وطن امروز/ متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و انتشار آن در آخرین خبر به معنای تایید تمام یا بخشی از آن نیست

قیمت طلا و ارز به تاریخی‌ترین شرایط خود طی سال‌های اخیر رسیده‌ است. عصر دیروز در آخرین معاملات ارز قیمت هر دلار آمریکا به 21450 تومان و از سوی دیگر بهای هر سکه بهار آزادی طرح امام با 500 هزار تومان افزایش نسبت به روز‌ کاری گذشته به 10 میلیون و 250 هزار تومان رسید. بانک مرکزی تاکنون واکنشی به ارقام جدید قیمت ارز نشان نداده است اما رئیس کل بانک مرکزی در آخرین اظهار‌نظر خود ضمن توصیه به آرامش شهروندان، دلیل اصلی این اتفاق را عدم بازگشت ارز حاصل از صادرات به کشور ‌دانست. عبدالناصر همتی با اعلام این خبر که قریب به 27 میلیارد دلار ارز صادراتی به کشور بازنگشته است، صادرکنندگان را به عنوان متهم اصلی دلار بیش از 20 هزار تومانی معرفی کرد. نکته حائز اهمیت درباره این ارزها آن است که بیش از 25 میلیارد دلار از این مطالبات مربوط به سال 97 است و به نظر می‌رسد با توجه به عدم بازگشت آنها تاکنون، تصور بازگشت پس از این هم دور از ذهن است. در گفت‌وگویی دلایل و ریشه‌های اتفاقات اخیر را از حسین صمصامی، اقتصاددان، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی و سرپرست سابق وزارت امور اقتصادی و دارایی جویا شدیم.

* از حدود یک ماه پیش قیمت ارز روندی صعودی پیدا کرده و طبق آخرین اخبار در کانال 21 هزار تومان قرار دارد؛ عوامل رشد قیمت ارز در بازه زمانی کنونی چیست؟
عرضه و تقاضا روال عادی هر بازاری است و عرضه‌کننده اصلی بازار ارز کشورمان هم دولت است. دولت به نوعی کنترل‌کننده نرخ ارز به شمار می‌رود، از سوی دیگر ارز حاصل از صادرات نفت و فرآورده‌های نفتی باید به دست دولت برسد که به دلیل تحریم‌ها و عدم همکاری صادرکنندگان با دولت و نبود نظارت و مدیریت صحیح در بازگشت ارز صادراتی، ارزی به دست دولت نمی‌رسد، لذا دولت ارز برای عرضه ندارد. شاید هم داشته باشد اما در شرایطی قرار دارد که نمی‌تواند دست به عرضه بزند. کاهش یا قطع عرضه ارز توسط دولت در روند افزایش قیمت ارز موثر است، چرا که دولت قطع به یقین نمی‌تواند مانع ایجاد تقاضای ارز در بازار شود. بی‌تردید واردات بیشتر به کشور و عدم کنترل دقیق بازار ارز نتیجه‌ای جز افزایش قیمت ارز را به دنبال ندارد.

* دولتمردان معتقدند عدم بازگشت ارز حاصل از صادرات باعث افزایش قیمت ارز شده است؛ این موضوع را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
این ناشی از ضعف دولتمردان است و نمی‌توانند این موضوع را بهانه‌ای کنند برای عدم پاسخگویی. نرسیدن ارز حاصل از صادرات سال 97 به کشور نشان‌دهنده مدیریت ضعیف دولت است. پیش‌تر هم دولتی‌ها عنوان می‌کردند دلالان ارز را گران کرده‌اند اما پاسخگوی این موضوع هم خود آنها باید باشند، زیرا اگر یک سیستم مالیاتی قوی در کشور وجود داشت، کسی نمی‌توانست از بازار ارز سوءاستفاده کند. تمام این موضوعات به دلیل نبود ‌نظارت و فقدان مدیریت دولت است. دولت نشان داده تمایلی به شناسایی دلالان و اخذ مالیات از کسانی که از بازارهای دلالی منافع بسیاری کسب می‌کنند ندارد، لذا روز‌به‌روز شاهد افزایش میزان سفته‌بازی و دلالی در بازارهای مختلف هستیم، آن هم نه فقط در بازار ارز، بلکه در تمام بازارهای کالاهای سرمایه‌ای مانند طلا، خودرو، مسکن و....

