نقد شهید بهشتی به انحصارطلبی احزاب و دفاع از آزادی
رصد
بروزرسانی
يادداشت پيش رو در پايگاه تحليلي«رصد» منتشر شده وانتشار آن در آخرين خبر الزاما به معني تاييد تمام يا بخشي از آن نيست.
«مردمسالاري ديني» نوع خاصي از نظام سياسي است که داراي دو بعد اساسي است. در اين نوع نظام سياسي ضمن آنکه بر مشارکت و حضور فعال مردم در ادارة امور جامعه تأکيد مي شود، چگونگي حفظ ارزشهاي ديني و وامگيري از مباني آن مورد بحث قرار مي گيرد. در واقع بدون حضور دين و مولفه هاي آن «مردمسالاري ديني» از ماهيت خود تهي مي شود.
در جمهوري اسلامي مراد از دين در مردمسالاري، دين اسلام است. نکتهاي که در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران نيز مورد توجه بوده، و اشاره شده است؛ ديني بودن مردمسالاري در جمهوري اسلامي به معناي «اسلامي» بودن آن است. اين نوع از نظامِ سياسي که در تعريف خود و ادارة بهتر جامعه نيازمند دين است، در تعريف بسياري از مفاهيم سياسي نيز از دين مايه ميگيرد.
از عمدهترين مفاهيم سياسي که مورد توجه مردمسالاري ديني است، احزاب و بهعبارتي «آزادي احزاب» است. مردمسالاري ديني براي ادارة بهتر جامعه و براي جلوگيري از تکصدايي شدن، هيچ مخالفتي با فعاليت آزاد احزاب ندارد. در واقع در مورد آزادي احزاب در مردمسالاري ديني اجماع وجود دارد. در اين نوع نظام سياسي بحث نه بر سر فلسفة وجودي احزاب، بلکه بر سر ميزان آزادي آنها است. اساساً دموکراسي (مردمسالاري) به معناي مشارکت مردم در ادارة بهتر امور جامعه است. با توجه به اينکه تمامي مردم نميتوانند مستقيماً در ادارة جامعه نقش ايفا کنند، نياز به گروههايي که نشاندهنده علايق و سلايق گوناگون باشند، احساس ميشود. بنابراين ميتوان گفت مردمسالاري در يک معنا، مشارکت و رقابت گروههاي مختلف در جامعه است که بهصورت سازمان يافته بهدنبال کسب قدرت، براي ادارة جامعه هستند. در ادبيات سياسي به اين نوع از گروهها که بهصورت منسجم و سازمان يافته و از طريق قانوني بهدنبال کسب قدرت و مشارکت در ساختار سياسي هستند، «احزاب» گفته ميشود. آنچه که در «مردمسالاري ديني» در مورد احزاب مهم و حايز اهميت است، نحوة فعاليت، يا بهعبارتي ميزان «آزادي احزاب» است.
احزاب از جمله لوازم مردمسالاري ديني است که انديشمندان اسلامي سعي کردهاند در تعريف آن مباني و ارزشهاي ديني را لحاظ کنند. «مردمسالاري ديني،…. مقتضيات و لوازمي دارد که مهمترين آنها اين است که دينداران بايد کوشش کنند در سيستم، ارزشهاي ديني موجود در جامعه، مباني و ارزشها و اخلاق ضروري براي شکلگيري مردمسالاري را جذب کرده، بپذيرند و آن را داخل سيستم ارزشي کنند. تفکر ديني هميشه احتياج به بازسازي متناسب با ارزشها دارد. اگر خواهان ماندن دين در عصر جديد و رساندن پيام معنوياش به انسانها هستيم، بايد در ارزشهاي ديني بازنگري صورت گيرد و مفسران دين هم اين بازنگري را از موضع دين انجام دهند.»۱
شهيد بهشتي از جمله دينداران اسلامي است که سعي کرده در تعريف بسياري از مفاهيم سياسي ازجمله احزاب و آزادي نگرشها و باورهاي مذهبي را لحاظ کند:
«حزب در نظام اسلامي، يعني گردهم آمدن و سازمان يافتن و سازمان پذيرفتن افرادي که همديگر را ميشناسند و به همديگر اعتماد دارند. به اسلام بهعنوان يک دين و يک نظام اجتماعي و اقتصادي و معنوي معتقد هستند؛ و ميخواهند بر پايه حاکميت اسلام جامعه اسلامي را اداره کنند يا در اداره آن جامعه اسلامي سهيم گردند.»۲
