نويسنده حامد رضايي سردبير سايت شعوبا
2- تعبير مصادره از اساس نادرست . انگار واقعيت هاي اجتماعي يک وضعيت پيشيني داشته، که قرار بوده رخ بدهد و بعد کسي آمده آن را برده جاي ديگر. خير واقعيت هاي اجتماعي هيچ ضرورت تاريخي پيشيني ندارد و بخصوص در انقلاب ها عامليت افراد به حداکثر مي رسد و مصادره تعبير چپ هاي سرخورده و شکست خورده است تا ناکامي شان را به گردن ديگري بياندازند. اما آنهاشان که عاقل ترند اين طور حرف نمي زنند. (رک به گفت و گوي دکتر منوچهر آشتياني با پيام فضلي نژاد)
3- اقليت خشکه مقدس و متحجر هم يک تعبير متاخر است که از طرف افراد به شدت سکولار براي برچسب زني استفاده شده، آن موقع که در سال 1360 چادر رواج يافت، بيانگر يک اکثريت انقلابي اسلام گراي آرمان خواه بود.
4- در ادامه در دهه 70 و 80 چادر بتدريج تبديل به بيانيه اجتماعي متفاوتي شد. تبعا دال هاي اجتماعي معناي ثابتي ندارند و نبايد معناي جديد آنها را به معناي تاريخي شان حمل کرد.
متن زير نقدي است که جناب آقاي سيد آرش وکيليان بر نوشته «چرا چادر نماد انقلابي بودن شده؟!» نوشته است:
اين متن اشکالات متعددي دارد:
1- هر جنبش اجتماعي فراگير براي توليد هژموني نيازمند يک بيان عمومي است و «چادر» بهترين يونيفورم اجتماعي بود که همان طور که دوستان توضيح دادند با منطق انقلاب اسلامي امام خميني هم کاملا سنخيت داشت. ولو آنکه قبل يا اوايل انقلاب که هنوز خط امام هژمون نشده بود، اصلا چنين چيزي طرح نشده باشد. (رجوع کنيد به تجربه نگاري اعضاي خط امام از جمله در لانه جاسوسي)
















