اعتماد/ « مکانیسم حقوقی یا سیاسی؟ » عنوان یادداشت روزنامه اعتماد نوشته یوسف مولایی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:

فعال‌سازی مکانیسم حل اختلاف از سوی ایران آن هم در شرایطی که از سوی وزیر امور خارجه کشورمان عنوان می‌شود که برای ششمین بار این اتفاق می‌افتد، دلایل گوناگونی دارد اما عمده این دلایل را باید در حوزه سیاسی و نه حوزه حقوقی جست‌وجو کرد. ایران در سال‌های اخیر تعاملات زیادی با کشورهای اروپایی داشته و کوشیده است که با سعه صدر روابط مثبت و سازنده‌ای با اتحادیه اروپا برقرار کند. انتظار ایران این بود که در پی بهبود فضای روابط میان تهران و بروکسل، اگر جمهوری اسلامی ایران تهدید کند که گام‌هایی در راستای کاهش تعهدات برخواهد داشت، اروپا نیز به صورت جدی تلاش خواهد کرد که تحریم‌های ایالات متحده را دور زده و درصدد نجات برنامه جامع اقدام مشترک برآید. با این وجود این اتفاق نیفتاد تا نوعی سرخوردگی در سیاست‌های ایران دیده شود و به جای کنش فعال در حوزه دیپلماسی و به خصوص در موضوع برجام، ایران سیاست واکنشی را اتخاذ کرد. از همین رو است که با تصویب قطعنامه پیشنهادی سه کشور اروپایی در شورای حکام علیه ایران، تهران تصمیم گرفت واکنشی نسبت به این موضوع داشته باشد و به کشورهای اروپایی هشدار دهد که هیچ اقدامی بدون پاسخ نخواهد ماند. نگاهی به مواضع کشورهای اروپایی در شورای امنیت سازمان ملل متحد نشان می‌دهد که هرچند این کشورها حاضر نشدند در موضع حمایت از امریکا ظاهر شوند و از تلاش ایالات متحده در راستای تمدید تحریم تسلیحاتی ایران حمایت کنند اما در عین حال انتقادات زیادی را نیز نسبت به سیاست‌های موشکی و منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران مطرح کردند و از ایران خواستند تا فوراً به تعهدات هسته‌ای خود در چارچوب توافق هسته‌ای بازگردد. به همین دلیل می‌توان تصریح کرد که اقدام ایران مبنی بر فعال‌سازی مکانیسم حل اختلاف اقدامی واکنشی بوده و این تصمیم در پی رفتار اروپایی‌ها در شورای امنیت و شورای حکام اتخاذ شده است. زمانی که برجام به امضا رسید، به دلیل شرایطی که در سال‌های گذشته برای ایران ایجاد شده بود که از جمله آنها می‌توان به تصویب قطعنامه‌های شورای امنیت و همچنین حضور در ذیل فصل 7 منشور ملل متحد اشاره کرد، توافقی به وجود آمد که در حقوق و تکالیف دو طرف توازن کاملی وجود ندارد. این موضوع به وضوح در تفاوت ضمانت اجرایی که برای ایران در نظر گرفته و ضمانت اجرایی که برای کشورهای 1+5 مشخص شده قابل مشاهده است. اینکه از لفظ عدم توازن استفاده می‌شود به این دلیل است که ایران در صورت عدم پایبندی طرف مقابل به تعهدات، از طریق مواد 36 و 37 توافق هسته‌ای چندان نمی‌تواند به اهداف خود دست پیدا کند و این موضوع را در سال‌های پس از خروج ایالات متحده از برجام به خوبی مشاهده کرده‌ایم اما در مورد طرف مقابل شرایط متفاوت است و آنها می‌توانند هر زمان که اراده کنند با توسل جستن به مکانیسم ماشه، قطعنامه‌های پیشین و تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران را فعال کنند.
بنابر نکاتی که عنوان شد، اقدام ایران برای فعال‌سازی به مکانیسم حل اختلاف را به دو صورت می‌توان تحلیل کرد: اول اینکه ایران خواستار ارسال پیامی سیاسی به اتحادیه اروپا بود که به بی‌عملی‌ها و نقض تعهداتش پایان دهد، در غیر این صورت با واکنش جدی تهران روبه‌رو خواهد شد. نگاه دوم نیز آن است که جمهوری اسلامی تلاش دارد به جامعه جهانی نشان دهد، هنوز به چارچوب توافق هسته‌ای پایبند است و تلاش دارد از طریق مکانیسم‌های موجود در همین توافق، راهی برای حفظ برجام بیابد.
از این‌رو می‌توان اقدام ایران را اقدامی سیاسی دانست که مطمئنا تهران نیز توقع ندارد از طریق آن، گشایش خاصی حاصل شود یا تغییری جدی در رفتارهای طرف مقابل ایجاد شود، اما جمهوری اسلامی می‌خواهد موضع خود را در راستای تمایل به حفظ برجام نشان دهد.