جام جم آنلاين: سلولهاي سوختي هيدروژني را ميشناسيد؟ همانهايي که با هيدروژن توليد نيرو ميکنند و فقط آب پس ميدهند. در ابتدا «هاي واير» جنرال موتورز و بعد «FCX» هوندا قدم در راه توليد ماشينهاي الکتريکي گذاشتند.
با اين ماشينها همه با مفهوم پيل سوختي آشنا شدند و البته خيلي زود معلوم شد سلولهاي سوختي گران هستند و باتريهاي ارزان ليتيوم ـ يون جايگزين آنها شدند. اما حالا نيسان با طراحي مفهومي«ترا و» رونمايي از آن در نمايشگاه خودروي پاريس شانس دوبارهاي به اين سلولهاي سوختي داده که مايه اميدواري هواداران محيط زيست نيز شده است.
ترا فقط آب پس ميدهد و محيط زيست را اصلا آلوده نميکند. از اين رفتار دوستانهتر با محيط زيست در بين ماشينها سراغ داريد؟ در روزگاري که عواقب استفاده بيش از اندازه از سوختهاي فسيلي دارد گريبانگير کل سياره زمين ميشود، شنيدن چنين خبرهايي ميتواند کمي آرامش خاطر ايجاد کند. استفاده از يک پيل سوختي هيدروژني به ترا اين امکان را ميدهد که ميزان توليد گازهاي سمياش را به صفر برساند؛ يعني صفر مطلق! يعني ميتوانيد از لوله اگزوز اين خودرو با خيال راحت نفس بکشيد.
ماشيني با سه موتور
نيسان ترا اما از موتور خودروي قبلي کمپاني نيسان به نام ليف که يک خودروي الکتريکي بسيار موفق است نيز استفاده ميکند و بدنهاش شبيه شاسي بلند جاک از آب درآمده است. البته اين ماشين به جاي استفاده از باتريهاي ليتيوم ـ يون مرسوم در خودروي ليف از مخزن هيدروژني سود ميبرد که در پيل سوختي سوزانده ميشود. اين کار باعث ميشود اين ماشين مشکلات استفاده از باتري قابل شارژ مجدد را نداشته باشد اما خب هزينههايش کمي بيشتر ميشود. ماشينهاي الکتريکي که با باتري کار ميکنند محدود به مسافتهاي کوتاه هستند و بايد زمانهاي طولاني براي شارژ باتري در انتظار بمانند. اما پيل سوختي اين معضلات را ندارد و همين موضوع آن را تبديل به يک جايگزين مناسب براي باتري در خودروهاي الکتريکي ميکند. پيل سوختي مورد استفاده در ترا توان توليدي 2/5کيلو وات به ازاي هر ليتر سوخت هيدروژن را دارد. اين پيل سوختي، الکتريسته لازم براي موتورهاي اين ماشين را تامين ميکند چون موتور نيسان ليف تنها موتور اين شاسي بلند نيست. ترا از يک موتور 107 اسب بخاري ليف براي چرخهاي جلو و دو موتور براي چرخهاي عقب استفاده ميکند. اين موتورها از روي خودروي مفهومي PIVO 3 برداشته شدهاند و هر کدام به يک چرخ نيرو ميدهند. اين استفاده از موتور براي هر چرخ، ماشين را از اضافه وزن سيستم انتقال نيرو به چرخهاي عقب نجات ميدهدو باعث ميشود ماشين به اندازه قابل توجهي سبک شود. نيسان ادعا ميکند اين مجموعه موتورها قدرت کافي به اين ماشين ميبخشند تا ترا بتواند در جادههاي درون شهر و خارج از شهر، عملکرد مناسبي داشته باشد. موتورهاي مخصوص چرخهاي عقب ميتوانند در مواقع لزوم با توليد نيروي بيشتر، به چرخش ماشين در پيچها کمک کنند. همچنين وجود سه موتور به ماشين اين امکان را ميدهد تا در صورت خرابي هر کدام از موتورها ترا بتواند به مسيرش تا محل مناسبي ادامه دهد و از اين نظر ترا کمي شبيه هواپيماست.
اتاق شش ضلعي
از آنجا که اين ماشين اکسل عقب، براي انتقال قدرت نيازي به تشکيلات سيستم انتقال نيرو و گيربکس و ... ندارد، کف اتاق آن بسيار صاف از آب درآمده است. يعني فضاي داخل ماشين به حد کافي بزرگ و جادار است و اين، دست طراح را براي طراحي جذاب داخل آن باز گذاشته است. داخل ترا کمي بزرگتر از خودروي جاک نيسان است و به صورت شش ضلعي طراحي شده است.
