مشاوره24/ سوال: سلام خسته نباشید. ببخشید من ۲۸ سالمه و آقاییم ۳۲سالشونه و ۸ساله ازدواج کردم حاصلش یه پسر۵ ساله هست و ۳ سال هست که جاری دار شده ام. که جاری جان هم یه پسر یک ساله داره. تو این ۸سال زند‌گی خوبی داشتم اما متاسفانه سه سال اخیر دائم زندگیم و همسرم رو با برادرش و رابطه برادرش با خانومش مقایسه کردم و زندگیم رو به هم ریختم لطفا بهم کمک کنید. زندگی خودم هم از زندگی اونا بهتر باشه بدتر نیست اما رو روابطشون و اهمیت دادن به خواسته های خانومش خیلی حساس شده ام. همسرم هم منو خیلی دوست داره اما متاسفانه اولویت هاش با من خییلی تفاوت داره و به خواسته های من کمتر توجه میکنه. کاملا بر عکس برادرش. لطفا راهنماییم کنید

شیما برمه ( روانشناس بالینی و مشاور خانواده) 

با سلام به شما دوست عزیز توضیحات شمارو خوندم و متوجه نگرانی شما از شرایط که در آن قرار دارین هستم ، در ادامه باید بگم زندگی واقعی افراد با زندگی ای که از خودشون نشون میدن خیلی متفاوته بنابراین بهتره ظاهر زندگی اونها را با باطن زندگی خودتون مقایسه نکنید. به خصوص اینکه مردها شدیدا از مقایسه شدن بدشون میاد، پس بهترین کار تمرکز بر ویژگی های مثبت همسرتون و ابراز این ویژگی ها به ایشون هست ،
خواندن مشاوره دوران نامزدی:تصمیم به جدایی در دوران نامزدی
قطعا در طول زمان و با ابراز رفتارهای مثبت به همسرتون توجه ایشون هم به شما بیشتر خواهد شد، و در نهایت بهتره در یک فرصت مناسب در مورد اولویت ها و خواسته هاتون با همسرتون صحبت کنید و به اتفاق هم به یک توافق مشترک برسید. به امید روزهای بهتر برای شما

الهام متقی (زوج درمانگر،مشاوره پیش از ازدواج و فردی،مدرس مهارت های والدگری)
سلام راهنمایی ام به شما اینه که مسأله احتمالا مربوط به از دست دادن جایگاه بهترین بودن و ارزشمندی شماست که با اومدن جاری تون به جمع خانواده برای شما معیاری شده که خودتون و مقایسه کنید. حالا آیا مشکل از جاریه؟ برادر شوهره؟ همسر شماست؟ این افراد حتما مشکلاتی دارند اما مشکل اصلی برای حل و فصل این مقایسه های مکرر، تغییر نگرش در معنای ارزشمندی خودتون و جایگاهتون، پذیرش نقاط قوت و ضعف رابطه تون درکنار هم و آگاهی درباره اثرات مخرب مقایسه بر زندگی و رابطه زناشویی تونه.خیلی خوبه که می دونید مقایسه به رابطه تون لطمه زده ولی اگر این دونستن تبدیل به عمل نشه فایده ای نداره. پس اگر بدونید آگاهی و تغییر نگرش کمکتون میکنه بازهم از روانشناس کمک نمی گیرید و سال های دیگری رو هم به همین منوال ادامه میدید و تخریب می کنید؟