خراسان/ با صدور راي قاطعي از سوي قضات شعبه پنجم دادگاه کيفري يک اعضاي باند آدمکش هاي خطرناک که سرکردگي آن ها را گانگستر مخوف معروف به «پلنگ سياه» عهده دار بود، به اشد مجازات هاي قانوني محکوم شدند. به گزارش اختصاصي خراسان، قرار بود «پلنگ سياه» دو جوان ديگر را به رگبار ببندد.

مقدمات اين قتل ها در حالي فراهم شد که جوان مسلح معروف به «پلنگ سياه» بعد از تحمل هشت سال زندان به جرم دستبرد مسلحانه به طلافروشي در شهرستان باخرز، مرد 45 ساله اي را در تربت جام به رگبار بسته بود و تحت تعقيب پليس قرار داشت. او براي يک زندگي مخفيانه وارد قوچان شده بود و به عنوان نگهبان در يک کارگاه شن شويي کار مي کرد که با «شهاب» آشنا شد.

«شهاب» ماجراي قتل برادرش را براي «پلنگ سياه» بازگو کرد و مدعي شد برادر 34 ساله اش اوايل مرداد سال 96 با شليک مهاجمان مسلح به قتل رسيد و او مهاجمان را مي شناسد اما تاکنون اقدامي براي دستگيري آن ها نشده است!

او که روحيات «پلنگ سياه» را شناخته بود با نشان دادن عکسي از يک جوان، «پلنگ سياه» را براي گرفتن انتقامي وحشتناک آماده کرد. بدين ترتيب با طرح نقشه اي برنامه ريزي شده، آن ها اتاقي را در يکي از مسافرخانه ها اجاره کردند تا اين که فرصت اين انتقام هولناک صبح دوازدهم ارديبهشت سال 97 فراهم شد چرا که قرار بود دو تن از مهاجمان مسلح مورد ادعاي شهاب براي پيگيري يک پرونده به پليس آگاهي واقع در اطراف ميدان تلويزيون بروند.

آن روز «پلنگ سياه» در مسافرخانه بود، سلاح کلاشينکف خود را آماده کرد و درون يک ساک قرار داد. از سوي ديگر گانگسترهاي خطرناک سوار بر يک دستگاه پرايد و پژو از مسافرخانه خارج شدند و به سمت بولوار شهيد صياد شيرازي رفتند تا فردي به نام مرتضي را با خود همراه کنند چرا که مرتضي به طور کامل از ماجرا و محل قرار طرف هاي مقابل اطلاع داشت.

لحظات دلهره آور به کندي سپري مي شد اما «پلنگ سياه» بدون اضطراب و نگراني در صندلي عقب پرايد نشسته بود و به ساک دستي اش مي نگريست. «ميلاد» (يکي ديگر از اعضاي باند گانگسترها) رانندگي پرايد نوک مدادي را به عهده داشت. آن ها حدود 15 روز قبل نيز پلاک هاي يک دستگاه پژو را در خيابان عبدالمطلب سرقت و روي پرايد نصب کرده بودند تا شناسايي نشوند.

با وجود اين، ميلاد سعي مي کرد با ماسک بهداشتي چهره اش را بپوشاند. دقايق همچنان سپري مي شد تا اين که لحظه وحشت فرا رسيد. «مرتضي» دوري در اطراف ميدان تلويزيون (محل قرار طرف هاي مقابل) زد و نزد پلنگ سياه بازگشت. او به يک دستگاه پژو 405 اشاره کرد که در گوشه اي از ميدان پارک بود ولي مدعي شد راننده پژو را نشناخته است.

در همين حال «پلنگ سياه» ساک دستي را گشود و با بيرون کشيدن کلاشينکف، خيلي خونسرد از پرايد پياده شد و بدون هيچ اضطرابي به طرف پژو 405 رفت. يکي از سرنشينان مشغول مکالمه تلفني با فردي بود که هنوز سر قرار نيامده بود اما «پلنگ سياه» لوله سلاح را روي شيشه سمت شاگرد گذاشت و به صورت رگباري شليک کرد. وقتي ديد ديگر گلوله اي از سلاح بيرون نمي آيد، خشاب را خارج کرد و دوباره آن را جا انداخت و باز هم ماشه را فشرد.

رانندگان خودروهاي عبوري از شدت ترس، هر کدام پدال گاز را مي فشردند تا از مهلکه بگريزند و برخي ديگر هراسان در گوشه اي متوقف مي شدند تا از اصابت گلوله ها در امان بمانند. لحظاتي بعد وقتي «حسن-ق» و «حسين-م» غرق در خون آخرين نفس هاي خود را مي کشيدند، «پلنگ سياه» به آرامي به طرف پرايد رفت و دوباره در صندلي عقب نشست. «ميلاد» هم پدال گاز را فشرد و از مشهد خارج شدند.

