اعتماد/ متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و انتشار آن به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست

ظریف به مجلس آمد و رفت، اصولگرایان پارلمان به او تاختند و دروغگو نامش نهادند و کمی آرام گرفتند اما جنجال‌ها پایان نیافت. دقیقا 24 ساعت پس از آنکه وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در یازدهمین دوره مجلس شورای اسلامی حداقل برخلاف 4 سال مجلس دهم تنها مانده بود و تندترین انتقادات را به چشم دید، در جمع یاران و نزدیکانش که اکثرا- حداقل در ظاهر- نظری همسو با او و نوع نگاهی یکسان به مسائل حوزه دیپلماسی و سیاست خارجی دارند حاضر شد و در شرایطی به برخی گفته‌های نمایندگان پارلمان پاسخ داد که شاید خود او نیز تصور نمی‌کرد که گفته‌هایش دوباره به جنجالی رسانه‌ای تبدیل شود. رییس دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی که پس از نوع برخوردهای تند وتیز نمایندگان با خود دوباره شاهد حمایت کاربران شبکه‌های اجتماعی و تحلیلگران و فعالان سیاسی و البته رسانه‌های ارتباط جمعی بود، در جریان اظهاراتش در نشست مدیران ارشد وزارت امور خارجه با اسحاق جهانگیری، معاون اول روزگاری محبوب دولت تدبیر و امید از نماینده‌ای گفت که یک‌تنه به عاملی برای از بین رفتن مذاکرات میان ایران و روسیه تبدیل شد؛ روایتی که پرده‌ای دیگر از مقابله نمایندگان اصولگرا و وزیر خارجه دولت اعتدال را آشکار کرد.

سکانس اول؛ روز واقعه
وزیر امور خارجه در مجلس حاضر شده و از هر دری، سخنی است. یکی از دلار 20 هزار تومانی می‌گوید و آن را ماحصل نوع نگاه دولت به سیاست خارجی می‌داند و دیگری از «اعتماد» وزیر امور خارجه به غربی‌ها گلایه کرده و او را «دروغگو» خطاب می‌کند. رییس کمیسیون امنیت ملی نیز که مطابق انتظار قرار است مصلح میدان باشد، خود به طرفی از دعوا تبدیل شده و از «بی‌مهری» دولت‌های یازدهم و دوازدهم به «چین» انتقاد می‌کند. در این وانفسا اما محمدحسن آصفری که ازجمله یاران جبهه پایداری در مجلس یازدهم به شمار رفته و به عنوان نایب‌رییس دوم کمیسیون شوراها مشغول فعالیت است، در تذکری از جای خالی نمایندگان در سفرهای خارجی و البته بی‌اطلاعی وکلای ملت از جزییات قراردادها گلایه و اظهارکرد: «در مجلس نهم و در جریان مذاکرات هسته‌ای ما چندین بار از دکتر ظریف خواستیم تا اجازه دهد یک نفر یا دو نفر از نمایندگان در مذاکرات برجامی حضور یابند. حتی کمیسیون امنیت کتبا در این خصوص درخواست داشت. اما چون دیدگاه آقای روحانی طور دیگری بود و قصد داشتند فتح‌الفتوح به نام دولت باشد، اجازه ندادند.»

سکانس دوم؛ روایت «خواهان»
محمدجواد ظریف درحالی که سمت راستش عالی‌ترین مقام دولت پس از رییس‌جمهوری نشسته، با دلی پر از کشاندن مسائل و مباحث «دیپلماسی» به «کف خیابان» گلایه کرده و جلوگیری از برداشت‌های طرف‌های مذاکره را دلیل عدم اعلام برخی مسائل در سیاست خارجی اعلام می‌کند اما همزمان به گفته‌های آصفری که در مجلس نهم عضو کمیسیون امنیت ملی بود، پاسخ می‌دهد. او که در جریان اظهاراتش در نقش خواهان و مدعی وارد پرونده شده، مذاکرات روزهای ابتدایی دولت یازدهم با ولادیمیر پوتین، رییس‌جمهوری دیروز و امروز و فردای روسیه را یادآوری کرد و گفت: «یکی از نمایندگان می‌گفت چرا شما نمایندگان را در جلسات خود راه نمی‌دهید؛ اتفاقا همان برادر در مذاکرات به کلی سری من و پوتین حضور داشت و پس از آن گفت قرار است روسیه از ما نفت بخرد؛ همان گفته موجب قطع خرید نفت ایران از سوی روسیه شد؛ چون هرکجا که روس‌ها خواستند از ما نفت بخرند، امریکایی‌ها جلوی آن را گرفتند، درحالی که می‌شد جور دیگری رفتار شود؛ درباره چین و برجام هم همین‌گونه است؛ این یک معضلی است که سیاست خارجی با آن روبه‌رو است و کسی هم به کمک ما نمی‌آید.»

