بخشی از کتاب/ پدرم به کار کردن باور داشت

بخشی از کتاب/ پدرم به کار کردن باور داشتبخشی از کتاب/ پدرم به کار کردن باور داشت
1
0
1
1398/11/29 - 14:36
8
1398/11/29 - 14:36

آخرين خبر/ پدرم به کار کردن باور داشت. بسيار به اينکه شاغل است مفتخر بود. بعضي اوقات که بيکار مي‌شد، شرمنده بود. آنقدر شرمگين بود، که صبحها از خانه خارج مي‌شد، و عصرها بازمي‌گشت، تا همسايه‌ها متوجه نشوند بيکار است. من اما مرد همسايه را دوست داشتم. او فقط روي صندلي‌اي در حياط‌خلوتش مي‌نشست، و به دايره‌هايي که بر ديوار گاراژش نقاشي کرده بود، دارت پرتاب مي‌کرد. در لس‌انجلسِ سال۱۹۳۰ او خردي داشت که گوته، هگل، کيرکگارد، نيچه، فرويد، جسپرز، هايدگر و توينبي هم به سختي مي‌توانستند انکارش کنند. چارلز بوکفسکي

اخبار برگزیده