اين خبر، يا واقعيت دارد و يا صرفا يک ادعاست! هرچه هست سالهاي سال، اساتيد، محققين، مستندسازان، نويسندگان و پژوهشگران توانا و به نام وادي ادبيات پايداري اين ديار، بر مبناي اسناد و شواهد و قرائن متقن و شهادت شاهدان زنده و حاضر در اسارتگاه و محل تيرباران و دفن اين چهار ايراني مظلوم، گواهي ميدهند که حاج احمد متوسليان و همراهان غريبش به طرز وحشيانهاي به شهادت رسيدهاند و پيکر نيمهجانشان نيز در نقطهاي مشخص در زير خرواري از خاک و بتن قرار گرفته و تا امروز مدفون ماندهاند. صحت و سقم اين مدعا موقعي روشن و عيان ميشود که سلحشوران نيروي قدس سپاه با همکاري وزارت امور خارجه و دريادلان حزبالله لبنان، نقطه مورد نظر را با دقت و سرعت، تفحص و کاوش نموده و چنانچه بقاياي پيکرهاي مطهرشان کشف گرديد، با آزمايش DNA، طي بيانيهاي حقيقت را با مردم، ياران و خانوادههاي چشمانتظارشان در ميان بگذارند. اکنون ميتوانيم مجسم کنيم که در همين نزديکيها و ماههاي آينده و تا قبل از فرارسيدن چهاردهم تيرماه سال ۱۴۰۰، بهجاي جسم خسته و نحيف حاج احمد، پيکر مطهر او پس از سالها غربت، به دامان ميهن بازگردد و چشم و چراغ ملت گردد و پس از استقبال و تشييع طوفاني جوانان اين سرزمين، در کنار مقتداي روحاللهياش و در جوار مزار ياران شهيدش، تا ابد آرام بگيرد. اگر منافعي در زندهنمايي و نيامدن اين پيکرهاي دورافتاده از وطن براي عدهاي خاص نباشد، حتما آن جريان مصلحتانديش و منفعتطلب هم در برابر مطالبه عمومي مردم و اصحاب رسانه، مقاومت نخواهند کرد و تسليم اراده و پيگيري منسجم و يکپارچه خواهند شد». هرچند وزارت امور خارجه جمهوري اسلامي ايران به مناسبت ۱۴ تير، سيوهشتمين سالروز ربايش چهار ديپلمات کشورمان در لبنان بدون توجه به اخبار احتمال شناسايي محل دفن پيکرهاي مطهر اين شهدا در بيانيهاي با گراميداشت ياد و خاطره ديپلماتهاي ربودهشده اعلام کرده است «شواهد و قرائن گوياي آن است که ديپلماتهاي ربودهشده در لبنان، به نيروهاي اشغالگر رژيم صهيونيستي تحويل داده شده و متعاقبا به سرزمينهاي اشغالي منتقل شدهاند و اکنون در زندانهاي اين رژيم نامشروع به سر ميبرند». در پايان نيز ابراز اميدواري شده است که همه اسرا و زندانيان در بند رژيم صهيونيستي بهويژه چهار ديپلمات عزيز کشورمان بهزودي آزاد شوند.
حاج احمد متوسليان اواخر خرداد سال1361 در مأموريتي همراه يک هيئت عاليرتبه سياسي و نظامي جمهوري اسلامي ايران، به سوريه و لبنان سفر کرد تا راههاي کمک به مردم لبنان را از نزديک بررسي کند اما در ظهر روز چهاردهم تيرماه۱۳۶۱ متوسليان بههمراه اتومبيل سفارت جمهوري اسلامي ايران در لبنان هنگام عزيمت به بيروت در يک پست ايستوبازرسي موسوم به حاجز باربرا به فاصله ۴۰کيلومتري بيروت متعلق به شبهنظاميان ماروني وابسته به حزب کتائب متوقف شد و چهار سرنشين آن با وجود داشتن مصونيت ديپلماتيک توسط تروريستها به گروگان گرفته شدند و پس از شکنجه و بازجويي به نظاميان اسرائيل تحويل داده شدند که تا امروز اطلاعي از سرنوشت آنها نبود.
علياکبر هاشميرفسنجاني در خاطرات سال۱۳۶۷ خود درباره ربودهشدن حاج احمد و همراهانش نوشته بود: «فرستاده رئيسجمهور کنيا آمد. اطلاع داد که گروگانهاي ما در لبنان همان سال ۶۲ شهيد شدهاند و خواستار مبادله گروگانهاي انگليسي و سه اسرائيلي با ۹۰ اسير شيعه در اسرائيل شد. گفتم اسامي اسراي مورد نظر و آثار گروگانهاي ما را بياورند». او در خاطرات سال ۱۳۶۹ خود هم نوشته بود: «اطلاعات آمريکا ميگويد گروگانهاي ايراني در دست مارونيها در همان روزهاي اول کشته شدهاند ولي بازهم آنها آمادگي دارند که پيگيري مسئله آن گروگانها را ادامه دهند».
















