تسنيم/ «دعوت» فرم تأييد و رد صرف نيست بلکه فرم روايتگري است؛ من بايد در مقام روايتگري بگويم که ازدواجهاي مجازي واقعاً اتفاق ميافتد و بعد در مقام بعدي خطکشي کنم. متأسفم که در يک برنامه تلويزيوني، جاي واسطهگري ازدواج با «دلالي» عوض شد.
تلويزيونِ رمضان با سريالها و برنامههايش هميشه بيشترين مخاطب را داشته ولي امسال قدري از شرايط اوج گذشته فاصله گرفته است. چه سريالهايي که آن سنخيت لازم را با فضاي رمضاني ندارند و چه برنامههايي که مباحثي مطرح ميشوند دچار چالش است. ولي تلويزيون به حضور مکرر و عادت دادن مردم به يک نوع گرايش برنامهاي پايان داد. به گونهاي فرصت در اختيار برنامهسازان ديگري قرار گرفت. «دعوت» شبکه يک جزو همين برنامههايي بود که به رسم گذشته خود عمل نکرد و امسال جُنگ شبانه ندارد.
«دعوت» ساعت 19:30 در حالي روي آنتن ميرود که مثل عادت هيچ برنامهسازي ساخته نشده که يک مجري و يک مهمان يا کارشناس مقابل هم بنشينند و برنامه جلو برود. اينجا کارشناس با مهمان گفتگو ميکند و به رسم هميشگي يک مجري پلاتوهاي آنچناني هم نميگويد. اما با دوربين آشناست و پيش از اين هم در برنامههاي ديگري حضور داشته است. از طرفي ديگر با موضوع برنامه که خانواده، ازدواج و سبک زندگي است هم بيگانه نيست.
او در شروع با حاشيههايي از سوي فضاي مجازي مواجه شد و سپس اين برنامه را محکوم کردند به کپيبرداري يا درآوردن اداي «ماهعسل». در جايي هم پيرامون دعوت مهمان يک زوج که بحث ازدواج اينترنتي مطرح شد مجري کارشناس(حجتالاسلام محمد برمايي) اين نوع ازدواج را تبليغ کرده است. در صورتيکه او در گفتگو با خبرنگار خبرگزاري تسنيم به تفصيل درباره اين حاشيهها و اتفاقات صحبت کرده است. از طرفي مجتبي کشاورز تهيهکننده با سابقه تلويزيون که چهار سال «دعوت» شبکه يک را براي ايام رمضان آماده ميکند نيز در اين گفتگو به پيداها و ناپيداهاي «دعوت» ويژه برنامه افطار امسال تلويزيون اشاره کرد.
فارغ از تمام حاشيههايي که براي اجراي روحاني برنامه «دعوت» درست کردند و حتي گفتهاند و نوشتهاند چرا بازيگران به عنوان مجري تلويزيون نباشند ولي يک روحاني باشد! يا عبارتهاي حاشيهاي ديگر که هرکدام مولد هجمههاي هدفداري است که هر روز هم گستردهتر ميشود. ولي به واقع يکي از نقاط تمايز راهبري برنامه توسط «برمايي» شبيه به کليشههاي گذشته همان نصيحتهاي آخوندي مرسوم و برنامههاي روتين تلويزيوني نيست. چون خيلي دنبال درآوردن گريه مهمانان و يا حاشيه رفتن در بحث نيست. او دنبال گفتگوهاي جاندارِ علمي است تا مخاطبين به ازدواج و اميد در زندگي، سوق پيدا کنند. نکتهاي که در جريان گفتگو بارها اين کارشناس خانواده به آن اشاره کرد.
در تيتراژ برنامه «دعوت» به موضوع خانواده، سبک زندگي و اميدآفريني توجه شده و به شدت با موضوع برنامه همخواني دارد. از طرفي انتخاب «برمايي» هم زياد دور از دسترس نيست چون زبان آخوندي به يک گمشدهاي در تلويزيون تبديل شده بود؛ زباني که در دو دهه اخير فاصله مردم و حاکميت را کم ميکرد. اين زبان آنقدر گوياست که در قسمت سوم برنامه، وقتي بحث فرزندآوري مطرح ميشود اينجا به سبک متلکپراکنيهاي نامأنوس «مهران مديري» انتقاد انجام نميشود بلکه با يک لحن مردمي موضوع قيمت بالاي پوشک پيش کشيده ميشود.