به دنبال وقوع اين جنايت هولناک که موجب ايجاد رعب و وحشت در شهر شده بود بلافاصله با صدور دستوراتي از سوي قاضي ويژه قتل عمد در زمان وقوع حادثه، تحقيقات گسترده اي توسط کارآگاهان پليس آگاهي آغاز شد. حدود 16 روز بعد از اين ماجرا، کارآگاهان ورزيده اداره جنايي با ردزني هاي اطلاعاتي موفق شدند محل اختفاي «پلنگ سياه» در يکي از سوله هاي روستاي نوري در اطراف منطقه خين عرب شناسايي کنند.

آنان در يک عمليات غافلگيرانه و با رعايت نکات امنيتي او را در حالي دستگير کردند که فقط فرياد مي زد «من به همه جرايم اعتراف مي کنم فقط بگوييد چه کسي مرا فروخته است؟! او را حتي در زندان هم مي کشم!؟ براساس اين گزارش، با انتقال گانگستر مخوف به پليس آگاهي، ديگر همدستان او نيز در عمليات هاي جداگانه دستگير شدند و راز دو قتل وحشتناک را فاش کردند.

پس از تکميل پرونده در دادسراي عمومي و انقلاب مشخص شد که ريشه ماجراي قتل به ارتباط خياباني با يک زن جوان گره خورده است. شهاب در اعترافات خود از تيراندازي هولناک چند روز قبل از قتل برادرش پرده برداشت و گفت: من با زني به نام الهام ارتباط داشتم و با او در جاده سنتو قرار گذاشته بودم، وقتي با تاکسي تلفني به محل قرار رفتم ناگهان سرنشينان يک دستگاه پژو پارس به طرف من تيراندازي کردند که در اين حادثه راننده تاکسي مجروح شد ولي روز بعد زماني که با برادرم سوار پرايد بوديم، ناگهان به خاطر همان کينه قبلي به طرف ما تيراندازي کردند که برادرم در آن حادثه به قتل رسيد و من بعد از آشنايي با مهدي (پلنگ سياه) ماجرا را براي او بازگو کردم و با هم نقشه قتل را کشيديم.

با توجه به اهميت و حساسيت اين ماجرا، پرونده مذکور به شعبه پنجم دادگاه کيفري يک  ارسال شد تا قضات نام آشناي دستگاه قضايي  به اين پرونده جنايي رسيدگي کنند. بنابراين جلسات محاکمه در حالي به رياست قاضي علي موحدي راد و مستشاري قاضي محمد شجاع پور فدکي آغاز شد که «پلنگ سياه» و همدستان وي در اولين جلسه محاکمه متوجه شدند هيچ راهي جز بيان حقيقت ماجرا ندارند و طفره رفتن هاي آنان از بيان جزئيات دو جنايت ميدان تلويزيون چاره ساز نيست به همين دليل گانگستر مخوف معروف به «پلنگ سياه» مقابل ميز عدالت نشست و همه جنايت هاي خود را با جزئيات تشريح کرد و سپس همدستان او نيز هرکدام به نقش خود در اين جنايت وحشتناک اعتراف کردند.

پس از برگزاري چندين جلسه محاکمه در حضور اولياي دم و وکلاي مدافع، درنهايت قضات با تجربه دادگاه وارد شور شدند و راي قاطعي را براساس موازين شرعي و قانوني صادر کردند، چرا که قضات زبده شعبه پنجم دادگاه کيفري يک همه ابعاد و زواياي اين پرونده جنايي را با ذره بين علم و تخصص و تجربيات قضايي، مورد واکاوي دقيق قرار داده بودند. براساس اين راي، «پلنگ سياه» به اتهام ارتکاب قتل دو مرد مسلمان به دو بار قصاص نفس و به خاطر نگهداري اسلحه و مهمات جنگي به تحمل پنج سال زندان و براي ايراد صدمات غيرکشنده به پرداخت ديه و همچنين ضبط سلاح به نفع دولت محکوم شد.

براساس راي قضات شعبه پنجم دادگاه کيفري يک خراسان رضوي «شهاب» (متهم ديگر) به خاطر معاونت در قتل به تحمل 25 سال زندان، حمل و نگهداري سلاح شکاري به شش ماه حبس و ضبط سلاح و از باب تتميم مجازات به سه سال تبعيد محکوم شد . دادگاه همچنين «ميلاد» (راننده پرايد) را نيز به تحمل 25 سال زندان به اتهام معاونت در قتل، يک سال زندان براي استفاده از پلاک غير روي خودرو و دو سال تبعيد محکوم کرد.

همچنين حميد (يکي ديگر از اعضاي باند گانگسترهاي مخوف) به خاطر معاونت در قتل به تحمل 15 سال زندان و دو سال تبعيد و مرتضي (متهم ديگر) با توجه به نقش کم رنگ وي در وقوع جنايت، به تحمل دو سال حبس محکوم شدند اما راي صادر شده از سوي دادگاه قابل فرجام خواهي در ديوان عالي کشور است.


به پيج اينستاگرامي «آخرين خبر» بپيونديد
instagram.com/akharinkhabar