اصول گرايان در اظهار نظرهاي خود تاکيد دارند که رقابت برادرانه رقم خواهد خورد و سايه تنش و اختلاف بر سر آنها سايه نخواهد کرد. با اين حال از لابه لاي همين اظهار نظرهاي رسمي هم نشانه هايي از گلايه گذاري از يکديگر را مي توان رصد کرد. چنانکه چهارشنبه قبل مرتضي آقاتهراني، دبير کل جبهه پايداري در ديدار با طلاب و دانشجويان شرق تهران در کنايه اي به هواداران قاليباف گفته بود: « آنها که صادق محصولي را پدر خوانده مي نامند چرا به ديدار قاليباف با او واکنشي نشان ندادند. منظور برخي از وحدت با هم، وحدت با يک نفر است». اما اينکه روز پنجشنبه، نيکزاد، حسيني و حاجيبابايي در يک نشست سه جانبه به توافق رسيدند هم نشان روشن ديگري از آماده شدن براي رقابت با قاليباف است. حالا به نظر مي رسد آن جلسه سه نفره به نمايندگي از مجموع نيروهاي جبهه پايداري و مديران احمدينژاد در مجلس يازدهم تشکيل شده بود. اما از زاويهاي ديگر خود اصولگرايان ميگويند که حدود 40 نماينده راه يافته در مجلس يازدهم در جمع آنها نيستند و در دسته مستقلين و اصلاحطلبان طبقهبندي ميشوند. يعني گروهي که پتانسيل رأي دادن به رياست قاليباف در رقابت با نامزد جبهه پايداري و احمدينژاديها را دارند. حتي اگر فرض کنيم که در ميان اعضاي فراکسيون انقلاب اسلامي که فعلاً مجموعه اصولگرايان مجلس يازدهم را تشکيل ميدهند، رأي قاليباف کمتر از رقيب اصلي او يعني حاجيبابايي باشد، وسوسه گرفتن اين چهل رأي براي منتخب اول پايتخت آنقدرها قانعکننده است که تن به توافق نهايي ندهد و بخواهد رقابت رياست را در صحن علني مجلس بيازمايد. وضعيتي که به نظر ميرسد فارغ از بحث رقابت رياست مجلس انعکاس مهم ديگري هم داشته باشد و آن هم به صفکشي داخلي اصولگرايان براي بعد از تشکيل مجلس برميگردد. جايي که به نظر نميرسد فراکسيون انقلاب اسلامي با وضعيت فعلي رقابتهاي دروني اصولگرايان ظرفيت زيادي براي پابرجا ماندن در قامت فراکسيون فراگير را داشته باشند.
ميرسليم چه ميکند؟
در ميان تحولات انتخاباتي داخلي مجلس اما يک مسأله هم هست که هر چند زير سايه توافق پايداريها و احمدينژاديها روي حاجيبابايي براي رقابت با قاليباف قرار گرفته اما به تنهايي ميتواند سؤالات و احتمالاً تبعات قابل توجهي بهدنبال داشته باشد. آن مسأله عدم انصراف ميرسليم تا اينجاي کار است. مرد تقريباً تنهاي مؤتلفه قبلاً با طيف رقباي قاليباف پيمان بسته بود اما حالا هنوز خبر کنار رفتنش از صحنه نرسيده. آن هم در شرايطي که او غايب جلسه هماهنگي سه وزير احمدينژاد بود. آيا اساساً اصولگرايان نامزد مؤتلفه را داراي آن ميزان از وزن کافي نميدانند تا وي را وارد بازي کنند يا اينکه مؤتلفه و ميرسليم بهدنبال بازي و تاکتيک ديگري هستند؟
اما تصميم نهايي او حداقل ميتواند نمايانگر بخشي از برنامه سياسي مؤتلفه براي آينده باشد. اينکه آيا واقعاً قديميترين حزب سياسي کشور بعد از چندين سال محاصره در ميان اصولگرايان جوانتر به فکر بازيابي جايگاه خود بهصورت مستقل است يا خير؟
















