آخرین خبر/ برف گرفته بود تا رسیدم سر خیابان شدت یافت.جوری که سرتاپامو سفید کرد و خودمو تکوندم تا به ایستگاه رسیدم.قبلش تاکسی اینترنتی رو ناامیدانه چک کردم قیمتهایی درج شد که بیخیالش شدم.رسیدم ایستگاه و منتظر. بعد بیست دقیقه ای خبری نشد. ایستادم کنار خیابون و تاکسی خطی به طور معجزه آسایی ترمز زد.مسر همیشگی ام بود و قیمت هم همون قیمت با اینکه ترافیک هم بود.

پیاده شدم رسیدم سر سه راهی که تا مقصد بعدیم تقریبا اصطلاحا یک کورس بیشتر نبود.بارش بر ف چون این قسمت سه راه باز بود و روبرو هم باغ و درخت شدیدتر بود. دوباره سفیدپوش شدم.فک میکنم حداقل 20دقیه ای معطل شدم و ماشین هایی که بعد از سبز شدن چراغ از جلوی چشمام رد می شدن.همه مدل بود از پراید و سمند و پژو تا بنز و لکسوس و پرادو.شاید اگر بگم تو این مدت حداقل 500 ماشین عبور کردند دروغ نگفته باشم اکثرا هم تک سرنشین. به ندرت ماشینی پیدا می شد که مثلا پر باشه و جا نداشته باشه.به خودم نگاه کردم دیگه کامل سفید شده بودم و نا امیدانه راه افتادم تا چهارراه بعدی پیاده برم که ال نود سفیدی نگه داشت.سوار شدم.مسافرکش نبود. گفت از پشت چراغ دیدمت معطل بودی گفتم بیام و سوارت کنم شب جمعه ای ثوابش برسه به روح پدرم. تو مسیر داشتم فکر می کردم به این مطلب که چرا؟ تو این برف و سرما و شرایط خاص به هم رحم نمی کنیم ؟ چرا هوای همدیگر رو نداریم؟ من که حاضر بودم کرایه مسیر روهم بدم. چه چیزی باعث میشه این مسایل رو فراموش کنیم؟ مگه قرار نبود رحماء بینهم باشه؟
خلاصه برادر من خواهر من تو این روزها که می دونم خیلی ها عصبانی ان از این شرایط که همه درگیرش هستند دلیل نمیشه که همو فراموش کنیم دلیل نمیشه اینو بهانه کنیم برای بی رحم شدن. بیاین باهم مهربون باشیم. در انتها خواستم بگم: راننده ال نود سفید...دمت گرم...

امام صادق علیه السلام فرمود: «هَل الدّین إلاّ الحُبّ»آیا دین به جز محبّت و مهرورزى است؟


ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید