آخرین خبر/ ‌درست مثل من از عشق خود پشیمان بود
زنی که پشت بهار دلش زمستان بود

زنی که شعر برایش کم است و می‌باید
برای لمس قدم‌های او خیابان بود!

شنیدم از همه، در شهر هر که او را دید
سه هفته آب و غذایی نخورد و حیران بود!

دو چشم داشت که از حد مرگ زیباتر
ولی نگفت پری بود یا که شیطان بود

دو چشم گرگ که بعد از دریدن یوسف
دلیل کینه و خشم زنان کنعان بود

ردای شعله به تن کرده بود اما شکر…
برای من که خلیلش شدم گلستان بود

دهان گشود گمان کردم انزلی اینجاست
هزار بحر خزر در گلوش پنهان بود

نسیم، نام زن عاشقانه هایم بود
که نام واقعی اش باد بود، طوفان بود

امید صباغ نو