برنامه «دعوت» موضوع واسطهگري را هم به ميان ميآورد نه به سبک برخي از برنامهها که انگار ميداندار دلالي و بيزنس هستند. اينجا حرف از يک سنت به خوبي زده ميشود. يا به سراغ يک زوج سوسنگردي ميرود و درباره مشکلات سيل و اتفاقات چند وقت اخير ميپردازد. هرچه جلوتر ميرويم «دعوت» به جايي ميرسد که مشخص ميشود روحانيون بهترين وظيفه اجتماعي که ميتوانند برعهده بگيرند، پرکردن خلأهاي گفتماني ميان مردم و حاکميت است. اين گفتمان البته مدتي بود در عرصههاي اجتماعي پنهان شده بود و جاي اين نوع گفتمانها را سلبريتيها گرفته بود. صداوسيما با اين نوع برنامهريزي شايد ميخواهد از آن شکل محدود به سمت اجراي برنامه هاي پژوهشمحور بدون حاشيه مجريان خاص برود.
در پشت صحنه برنامه «دعوت» خبري از سلبريتي خاص و رنگ و لعابهاي آنچناني نبود. اتفاقاً لوکيشن هم در پرديس تئاتر تهران بود و لحظاتي قبل از شروع برنامه مجالي شد تا با مجتبي کشاورز تهيهکننده برنامه «دعوت» و حجتالاسلام محمد برمايي گفتگويي انجام دهيم.
مشروح اين گپ و گفتها را در ادامه ميخوانيد:
*آقاي کشاورز شما را به عنوان يک تهيهکننده شناسنامهدار در شبکههاي تلويزيوني ميشناسند. «برنامه دعوت» را سالهاي رمضان در قالب جُنگ رمضان ميديديم و امسال در قالب برنامه «افطار» شبکه يک روي آنتن رفت. از ابتدا هم صحبت شد قرار است کلاس درسي براي سبک زندگي و ازدواج باشد. چطور به اين طرح رسيديد؟
«دعوت» حاصل يک تجربه چهار ساله است که در سالهاي گذشته در قالب جُنگ استيجي بود که البته در آن فضا هم سعي ميکرديم با موضوع و سوژه به روز پيش برويم. «دعوت» بعد از چهار سال بايد به يک بلوغ محتوايي ميرسيد. به همينخاطر با تدابير مديران شبکه و صحبتهايي که کرديم، ديديم جشن را شبکههاي ديگر براي آخر شب مردم دارند. لازم بود برنامه به يک غناي محتوايي و بلوغي برسد و طرح در قالب يک برنامه خانواده محور به شبکه ارائه شد و شبکه بسيار استقبال کرد. چرا که اساساً زمان افطار ماه رمضان يک فرصت دورهمي خانواده ايراني است و توفيق اجباري که خانوادههاي ايراني دور يک سفره بنشينند. در فرهنگ ايراني-اسلامي ما هميشه سفره افطار يک سفره خانوادگي بوده و هست. ما هم سعي کرديم طرح «دعوت» را به اين سفره خانواده گره بزنيم. معضلاتي که سالها در بحثهاي خانواده و زندگي جوانان وجود دارد را به عنوان يک طرح تلويزيوني درآورديم . يک جلسه با مدير شبکه داشتيم بسيار از طرح استقبال شد. بنابر آن فرم ارسالي، قرار شد «دعوت» امسال ويژه برنامه افطار شبکه يک باشد.
افطار شبکه يک يک فضاي متفاوتي با ساير شبکهها دارد و لاجرم ناگزير به اداره زمان محدود آن هستيم. چرا که قبل از برنامه، خبر ساعت 19 و بعد از برنامه، اذان مغرب و عشاء را داريم. نه ميتوان برنامه را زودتر و نه ديرتر اجرا کنيم. با اين اوصاف، به اين جمعبندي رسيديم که شخصيتي به نام مجري از برنامه حذف شود. اگر مجري بگذاريم بخشي از برنامه با پلاتوها و ديالوگهاي مجري صرف ميشود و چون با پژوهشمحوري، «دعوت» روي آنتن ميرود بايستي يک نقطه اوج و فرودي داشته باشد. اصطلاحاً ميبايست برنامه را با يک محتواي مبنايي آغاز ميکرديم و با يک نتيجهگيري درست به پايان ميرسانديم. يک کسي را ميخواستيم دانش داشته باشد و بتواند اين فضا را اداره کند.