يکي از مهمترين ويژگيهاي احزاب در «مردمسالاري ديني» عدم انحصارطلبي است. شهيد بهشتي انحصارطلبي و انحصارانديشي در همه عرصه ها را امري مذموم و ناپسند ميداند:
«تشکل انحصارطلب و انحصارانديش از جانب هر فرد و هر گروه و هر جمع که باشد شيطاني از آب در مياد. معناي طاغوت همين است که طاغوت ميگويد :”من”……. مهم اين است که حزب نبايد انحصارطلب باشد، يعني اين عقيده را نداشته باشد که فقط ما خوبيم و آنها که در خارج از تشکيلات هستند، خوب نيستند، به درد بخور نيستند. بايد هر کجا انسان مؤمن و داراي ارزشهاي تشکيلاتي را شناسايي کردند، بگويند او هم ميتواند مثل ما باشد و منشأ تصميم باشد و منشأ خير و منشأ ثمر باشد.»۳
شهيد بهشتي معتقد است اگر گروهها با هم همدل شوند حالت مکمل را براي هم ايفا خواهند کرد و در آن صورت هيچکدام از آنها هم به سمت انحصارطلبي نخواهند رفت:
«گروهها با هم مي توانند در يک خط قرار بگيرند و متشکل تر بشوند. نيروهايى هستند متشکل و مکمل يکديگر. در اين حالت ديگر هيچيک از اين گروهها انحصارطلب نيستند. مى گويد آنچه در جامعه هست ــ در زمينهي کار و عمل ــ بايد براى همه بهصورت يک ميدانِ بازِ مسابقه درآيد. تنگ نظر، انحصارطلب، نفى کنندة يکديگر و مخرب نيستند، بلکه سازنده، جذب کننده و تکميل کنندة يکديگرند.»۴
تفکر حزبي شهيد بهشتي دقيقاً مبتني بر اعتقاد وي يعني بارش افکار بود. او معتقد به گفتوگو، مفاهمه و مجادلهي معقول و هدفمند بود.۵ شهيد بهشتي اشاره ميکرد اگر «در داخل تشکيلات (حزب) خصلت ضدِ تحميلي را حفظ کرديد و رشد داديد، آنوقت تشکيلات، تشکيلات رحماني است، والا شيطاني ميشود.۶
«تعدد احزاب ممنوع نخواهد شد و شگفت است که چنين شايعه بياساسي شيوع پيدا کرده. زيرا اصولاً در يک جامعه اسلامي تعدد احزاب جايز است و احزاب و جمعيتها در رشد فرهنگ سياسي جامعه تأثير دارند.»۷ «جامعة اسلامي امت واحده است؛ ولي جامعهي تکحزبي نيست؛ زيرا احزاب و سازمانها و گروههايي که به راستي مسلماناند؛ باهم رابطة بردارانه، مثبت و سازنده دارند، نه رقابتهاي خصمانه که برادري و وحدت امت را برهم مي زند و رشک و کينه توزي و تفرقه را به جاي آن مي نشاند.»۸
شهيد بهشتي همچنين به آزادي فعاليت احزاب در «مردمسالاري ديني» تأکيد دارد و اشاره دارد بر اينکه نميتوان مردم را به شرکت يا عدم شرکت در حزب مجبور کرد:
«احزاب، جمعيتها، انجمنهاى سياسى و صنفى و انجمنهاى اسلامى يا اقليتهاى دينى شناخته شده آزادند، مشروط به اينکه اصول استقلال، آزادى، وحدت ملى، موازين اسلامى و اساس جمهورى اسلامى را نقض نکنند. هيچکس را نمىتوان از شرکت در آنها منع کرد يا به شرکت در يکى از آنها مجبور ساخت.» «يکي از حقوق طبيعي هر انسان آن است که بتواند با انسانهاي ديگر که با او همفکر و هم هدف هستند همکاري نزديک داشته باشد، تا با هم بهصورت يک گروه سازمانيافته در آيند.»۹
شهيد بهشتي معتقد بود تحميل سليقه، تحميل فکر، تحميل اعتقاد و ارزشها، تحميل نگرش سياسي و حزبي خاص، همگي وحدتبرانداز و جامعه سوزند. همهي انديشهها سليقهها احزاب و گروهها حق زندگي و حيات دارند.۱۰ شهيد بهشتي حتي در برخورد با گروههايي که منطبق با مباني اسلامي در جامعه حرکت نمي کنند، معتقد است که بايد با آنها نيز صرفاً مبارزهي فکري داشت؛ نه برخورد فيزيکي يا غيره….. . وي معتقد است، تنها با گروههايي که با پوشش اسلامي به دنبال اختلاف و تفرقه در جامعه هستند بايد برخورد جديتري شود. البته اين برخورد به معناي درگيري فيزيکي يا غيره…. با آنها نيست، بلکه برخورد با اين نوع گروهها هم بايد از طريق مجاري قانوني صورت گيرد:
