آخرين خبر/ ز دست کوته خود زير بارم
که از بالابلندان شرمسارم
مگر زنجير مويي گيردم دست
وگر نه سر به شيدايي برآرم
ز چشم من بپرس اوضاع گردون
که شب تا روز اختر ميشمارم
بدين شکرانه ميبوسم لب جام
که کرد آگه ز راز روزگارم
اگر گفتم دعاي مي فروشان
چه باشد حق نعمت ميگزارم
من از بازوي خود دارم بسي شکر
که زور مردم آزاري ندارم
سري دارم چو حافظ مست ليکن
به لطف آن سري اميدوارم
نتيجه تفال :
1-شما درل موقعيت مناسب نيستيد تکيه بر حال خويش را نمي دانيد اما توقع داريد از وضعيت بهتري برخودار باشيد لذا از اين وضع ناراحت مي باشيد به جنابعالي مژدهم يدهم که درآيندهاي نه چندان دور از چنان محبوبيت و معروفيتي برخوردار گرديد که همه رامات و مبهوت خواهيد ساخت پس همت کن و با توکل بر خدا به يکي از مشاهد متبرکه برو و دعايي کن و با همياري تالش بيشتري کنيد که زندگي در دستان تواناي شماست
2- خواجه در بيتهاي 1-4-5- فرمايد ( ا ز شدت فقر قامتم در زير بار اندوه دو تا شده است و بدينه سبب از دلبران سور قامت شرمنده هستم )( بر لب ساغر معرفت به پاس آنکه مرا از اسرار روزگار باخبر ساخت بوسه مي زنم ) ( من از بازوي خود خيلي متشکرم چون زور مردم آزاري ندرام ) خود تفسير کنيد
3- مسافرت را توصيه مي کنم که ضروريست روحيه خود را تقويت کنيدبه پدر و مادر توجه داشته باشيد بسياري به زندگي شما غبطه مي خورند قدر اين زندگي را بدانيد همسر و فرزندان خوب لازمه زندگي است اما خودتان مي دانيد چه م يکنيد و چه غوغاهايي به پا مي سازيد ؟
4- شما را به آرامش و سکوت و مهر و محبت توصيه ميکنم برخداوندتو کل کنيد که روزگار خوبي در انتظار داريد
5- در 12 شب آينده خوابي خواهيد ديد کهکه سيني پر از سيب به شما هديه م يکنند نشانه ازدواج يا صاحب فرزند شدن و به ه خواسته خود رسيدن است
6- خريد و فروش صالح مي باشد ملاقات مهم و مسافرت يا خير و برکتي به دنيال داريد که موفقيت آميز است
معاني لغات غزل (323)
دستِ کوته : تهي دست، دست خالي .
زير بار بودن : در رنج و فشار بودن .
بالا بلند : بلند بالا، سرو قامت، زيباي سهي قامت .
زنجير مويي : مويي زنجير مانند و حلقه حلقه .
شيدايي : ديوانگي .
اختر شمردن : ستاره شمردن در شب، کنايه از بي خوابي و بيداري ناشي از فکر و خيال عاشقانه .
به اين شُکرانه : به شکر اين نعمت .
چه باشد ؟ : چيزي نيست، کار مهمي نيست، عجبيب نيست .
حق نعمت گزاردن : از نعمتي که ارزاني شده سپاسگزاري کردن .
به لطف آن سري : 1)به لطف آن جهاني، به لطف خدا در جهان ديگر، به لطف آن سو . 2) به لطف صاحب آن سر يعني به لطف معشوقي که آن سر قضيه است . 3) سري به زبان عربي به معناي شريف و عزيز است بنابراين چنين معنا مي دهد : به لطف آن عزيز شريف .
معاني ابيات غزل (323)
از تهي دستي و بي چيزي خود در رنج و فشارم. زيرا از روي سهي قامتان زيباروي شرمنده ام .
مگر معشوقي با زلف حلقه وار زنجير مانند خود از من دستگيري کند و گرنه کارم به ديوانگي خواهد کشيد .
اوضاع و احوال اين سپهر گردون را از من بپرس که شب تا صبح بيدار و ستاره مي شمارم .
به تصدّق و شکر اينکه جام مي، همانند جام جهان نماي جمشيد، (کيخسرو) مرا از احوال روزگار با خبر ساخت بر لبش بوسه مي زنم .
اگر مـي فروشان را دعا کردم جاي شگفتي نيست. از نعمت آنها قدرداني مي کنم .
سپاسگزار بازوان خود هستم که نيرومند نيستند و من توان آزردن کسي را ندارم .
تو کسي هستي که اگر به جاي اشک، گوهر از چشم خود به پايت ببارم سَرِ مرا از خاک برنخواهي گرفت .
(در اين دنيا) سر من مانند حافظ از باده مست است اما به عنايت و لطف خدا (در آن دنيا) اميدوار و دل بسته ام .
با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد
بازار