نکته: در روزگاري که عواقب استفاده بيش از اندازه از سوختهاي فسيلي دارد گريبانگير کل سياره زمين ميشود، ساخت خودرويي که از لوله اگزوزش فقط بخار آب بيرون مي آيد و ميزان توليد گازهاي سمياش صفراست خبر خوبي محسوب مي شود
همين موضوع باعث شده تا صندليهاي جلو و عقب طوري قرار بگيرند که براي مسافران عقب امکان ديدن شيشه جلو به خوبي فراهمشود. در مجموع، داخل آن آنقدر فانتزي است که باز هم حس کابين خلبان يک هواپيماي پيشرفته را برايتان تداعي ميکند. صندليهاي آن خوب به نظر ميرسد، اما نه براي سفرهاي طولاني و به نظر نميرسد براي اين کار راحت باشد. هر چند نيسان هم ميگويد که اين ماشين يک شاسي بلند شهري است که البته از عهده رانندگي خارج از جاده هم به خوبي برميآيد. زير داشبورد و جلو پاي راننده جاي زيادي وجود دارد و هيچ چيزي به جز پدال گاز و ترمز در آن به چشم نميخورد.
آي اسپيدو متر
تجهيزات جلو داشبود اما کمي پيچيده است و اصلا شبيه ماشينهاي معمولي به نظر نميرسد. در حقيقت ترا به وسيله يک صفحه نمايش لمسي شبيه آيپد کنترل ميشود. در جلو داشبورد تجهيزات معمول نمايش سرعت و بقيه مشخصات ماشين روي صفحه نمايش لمسي به چشم ميخورد که هنگام سوار شدن به ماشين متصل ميشود و سرعت و بقيه مشخصات برقي ماشين را به صورت ديجيتال نمايش ميدهد. اين تجهيزات مجدد به راننده ترا حس بودن در کابين خلبان يک هواپيما را ميدهد. همچنين از اين صفحه نمايش لمسي ميتوان به عنوان سرگرمي، ارتباط اينترنتي و همين طور ناوبري استفاده کرد. به محض اين که از ماشين پياده شويد، ميتوانيد صفحه نمايش را از محلش خارج کرده و مثل يک تبلت شخصي از آن استفاده کنيد. به اين صورت، صاحب ترا با يک تير دو نشان زده و صاحب تبلت و ماشين شده است و ديگر نگران دزدي هم نيست! چون بدون آن تبلت، ماشين اصلا کار نميکند.
دستگاه بخور سيار
پيل سوختي هيدروژني شبيه يک باتري است و با دادن الکترونش به قطب مثبت يا آند جريان الکتريسيته توليد ميکند و خودش تبديل به يون منفي ميشود. سپس در قطب منفي يا کاتد با اکسيژن ترکيب شده و ماده آشنايي را توليد ميکند؛ آب. اين سلولهاي برقي هيدروژني تقريبا هيچ اکسيد مضري مثل مونواکسيد کربن، اکسيدهاي گوگرد و دي اکسيد کربن توليد نميکنند و به جايش بخار آب به هوا ميفرستند. با اين همه نيسان قصد توليد انبوه اين ماشين را ندارد و فقط آن را به عنوان سندي بر تکنولوژي پيشرفته خود ساخته است. البته عامل هزينه هم در اين تصميم بيتاثير نبوده است. نيسان ادعا ميکند در هزينههاي ساخت پيل سوختي تا 80 درصد از طريق جايگزين فلزات گران با نمونههاي ارزان صرفهجويي کرده و البته بازده سلولها را هم در سطح خوبي حفظ کرده است. اما مساله تهيه سوخت هيدروژن هنوز پابرجاست که البته گران نيز هست.
مساله هيدروژن
تهيه هيدروژني که اين ماشين به عنوان سوخت به آن احتياج دارد يکي ديگر از مسائل اصلي توليد چنين ماشينهايي است و هزينههاي آن يکي از مسائل عمده بر سر راه توليد اين ماشينها بوده است. مثلا ماشين هوندا در ماه 600 دلار هزينه تهيه سوخت براي رفتوآمدهاي شهري دارد که بسيار گرانتر از سوختهاي رايج براي همين استفاده است. در حال حاضر هيدروژن مورد استفاده براي سوخت از تجزيه گازهاي آلي به دست ميآيد اما تهيه آن کمي گران است و محققان به دنبال راههاي ارزانتري براي توليد آن هستند. شايد تجزيه آب و تهيه هيدروژن به کمک برق راه حل مناسبي باشد، هيدروژني که در سلولهاي سوختي اين ماشين دوباره تبديل به آب ميشوند. البته بخار آب هم اثرات گلخانهاي دارد و هنوز هيچ تحقيقي نشان نداده اگر همه ماشينهاي ما با سلول سوختي هيدروژني کار کنند چه تاثيري روي آب و هوا در بلند مدت ميگذارد. اما حداقل معلوم است تنفس آن مثل گازهاي حاصل از سوختن سوختهاي فسيلي براي بدن ضرر ندارد