ديپلماسي ايراني نوشت:
در روز 18 آگوست 2011 باراک اوباما رئيس جمهوري آمريکا، با انتشار بيانيه اي کتبي اعلام کرد که " به خاطر مردم سوريه، وقت آن است که بشار اسد کناره گيري کند." اين اولين موضع گيري صريح وي براي کناره گيري رهبر سوريه بود، اما امروز بعد از 452 روز بشار اسد کماکان در راس قدرت است. همانطور که هفته گذشته در گفتگو با تلويزيون روسيه گفت: "من سوري هستم، در سوريه متولد شدم. بايد در سوريه زندگي کنم و در اينجا بميريم."
در حالي که شورشيان موفق شده اند که قسمت هايي از استان هاي شمالي سوريه را آزاد کند اما هنوز کنترل يک شهر اصلي سوريه را به دست نگرفته اند. بر خلاف ديگر کشورهاي عرب، که در آن حاکمان با قيام شهروند ساقط شده بودند ، حکومت اسد هيچ نشانه اي از محو شدن در آينده نزديک را نشان نمي دهد.برخلاف ليبي، رقابت بازيگران منطقه اي و بين المللي مانع از هرگونه مداخله نظامي خارجي در سوريه شده است. اما قدرت حکومت و اختلافات نيروهاي ضد اسد نقش مهمي را در منع دخالت مستقيم خارجي ايفا کرده است. 4 دليلي که بشار اسد هنوز در قدرت باقي مانده به شرح زير است:
1-حلقه دروني حکومت شکاف برنداشته است:
در ماه جولاي حلقه داخلي دولت اسد با چالش بزرگي مواجه شد زماني که يک بمب گذاري چهار عضو اصلي دولت از جمله، آصف شوکت، شوهر خواهر اسد و داوود راجحه، وزير دفاع اين کشور را از بين برد. اما اسد و گروه مشاوران ارشد وي به سرعت بعد از اين ضربه با انتصاب جانشين هايي براي چهره هاي از دست رفته،قدرت خود را بازيابي کردند.
به عقيده افراد نزديک به حلقه حکومت، بمبگذاري ماه جولاي اولين بار از زمان آغاز شورش ها بود که حکومت اسد احساس خطر کرد. موانع ديگر مانند جدايي رياض حجاب، نخست وزير سوريه و مناف طلاس، دوست نزديک اسد و فرمانده گارد سوريه تهديدي جدي براي حکومت اسد ايجاد نکرد. در آن زمان آن جداشدگان، هر دو از چهره هاي حاشيه اي در هسته دروني حکومت بودند.
همانطور که اسد در مصاحبه ماه آگوست خود اعلام کرد، اين جدايي ها نوعي "خود پالايشي" براي حکومت بود و آن را از وجود عناصر سست پيمان پاکسازي کرد. هسته اصلي حکومت اکنون به اعضاي خانواده اسد و مقامات امنيتي قابل اطمينان علوي که برخي از آنها از زمان حافظ اسد باقي مانده اند محدود شده است.هر چه اين حلقه دروني کوچک تر مي گردد، پاسخ هاي حکومت سوريه به اعتراضات سنگين تر مي شود.
همانطور که اسد در مصاحبه اش با تلويزيون روسيه برشمرد، دخالت نظامي خارجي در سوريه بعيد به نظر مي رسد زيرا اين اقدام براي جامعه بين المللي بسيار هزينه بر خواهد بود. اگر اين موضوع درست باشد، حکومت سوريه برآورد کرده است که با باقي ماندن در قدرت و انکار توانايي مخالفان مسلح براي ايجاد نتايج ملموس در وضعيت فعلي، اين احتمال را که مخالفان انگيزه شان را از دست دهند تقويت خواهد کرد. حمايت بي چون و چراي روسيه و ايران اين فرضيه را تقويت کرده است.