* رشد نقدینگی و سیاست‌های پولی را تا چه میزان در پیدایش دلار 21 هزار تومانی تاثیر‌گذار می‌دانید؟
نگاه ریشه‌ای به ما نشان می‌دهد اساسا موضوعاتی که بیان کردیم احتیاج به بستری برای فعالیت دارند که آن هم رشد افسارگسیخته نقدینگی است. سیستم بانکی مرتب در حال خلق پول در اقتصاد است، به نحوی که امروز میزان نقدینگی کشور با رشد 30 درصدی از مرز 2600 هزار میلیارد تومان عبور کرده و دولت هم نظارتی بر تسهیلاتی که بانک مرکزی ارائه می‌دهد ندارد، لذا در نبود نظارت دولت، به جای اینکه تسهیلات سیستم بانکی به مسیر درست تزریق شود و در اختیار تولید قرار بگیرد، سر از بازارهای دلالی ارز و خرید و فروش سهام و دلالی و سفته‌بازی و بورس‌بازی در‌می‌آورد. تعامل این مجموعه‌‎ها با یکدیگر موجب افزایش رشد نقدینگی، عدم کنترل بازار از طریق کنترل عرضه ارز در برگشتن درآمدهای حاصل از صادرات غیر‌نفتی و عدم تخصیص درست درآمدهای ارزی و اولویت‌بندی نیازهای اساسی کشور می‌شود. از سوی دیگر عدم تعیین دقیق نرخ ارز و ارز نیمایی که به طرف نرخ ارز آزاد گرایش پیدا کرده است، به نوعی به جو تورمی دامن می‌‎زند. به هر حال تولید در شرایط تورمی به صرفه نیست، لذا بر اساس سیاست‌های غلط دولت، همه سرمایه‌ها وارد سفته‌بازی و دلالی می‌‎شود و مرتب به افزایش تورم و خلق پول دامن می‌زند.

* آیا نمی‌توان رشد بازار سرمایه و شاخص بورس را دلیلی برای رشد دیگر قیمت‌ها دانست؟
در شرایط موجود بازار سرمایه به یکی از بزرگ‌ترین نهادهایی تبدیل شده که منابع مالی را از بخش تولید به سمت خود کاملا منحرف کرده است. بورس در دنیا یکی از مهم‌ترین کانال‌های تأمین سرمایه است، در حالی که بازار سرمایه در ایران ضد تولید عمل می‌کند و ماهیت اصلی خود را اجرا نمی‌کند، لذا نقدینگی و سرمایه‌های کشور در این بازار وارد سفته‌بازی و دلالی روی کاغذ سهام می‌شود. در نتیجه سفته‌بازی در بازار سرمایه و کاهش درآمدهای ارزی به دلیل تحریم‌ها و مشکلات ناشی از شیوع ویروس کرونا، دولت در بخش تأمین درآمد با چالش‌های اساسی رو‌به‌رو شده است. از سوی دیگر تعطیلی‌های ناشی از شیوع کرونا درآمدهای مالیاتی مورد نظر دولت را بشدت کاهش داده، لذا در این شرایط دولت تنها به استقراض از بانک مرکزی و سیستم بانکی یا فروش دارایی‌های خود در بازار سرمایه رو آورده است. تمام آنچه به عنوان معضل در اقتصاد ایران دائما درباره آن بحث می‌شود، ناشی از این موضوع مهم است که نقدینگی به سمت تولید هدایت نمی‌شود، بلکه به سمت سفته‌بازی و دلالی و در نتیجه حرکت پول از بخش واقعی اقتصاد به سمت بخش سفته‌بازی و ایجاد تنش و هیجان در بازار ارز و سکه می‌رود.

* برای مشکلات امروز اقتصاد ایران مانند سکه 10 میلیون تومانی و دلار 21 هزار تومانی باید دلایل قدیمی‌تری پیدا کرد.
حقیقت این است که وضعیت امروز اقتصاد ایران ناشی از سیاست‌های 7 سال گذشته دولت است، یعنی یک متغیر را نمی‌توان عامل اتفاقات کنونی دانست، لذا اگر دولت برای اصلاح نظام مالیاتی، تسهیل فرآیندهای تولید و فضای کسب‌و‌کار و جلوگیری از سفته‌بازی و دلالی اقدام قاطعی نکند و سفته‌بازی را از طریق اخذ درست مالیات و هدایت نقدینگی به سمت تولید حذف نکند، در آینده‌ای نه چندان دور شاهد رونق بیشتر دلالی در بازار سهام خواهیم بود.