خبرگزاری کتاب ایران/ شک منی، یقین منی، نیستی مگر؟!
انگاره های دین منی، نیستی مگر؟!

هم قبله‌ی نماز منی هم نیاز من...
چون مهر بر جبین منی، نیستی مگر؟!

پیوسته با کمان دو ابرو میان شهر
عمری است در کمین منی، نیستی مگر؟

با آن شکوه شرقی و با این غم نجیب...
بانوی سرزمین منی، نیستی مگر؟!

من مستحق نیش توام، دیگری چرا؟
محصول آستین منی، نیستی مگر؟!

محمد سلمانی