آخرین خبر/ مدتی است به دنبال بازخوانی الهیات انقلاب اسلامی و بلایی که سیستم بر سر آن آورده و تفاوت هایش با آنچه امروز به اسم مکتب امام و مکتب انقلاب به خورد مردم داده میشود، هستم.
ازجمله نکاتی که شاید حاشیه ای باشد ولی جالب است اینکه از یک زمانی «چادر» تبدیل میشود به نماد انقلابی گری و مشخصه حزب اللهی بودن و حتی نماد مسلمانی! میشود خط کش! مرز میان حق و باطل!
درحالی که اگر عقب تر برویم، در دوران انقلاب و حتی مدتی پس از آن، حتی خانم های انقلابی حزب اللهی هم غالبا چادری نبوده اند! 


از خانم مرضیه دباغ، مبارز و انقلابی سابقه دار که در نوفل لوشاتو در محل اقامت امام حضور دارد تا دانشجویان پیرو خط امام مثل معصومه ابتکار، فروز رجایی فر و... چادر ندارند.
پس چه میشود که یکدفعه یک مسئله بسیار جزئی و حاشیه ای اینقدر ضریب میگیرد و تبدیل میشود به مرز حق و باطل؟!
مسائلی مثل چادر شاید فی نفسه خیلی مهم نباشند ولی «نشانه»های خوبی هستند. نشانه های مصادره انقلاب توسط اقلیتی خشکه مقدس و متحجر که اتفاقا نقش چندانی در خود انقلاب هم نداشته اند و صرفا غنیمت خواران خوبی بوده اند!
(از یکی از مسئولین سابق یکی از حوزه های دانشجویی های دانشگاه های تهران شنیدم که با افتخار میگفت یکبار یک خانم مانتویی برای ثبت نام آمده بود ولی قبولش نکردیم چون ما فقط انقلابی ها را قبول میکردیم! (این شخص اکنون یکی از «جوانان مومن انقلابی» و درنتیجه مسئولین مملکتی است!)

نویسنده حامد رضایی سردبیر سایت شعوبا

متن زیر نقدی است که جناب آقای سید آرش وکیلیان بر نوشته «چرا چادر نماد انقلابی بودن شده؟!» نوشته است:

این متن اشکالات متعددی دارد:
1- هر جنبش اجتماعی فراگیر برای تولید هژمونی نیازمند یک بیان عمومی است و «چادر» بهترین یونیفورم اجتماعی بود که همان طور که دوستان توضیح دادند با منطق انقلاب اسلامی امام خمینی هم کاملا سنخیت داشت. ولو آنکه قبل یا اوایل انقلاب که هنوز خط امام هژمون نشده بود، اصلا چنین چیزی طرح نشده باشد. (رجوع کنید به تجربه نگاری اعضای خط امام از جمله در لانه جاسوسی)

2- تعبیر مصادره از اساس نادرست . انگار واقعیت های اجتماعی یک وضعیت پیشینی داشته، که قرار بوده رخ بدهد و بعد کسی آمده آن را برده جای دیگر. خیر واقعیت های اجتماعی هیچ ضرورت تاریخی پیشینی ندارد و بخصوص در انقلاب ها عاملیت افراد به حداکثر می رسد و مصادره تعبیر چپ های سرخورده و شکست خورده است تا ناکامی شان را به گردن دیگری بیاندازند. اما آنهاشان که عاقل ترند این طور حرف نمی زنند. (رک به گفت و گوی دکتر منوچهر آشتیانی با پیام فضلی نژاد)
3- اقلیت خشکه مقدس و متحجر هم یک تعبیر متاخر است که از طرف افراد به شدت سکولار برای برچسب زنی استفاده شده، آن موقع که در سال 1360 چادر رواج یافت، بیانگر یک اکثریت انقلابی اسلام گرای آرمان خواه بود.
4- در ادامه در دهه 70 و 80 چادر بتدریج تبدیل به بیانیه اجتماعی متفاوتی شد. تبعا دال های اجتماعی معنای ثابتی ندارند و نباید معنای جدید آنها را به معنای تاریخی شان حمل کرد.