از ضاحیه تا تل آویو؛ ایران بازدارندگی را اعمال و شکاف بین ترامپ و نتانیاهو را بیشتر میکند

ایسنا/ حملات موشکی یکشنبه شب ایران که قلب سرزمینهای اشغالی را هدف قرار داد، صرفاً یک پاسخ نظامی به حمله اسرائیل به ضاحیه جنوبی بیروت نبود، بلکه بیشتر به یک بیانیه سیاسی-نظامی، نزدیک بود با این عنوان که هرگونه هدف قرار دادن لبنان، به ویژه مواضع حزبالله در ضاحیه جنوبی، محدود به جبهه لبنان نخواهد ماند، بلکه ممکن است درهای رویارویی را در سراسر منطقه از خلیج فارس تا دریای سرخ بگشاید.
به نقل از وبسایت عراقی «المطلع»، ساعاتی پس از حمله رژیم صهیونیستی به ضاحیه جنوبی بیروت، سپاه پاسداران حمله موشکی گستردهای را علیه پایگاه هوایی «رامات دیوید» و دیگر اماکن در داخل اراضی اشغالی انجام داد، اقدامی که تهران آن را پاسخی مستقیم به عبور از خطوط قرمز در لبنان خواند و در حالی که آژیرها در حیفا، الجلیل، صفد و جولان به صدا درآمدند، مقامات ایران تأیید کردند این عملیات برای ایجاد یک معادله بازدارندگی جدید انجام شده است، به این معنی که امنیت بیروت به بخشی از امنیت ملی کل محور مقاومت تبدیل شده است.
المطلع نوشت: با وجود واکنش بعدی اسرائیل که سایتهای نظامی داخل ایران را هدف قرار داد، تشدید تنش به جنگ آشکار منجر نشد. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، مستقیما برای مهار اوضاع مداخله کرد و با هر دو طرف تماسهای فشردهای برقرار کرد که در نهایت به توقف متقابل حملات منجر شد. این امر نشاندهنده میزان نگرانیهای ایالات متحده در مورد سوق یافتن منطقه به سمت یک رویارویی تمام عیار بود که میتواند از کنترل خارج شود. با این حال، پیام ایران محدود به حوزه نظامی نبود. تهران با دقت حملات موشکی را به یک موضع سیاسی روشن مرتبط کرد و تأکید نمود که لبنان خط قرمز است و هرگونه توافق یا تفاهم منطقهای را نمیتوان از توقف حملات اسرائیل به خاک لبنان جدا کرد.
این موضع در اظهارات چندین مقام ایرانی، علاوه بر عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران که همزمان با حمله موشکی، پرچمهای ایران و لبنان را به نمایش گذاشت، آشکار بود؛ حرکتی نمادین که نشان دهنده وحدت جبههها، مسیر و سرنوشت بین دو طرف است.
پس از آنکه نیروهای مسلح یمن با اعلام قصد خود برای هدف قرار دادن تلآویو و اعمال محاصره دریایی بر کشتیهای اسرائیلی در دریای سرخ، به سرعت وارد این نبرد شدند، همزمان، نیروهای محور مقاومت، وارد عمل شدند و گروههای مقاومت عراقی مجموعهای از بیانیهها را منتشر کردند که از واکنش موشکی ایران حمایت میکرد و تهدید میکردند که در صورت مداخله نظامی واشنگتن، منافع آمریکا را هدف قرار خواهند داد.
ابو علاء الولائی، دبیرکل کتائب سید الشهدا، در اولین اظهار نظر خود پس از حملات ایران به اراضی اشغالی، آیهای از قرآن را روی حساب کاربری خود در شبکه «X»، قرار داد: «وإن عدتم عدنا وجعلنا جهنم للکافرین حصیرا».(و اگر برگردید، ما نیز باز خواهیم گشت و جهنم را زندان کافران قرار دادهایم.) همچنین گردانهای حزبالله عراق نیز روز یکشنبه متعهد شد که در صورت دخالت واشنگتن در درگیری جاری بین ایران و اسرائیل، تمام پایگاهها و منافع آمریکا در عراق و منطقه را هدف قرار دهد.
در ادامه گزارش وبسایت عراقی المطلع آمده است: این هماهنگی جبههها، مواضع و اقدامات، به نظریه «وحدت جبههها» که قدرتهای محور مدتهاست از آن حمایت میکنند، شتاب بیشتری بخشید، اما همچنین تغییر آنها از سطح هماهنگی سیاسی به سطح بازدارندگی عملی مشترک را آشکار کرد.
از طرفی اظهارات اسماعیل قاآنی فرمانده نیروی قدس، این روند را تأیید کرد، زمانی که او جنبش «یمن قهرمان» را ستود و به احتمال ورود طرفهای دیگر به این درگیری در صورت ادامه تشدید تنش اشاره کرد و اعلام کرد که «کمربند امنیتی جدیدی برای مقاومت» میتواند از تنگه هرمز تا باب المندب و از خلیج فارس تا دریای سرخ امتداد یابد.
در این شرایط، اختلافات آمریکا و اسرائیل بیش از هر زمان دیگری آشکار شد. در حالی که ترامپ به دنبال تثبیت آتشبس فعلی و تمرکز بر نهایی کردن توافقی با ایران بود که بتواند آن را به عنوان یک دستاورد سیاسی بزرگ ارائه دهد، به نظر میرسید بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، تمایل بیشتری به ادامه فشار نظامی بر ایران و متحدانش دارد. گزارشهای متناقض آمریکایی و اسرائیلی نشان میدهد که این دو نفر در ساعات اخیر ارتباطات پرتنشی داشتهاند و ترامپ مستقیما نتانیاهو را تحت فشار قرار داده تا از موج جدیدی از حملات علیه ایران جلوگیری کند. طبق گزارشهای درز شده توسط اکسیوس، رئیس جمهور آمریکا به نخست وزیر اسرائیل هشدار داده است که هرگونه ورود به یک جنگ تمام عیار میتواند اسرائیل را در مواجهه با ایران تنها بگذارد - پیامی که نشان دهنده اختلاف فزاینده در اولویتهای آنهاست.
بر اساس این گزارش، به نظر میرسد این اختلاف فراتر از جزئیات عملیات نظامی فعلی است و به هسته اصلی دیدگاه استراتژیک هر طرف میپردازد. ترامپ به دنبال پایان دادن به جنگ و گشودن درهای تفاهم سیاسی و اقتصادی گسترده با تهران، شامل مسئله هستهای، آزادی ناوبری و امنیت انرژی است. از سوی دیگر، نتانیاهو نگران است که هرگونه توافقی به ایران فرصتی برای سازماندهی مجدد قدرت منطقهای خود و تقویت نفوذ متحدانش بدهد. ملاحظات داخلی نیز نقش مهمی در این اختلاف نظر دارند.
نتانیاهو با فشار سیاسی و قانونی فزایندهای روبرو است و نگران است که آتشبس، تحقیقات در مورد فساد و شکستهای امنیتی و نظامی را از سر بگیرد، به ویژه با توجه به اینکه تلفات اسرائیل در جبهههای مختلف، به ویژه در جنوب لبنان، ادامه دارد. در مقابل، به نظر میرسد واشنگتن بیشتر متقاعد شده است که ادامه رویارویی نظامی خطرات استراتژیک قابل توجهی را به همراه دارد، از جمله تهدید مسیرهای دریایی حیاتی و تأمین انرژی جهانی، و همچنین فرسایش احتمالی نفوذ سنتی آمریکا در خلیج فارس و خاورمیانه.


















