شرق/ « راهکار پول مجازی » عنوان سرمقاله روزنامه شرق به قلم علی شمس‌اردکانی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

در روزهای اخیر سه حادثه با پیوند ایرانی انعکاس جهانی داشتند: 1- حضور ملت ایران در بزرگداشت چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی. این حضور برای مثلث نئوکان‌های آمریکایی، عبریان متجاوز، وهابی‌های پرخاشگر و نوکران دست‌آموز آنها ازجمله جیره‌خواران ایرانی‌نما و مطرود از وطن، بسیار گران آمد. در مقابل کاسبان تحریم‌ و رانت‌خواهان داخلی هم در پی مصادره به مطلوب از تجدید بیعت ملت با آرمان‌های اصلی انقلاب که جمهوریت و اسلامیت است، برآمدند. اینان بر کاستی‌های اجرائی دولت تاختند، باشد همچون دوران تحریم ناروای پیشین بتوانند بابک‌های زنجانی پیدا کنند و در تجارت با تحریم ترامپی رانت‌های کلان ریالی و ارزی به جیب بزنند.
2- تلاش نئوکان‌های آمریکایی، با مدیریت نخست‌‌وزیر رژیم صهیونیستی و هیزم‌کشانی کوچک ابدال‌هایی از بحرین، عربستان و امارت؛ بلکه بتوانند در پوشش کنفرانس ورشو علیه ایران اجماع قمارخانه‌داران را جهانی کنند. دولت دست‌راستی لهستان هم نشان داد که از استقلال این کشور جز اسم چیزی نمانده؛ فقط ارباب شوروی و روس را با ارباب آمریکایی/ اسرائیلی جایگزین کرده‌اند.
3- ارائه ابزار تجاری اروپایی جدید INSTEX برای دورزدن نسبی (Pantial) تحریم‌های ناروای صهیونیستی/ آمریکایی علیه ایران. این ابزار جدید پرداخت در صورت توفیق اولیه و تعمیم می‌تواند به کاهش نقش هژمونیک دلار در بازرگانی بین‌المللی بینجامد.
هر ابزار پرداخت جدید بین‌المللی رخنه‌ای در دیوار تسلط دلار بر بازارهای مالی بین‌المللی می‌آفریند که البته این مبارزه از دلارزدایی اقتصاد داخلی کشورها باید آغاز شود. متأسفانه بوروکراسی ایران در خدمت هژمونی دلار است چندان که حتی بودجه ملی را با دلار پیوند می‌دهد و منابع بی‌نظیر انرژی کشور را خرج دلار می‌کند که نمونه آن رانتی‌کردن درآمدهای ناشی از فروش نفت در داخل و درآمدهای صادرات ناشی از خام‌فروشی است. نتیجه منازعه بر سر رانت هم خشونت، عدم توسعه و بی‌کاری جوانان یا راندن اینان از کشور است.
این الگوواره نفتی/ ارزی ریشه در سیاست‌های انگلیسی در پس امتیاز‌نامه دارسی و کشف و صدور نفت در صدساله اخیر دارد. بلای درآمد نفتی به جای سرمایه نفتی را مرحوم ابوالفضل لسانی در کتاب «نفت یا بلای سیاه» گزارش داده است.
اکنون با هدردادن چندجانبه نفت و گاز چندان گرفتار تضییع سرمایه ملی از ثروت بین‌نسلی نفت و گاز شده‌ایم که فرزندانمان از بدسوزی بخاری‌های مدارس در کلاس درس می‌سوزند و جزغاله می‌شوند و مسئولان می‌گویند: «پولی برای بهبود بخاری‌ها نداریم؟!». آیا شنیده‌ایم که یک بوروکرات در آتش شوفاژ یا بخاری دفترش سوخته باشد؟!
براساس قانون ملی‌شدن نفت که بر تارک آن نوشته بودند: «به نام سعادت ملت ایران... نفت در سراسر ایران ملی اعلام می‌شود»...
