مسی، رونالدو و چند نفر دیگر علیه مرگ جام جهانی!

ورزش 3/جام جهانی 2026 یکی از عجیبترین دورههای این رقابت فوتبال در تمام این سالها خواهد بود.
اگر قرار بود به یک تقویم ورزشی احترام گذاشته شود، جام جهانی ۲۰۲۶ اصلاً برگزار نمیشد. نه حالا؛ در زمانی که رهبران جهان در نقاط مختلف سیاره، همهچیز را زیر فشار خرد میکنند. نه اینجا؛ جایی که ایالات متحده بهعنوان یکی از میزبانان، خود در مرکز تنشهای سیاسی قرار دارد. اما تقویم با لحظهها مشورت نمیکند؛ بیاعتنا فقط ورق میخورد.
پس داریم این کار را انجام میدهیم. واقعاً انجامش میدهیم. کیفپولها را پنهان کنید و کارتهای اعتباریتان را فریز کنید. بزرگترین و گرانترین جام جهانی تاریخ در راه است؛ دقیقاً طبق برنامه، در جهانی متلاطم که چندان آماده پذیرایی از آن نیست. ابعاد این رویداد حیرتانگیز است: ۴۸ کشور، ۱۰۴ مسابقه، ۱۶ شهر، سه کشور و یک قاره که هشت سال پیش وعده اتحاد داده بود. همه اینها را کنار هم بگذارید تا تصویری باشکوه و پوسترگونه شکل بگیرد. روی کاغذ، همهچیز چشمگیر به نظر میرسد.
اما تناقض بزرگ این جام جهانی تاریخی و گسترده در همینجاست؛ ممکن است کمدسترسترین نسخه آن تا امروز باشد. کشورهای بیشتری در زمین حضور دارند، اما هواداران عادی کمتری توان خرید بلیت برای تماشای آن را دارند. برای بسیاری از علاقهمندان، مانعی بزرگتر از قیمت بلیت وجود دارد: رسیدن به محل مسابقات بدون دردسر و احساس امنیت در طول سفر.

سه کشور میزبان، ایالات متحده، کانادا و مکزیک، زمانی از «همبستگی قارهای» سخن میگفتند، اما حالا آمریکا درگیر تنشهای تجاری و سیاسی با هر دو همسایه خود است. بهندرت پیش آمده که فرش خوشامدگویی «قرمز، سفید و آبی» تا این اندازه مشروط باشد. اعداد از بزرگترین رویداد تاریخ فوتبال حرف میزنند، اما در واقعیت، این جام جهانی برای بسیاری کوچکتر از همیشه شده است. و نگاه کنید چه کسانی کنار گذاشته میشوند؛ همانهایی که به این ورزش معنا میبخشند.
پس این جام جهانی دقیقاً برای چه کسی است؟
این رویداد برای هوادار معمولی و دوآتشهای نیست که اساساً این تورنمنت برای او ساخته شده است. برای هوادار داکاری نیست که دو سال پسانداز کرده، در حالی که هیچگاه مطمئن نبوده بتواند ویزای آمریکا را دریافت کند. برای هواداری نیست که از الجزیره، پورتو-پرنس یا تهران پیراهن تیمش را خریده و در تمام مسابقات مقدماتی آن را پوشیده است. برای آنهایی نیست که فوتبال را با عشقی خالص و غیرمنطقی دنبال میکنند، اما حالا باید ثابت کنند که «حق حضور» دارند.
جام جهانی دروازههایش را بزرگتر کرده، اما بیش از هر زمان دیگری بسته به نظر میرسد. این تورنمنت گرانتر شده و بیش از گذشته زیر سایه نیروهای ژئوپلیتیکی قرار گرفته است؛ نیروهایی که کمترین اهمیتی به فوتبال نمیدهند و بیشتر نگران محتوای پاسپورت شما هستند.
ایالات متحده، کانادا و مکزیک زمانی این میزبانی را با جذابیتی آرمانگرایانه معرفی کردند. نامش را «یونایتد ۲۰۲۶» گذاشتند؛ سه کشور، یک چشمانداز و یک قاره متحد. سال ۲۰۱۸ بود و این ایده هم زیبا به نظر میرسید و هم دستیافتنی. قرار بود نمایش بزرگی از همکاری و همبستگی آمریکای شمالی باشد. فیفا آن را تأیید کرد، جهان پذیرفت و هیجان در سراسر نیمکره غربی گسترش یافت.
اما آن زمان فقط هشت سال پیش بود. امروز «یونایتد ۲۰۲۶» بیشتر به یک یادگار شباهت دارد تا یک وعده. یادگاری از روحیهای که حالا قدیمی و دور از دسترس به نظر میرسد.
وقتی مسابقات آغاز شوند، این شکافها در نگاه اول دیده نخواهند شد. نه در میان پرچمهای رنگارنگی که در هوا به اهتزاز درمیآیند و نه در میان سرودها و فریادهای هواداران. فوتبال توانایی عجیبی در پنهان کردن واقعیتها زیر لایهای از شور و هیجان دارد. اما این پوشش آنقدرها هم ضخیم نیست.