«برمايي» معرفي شد تا تخصصي درباره خانواده بحث کنيم
چند مولفه براي برنامه افطار ماه رمضان لازم بود و برنامه ما به عنوان يک برنامه خانوادهمحور سه مولفه اصلي "اميد در زندگي"، "سبک زندگي ايراني- اسلامي" و "تکنيکهاي دوام يک زندگي خوب" را دنبال ميکند. در عين حال بايد چند نکته هم رعايت شود؛ نکته اول کسي که اين گفتگو را راهبري کند بايد به مباحث خانواده و تهديدها و فرصتهاي خانواده اشراف داشت. در وهله بعدي کسي که به عنوان راهبر انتخاب ميشد با مديوم تلويزيون بيگانه نباشد و از حيث جذابيتهاي برنامهاي بتواند مقبول مردم باشد. نکته چهارم، ميتوانست تجربه راهبري يک برنامه تلويزيون هم داشته باشد. به همينخاطر شروع به رايزني و انديشهورزي کرديم و بنابر توان و تخصص «حجتالاسلام برمايي» که سالها کارشناسي خانواده را انجام ميدهند و مديوم تلويزيون را ميشناسند، از طرفي به ذات برنامه افطاري، معنويت را ميشناسد و به شخصي نياز داشتيم که در لحظههاي معارفي، بر نکات و اطلاعات ديني و معارفي مسلط باشد به شبکه پيشنهاد داديم.
به احترام سليقه و محتوا، مجري کنار گذاشته شد
خوشبختانه تاکنون هم گفتگوهاي خوبي در برنامه انجام شده است. البته ناگفته نماند از مجري استفاده نکرديم تا هيچجايي از اين گفتگو را از دست ندهيم، يا بحث به انحراف کشيده نشود. در اين فرم گفتگوها يک بحث کوتاهِ غيرتخصصي هم مطرح شود گفتگوي جاندار و تخصصي را به حاشيه سوق ميدهد. جالب است که آيتمهاي زيادي هم توليد کردهايم و آماده نمايش هستند ولي وقتي ديديم گفتگوها جاندار و پرکشش هستند به خاطر حداکثر استفاده مردم از روايت و انتقال تجربه خوبي براي يک زندگي، به احترام سليقه و محتوا، آيتمها را پخش نکردهايم.
ما شبيه «ماه عسل» نيستيم
*چرا امروز شما را محکوم ميکنند به ماهعسل بازي؟
«ماه عسل» در دهه گذشته بدون اغراق يکي از موفقترين تاکشوهاي تلويزيوني بود و احسان عليخاني و تيم اجرايي اين برنامه يکي از موفقترين تيمهاي برنامهسازي خصوصاً توليد يک برنامه گفتگومحور بودند. به نظرمن هرکسي در رسانه بتواند مخاطب را از راه درست جذب کند قابل احترام است. به هر صورت و دليلي، «ماه عسل» امسال روي آنتن نرفت؛ اينکه ميگويند ما شبيه «ماهعسل» هستيم، من چنين اعتقادي ندارم. ما شبيه برنامهاي نيستيم، ما شبيه «دعوت» هستيم. اي کاش به جايي برسيم اگر کسي کار خوبي کرد ياد بگيريم از نقاط قوت همديگر بهره بگيريم. اگر يک جايي هم نقطه قوتي از «ماهعسل» را داريم از آن ابايي نداريم. اما با تمام اين تفاسير، ما کپي هيچ برنامهاي نيستيم!
البته اينکه بسياري هم احساس ميکنند ما شبيه «ماهعسل» شديم يک دليل رسانهاي دارد. زيرا مردم 13 سال روي آنتن عادت کردند «ماهعسل» ببينند. اين مردم به ذات عادت کردند «ماهعسل» ببينند و در ناخودآگاه خودشان همهچيز را با اين برنامه مقايسه ميکنند. ما «ماهعسل» نيستيم؛ «ماهعسل» يک برنامه اجتماعيتر و عموميتر است و ما يک برنامهاي با تِم خانوادگي هستيم. فضاي روايتهاي برنامه «ماهعسل» با فضاي روايتهاي برنامه ما متفاوت بود. اما هيچ ابايي نداريم که اگر «ماهعسل» يک نقطه قوتي داشت ما يک جاهايي آن را به درستي تکرار کنيم هيچ مشکلي با آن نداريم. ما از روزي که شروع کرديم و تصميم گرفتيم به ساخت «دعوت» حتي فکر نکرديم کدام شبکه چه برنامهاي دارند. ما هميشه به ساخت «دعوت» فکر کرديم.
10 روزه به 40 موضوع، سوژه و مهمان رسيديم
*مهمانان «دعوت» بر چه اساسي انتخاب ميشوند؟
ما 10 روز قبل از ماه مبارک رمضان که تصميم گرفتيم «دعوت» را بسازيم يک اتاق فکري راهاندازي شد که براي دعوت چه کار کنيم. رويکردهاي اصلي درآمد. حدود 40 موضوع براي مهمانهاي هر شب و محتواهاي هر شب تهيه شد. يک تيم سوژهيابي و پژوهشي داريم و اين گروه 40 تا محور و 40 سرفصل اصلي گفتگوها را مشخص کردند. با توجه به موضوعي که از قبل درباره آن صحبت کردهايم مهمانها دعوت ميشوند. شايد اينجا مطرح شود که در طول اين 10 روز زمان اندک چطور براي 40 موضوع سوژه و مهمان طراحي کرديد؟ زمان ما خيلي کم بود و سعي کرديم از افراد با تجربه و کاربلد حوزه برنامهسازي که سالها کار کردهاند بهره ببريم و در حقيقت زماني کشته نشد. با توجه به موضوعاتي که در اتاق فکر بررسي ميشود و در مورد آن از قبل انديشه شده، به تأييد شبکه هم رسيده، مهمانها براساس سوژهها هر شب پيدا ميشوند و به برنامه ميآيند.