2-ارتش سوريه به نقطه شکست نزديک نيست
پرسنل فعال در ارتش سوريه 295 هزار سرباز به علاوه 314 هزار نيروي ذخيره تخمين زده شده است. با اينکه اعلام ارقام دقيق غيرممکن است اما برآوردها مي تواند به آساني نشان دهد که بخش عمده اي از اين نيروهاي هنوز به نفع شورشيان از ارتش جدا نشده اند.
قاسم سعدالدين، يک فرمانده ارتش آزاد در حمص اخيرا به من گفت که جداشدگان ارتش 30 درصد از نفرات شورشيان مسلح که تعدادشان بين 50 تا 100 هزار نفر است را تشکيل مي دهند. اين به اين معناست که ميزان ريزش ارتش سوريه در بهترين حالت 5 تا 10 درصد است که براي تضعيف ظرفيت هاي مبارزاتي آن به طور جدي کافي نيست. علاوه بر اين، زماني که اين آمار داده شده است بسياري از جداشدگان ارتش به جاي ملحق شدن به صفوف ارتش آزاد سوريه در حال بازگشت به خانه هايشان بودند.
علاوه بر اين، ريزش هاي اسد در پرسنل ارتش با افزايش نفرات گروه شبه نظامي "شبيحه" جبران شده است. اين جنگجويان عمدتا علوي به لطف آموزش توسط عوامل حزب الله به طور فزاينده اي در حال تبديل شدن به يک جنگجوي ماهر هستند. همچنين وفاداري به حکومت هنوز در ميان سربازان غيرعلوي هم نيرومند باقي مانده است. شورشيان هم طوري عمل مي کنند که جداشدگان را دلسرد مي کند: ويدئوي اخيري که در يوتيوب پخش شد و نشان مي داد که شورشيان گروهي از سربازان غيرمسلح را اعدام مي کردند تنها بقيه سربازان را قانع کرد که با حکومت بمانند.
3-جامعه علويان سوريه همچنان ضد اين قيام هستند
مخالفان سياسي در ميان علويان، اقليت مذهبي که اسد به آن تعلق دارد، هنوز بسيار محدود است – به جز تعدادي از جداشدگان ارتشي و غير نظامي.
نشانه هايي از نارضايتي در ميان جامعه علويان به وجود آمده است، که عمدتا به دليل تلفات سنگين در صفوف نيروهاي حکومت که اکثرا از علويان هستند بوده است. 29 سپتامبر تيراندازي بين دو تن از نزديکان بشار در شهر قرداحه، خانه اجدادي اسد رخ داد. در حالي گفته شد که اين درگيري به دليل اختلاف مالي رخ داده اما ممکن است که زمينه سياسي هم داشته باشد.
خانواده اسد در برخورد با هرگونه نشانه اي از مخالفان علوي سريع بوده است، همانطور که روايت حکومت از قيام اسلامگرايان سني براي هدف قرار دادن جامعه علويان است. براي مثال بعد از واقعه قرداحه، آنها به سرعت براي آشتي دو طرف متخاصم ميانجيگري کردند. فعالان مخالف از ميان علويان، شناسايي، زنداني و مورد ضرب و شتم قرار مي گيرند. زماني که تمام اين اقدامات شکست مي خورد آنها توسط خانواده و همسايگان ايزوله مي شوند.
هر گونه اميد براي از هم پاشيدن حکومت مبتني بر اين است که علويان حيات فيزيکي خود را از حيات سياسي بشار سوا کنند. در حال حاضر نشانه اي وجود ندارد که اين روند تاکنون آغاز شده باشد. مخالفان به خصوص رهبران در تبعيد آن کاملا در دسترسي به جامعه علويان شکست خورده اند. هيچيک از مخالفان تاکنون هيچ موردي متقاعد کننده اي به علويان ارائه نکرده است که آينده آنها در سوريه پس از اسد از کشتارهاي انتقامي در امان خواهد بود، که از حقوقي برابر با برادران سني خود لذت خواهند برد، که از منافع اقتصادي آنها مخافظت خواهد شد و اينکه با آنها تا سالها با شک و ترديد رفتار نخواهد شد. بدتر از آن اينکه هيچ تفکري هم داخل مخالفان وجود ندارد که چگونه چنين روايتي را توسعه دهند.
