همشهری/ متن پیش رو در همشهری منتشر شده و انتشار آن در آخرین خبر به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نیست

رحمان قهرمانپور/ وضعیت آشفته این روزهای آمریکا دست‌کم طی 5‌دهه گذشته سابقه نداشته است. دولت برای کنترل اوضاع در برخی ‌ایالت‌ها به اعزام نیروهای گارد ملی و اعلام مقررات منع رفت‌و‌آمد متوسل شده‌است؛ وضعیتی که در آمریکا بعد از ترور مارتین لوتر‌کینگ، رهبر جنبش سیاهپوستان در سال1968 بی‌سابقه بوده است. وقایع این روزهای آمریکا را از 3منظر می‌توان مورد تحلیل قرار داد.


 1- مسئله تبعیض‌نژادی، بارزترین ویژگی اعتراض‌های اخیر است. جنبش مدنی که مارتین لوتر‌کینگ در دهه1960 به‌راه انداخت، در نهایت به لغو تبعیض‌های حقوقی و قانونی علیه سیاهان آمریکایی منجر شد اما تبعیض‌های موجود در ساختارهای فرهنگی و حتی سیاسی آمریکا، همواره به‌طور نانوشته وجود داشته و همچنان هم وجود دارد. هنوز بخشی از سفیدپوستان آمریکایی، سیاهپوستان را شهروندان درجه2 و حتی فرودست جامعه تلقی می‌کنند. اعتراض‌ به این تبعیض‌ها همیشه در جامعه آمریکا به‌صورت ساختاری جریان داشته است. حتی در دوره قبل، زمانی که رئیس‌جمهور آمریکا خود یک سیاهپوست بود، اینگونه اعتراض‌ها وجود داشت. مسائل نژادی همیشه یکی از مهم‌ترین مسائل آمریکا بوده و در فضای سیاسی این کشور نمود برجسته‌ای داشته است. همواره این سؤال مطرح بوده که آیا سیاهپوستان حق زندگی در آمریکا را دارند یا خیر؟ خود سیاهپوستان آمریکا معتقدند در ساخت این کشور نقش داشته‌اند‌-‌چه در زمانی که به شکل برده در جامعه آمریکا حضور داشته‌اند و چه بعد از آن‌- و به همین دلیل بهره‌مندی از مزایای زندگی در آمریکا را همچون سفیدپوستان حق خود می‌دانند.

 2- نکته دیگر در تفاوت اعتراض‌های فعلی با اعتراض‌های قبلی است. اکنون رئیس‌جمهوری در قدرت است که به‌صورت آشکارا از ناسیونالیسم سفیدپوستان حمایت می‌کند و معتقد است که آمریکا سرزمین سفیدپوستان است. دونالد ترامپ هم با حضور مهاجران و هم با حضور رنگین‌پوستان در این کشور مخالف است. این نخستین‌بار طی 60سال گذشته است که یک رئیس‌جمهور در آمریکا با صراحت از گروه‌های سفیدپوست افراطی حمایت می‌کند. ترامپ دقیقا در نقطه مقابل پدران بنیانگذار آمریکایی قرار دارد که بر حقوق برابر ساکنان آمریکا، احترام به تنوع و تساهل و تسامح تأکید می‌کردند. برای نخستین‌بار است که ارتش با هدف کنترل اعتراض‌های مدنی وارد میدان شده است. سابق بر این، اغلب، نیروهای پلیس بودند که مدیریت اوضاع را در چنین شرایطی در دست داشتند.
ورود ارتش به بحران اخیر، نشان‌دهنده نگاهی است که ترامپ به موضوع دارد. این رویکرد می‌تواند در بلندمدت، اختلاف نژادی را در آمریکا تشدید کند. به همین دلیل است که حتی سفیدپوستان مخالف نژادپرستی وارد اعتراض‌ها شده‌اند و مخالفت خود را با رویکرد ترامپ اعلام می‌کنند. 