صفحههاي مجازي مهمانان را هم بررسي کرديم
*براي اينکه شبههاي در انتخاب مهمانها ايجاد نشود چه کاري انجام دادهايد؟
براي اينکه برخي از حواشي تکرار نشود حتي صفحه اينستاگرام مهمانان را هم مورد بررسي قرار ميدهيم. البته ادعايي هم نداريم که صددرصد بدون ايراد و مشکل هستند اما حداکثر تلاشمان را داريم اتفاق فاحشي نيفتد. همه اتاق فکر و تيمهاي تحقيقي و پژوهشي ما به طور کامل سابقه مهمانها را مورد بررسي قرار ميدهند، حتي محيط هاي شخصي مهمانها مورد رصد و پايش قرار ميگيرد.
*يک چالشي در فضاي مجازي درست شده که اگر بازيگران بد است اجرا کنند چطور براي روحانيون بد نيست اجرا کنند...
ما بازيگر را چرا مجري کرديم؟ دليل مجري شدن يک بازيگر در يک برنامه چه بود. هر بازيگري براي اجرايش دليل داشت بايد آن برنامه را اجرا کند. اگر بازيگر را به خاطر چهرهاش مجري کرديم، راه را اشتباه رفتيم. ما اصلا به خاطر اينکه يک روحاني وارد برنامه کنيم اين کار را نکرديم. کارشناس حوزه خانواده بود و فضاي ماه رمضان به يک پايه اطلاعات معارفي و خانوادگي نياز دارد. به دليل حوزه کاري کارشناس برنامهمان که فضاي رمضان، خانواده و بر معنويت مسلط بودند اين انتخاب انجام شد. بيتقوايي بود که اگر اين حوزه تخصصيشان نبود و اين کار را ميپذيرفتند. ايشان مجري برنامه «دعوت» نيستند، پلاتوگويي انتظار نداريم و فقط علاوه بر راهبري موضوع بحث برنامه بتواند با مخاطب برنامه ارتباط داشته باشد.
«دعوت» خانوادگي است و بايد متخصص خانواده انتخاب ميشد
اما اين چالشي که راه انداختند اگر بازيگر نيست روحاني نباشد! من اين چالش را ميپذيرم بازيگر نبايد روي آنتن باشد. به خاطر اينکه يک کسي صرفاً در سينما موفق بود حتما نميتواند در مقام اجرا هم موفق باشد. يک کسي اگر در يک سريال تلويزيون ديده نشده قرار نيست مجري خوبي باشد. البته در عين حال، کسي حرف خوب حرف ميزند هم دليل بر اجراي خوب نيست. اين که ميگويند سلبريتيها اجرا ميکنند صفحه مجازيشان مملوء از فالوور طرفداران است از آن طرفداران استفاده کنند برنامهشان بيننده داشته باشد. اما اين برنامهها عمدتاً محتوايي ندارند و استفاده صرف از چهره براي به رخ کشيدن يک برنامه بدون محتوا، دليل خوبي براي رسانه نيست. تخصص کارشناس برنامه «دعوت» خانواده است و به خوبي انتخاب شده مگرنه برنامه عمومي از آب درميآمد نه تخصصي خانواده!
ما به خاطر سلبريتي بودن کسي، کسي را نميآوريم
*آيا شاهد حضور سلبريتي هم به عنوان مهمان برنامه «دعوت» خواهيم بود؟
ما هيچ منعي براي حضور سلبريتي يا آدمهاي معروف در برنامه نداريم. به موضوع و فرم موضوعاتي که چيده شده هر نوع فرد و قشري هماهنگ شود سلبريتي باشد يا از کف جامعه باشد فرقي نميکند از او استفاده ميکنيم. ما به خاطر سلبريتي بودن کسي، کسي را نميآوريم ما به خاطر محتوا، آدمهايمان را انتخاب ميکنيم.
تيتراژ يک اتفاق جداي از برنامه نيست
*درباره دکور، تيتراژ و ويژبرنامه عيد فطر نکتهاي داريد بفرماييد.
