. 11 دقیقه پیشهروقت بعدشب نشینی خونه بابابلندمیشدیم بیایم خونه خودمون مامان میگفت ..بسلامت انشالله که شبه خوب و خیری داشته باشین وصبحتون با خیر شروع بشه..بابام یه بار گفت اینطور هم که تو میگی نیست یه روزم هست که خیر نباشه و شر باشه😆ما میخندیدیم و مادر با عصبانیت به بابا نگاه میکرد...تا خیر و شر از نظر ما چه باشه شاید همون به دید ما شر هم..درآن خیری باشد که خدایمان خبر دارد فقط...صبح جمعتون بخیرررر😆😆😆😆417417