سکانس سوم؛ روایت «خوانده»
محمدحسن آصفری که گمانش را نمی‌کرد پس از اظهارات طلبکارانه‌اش در صحن مجلس در دادگاه افکار عمومی به عنوان عامل افشای مذاکرات محرمانه ایران و روسیه در مقام متهم حاضر شود، ابتدا در اظهاراتی که پایگاه خبری مدآرا آن را منتشر کرد و سپس در بیانیه‌ای به تکذیب گفته‌های ظریف پرداخت اما با تناقضی فاحش. او در بیانیه خود صراحتا اعلام می‌کند که «موضوع جلسات صورت گرفته (میان تهران و مسکو در آن زمان) صرفا درخصوص مسائل هسته‌ای بود و مساله دیگری مطرح نشد» ولی نه‌تنها حاضر به تایید «مذاکره بر سر نفت» در آن زمان می‌شود، بلکه خاطرنشان می‌کند که «تنها صحبتی که ما با آقای پوتین داشتیم درباره بحث نفت در برابر کالا بود که آقای ظریف حاضر نشوند این موضوع را دنبال کنند و پیگیر باشند.» او البته روایت جدیدی از دلیل ناراحتی ظریف از خود ارایه داده و ریشه آن را در سفرهای صورت گرفته به «سوریه، عراق، لبنان و اردن» دانسته و می‌گوید: «ناراحتی آقای ظریف این بود که بنده گزارش آنچه بین ما و آقای بشار اسد و سیدحسن نصرالله در میان گذاشته شد را به‌صورت کامل از طریق آقای حدادعادل به محضر مقام معظم رهبری فرستادم.»

سکانس آخر؛ کدام سفر؟ کدام گزارش؟
سوای از تناقض موجود در اظهارات آصفری، شاید نخستین پرسش آن باشد که چرا گزارش چنین سفری باید از طریق حدادعادل به عالی‌ترین مقام جمهوری اسلامی برسد؟ آصفری طبیعتا وظیفه داشته گزارش این سفر را به کمیسیون امنیت ملی اعلام کند ولی اگر قرار به رساندن آن به رهبری باشد، منطقا این مهم یا از سوی وزارت امور خارجه صورت می‌گیرد یا ازسوی رییس مجلس اما ریاست حداد عادل بر فراکسیون اصولگرایان در مجلس نهم و روابط نزدیکش با عالی‌ترین مقام جمهوری اسلامی شاید تنها دلیلی باشد که آصفری را برآن داشته تا گزارش این سفر را از طریق او به رهبری برساند. اما حالا پرسش اینجاست که ماجرا بر سر کدام گزارش است؟ دی‌ماه 92 وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی با همراهی آصفری به عنوان نماینده مجلس عازم سوریه و لبنان شده و همزمان دیدارهایی را با بشار اسد و سیدحسن نصرالله برگزار می‌کند. از آن سفر شاید ماندگارترین خاطره، انتشار تصویر پیاده‌روی ظریف و آصفری با همراهی گروهی از محافظان مسلح در خیابان‌های سوریه باشد اما بیست‌ونهم دی‌ماه همان سال، آصفری در اظهاراتی که خبرگزاری تسنیم آن را منتشر کرده «جزییات دیدار سه‌ساعته ظریف با نصرالله» و «نزدیکی اعتقادی جمهوری اسلامی به گروه 8 مارس لبنان» و نوع نگاه بشاراسد به ایران و «ماجرای ژنو 2» را ارایه می‌کند؛ گزارشی که دست‌کم براساس اظهارات این نماینده مجلس به مذاق وزیر امور خارجه خوش نیامده و حالا به جنجالی قابل‌توجه میان پارلمان و دستگاه دیپلماسی تبدیل شده است.

حادثه یا خرابکاری؟
یک ساعت از آغاز دوازدهمین روز تیر ماه گذشته بود که انفجاری در تاسیسات هسته‌ای نطنز رخ داد. انفجاری که در تصاویر ماهواره‌ای ثبت شده، نشان از آن داشت که ساختمان آسیب‌دیده، کارگاه نصب و تنظیم سانتریفیوژها باشد. اما بهروز کمالوندی، سخنگوی سازمان انرژی اتمی اعلام کرد که «این حادثه در یکی از سوله‌های محوطه باز تاسیسات نطنز رخ داده است.» از آن زمان به بعد اما گمانه‌زنی‌ها همچنان درباره چگونگی وقوع این انفجار پابرجاست چنانکه سخنگوی هیات دولت ایران از آن به عنوان «حادثه» یاد می‌کند ولی در نقطه مقابل عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس تاکید می‌کند که این انفجار ماحصل «خرابکاری» است.علی ربیعی از انفجار «نطنز» به عنوان «حادثه» نام برده ولی همزمان تاکید کرده که «قطعا ما اگر به جمع‌بندی برسیم که دخالتی خارجی در این حادثه وجود داشته است به آن پاسخ متناسب را خواهیم داد.» این میان جواد کریمی‌قدوسی اما شفاف‌تر از او سخن گفته و در اظهاراتی قابل ‌توجه و در شرایطی که نمایندگان همسو با او به ‌دنبال طرحی برای توقف اجرای داوطلبانه پروتکل الحاقی در ایران هستند این انفجار را به بازرسان آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ارتباط داده و گفته که «این اتفاق را ناشی از نفوذ بازرسان و جمع‌آوری اطلاعات و اخبار به نفع رژیم صهیونیستی نیز می‌توان تحلیل کرد و معتقدیم، بخشی از خرابکاری به ‌دلیل حضور مستمر بازرسان آژانس در این منطقه بوده است.» حال با تمام این تناقض‌ها باید منتظر ماند و دید نتیجه بررسی‌ها اعلام خواهد شد یا اینکه دوگانه «حادثه» یا «خرابکاری» همچنان پابرجا خواهد ماند؛ هر چند که به عقیده خبرگزاری تسنیم، نتیجه هر چه باشد «اگر دولت و نخبگان ایران با چنین عملیات روانی پیچیده‌ای در محاسباتشان دچار اختلال و خطا نشوند و ایده‌های درون‌زا و غیرمنفعلانه‌ای برای خروج از مشکلات فعلی داشته باشند، امریکا و صهیونیست‌ها ضربه‌ای خواهند خورد که مسائلی مانند نطنز اساسا در حاشیه آن هم نیست.»