تيتراژ سه مولفه اساسي در رسانه دارد؛ موسيقي، اکشن و تصوير. متأسفانه مُد شده از خواننده سوال ميکنند کار آماده چه چيزي دارد که براي تيتراژ استفاده کنند. اما تيتراژ ابتدا و انتها برنامه «دعوت» توليد شده و فضاي اميدبخش خانواده را هم در تصوير و هم در صدا دارد. تيتراژ يک اتفاق جداي از برنامه نيست و بيننده احساس نميکند وارد يک برنامه خاص ميشود. از ملودي و جنس ملودي، خوانندگي، اجرا و تصويرگذاري کاملاً بر روي آن فکر شده است. در تيتراژ انتهايي هم يک نکته قابل توجهي وجود دارد که سالار عقيلي امسال سه تيتراژ شبکه سه، پنج و يک را در حالي ميخواند که يکي از ماندگارترين آثار تلويزيوني خودش را براي برنامه «دعوت» ثبت کرده است.
عروسي بزرگ «دعوت» در روز عيد فطر
دکورمان هم فضاي خانوادگي دارد؛ يعني در عين حفظ المانهاي ايراني-اسلامي به مدرنيته هم توجه دارد. کما اينکه يکي از مولفههاي يک برنامه موفق يک دکور موفق و چشمنواز است. خوشبختانه براي ويژه عيد فطر امسال يک عروسي بزرگي را درنظر گرفتهايم که البته در ادامه جريان برنامههاي رمضاني «دعوت» روي آنتن خواهد رفت.
ديگر فرم سنتي در فضاهاي تلويزيوني جواب نميدهد
*حجتالاسلام برمايي! به عنوان مقدمه شما را بارها مخاطب در کسوت يک کارشناس خانواده که در آموزش مهارتهاي دين و روان چندينسال فعاليت حرفهاي و تخصصي داريد حالا در مديريت صحنه «دعوت» يا به قولي مجري «دعوت»؛ از اين تجربه بگوييد؟
من براي حوزه تخصصي و طلبگي خودم محدوديت قائل نيستم. وقتي کسي وارد عرصه رسانه ميشود منبر او هم رسانهاي ميشود. ديگر فرم سنتي در فضاهاي تلويزيوني جواب نميدهد هرچند آن قابليت و شرافت ذاتي خودش را دارد. و مقايسه کردن «محمد برمايي» در رسانه و لباس طلبگياش با رسانه يک اتفاق متفاوتي است. بنابراين من فکر ميکنم در حوزه طلبگي، مبلِّغ يک خانواده ايراني-اسلامي متعادل با قابليت دانش، مهارت و تعالي بالا هستم. براي من فرقي نميکند چه برنامهاي و با چه ساختار و چه فرمي باشد. که البته بايد يکسري گزينههايي را پيشفرض داشته باشد.
حجتالاسلام قرائتي وارد تلويزيون عبايش را کنار گذاشت
نکته دوم اينکه اگر بپذيريم مَنِ روحاني وارد رسانه ميشوم بايد فرمهاي قالب رسانهاي را بپذيرم. نميتوانم در اينطور مواقع براي خودم يک فرم جداگانهاي داشته باشم. مثل اينکه حجتالاسلام قرائتي وقتي وارد تلويزيون ميشود فرم تلويزيون را پذيرفت و عبايش را کنار گذاشت نه اينکه به خاطر جسارت شخصي قرائتي اين اتفاق افتاد. امروز استاد قرائتي يک سرمايه بسيار عظيمي براي تلويزيون به شمار ميرود که 40 سال تداوم جدي در اين قصه داشته است. من نگاهم به آدمهاي موفق در رسانه اين بوده؛ آدمهايي مثل استاد قرائتي و اين طور کساني که به عنوان روحاني وارد ميشوند به يک اصلي پايبند هستند بايد يک زيطلبگي را رعايت کنند که اخلاق حرفهاي طلبههاست. نکته مهم براي حضور روحانيون در تلويزيون اين است که به حوزه تخصصي خودشان ورود کنند و به هيچ عنوان به حواشي نپردازند که حاشيه يک طلبه را از بين ميبرد.
اين اتفاق افتاد که مجري عملاً نباشد!