«در برابر گروههاى مسلمان معتقدِ فعالِ مخلصِ در خط امام با آنها رابطهي برادرانه داريم و هرگونه رابطهي رشکآميز نسبت به اين گروهها را گناهى بزرگ و تباهىآور مىدانيم. اما در مورد گروههاى ديگر، آنها را به دو دستهي اصلى تقسيم کرديم: يک دسته آنهايى که ضدِ اسلام نيستند، هرچند طبق اسلام هم نيستند. گفتيم اينها آزادند، ولى ما با آنها مبارزهي فکرى خواهيم داشت. ما مواضع آنها را نقد خواهيم کرد، انتقاد خواهيم کرد، رد خواهيم کرد، اما با استدلال. يک دسته آنهايى که ضدِ اسلاماند، اما به روى جمهورى اسلامى شمشير نمىکشند. آنها هم آزادىهايى دارند و سخت آنها را انتقاد خواهيم کرد. يک دستهي ديگر، آنهايى هستند که ضدِ اسلام اند، و به نام اسلام و بر ضدِ جمهورى اسلامى توطئه مى کنند و حتى شمشير مى کشند. دولت اسلامى بايد اين گروهها را غيرِقانونى اعلام کند و با آنها بهعنوان يک جمعيت غيرِقانونى برخورد کند. ما نظرهايمان را خيلى روشن بيان کرديم.۱۱
به ئطور کلي مي توان گفت شهيد بهشتي براي به حرکت آوردن جامعه «مردمسالاري ديني» از حالت ايستا وجود سازماندهي، تشکيلات و احزاب را امري لازم ميدانست. اما با اينحال براي آزادي احزاب حدودي تعريف ميکند و در آن شرايط جامعه و مباني «مردمسالاري ديني» را در نظر مي گيرد، به همين خاطر ضمن احترام به آزادي هر وقت که احساس مي کند با دادن آزادي بيشتر ممکن است، خلل يا تعارضي با مباني «مردمسالاري ديني» صورت گيرد آن را محدود مي کند:
«[احزاب مي توانند] به تبليغ نظرات خود و يا فعاليتهاي اجتماعي ديگر بپردازند.[در مورد] آزادي بيان [نيز مي توانند] نقطه نظرهاي سياسي، اقتصادي و اجتماعي[خود را] با رعايت کامل اصول و احکام اسلامي بدون هيچگونه محدوديتي بيان کنند.
منابع
کتب:
۱- مجتهد شبستري، محمد، مردمسالاري ديني چيست؟ ماهنامهي بازتاب انديشه، مهر ۱۳۸۰- شماره ۱۹، ص: ۳۸
۲- حسينيِبهشتي، سيدمحمد حسين، او به تنهايي يک امت بود، واحد فرهنگي بنياد شهيد انقلاب اسلامي، تهران،۱۳۶۱، ص: ۶۵۱
۳- همان،
۴- ……………………………………………………….، حزب جمهوري اسلامي (گفتارها، گفتوگوها، نوشتارها) نشر روزنه، تهران، ۱۳۹۰، ص:۸۲، چاپ اول.
۵- موسوي مقدم، سيدرحمتالله، آزادي اجتماعي در انديشه شهيد بهشتي؛ (مجموعه مقالات شناخت انديشههاي اجتماعي شهيد بهشتي به کوشش صديقه قاسمي)، نشر بقعه تهران، ۱۳۸۷، چاپ ششم، ص: ۲۴۳
۶- مشکيني، بهمن، تفکر تشکيلاتي در سيرة شهيد بهشتي،(مجموعه مقالات شناخت انديشههاي اجتماعي شهيد بهشتي به کوشش صديقه قاسمي)، نشر بقعه تهران، ۱۳۶۷، چاپ ششم، ص: ۱۶۷
۷- حسينيِبهشتي، سيدمحمد حسين، او به تنهايي يک امت بود، واحد فرهنگي بنياد شهيد انقلاب اسلامي، تهران،۱۳۶۱، ص: ۱۱۷۹
۸- ……………………………………………………….، مواضع تفصيلي حزب جمهوري اسلامي، نشر بقعه، تهران، ۱۳۸۸، ص: ۴۰۷، چاپ اول.
۹- همان، ص: ۴۰۷
۱۰- موسوي مقدم، سيدرحمتالله، پيشين ۲۴۰
۱۱- حسيني ِبهشتي، سيدمحمد حسين،……………………………………………………….، جاودان هي تاريخ؛ آشنايي با افکار و انديشه هاي شهيد بهشتي (مصاحبهها)، ج ۲، انتشارات روزنامهي جمهوري اسلامي تهران، چاپ دوم، تابستان ۱۳۹۰:۱۰۸
* رحمت مهدوي