را از رساله مختصر تدبير منزل نوشته نويسنده گمنام، به نام آبروسن يوناني گرفته و خود آن را به آداب متقدمان و متاخران موشح کرده‌است. فصل سوم: شامل هشت فصل است که نصيرالدين در نوشتن آن از کتاب‌هاي فصول المدني و آراء اهل المدينه الفاضله فارابي و السياسه ابن سينا استفاده کرده‌است. در نهايت اين فصل با قسمتي از وصاياي منسوب به افلاطون تمام مي‌شود. سيد حسين نصر معتقد است که خواجه در اخلاق ناصري به نوعي درس سياست مي دهد، لذا عده اي معتقدند که مي توان براي او نوعي فلسفه سياسي هم در نظر گرفت البته نه مثل آثار فارابي يا شرح ابن رشد بر جمهور افلاطون. اخلاق ناصري همانگونه که از نامش پيدا است بيشتر با اخلاق سروکار دارد. اما در ديدگاه اسلامي، اخلاق و سياست از هم جدا نيستند لذا بعضي از تعاليم خواجه در اخلاق ناصري بدون شک جنبه سياسي دارد. به اعتقاد وي اصولاً اين نوع متفکران حال چه سني و چه شيعه آثاري را تاليف کردند که با اخلاق سروکار دارد اما اخلاقي که بايد جنبه کاربردي براي مردان سياست هم داشته باشد نه اينکه فقط به درد مردم کوي و برزن و طلبه و دانشجو بخورد. خواجه در اخلاق ناصري چندان به اخلاق ارسطويي توجه ندارد و در حقيقت با نگارش کتاب اوصاف الاشراف اخلاق را در عرفان پيدا مي کند و اين حتي به خود ابن مسکويه هم باز مي گردد. ما از يک جهت شاهد ظهور اخلاق فلسفي در تفکر اسلامي هستيم، يعني اين نوع برداشت از اخلاق و تعريف رذائل و فضايل بعد از مطالعه آثار اخلاقي ارسطو در عالم اسلامي و در ميان فلاسفه بزرگ اسلامي به وجود آمد يا به عبارتي همه تحت تاثير آن بودند. به همين دليل است که ما از اين اخلاق به اخلاق فلسفي تعبير مي کنيم زيرا اين فيلسوفان بودند که در اين باره گفتند و نوشتند.