4- مخالفان سوري هنوز از هم گسيخته هستند
گروها هاي مخالف سوري روز 11 نوامبر توافقنامه اي را امضا کردند که هدف آن متحد کردن تمام جناح هاي ضد اسد زير يک چتر ائتلافي بود. اما بايد کار بيشتري انجام مي شد: چالش اساسي پيش روي هر جزء منفرد از مخالفان از بالا آغاز مي شد و تا کوچکترين کميته هماهنگي محلي سرريز مي کرد. دليل اين اختلافات فقدان وجود يک برنامه سياسي براي متحد کردن اين گروه هاي نا متجانس ضد اسد است. اگر چه گروه هاي مختلف بر روي دستور کار "روز بعد" کار کرده اند اما هنوز ديدگاه سياسي مشترکي از اينکه چگونه از حالا تا روز بعد سقوط اسد رسيد وجود ندارد.
به طور خلاصه، در تمام رده هاي مخالفين سوري خلا سياسي و سازماني وجود دارد. جريان دسترسي متفاوت به بودجه اي که در اختيار مخالفان قرار گرفته است اين مشکل را تشديد کرده است؛ همانطور که گروه هاي جديد سياسي و نظامي تنها با هدف دريافت پول به تشکيل شده اند. حتي در شوراي فرماندهي هم رقابت به جاي همکاري حکمراني مي کند.
قدم هايي براي برطرف کردن اين مشکلات برداشته شده است. کنفرانس گروه هاي مخالف سوري در دوحه قطرالبته که پيش شرط لازم براي پايه ريزي سوريه پس از اسد است اما طرح هايي نيز بر روي ميز کار قرار دارد: شوراهاي مديريتي محلي که در مناطق آزاد شده به وجود آمده ند، فعالان مدني محلي و شوراهاي نظامي را در تلاش براي به دست آوردن نهادهاي دولتي و به راه اندازي دوباره آنها گرد هم آورده است. هدف شوراها کمک به سوري ها براي تامين مايحتاج روزانه شان است. با اين حال هنوز براي قضاوت درباره اينکه آيا آنها در غلبه بر اختلافات و کمبودهاي سازماندهي که تاکنون نهادهاي مخالفين با آن مواجه بوده اند موفق خواهند شد بسيار زود است.
فقدان يک بازيگر مبتکر جديد باعث شده است که بن بست خشونت آميز سوريه در مرحله فعلي بماند. طرفين اين درگيري اعتقاد دارند هر حرکتي علت خاص خود را دارد بنابراين هر دو راضي به انجام هيچ معامله اي نمي شوند.
نظامي شدن درگيري ها، فعالان و گروه هاي مدني که اين قيام ها را آغاز کردند را به حاشيه رانده است. شکست و عدم تمايل مخالفان سياسي براي ترسيم نقشه راهي معتبر به عنوان راه حل اين مشکل تضمين مي کند که درگيري نظامي در کوتاه مدت و ميان مدت رويه پيش فرض مخالفان خواهد بود و کشور را به سوي هرج و مرج و خشونت بيشتر خواهد برد.
در اين فاصله، بازيگران جديد در حال ظهور در سوريه است. به ويژه گروه هاي جهادي که در حال تزريق دستور کار خود به اين درگيري ها هستند. گرچه آنها هنوز به برجستگي زمان جنگ داخلي در عراق نيستند اما اين پتانسيل را دارند که به بازيگر اصلي آينده سوريه تبديل شوند. در فرايند جنگ، بهترين ها زنده مي مانند و کامياب مي شوند و متاسفانه اين گروه ها بهترين هستند.