1. جذاب ترین ها
  2. برگزیده
کتاب

صوت/ غزل 378 حافظ؛ ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم

منبع
آخرين خبر
بروزرسانی
صوت/ غزل 378 حافظ؛ ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
آخرين خبر/ ما نگوييم بد و ميل به ناحق نکنيم جامه کس سيه و دلق خود ازرق نکنيم عيب درويش و توانگر به کم و بيش بد است کار بد مصلحت آن است که مطلق نکنيم رقم مغلطه بر دفتر دانش نزنيم سر حق بر ورق شعبده ملحق نکنيم شاه اگر جرعه رندان نه به حرمت نوشد التفاتش به مي صاف مروق نکنيم خوش برانيم جهان در نظر راهروان فکر اسب سيه و زين مغرق نکنيم آسمان کشتي ارباب هنر مي‌شکند تکيه آن به که بر اين بحر معلق نکنيم گر بدي گفت حسودي و رفيقي رنجيد گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نکنيم حافظ ار خصم خطا گفت نگيريم بر او ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنيم معاني لغات غزل(378) ميل : رغبت . ناحق : ناروا، باطل، ناصواب . جامه کس سياه کردن : کنايه از متهم کردن ديگري است . دلق : خرقه درويشي . ازرق : کبود . دلق خود ازرق کردن : کنايه از خود را به صورت صوفيان نماياندن است . مطلق : مطلقاً، قيد تأکيد، تماماً، کاملاً، بي قيد و شرط، هرگز . رَقَم : خط نوشتن، تحرير، نقش و علامتي که بر روي بسته کالا به منظور شناختن محتواي آن مي گذراند . مَغلَطه : کلامي که مردمان بدان در غلط و اشتباه افتند . (دهخدا) سرِّ حق : سِرّ خدا، راز خداوندي خدا که جز خدا کسي به آن آگاهي ندارد . ورق : برگ . وَرَق شعبده : برگ هاي کاغذ شعبده بازي . مُلحَق : در آميختن . جرعه رندان : جرعه يي از شراب دُردآلود رندان . به حرمت : از روي احترام و اعتنا . اِلتفات : توجه، اعتنا . التفاتش به مــِي صاف مروّق نکنيم : به شراب زلال پالوده شده اش اعتنا نمي کنيم . مروّق : پالوده شده، صاف شده . صاف مروّق : زلال و پالايش شده . خوش برانيم : به خوشي و خوبي به پيش ببريم و بگذرانيم . در نظر راه روان : در زير نظر و عنايت روندگان راه طريقت . اسب سيه : اسب سياه، نژادي مرغوب از اسب راهوار . زين مُغَرق : زين اَسب غرقه در جواهرات، زين نقره کاري شده، نقره کوب شده . ارباب هنر : صاحبان هنر و فضيلت . معلّق : واژگون . نگيريم بر او : بر او خرده نگيريم ، به او اعتراضي نکنيم . جدل : پيکار، مجادله . معاني ابيات غزل (378) 1) ما به بدگويي کسي نپرداخته و گرايشي به کارهاي ناروا نمي کنيم . جامه کسي را سياه و جامه خود را کبود جلوه نمي دهيم . 2) عيب و ايرادگيري از فقير به سبب ناداري و از توانگر به سبب دارا بودن کار بدي است و صلاح در اين است که هرگز کار بد و ناروا از ما سر نزند . 3) بر دفـتر آفرينش خط باطل نمي کشيم و راز آفرينش را با برگ هاي شعبده بازي و چشم بندي نمي آميزيم . 4) اگر پادشاه از شراب رندان و آزادگان جرعه يي از روي احترام ننوشد ما هم به شراب ناب زلال او اعتنايي نمي کنيم . 5) راه زندگي دنيوي را به دستور و زير نظر روندگان طريقت به خوبي و خوشي در مي نورديم و در انديشه داشتن اسب سياه راهوار و زين نقره کوب نيستيم . 6) آسمان، اين درياي کبود، کشتي هنرمندان را در هم مي شکند بهتر آن است که به اين درياي واژگون متّکي نباشيم . 7) اگر حسودي بدگويي کرد و دوستي رنجيده خاطر شد به او بگوييد که رنجيده خاطر نشود زيرا ما به گفته اشخاص احمق (حسود) گوش نمي دهيم . 8) حافظ اگر دشمن (درباره ما) حرف ناروايي زد بر او ايراد نمي گيريم و اگر راست گفت با سخن حق از در مخالفت بر نمي آييم . با کانال تلگرامي «آخرين خبر» همراه شويد
00:00/00:00

صوت/ غزل 378 حافظ؛ ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم

صوت/ غزل 378 حافظ؛ ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
00:00
00:00
صوت/ غزل 378 حافظ؛ ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
1 / 1
صوت/ غزل 378 حافظ؛ ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
00:00
00:00
0.1 MB
اخبار بیشتر درباره

اخبار بیشتر درباره