من وارد قالبي شدم به سفارش، تهيه و مديريت اصحاب رسانه اين اتفاق رقم خورده و علاقه شخصي من نبوده است. هفت سال پيش هم در برنامه «آبي آسماني» و در سال 95 هم برنامه «عيار24» شبکه قرآن به دليل فراخور مباحث تخصصي و طلبگي خودم اجرا کردم. اما «دعوت» فرق ميکرد و وقتي به من پيشنهاد شد ساختار برنامه را همين تيپي ديده بودم نه با اجراي خودم، بلکه به عنوان يک کارشناس در برنامه حضور داشتم. بعد يک باره مواجه شدم با اينکه زمان ما کم است و از طرفي ديديم ساختار برنامه با دو مجري بخواهد ادامه پيدا کند شاکله برنامه از بين ميرود. ديالوگها زياد ميشود و گفتگو در زمان کوتاه پيش از اذان جواب نميدهد. مديران و دستاندرکاران امر اعتقاد داشتند مديريت صحنه به عهده کارشناس برنامه باشد. تا دقايق پاياني پافشاري کرديم يک مجري حتي کمرنگ در کنار ما باشد. اما اين اتفاق افتاد که مجري عملاً نباشد! از کجا فکر کردم ميتوانم اين کار را انجام دهم يک گذشتهاي داشتم و از توانايي شخصيام مطلع بودم. نکته بعد اعتقاد داشتم کار تخصصي خانواده است. يعني من دغدغههاي شخصيام را لا به لاي روايتگري زندگي مردم پيدا ميکنم و به مخاطبينم ميدهم.
مشورت کردم و 90 درصد گفتند به ميدان بروم
ما رويکردمان در برنامه «دعوت» امسال دين و روان است. مباحث روانشناختي را براساس اصول ديني مطرح ميکنيم. بهترين فرصت، ماه مبارک رمضان است که مردم با عميقترين باورهاي ارزشيشان و نظامهاي دينيشان در ارتباط هستند و زندگي ميکنند. در اين راستا مباحث خانواده مطرح شود و با استرس و اضطراب بالا اين مسئوليت را پذيرفتم. با خيلي از کاربلدها مشورت کردم، تقريباً 90 درصد مشورتهاي من به اين نتيجه ختم شد که به اين ميدان ورود کنم.
اينجا مديريت در کلام و محتوا را يک روحاني انجام ميدهد
نکته سوم باز تعريف حضور رسانهاي روحانيون در رسانه بود. حضور روحانيون در رسانه ملي که هميشه يک نفر مينشيند در مقابل و با يک روحاني گفتگو ميکند اين پلت فرم را ميتوان تغيير داد. بعد از استاد قرائتي کسي اين کار را نکرده و اين مدل «سمت خدايي» و «تا نيايش» را تغيير بدهيم. جايي که مديريت در کلام و محتوا در ديالوگ و مونولوگ هر دو در اختيار يک روحاني قرار بگيرد. اين بازيابي هنر رسانهاي براي من جذاب بود که به لحاظ فضاي تخصصي، اين کار اتفاق بيفتد.
*بازتابها را چطور ديديد و فکر ميکنيد چرا آنقدر حواشي براي «دعوت» درست کردهاند؛ يا به قولي اين حواشي از کجا و براي چه شروع شد؟
قبول داريد فضاي مجازي و رسانه ما حاشيه زده است اگر اين را بپذيريم من هم در همين رودخانه حرکت ميکنم. اگر من مراقب باشم به کسي نزنم ولي کساني هستند به من بزنند. خيلي هم مراقبت ميکنيم ما را نزنند و تصادف نکنيم، خط قرمزها را رد نکنيم و حاشيه درست نکنيم. زيرا ما نيامديم خانواده ايراني را به حاشيه بکشانيم! من اصلاً اصرار ندارم خانواده و سوژههايي که در «دعوت» مطرح ميشوند به حاشيه بروند. به شدت اين کار غلط است. من دوست ندارم چون ما آمديم به خانواده کمک کنيم و نيامديم براي خانواده مانعتراشي کنيم. عملاً اين حواشي وجود دارد خصوصاً حواشي اجراي سلبريتيها، بازيگر و از ايندست که در تلويزيون قبل از حضور من اتفاق افتاده و اصلاً ربطي هم به حضور من نداشته است. نکته بعدي اين است شايد من بهانه اعتراض قرار ميگيرم که چرا به ما بازيگران ميگوييد نه ولي به روحانيون ميگوييد بله.
شما قطعاً در برنامههاي آتي مرا در يک جايي غيرمرتبط نميبينيد و اگر موضوع تخصصي باشد من در آن ميدان حضور خواهم داشت. اينکه من بروم يک مسابقه اجرا کنم چون ميتوانم يا فن بيان خوبي دارم کار اشتباهي است. من دارم يک برنامه مبتني بر معارف خانواده را اجرا ميکنم. نکته بعدي هم اين است که هميشه سر برنامههاي افطار دعواست، چون مهمترين برنامهها هستند و بيشترين بينندهها را دارند. هميشه از تلويزيون انتظار ميرفته و انتظار ميرود که بهترين برنامههاي معارفي با نگاه مهارتي را براي اين ايام داشته باشند. نکته مهمتر اين است که به دوستان منتقد خودم که خيرخواه هستند، به نظرم بايد بپذيرند ساختارهاي يک طلبه در حوزه علميه و در رسانه ملي يک مقداري تغيير کند شايد هنوز به ديد من نرسيدند و فرصت بدهند به اين ديد برسند.