شاید تلخترین تصویر از تغییر فضا در مراسم قرعهکشی مرحله گروهی جام جهانی در دسامبر گذشته دیده شد.
فیفا مراسم را از لاسوگاس به واشنگتن منتقل کرد تا حضور رئیسجمهور دونالد ترامپ آسانتر شود. آن روز بیش از آنکه یک جشن فوتبالی باشد، به نمایشی سیاسی با ظاهری پرزرقوبرق شباهت داشت. خودِ قرعهکشی تقریباً به موضوعی فرعی تبدیل شده بود.
سپس بهیادماندنیترین صحنه آن شب رقم خورد. جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، جایزهای با عنوان «جایزه صلح فیفا؛ فوتبال جهان را متحد میکند» به ترامپ اهدا کرد. افتخاری که به نظر میرسید از ابتدا برای یک دریافتکننده خاص طراحی شده است؛ هدیهای آماده برای راضی نگه داشتن مردی که قرار بود بهزودی در چند کشور دست به اقدام نظامی بزند. سازمان دیدهبان حقوق بشر از فیفا درباره روند انتخاب این جایزه سؤال کرد. شش ماه بعد، هنوز توضیح شفافی ارائه نشده است. این، فیفا در خالصترین شکل خود بود؛ قدرتی که برای قدرت کف میزد.
جولز بویکوف از همان ابتدا این روند را تشخیص داده بود. او در کتاب جدیدش با عنوان «کارت قرمز؛ جام جهانی ۲۰۲۶، ورزششویی و ماشین طمع فیفا» توضیح میدهد که چگونه این رویداد در برابر پول و نفوذ سر خم میکند و به ابزاری برای تطهیر چهرههای سیاسی تبدیل میشود.
او مینویسد: «فوتبال هرگز فقط فوتبال نیست و ورزش، سیاست با ابزارهایی دیگر است.»
ایران پیش از این به جام جهانی صعود کرده بود، اما با افزایش تنشها میان واشنگتن و تهران، چند عضو هیئت ایرانی موفق به دریافت ویزا برای حضور در مراسم قرعهکشی نشدند. صندلیهای آنها خالی بود، اما از معنا و تنش سرشار. سرمربی تیم ملی ایران بهتنهایی در مراسم حاضر شد. تصویری گویا از جهانی که این تورنمنت ناچار است با آن کنار بیاید؛ جهانی مملو از درگیری، بیاعتمادی و اصطکاک.
البته هیچیک از این مسائل چیزی از جذابیت آنچه در زمین رخ خواهد داد کم نمیکند. فوتبال همچنان با ستارههای بزرگش از راه میرسد؛ از لیونل مسی و کریستیانو رونالدو در سالهای پایانی دوران حرفهای تا کیلیان امباپه و ارلینگ هالند در اوج فوتبال خود. فهرست تیمهای حاضر شبیه فهرست آرزوهای هر هوادار فوتبال است. کیفیت مسابقات بالا خواهد بود و لحظاتی خلق خواهد شد که دستکم برای مدتی کوتاه، بر هیاهوی جهان غلبه میکنند.
مشکل خود فوتبال نیست. مشکل همه چیزهایی است که اطراف آن ساخته شدهاند.
فرمت ۴۸ تیمی نیز تناقض دیگری را آشکار میکند. درست است که افزایش تعداد تیمها فرصت حضور کشورهای بیشتری را فراهم کرده و جام جهانی را فراگیرتر ساخته است، اما همزمان خطر متورم شدن بیش از حد تورنمنت را نیز به همراه دارد. «بیشتر» همیشه به معنای «بهتر» نیست. مسابقات بیشتر، سفرهای بیشتر و فشار بیشتر بر بازیکنانی که از قبل هم زیر بار تقویمی فرسایشی قرار دارند.
جام جهانی ۲۰۲۶ هنوز آغاز نشده، اما از همین حالا احساس میشود بیش از حد به ظرفیت خود فشار آورده است. وقفههای اجباری نوشیدن آب که برای مقابله با گرمای تابستان در نظر گرفته شدهاند، همزمان فرصتهای تجاری جدیدی نیز ایجاد میکنند. چه تناقض جالبی؛ حالا حتی مراقبت از بازیکنان هم میتواند به منبع درآمد تبدیل شود. اگر این موضوع را با استفاده گستردهتر از VAR ترکیب کنیم، گاهی به نظر میرسد فوتبال باید برای جلب توجه تماشاگران با خودِ ساختار مسابقات رقابت کند.
و در نهایت، مسئله همیشگی هزینه حضور در ورزشگاهها مطرح میشود؛ موضوعی که باعث شد گروه «هواداران فوتبال اروپا» سیاست قیمتگذاری بلیتهای جام جهانی را «خیانتی عظیم» توصیف کند. این گروه در آغاز سال میلادی از فیفا خواست فروش بلیتها را متوقف کند.
البته چنین اتفاقی هرگز رخ نداد.

















