او توييت کرده بود که «بيش از پانصد هزار بشکه توليد نفت روزانه منطقه شهيدپرور غيزانيه است ولي اهالي آن منطقه آب شرب ندارند. اين صحنهها از قبيل: مسجدسليمان و برخي مناطق پيرامون عسلويه و... دستپخت افکار آمريکايي در اداره اقتصاد کشور است». به نظر ميرسد که ارتباطدادن مشکل آب در غيزانيه به آمريکا صرفا بهانهاي بود براي اتهامهاي واهيزدن به دولت، چراکه سال 97 هم در جمع بسيجيان گفته بود: «همين الان هواداران آمريکايي در اداره امور کشور کارشکني ميکنند و با ترويج انديشههاي آمريکايي در ميان مردم ترديد به وجود آوردهاند». تحليل غيرواقعي از ريشه برخي مشکلات و انداختن تقصير آن بر دوش آمريکا آش را آنقدر شور کرده که حتي صداي برخي، از جمله نمايندگان سابق مجلس را هم درآورده بود. روحالله بيگي، نماينده مجلس دهم، پيشتر درباره تأخير دولت در ارائه بودجه گفته بود: «ما هر اتفاقي را که در کشور ميافتد به گردن آمريکا مياندازيم، اما ديگر تأخير در ارائه بودجه که تقصير آمريکا نيست و آمريکا نگفته که بودجه را دير ارائه بدهيم!» رئيس مرکز تجارت جهاني ايران هم با بيان اينکه حداکثر ۲۰ درصد مشکلات حالحاضر کشورمان مربوط به تحريمهاست، گفته بود که «صدالبته که بيش از ۸۰ درصد مشکلات ما نشئتگرفته از سياستهاي غلط و عملکرد نادرست مديران است».
محسن رضايي سال پيش هم مدعي شده بود که در وزارتخانههاي دولت، نفوذي وجود دارد. دبيرخانه ستاد اطلاعرساني و تبليغات اقتصادي کشور در واکنش، با ارسال نامهاي به دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام خواستار ارائه مستندات ادعاي او شده بود، اما محسن رضايي نهتنها مستندي ارائه نداد، بلکه دبيرخانه مجمع بهعنوان پاسخ به دبيرخانه ستاد اطلاعرساني و تبليغات اقتصادي کشور به تکرار همان گفتههاي پيشين رضايي پرداخت با اين توضيح که «همانگونه که دبير محترم مجمع تشخيص مصلحت نظام تأکيد کردهاند «ضربه و آسيب هواداران انديشههاي آمريکايي در کشور و در برخي دستگاهها بيش از هزينه ناشي از تحريمهاي آمريکا بوده است؛ بنابراين اميد است با نصبالعين قراردادن هشدارهاي پيدرپي رهبر معظم انقلاب درباره خطرات نفوذ دشمن در برخي از دستگاههاي تصميمساز و تصميمگير کشور، دستگاههاي مسئول به وظايف خود عمل کنند». يک وجه واکنشها به اين توييت به استدلال عجيب آن بازميگشت، اما وجه ديگر آن بيخبري دبير خوزستاني مجمع از اوضاع خوزستان را نشان ميدهد. اين در حالي است که او پيشتر هم توييت ديگري با همين محتوا و همان هشتگ معروف خودش منتشر کرده بود که حاکي از اين است که دبير مجمع از اوضاع خوزستان بياطلاع نبوده که اکنون بخواهد در نقش معترض غيرمسئول ظاهر شود: «وقتي آب در خوزستان که مرکز آب ايران است، سهميهبندي شود؛ اين_يعني_يک_اشکالي_هست»، آن هم درحاليکه اميدوار رضايي، برادرش، سالها نماينده خوزستان در مجلس بوده و خود محسن رضايي هم همواره بيشترين رأي زاگرسنشينان و اهالي خطه خوزستان در انتخابات رياستجمهوري را از آن خود داشته است.
شنيدهها حاکي از اين است که پيوندهاي قوي او با اين خطه همچنان برقرار است، سفرهايش به اين خطه بيش از ساير استانهاست و روحاني در نخستين سفر استاني خود به خوزستان از محسن رضايي دعوت کرد تا همراهش شود. يا در برخي جلسات اداري استان خوزستان حضور داشته است؛ مثلا در سالهاي اخير در جلسه شوراي اداري شادگان حضور داشته يا بعد از سيل خوزستان حداقل دوبار به خوزستان سفر کرده است. همه اينها يعني غيرممکن است که دبير مجمع تشخيص از اوضاعواحوال خوزستان بيخبر باشد، نهتنها بيخبر نيست، بلکه شايد پرسش از او اين است که دستاورد و خروجي اين سفرها براي خوزستان چه بوده است؟ صرفا چند قابعکس؟ اگرچه رضايي مسئوليت اجرائي در اين مورد خاص ندارد، اما نشستن در جايگاه منتقد و معترض هم از او قطعا پذيرفتهشده نيست و همين هم باعث شده که نقش منتقدگونه او، بهويژه در توييتر از سوي کاربران با طنز روبهرو شود.
