*برخي نوشتند و در فضاي مجازي نشر دادند که اين طلبه «دعوت» به گونهاي صحبت ميکند که انگار پُزِ روشنفکري دارد. يا الان روي آنتن رفته جوّ آنتن او را گرفته و شايد هم دلايل ديگر.... کليد اين حواشي هم شايد از همان حضور زوج فضاي مجازي روي آنتن «دعوت» خورد. يعني اين نوع ازدواجها مورد تأييد است...
وقتي فرم «دعوت» را درنظر بگيريد اين فرم تأييد و رد صرف نيست، بلکه فرم روايتگري است. ما درست است نميتوانيم برخي از حرفها را در رسانه ملي بزنيم ولي در مردم و جوانهاي ما وجود دارد. وقتي ميگويم در فضاي مجازي آشنا ميشوند واقعاً اين اتفاق امروز ميافتد. من بايد در مقام روايتگري قدري درباره اين موضوع صحبت کنم و بعد در مقام بعدي خطکشي کنم. در خطکشيها قبول دارم يک مقداري از روي ادب و احترام رعايت مهمان را کردم. ولي واقعيت اين است که در ده برنامه گذشته يک جايي مخالفت ميکنيم و يک جايي درستش را ميگوييم.
اين بدين معني نيست تِمِ روشنفکري بردارم و اين واقعيت جامعه است. اين همه سمينارهاي متعددي در دانشگاه دارم و از روانشناسان و جامعهشناسان بپرسيد ميگويند صحت دارد؟ ما ميخواهيم واقعيتها را نشان دهيم اين صداقت و رئاليتيشوي برنامه ماست. نميخواهيم يک مانور روشنفکري راه بيندازيم که بگويند مگر روحانيون هم روشنفکري ميدانند! از اين حرفها بزنند. واقعاً اين طور نيست؛ ما ساختار و چارچوبي داريم در فيسبوک و اينستاگرام باشد بايد يک ساختار اخلاق ديني را رعايت کرده باشد.
متأسفانه اين فضا هست. نکته شخصيتي خودم را بگويم هم سابقهام مشخص است و هيچوقت در هيچ جايي ژست روشنفکري نگرفتهام و در هيچ جريان ضدانقلابي شرکت نکردهام. معتقدم وقتي من وليفقيه دارم و نظام ارزشي دارم که آن نظام ارزشيام از موقعيتها و مصاديق متفاوت و دغدغههايش ميگويد. صفحه رهبري در اينستاگرام مشخصاً استراتژي برنامه «دعوت» در موضوعاتي است که سبک زندگي و مباحث خانواده دنبال ميکند.
جاي واسطهگري ازدواج با دلالي عوض شد
در يکي از شبکههاي تلويزيوني يکي دو شب قبل از ما يک برنامه واسطهگري امر ازدواج روي آنتن رفت. ميدانيد که واسطهگري امر ازدواج يک روش و سنت دنيوي و اخروي براي يک مومن محسوب ميشود. رهبر معظم انقلاب هم ميفرمايند اي کاش اين اقدام در امر ازدواج- واسطهگري- رواج پيدا کند که اين سنت فراموش شده است. از طرفي الان با ترسهاي اجتماعي مواجه شده حتي در ميان مذهبيها هم چنين کاري نميکنند. اين يک سنت است و در آن برنامه شبيه به يک دلالي و بيزنس مطرح شد. بيشتر از اينکه ترس مردم را بگيرد به ترس مردم اضافه کرد و شبيه به يک حماقت اجتماعي جلوه داده شد. حتي از مهماني استفاده شد که در تجرد قطعي است و فسلسفه ازدواج براي اين نوع افراد نامفهوم است و نميتواند الگوسازي کند.
بگذار بگويند من روشنفکر هستم!
نکته مهمتر اين است رسالت مَنِ طلبه اين است بگويم به خدا طلاق زياد است ولي در عين حال مردم زندگيهاي خوبي دارند. اين همه آدم مؤمن و متدين زندگي ميکنند و زندگي درستي هم دارند. برخي معتقدند اين قصهها ديگر باورکردني نيست بخدا حال خانواده ايراني ناجور نيست. اين حال و احوال بستگي به اين دارد ما چقدر متدينانه زندگي ميکنيم. بگذار بگويند من روشنفکر هستم! مگر ما روشنفکر ديني نداشتيم. امام موسي صدر نبود، حضرت آقا نيستند و شهيد بهشتي نبود. اين قصه قصهاي نيست که الان با آن شوخي کنيم ما 175 هزار طلاق در سال 96 داشتيم کسي نگران نشد. هنوز داريم طلاقها را برجسته ميکنيم در صورتيکه بايستي زندگيهاي خوب و موفق را برجسته کنيم.