3- مسئله سومی که در پیوند با اعتراض‌ها اهمیت پیدا می‌کند، مسئله انتخابات پیش‌رو در آمریکاست. هر دو حزب دمکرات و جمهوریخواه تلاش می‌کنند از اعتراض‌ها به نفع خود بهره بگیرند.
باراک اوباما، جو بایدن و دیگر دمکرات‌ها به صراحت از عملکرد ترامپ انتقاد کرده‌اند. آنها سعی دارند به‌واسطه این اعتراض‌ها 2مسیر را دنبال کنند؛ اول اینکه، تلاش می‌کنند رأی اکثریت مطلق سیاهپوستان را به نفع جو بایدن به‌دست بیاورند. به هر حال، بخشی از سیاهپوستان در انتخابات سال2016 به دونالد ترامپ رأی داده‌اند و اکنون دور‌کردن این عده از نامزد جمهوریخواهان و ریختن آرای آنها به سبد بایدن، برای دمکرات‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است. دوم اینکه، سعی خواهند کرد فعالان مدنی جوان طرفدار برنی سندرز را قانع کنند که به نفع جو بایدن وارد عمل شده و پای صندوق‌های رأی حاضر شوند. طرفداران سندرز، تا به امروز تفاوتی میان بایدن و ترامپ نمی‌دیدند اما وقایع اخیر ممکن است آنها را قانع کند که برای رهایی از شر ترامپ، باید به نفع بایدن وارد عمل شوند. جلب آرای سیاهپوستان و نسل جوان هوادار برنی سندرز، برای حزب دمکرات از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است و می‌تواند سرنوشت انتخابات را تغییر دهد. به همین دلیل است که دمکرات‌ها از الان این دو گروه را تشویق می‌کنند که در انتخابات ریاست‌جمهوری که حدود 6‌ماه دیگر برگزار می‌شود، به نفع بایدن پای صندوق‌ها حاضر شوند. هرچند باید پذیرفت که جو بایدن در برابر دونالد ترامپ، در فعالیت انتخاباتی بسیار ضعیف عمل کرده است و حمایت اوباما و دیگران نمی‌تواند فضا را به نفع او تغییر دهد، چرا‌که او خود باید بتواند رقابت کند و در مناظره‌ها در برابر ترامپ بدرخشد. بایدن تا به اینجا، نشان داده در برابر رقیب جمهوریخواه از شانس کمتری برخوردار است. از سوی دیگر، دونالد ترامپ سعی می‌کند از موقعیت پیش‌آمده برای مستحکم‌کردن پایگاه رأی خود و تقویت انگیزه هوادارانش بهره بگیرد. بخش قابل توجهی از حامیان ترامپ، سفیدپوستانی هستند که با اغلب سیاست‌های او ازجمله مخالفت با حضور مهاجران در جامعه آمریکا، موافقند. ترامپ برای مصمم‌‌تر‌کردن اینها، تمام‌قد وارد ماجرا شده است. وارد‌کردن ارتش برای مقابله با اعتراض‌های سیاهپوستان، اقدامی در همین راستا‌ست. دونالد ترامپ سعی دارد فضا را به‌گونه‌ای تغییر دهد که همان تعداد سفیدپوستانی هم که به او رأی نداده بودند، این بار پای صندوق حاضر شوند و از ترس سیاهپوستان به او رأی دهند. در چنین فضایی می‌‌توان گفت نقش آرای شناور در انتخابات پیش‌رو، از همیشه سرنوشت‌سازتر خواهد بود. به‌عبارت دیگر، آنهایی که تعلق به هیچ‌یک از 2 اردوگاه دمکرات و جمهوریخواه ندارند، این بار سرنوشت انتخابات ریاست‌جمهوری آمریکا را تعیین می‌کنند. بعد از پایان اعتراض‌ها، بدون‌شک پایگاه رأی هر دو طرف محکم‌تر خواهد شد و هواداران هر دو حزب با انگیزه بیشتری پای صندوق‌ها حاضر خواهند شد. در چنین فضای دو‌قطبی سنگینی، آرای شناور هستند که تعیین‌کننده خواهند بود.