پس ملی‌شدن برای سعادت مردم ایران بود نه برای حاکمیت دلار یا برای جمع‌شدن بیش از چهار میلیون نفر گرد کارمندی دولت و شاید به همین تعداد رانت‌خوار از بودجه‌های سالانه. مسلما منظور از واژه «سعادت» نزد رهبران نهضت و نسل آن روز توسعه، عزت، رفاه، استقلال برای نسل‌های آینده ایران و مباهی‌بودن ایرانیان در میان خانواده ملت‌ها بود.‌طرفداران اقتصاد دلاری مانع از تصحیح سازوکارهای گره‌زدن بهای نفت به هژمونی دلار هستند، مانع از بالارفتن شدت انرژی در اقتصاد ملی هستند، مانع از هدرسوزی گاز و موجب هدردادن درآمدهای ناشی از فروش داخلی منابع انرژی هستند. مثلا قانون‌گذار تصویب کرد که ساختار مصرف انرژی اصلاح شود که قرار بود طبق ماده 12 قانون رفع موانع تولیدی بخش خصوصی ایرانی بتواند معادل صد میلیارد دلار به اضافه 50 هزار میلیارد تومان، انباشت سرمایه از محل کاهش مصارف انرژی داشته باشد و از مصارف غلط انرژی، از هدرسوزی، سرمایه بیافریند. چگونه است که تاریک‌خانه‌های بوروکراتیک اجازه نداده‌اند این قانون اجرا شود و بازخواستی هم در کار نیست؟! اکنون رویدادهای تحریم و توطئه علیه ملت ایران فرصت مناسبی برای استیفای منافع ملی ایران فراهم کرده تا از دایره شوم هژمونی دلار و در پی آن دروغ‌زنی و زورگویی آمریکایی/ عبری/ وهابی بگریزیم.مثلا وقتی آمریکا در تابستان 1971 یک‌طرفه و غیرقانونی از پیمان پرداخت‌های بین‌المللی (معروف به برتن وود) خارج شد، باید از دلاری‌ماندن سیستم‌های پرداخت بین‌المللی هم خارج می‌شد. اما کشورهای صنعتی با همراهی صادرکنندگان بزرگ نفت به دلار وفادار ماندند و آمریکا را از پرداخت یک اونس طلا در برابر 35 دلار رهانیدند. از آن روز پشتوانه پرداخت‌های بین‌المللی چاپخانه فدرال رزرو آمریکاست. اینکه امروز یک اونس طلا هزارو 400 دلار معامله می‌شود، نشان می‌دهد که ارزش این دلار کاغذی دائما سقوط کرده و فقط نیم‌درصد بهای رسمی آن را دارد.حال راهکار خروج از بختک دلار، پناه‌بردن به مسیر غلط دیگری نیست. اینکه قیمت نفت خام را به دلار تعیین و در بورس انرژی ایرانی ارائه کنیم، همان کمک به نفت دلاری است. باید سازوکار را به هم زد و دلار را از بزرگ‌ترین ذخایر ملی زدود. درست است که بورس کالایی برای معاملات نقطه و کشف قیمت‌هاست ولی بورس انرژی که در سازمان آن از روز نخست بخش خصوصی ایرانی را راه نداده، چگونه می‌تواند مشکل‌گشا شود؟
ذات نایافته از هستی‌بخش/ کی تواند که شود هستی‌بخش؟
این نویسنده در زمان تصدی امور اقتصادی وزارت معادن و فلزات اسبق برای نجات تولیدات مس، آلومینیوم، سرب، روی و فولاد از دست رانت‌خواران به رئیس‌جمهور وقت پیشنهاد کردم یک بورس فلزات ایجاد کنیم که مآلا این بورس ایجاد شد و مدیرعامل وقت شرکت ملی فولاد، آقای مهندس احمد صادقی به ریاست آن برگزیده شد و با موفقیت ایشان دوگانگی قیمت فلزات و رانت‌ها از بین رفت. متأسفانه این بورس بعدها گرفتار تغییر ساختار شد و به بورس کالا تبدیل شد که باز هم منافع رانت‌خواران را به جای کشف قیمت و شفافیت، تأمین می‌کند.به همین شکل بورس فعلی انرژی از مبارزه با انرژی دلاریزه عاجز است. اکنون با جهان‌رواشدن پول مجازی می‌توان بنگاه‌های بزرگ در صنایع نفت، گاز، پتروشیمی و برق را صادرکننده سکه انرژی کرد و از ایجاد ابزار پرداخت‌های داخلی به بازارهای منطقه‌ای و بین‌المللی هم تعمیم داد و از جهان‌شمولی دروغین دلار گریخت.هفته گذشته، با پیش‌قدم‌شدن کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران و با حضور یک کارشناس ارشد امور مالی و پرداخت‌های انرژی از پول مجازی/ اعتباری انرژی ENERGY CREDIT OBLIGATION رونمایی شد. ایران با داشتن بزرگ‌ترین ذخایر نفت و گاز و آفتاب دنیا، در دلارزدایی معاملات انرژی پیش‌قدم باشد. خوشبختانه بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران با استقبال از این الگو (پارادایم) برای خروج از چرخه معاملات دلاری، صدور پول مجازی توسط بنگاه‌ها را طی بخش‌نامه‌ای مجاز شمرده است. در کنفرانس (FINTECH) اتاق بازرگانی راهکار مالی پول مجازی با اعتبار انرژی ایرانی توسط پروفسور کریس کوک ارائه شد. این پیشنهاد پارادایم سنتی بازار نفت فروشی ایرانی را که هویت بازیگران آن بر دستگاه‌های نظارتی و بالتبع بر مجلس و ملت پوشیده است، به چالش می‌کشد و اساس آن اعتبار کالایی است که از مصرف انرژی اولیه ناشی می‌شود. توسعه این سیستم پرداخت اقتصاد انرژی ایران را از خام‌فروشی به ارائه خدمات نهایی تبدیل می‌کند. کشور ایران با موقعیت ژئوانرژی خود مشکلات انرژی همسایگان متعدد خود را هم در معاوضه انواع انرژی با آنها می‌تواند حل کند و در بسته‌های متصله برق، گاز، فراورده‌های نفتی و نفت مبادله جدید بیافریند و با اعتبارات مجازی طرفین معاملات سیستم پرداخت‌های مجازی غیرنقدی نقطه منطقه‌ای و بین‌المللی را سامان دهد.با بخش‌نامه بانک مرکزی و کارزار با هژمونی پولی آمریکایی باید هوشیار بود که بانک‌ها فقط کارگزاری پول مجازی را بر عهده دارند و خالق آن نخواهند بود. باید هوشیار بود که رانت‌خواران و غیرمجازان تجربه مؤسسات غیرمجاز مالی را تکرار نکنند. برای این هوشیاری باید گارد مالی فراسازمانی داشت تا داستان قاچاق سوخت، واردات کالای قاچاق و بالاکشیدن اعتماد و سپرده‌های مردم تکرار نشود. کاری کنیم که این بار قانون پیشاپیش تبهکاران حرکت کند و راه‌های آنان را ببندد.



ما را در کانال «آخرین خبر» دنبال کنید