کساني به من پيام ميدهند که «دعوت» باعث شد طلاق نگيرند
دختر و پسر دهه هفتادي را به تلويزيون آورديم، اميد در زندگي موج ميزند. ما دوست نداشتيم به بدبختي مردم بپردازيم. ما در «دعوت» استقامت، اميدواري،جهاد، ايمان، تديّن و تعهد مردم را ميگوييم و درباره عفت يک زن صحبت ميکنيم؛ خانمي مهمان برنامه ما بود که همسرش معتاد بوده ولي به خلاف نرفته است. کساني بودهاند که در دايرکت صفحه اينستاگرامشان به من پيام دادند اين برنامه باعث شده که من طلاق نگيرم. اين برنامه باعث شد که من به اشتباهم پي ببرم.
*بسياري از کارشناسان اعتقاد دارند برنامه «دعوت» اداي «ماه عسل» را درميآورد؟
اگر تمام پلت فرم رسانهاي دَمِ افطار در ده سال گذشته را نگاه کنيد ماه عسلي است. به خاطر اينکه «ماه عسل» يک فکر بکري از روايتگري زندگي مردم بود که در ده سال گذشته براي مردم پاسخگو بود. مردم دَمِ افطار را با معناي زندگي، رنج و معاني اجتماعي آشنا ميکرد و خيلي به مردم مفهوم ميداد. اين ابتکار و رونق به کمک تهيهکنندگان و بعدها به کمک احسان عليخاني آمد و به نظرمن اتفاق خيلي خوبي را براي آنتن تلويزيون رقم زد. شايد بگويم ما امسال شانس آورديم که «ماه عسل» روي آنتن نرفت مگرنه ما ديده نميشديم. اما چرا برنامه ما هم رنگ و بوي «ماه عسل» دارد. واقعيت اين است که تا رسانه بخواهد با يک خلاقيت جديدي روبرو شود محکوم ميشود به همان نوع پلتفرم قبلي؛ بنابراين ما به صورت کاملاً ناگزير محکوم هستيم.
برداشت بعدي اين است که مگر «ماه عسل» برنامه بدي بوده، اگر خوب بوده خدا را شکر عين آن هستيم و اگر بد بوده به نظرم اگر ما را نقد کنند از آن فرم حمايت نميکنيم. واقعاً ما فکر نکرده بوديم به روايتگري چون «ماه عسل» يا هر برنامه ديگري.
من اينکه معتقدم احسان عليخاني و تيمش به شدت در اين حوزه مبتکر بودند و نميشود جاي آنها را پُر کرد. من به احسان عليخاني پيشنهاد ميدهم با يک فرم رئاليتيشوي جديدتري به ماجراي «ماه عسل» ورود کند. ما «ماه عسل» نميخواهيم باشيم ولي اگر مردم فکر ميکنند اداي «ماه عسل» را درميآوريم ما يک «ماه عسل» خانوادگي شايد بتوانيم باشيم و اگر بتوان از يک برنامه خوب کپي کرد مگر کپي خوب بد است؟
*حسن ختام مصاحبه به آدرس اشتباه برخي از برنامههاي تلويزيوني درباره مقوله ازدواج بپردازيد که البته شما را هم محکوم کردند به تبليغ ازدواج اينترنتي؟
ما ازدواج اينترنتي نداريم. و تبليغ يک روش را انجام نميدهيم. ما ميگوييم مردم در يک جريان و فضاي اجتماعي افتادند، بايستي اين سرعت شتاب زدهشان را بگيريم. اگر جايي ميگوييم آشنايي غلط است، يعني غلط است. حالا ميخواهد از فيس بوک آمده باشد يا از جاي ديگري! ما يک اصولي در ازدواج داريم آن اصول را بر مبناي جريانات اجتماعي درست و غلط ميگذاريم. غلطها را اصلاح کنيد و صحيحها را رشد بدهيم. اصلاً اين طور نيست يک آدم را از فضاي مجازي آورديم و خيلي از چيزها را رد هم کردهايم. من به شعور مخاطب خودم هم اعتماد ميکنم قرار نيست مخاطب را جدي نگيريم. مخاطب تشخيص ميدهد ضمن اينکه حرفهاي تخصصي ميزنم و حرفهاي صرفاً اجتماعي نميزنم. اگر متهم شدم، اصلاحش کردم و جايي کوتاهي کردم بايد از جملات تأکيديتر استفاده کنم من نقدپذيرم ميروم و اصلاحش ميکنم. مطمئن باشيد در برنامههاي بعدي جبران ميکنم.
بازار