ايسنا/ سه سال پيش وقتي تيم ملي ايران براي جام ملت ها به استراليا رفته بود، در شبکه ورزش برنامه داشتيم. دنبال اطلاعات دست اولي در مورد وحيد اميري بودم. در اينترنت آنقدر گشتم تا وبلاگ پسرجواني اهل روستاي دره بادام لرستان زادگاه وحيد را پيدا کردم. به او ايميل زدم.
احسان محمدي در ادامه در عصر ايران نوشت: چند دقيقه بعد برايم نوشت: «روستاي دره بادام حدود ۱۵۰ خانوار و ۱۰۰۰ نفر جمعيت داره و بيشتر دامدار و کشاورزن. دره بادام در ۵ کيلومتري شمال شهر سراب دوره قرار دارد. قبلاً خانواده آقاي اميري ساکن همين روستا بودن ولي از چند سال قبل به خاطر استعداد و شکوفا شدن توانايي هاي وحيد مجبور شدن از اين روستا به خرم آباد سفر کنن. وقتي وحيد تو روستا زندگي ميکرد به خاطر امکانات خيلي خيلي کم مجبور بوديم تا شهر سراب دوره با پاي پياده بريم. چون تو شهر سراب دوره يه زمين خاکي خيلي ابتدايي بود. تو دوران مدرسه چند بار تيم روستامون به لطف بازي هاي وحيد قهرمان مدارس شد. تو همون زمين خاکي».
ديدن بازي وحيد اميري ستاره تيم نفت همان اندازه که چشم نواز بود، دل آدم را به درد مي آورد که چرا اين همه دير کشف شد؟ چرا در ۲۸ سالگي ستاره شد؟ از دره بادام خرم آباد تا تهران با اتوبوس ده ساعت فاصله است، چرا طي کردن اين مسير براي وحيد اميري و امثال او سالها طول مي کشد؟
در شبکههاي مجازي صحنه لايي زدن وحيد اميري به جرارد پيکه احتمالاً اندازه لحظه فرود آمدن نيل آرمسترانگ روي کره ماه ديده شده، از اندک لحظههاي خوشايند جام جهاني ۲۰۱۸ روسيه براي ما. او چنان با خونسردي به پيکه لايي زد که انگار کار هر روزهاش است!
اما فاصله پيکه- اميري خيلي بيشتر از يک لايي است. جرارد پيکه ۳۱ ساله و اميري ۳۰ ساله است. به عبارتي هر دو در سالهاي پاياني دوران فوتبال شان به سر مي برند اما کارنامه شان نگاه کنيم:
- سال ۲۰۰۲ وقتي پيکه براي تيم ملي زير ۱۶ سال اسپانيا بازي ميکرد، وحيد اميري در زمين خاکي سراب دوره توپ ميزد!
- سال ۲۰۰۶ وقتي پيکه زير نظر الکس فرگوسن در منچستر بازي ميکرد، وحيد اميري براي اولين بار روي زمين چمن فوتبال بازي کرد.(در دانشگاه خرم آباد)
- سال ۲۰۰۸ وقتي پيکه به بارسلونا پيوست، وحيد اميري اولين قرارداد فوتبالياش را با داتيس خرم آباد بست!
- سال ۲۰۱۰ وقتي پيکه با اسپانيا قهرمان جام جهاني شد، وحيد اميري به گهر درود پيوست!
- ...
اين فاصله واقعي فوتبال ايران و اسپانياست که نبايد در يک لايي خلاصه اش کرد. پيشرفت وحيد اميري تحسين آميز است، پسر آرام و فروتني که کارلوس کيروش به او اعتماد کرد و پيراهن تيم ملي را در ۲۷ سالگي به او داد. گرچه اميري در اولين تورنمنت دشوارش مقابل عراق پنالتي را به تير دروازه کوبيد و ايران حذف شد اما در سه سال گذشته به واسطه بازي هاي فداکارانه (گاه بيش از حد فداکارانه)، دوندگي بي پايان، مهارت دريبل زني و البته رفتار بدون حاشيه اش مورد احترام قرار گرفته است.
او حالا به فوتبال ترکيه پيوست. عضوي از تيم ترابزون اسپور. ترکيه البته بيشتر شبيه يک گرداب براي فوتباليستهاي ايراني است و کسي از آنجا عاقبت به خير بيرون نيامده است.
گفته ميشود مبلغ دريافتياش از ترابزون اسپور بالغ بر ۱۲ ميليارد تومان است، عددي که ميتواند به زندگي اميري و اطرافيانش کمک کند اما رفتنش هم دل هواداران پرسپوليس را شکست که از پسر کم حرفشان انتظار وفاداري بيشتري داشتند. اينکه در روزگار دلار ده هزارتوماني وفاداري به تيم و هوادار هنوز هم معناي قديمياش را دارد البته مورد مناقشه است!
رشد وحيد اميري در فوتبال از رشد لوبياي سحرآميز هم شگفت انگيزتر است، چيزي شبيه استارتهاي غافلگيرکنندهاش وقتي توپ را با بغل پاي چپ به جلو هل مي دهد، آرنجهايش را کماني مي کند و با سرعت خيز بر مي دارد، او مي تواند فوتبال ترکيه را که به پارکينگ ستارههاي قديمي دنيا تبديل شده تحت تاثير قرار دهد يا نه؟
اين پرسشي است که دوست داران وحيد اميري با اطمينان به آن پاسخ بله ميدهند و مي گويند اميري با ولع بازي مي کند و با توجه به فيزيک بدنياش مي تواند تا شش سال ديگر با همين کيفيت بدرخشد و چرا پسري که تا ۱۸ سالگي روي زمين چمن پا نگذاشته بود اما الان لژيونر است جلوي روياهاي جاه طلبانهاش را بگيرد؟
بازار