حوادث/ ماجرای دخترانی که با لبخند دزدی میکنند/ شرایط دشوار انتظامی و قضایی مالباختگان را خسته میکنند
باشگاه خبرنگاران
بروزرسانی
باشگاه خبرنگاران/ دختراني که امروزه در اتوبوسها و وسايل حمل و نقل عمومي با لبخند سرقت ميکنند کم نيستند.....
امروزه برايم بهترين روز بود بعد از يک ماه کار و تلاش بالاخره اولين حقوقم رو گرفتم در راه برگشت از محل کار خود در ايستگاه اتوبوس منتظر بودم که با خانمي آشنا شدم با چهرهاي دلنشين و زيبا او نگاهي مهربان کرد و لبخندي زد و سپس سر صحبت را با اين عنوان که چهره من برايش آشنا است باز کرد.
به اين ترتيب درباره سن و شغلم صحبتي کرديم، از زندگيش برايم ميگفت که دو فرزند دارد و درمان حاضر با مادر شوهرش زندگي ميکند، در ميان صحبتهايمان اتوبوس آمد و سوار آن شديم و با آن خانم کار يکديگر نشستيم.
اتوبوس بسيار شلوغ بود و من به اجبار خود را به آن زن چسباندم تا اطرافيانم به من طعنه نزنند بعداز صحبتهاي متفرقه درباره زندگيمان با گذشت چند ايستگاه آن زن قصد رفتن کرد و در خداحافظي اظهار خوشحالي از آشنايي با من را داشت و با خندهاي از اتوبوس پياده شد که دليل آن را نفهميدم! در چند ايستگاه ديگر من نيز به مقصد رسيده و پياده شدم، وقتي به محل زندگيمان رسيدم قصد خرد شيريني براي گرفتن اولين حقوق و خوشحال کردن خانوادهام را داشتم که به محض اينکه دست به کيفم بردم تا مبلغي را براي شيريني بپردازم متوجه به سرقت رفتن تماميه پولهايم از داخل کيفم شدم.
ابتدا فکر کردم آنها را گم کردهام اما هر چه مرور کردم که آخرين بار آنها را کجا گذاشتم ذهنم به جايي قد نداد! يک لحظه به ذهنم خطور کردکه شايد همان زني که در ايستگاه اتوبوس با آن آشنا شدهام کيف پولم را به سرقت برده است به همين ترتيب نااميدانه به خانه برگشتم و نادم از اينکه چرا احتياط نکردم و کاش با هر شخصي در مکانهاي عمومي زود اخت نميشدم!
من که ازآن زن شناخت کافي و يا آدرس و شمارهاي نداشته و ناراحت به سمت خانه بازگشتم اما برايم درس عبرت شد تا ديگر حواسم را در نگهداري وسايلهايم در اتوبوس جمع کنم، البته بعد از اين اتفاق ديگر از اتوبوس سوار شدن ترس و دلهرهاي داشتم!
فرداي آن روز به درخواست خانوادهام به کلانتري محل زندگيمان رفتم تا گزارش به سرقت رفتن کيفم را بدهم اما آن ها گفتند به دادسرا مراجعه کنم، بعداز کلي جستجو و آدرس پرسيدن به دادسرا رسيدم نصفي از روز را وقت گذاشتم در طول ساعتي که در آنها بودم وقتي مردم را با مشکلات مختلف ميديدم خيلي ناراحت ميشدم و سردرد شديدي گرفتم بعد از کلي پي گيري متوجه شدم کارم با يکي دو روز حل نميشود و به اين فکر کردم که کاش هيچ وقت به آنجا نميرفتم!
در پايان روز با تني خسته و سردرد شديدي به خانه برگشتم کارم به جايي پيش نرفت و بعد از کلي دوندگي و حل نشدن مشکل بيخيال شکايت شدم!
خدا رو شکر که من احتياج زيادي به آن پول نداشتم و واقعا جاي غصه خوردن دارد که افرادي با وجود اين که بسيار در مشکلات اقتصادي غرق هستند و حتي زندگيشان وابسته به مقدار پول اندکي است که در کيفشان بگذارند باز هم با سهل انگاري و رعايت نکردن هشدارهاي پليس باعث ميشود تا هم زندگي را به کام خودشان تلخ کنند و هم راهي را براي ادامه بقاي اين گونه سارقان باز ميگذارند.
شرايط دشوار انتظامي و غنايي مالباختگان را خسته ميکنند
باي جامعه شناس در گفتگو با خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران با بيان اين که امروزه در جوامع آمار سرقت فزاينده بالا رفته و اين مورد در اماکن عمومي مانند متروها و اتوبوسها بيشتر رايج است گفت: مشکل اصلي سارقين نياز شديد به برطرف کردن نيازهاي زندگي و تورمي که در جامعه به وجود آمده اين نيازها را شديدتر ميکند.
وي در ادامه افزود: رشد فزاينده آمار سرقت که در حال حاضر بعد از مواد مخدر و اعتياد به عنوان دومين جرم محسوب ميشود متاسفانه امنيت اجتماعي را سلب کرده و آسايش را از مردم گرفته است، اين نوع سرقتها در محافل عمومي مانند اتوبوسها، مترو و حتي خيابانهاي شلوغ اتفاق ميافتد که از افراد سازمان يافته و برنامهريزي شده است که اينها متاسفانه کاري را متداول انجام ميدهند و به نتيجه رسيدهاند تشويق شده و در اين زمينه به صورت باندي وحرفهاي عمل ميکنند تا افراد به عنوان قربانيان و مال باختگان نتوانند حتي ردپايي از اين سارقان پيدا کنند.
باي اظهار داشت: امروزه شرايط دشواري در دستگاههاي انتظامي و قضايي به وجود آمده که راه پيگيري و اطلاع رساني سرقت به صورت طولاني و دشوار شده است که مردمان مال باخته را در راه پيگيري خسته ميکند به طوري که فرد ترجيح ميدهد بيخيال سرقت و از دست دادن مال خود شود و اعتراض نکند و نجيبانه و با سکوت از اين قضيه بگذرد به طوري که اين کار باعث شده سارقان به کار خود ادامه داده و اين موضوع ياس و نااميدي را در بين مردم به وجود آورد که در مسير زندگي خود امنيت مالي نداشته باشند و با ترس و دلهره به مکانهاي عمومي روي آورند.
وي تصريح کرد: مسئولين مجازات سختي را بايد براي سارقين در نظر بگيرند تا درس عبرتي براي اطرافيان شود به طوري که بازگشت آنها به جامعه باعث ضرر و زيان بيشتري نشود و همراه با فعاليت پشينيان نباشد.
باي در پايان گفت: دستگاههاي فرهنگي اطلاعاتي امنيت و رسانهها بايد به مردم آموزش در اين عرصه دهند تا از خطر سرقت در امان بمانند، هشدارهاي لازم و اطلاع رسانيهايي داده شود تا از سارقين در حضر باشند. نبايد با وجود اين مشکل و ادامه داشتن آن وحشت در جامعه ايجاد شود، بلکه بايد جامعه را به سوي آرامش دعوت کرده و مانع از به وجود آمدن خطر شد.